در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سالهاست که موسیقی سنتی ایران زیر سایه چندخواننده سرشناس قرار داشته و هر اجرا، انتشار آلبوم یاحتی نوآوری به نام آنان تمام شده است.
خوانندهسالاری، عنوانی دیرپاست که برای سالها چون مهری بر پیشانی موسیقی ایرانی خورده و تنها در چند سال اخیر به چالش گرفته شده است. اگر تا 5 سال پیش تنها کنسرتهای 2 یا 3 چهره آواز ایرانی میتوانست مشتاقان این هنر را به سالنها بکشاند، امروز خوانندگان جوان و البته گروههای موسیقی سنتی نوپایی نیز به عرصه آمدهاند که علاقهمندان پروپا قرص خود را دارند.
در حالی که دایره گروهها و خوانندگان موسیقی ایرانی با تزریق خون تازه به این عرصه، به نسبت چند دهه گذشته بازتر و گستردهتر شده، اما بازهم بحث چالش برانگیز خوانندهسالاری همچنان گرم و جنجالی است.
با خوانندهها کار نمیکنم
یکی از آهنگسازان جوان و موفق چند سال اخیر، سامان احتشامی است که آثارش در سریالها و برنامههای تلویزیونی، آلبومها و اجراهای عمومیاش با استقبال گرم روبهرو شده است. او با انتقاد از خوانندهسالاری افراطی در ایران میگوید: نباید تمام زحمات یک گروه موسیقی از آهنگساز گرفته تا نوازندگان به نام یک نفر با عنوان خواننده تمام شود، چرا که به این ترتیب اول از همه خود این هنر است که آسیب میبیند.
احتشامی با اشاره به اینکه دیگر در کارهایش میلی به کار با خوانندگان ندارد، تاکید میکند: خواننده هم یک مجری روی صحنه مثل دیگر نوازندگان به شمار میآید، در حالی که در کشور ما به دلایل اقتصادی و البته پسند مخاطب در جایگاهی فراتر از آن چه باید باشد، قرار گرفته است.
خواننده زیر نورافکن
اما محمد معتمدی که از چهرههای جوان خوانندگی است و بسیاری از اساتید و کارشناسان او را از امیدهای آینده موسیقی ایرانی میدانند، نظری مخالف دارد و میگوید: درهمه جهان این خوانندگان هستند که بیشتر مورد توجه قرار میگیرند و نورافکنها بر آنان متمرکز میشوند.
او با اشاره به اینکه در ایران تنها به دلیل اهمیت شعر و کلام در موسیقی این امر کمی پررنگتر است، ادامه میدهد: وقتی در سینما با وجود اهمیت و نقش هنری پررنگتر کارگردان این بازیگران هستند که بیشتر به چشم میآیند، نباید از این که در موسیقی هم خوانندگان بیش از دیگران به چشم میآیند، تعجب کرد.
علیرضا قربانی نیز که خواننده گزیدهکاری است و در 10 سال گذشته به چهرهای سرشناس تبدیل شده، تاکید میکند: وقتی باید به جایگاه خواننده انتقاد داشت که کاری ضعیف از نظر هنری را عرضه کند. در واقع مشکل جایی است که خواننده ماهر نباشد و با این حال موفقیت گروه را تضمین کند.او با اشاره به اینکه خواننده باید 2 وجه اصلی داشته باشد، میگوید: اگر خوانندهای بر کارش تسلط داشته باشد و آنگاه مورد پسند مردم هم قرار بگیرد، نه تنها به کار گروه لطمه نمیزند، بلکه باعث موفقیت بیشتر آهنگساز و نوازندگان نیز میشود.
نوازندههایی که خواننده میشوند
شهرام غلامی، نوازنده و آهنگسازی که چند کار مستقل از خوانندگان منتشر و اجرا کرده است، در این باره اعتقاد دارد: مقوله آواز در موسیقی ایران دچار یک سوءتفاهم تاریخی و ریشهدار است که بزودی حل شدنی هم نیست و کار فرهنگی و هنری میطلبد.
او در این ارتباط هشدار میدهد: به خاطر همین خوانندهسالاری، نوازندهها برای فرار از این پدیده به آواز در اجراهای صحنهای تمایل پیدا کردهاند؛ البته ناگفته نماند در اغلب موارد مخاطب موسیقی در ایران به واسطه خواننده با کلام آشنا میشود؛ ضمن اینکه مقوله آواز یک علاقه خدادادی است و باید برای رسیدن به آواز مطلوب زحمت کشید.
اما تهمورس پورناظری از آن دسته آهنگسازانی است که با تاکید میگوید دوران خوانندهسالاری به پایان رسیده و ادامه میدهد: امروز دوران خوانندهسالاری به پایان رسیده است و اگر به 30 سال گذشته بازگردیم فقط محمدرضا شجریان و شهرام ناظری مخاطب داشتند اما امروز 8 خواننده مخاطب عام دارد و این نشان میدهد که هر گروه برای خود خوانندهای یا مخاطبی دارد.وی تاکید میکند: امروز گروههای جوانتر با اجرای یک اثر مخاطب پیدا میکنند وکیفیت آهنگ، هنر نوازندگان و خواننده است که در کنار هم شنونده را راضی از سالن به بیرون میفرستد.
مهدی یاورمنش/ گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: