در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
آقای دکتر آمارها نشان میدهد که تمایل دانشجویان ایرانی برای ادامه تحصیل در خارج از کشور زیاد شده، نظر شما چیست؟
بین ایرانیها تمایل به رشد در حوزه علم همواره زیاد بوده، افزایش ظرفیت دانشگاهها بشدت مورد توجه جوانان قرار گرفت چون ایرانیها عاشقانه در پی علم هستند. از طرفی جمعیت کشور هم 2 برابر شده و الان متقاضی زیادی برای تحصیلات دانشگاهی داریم.
فکر میکنم بیشتر منظور شما، افزایش تمایل به ادامه تحصیل در داخل است، ولی منظورم افزایش تعداد دانشجویان ایرانی در خارج است.
خب، وقتی در داخل برای تحصیل برخی محدودیتها وجود داشته باشد، مشاهده این تمایلات عجیب نیست، ما هم محدودیت در رشته داریم، یعنی متقاضیان برای 5 ـ4 رشته در دانشگاهها بسیار بالاست، مثلا معماری، کامپیوتر، حسابداری از جمله این رشتههاست. زمانی که در بخش اداره کل دانشجویان داخل بودم، زمانی که کار انتقال دانشجو از خارج به داخل را انجام میدادیم، از هر 3 دانشجو یکی معماری، یکی کامپیوتر بود که در خارج تحصیل میکردند یک علت همین محدودیتها در رشته و ظرفیت پایین است و به نظر من ورود به این رشتهها در بسیاری از دانشگاههای خارج راحتتر است. از طرفی در مقاطع تحصیلات تکمیلی میبینیم که ما شاهد رشد جمعیت بالایی بودیم که تعداد زیادی از آنها خواستار تحصیل در مقاطع بالاتر از لیسانس هستند، ولی به نظر میرسد ما باید بهرغم افزایش ظرفیتها که حالا 3 یا 4 برابر شده و حتی مقاطع دکتری که الان سالانه 7 هزار نفر وارد میشوند، ولی درصد قبولیها نسبت به آمار داوطلبان بسیار کم است.
شما چندی پیش اشاره کردید که 200 هزار صندلی در دانشگاههای ما خالی مانده است، از آن سو بحث افزایش اشتیاق دانشجویان برای ادامه تحصیل در خارج ـ حتی در مقاطع تحصیلی لیسانس ـ بسیار جدی است، این امر به نظر میرسد ناشی از عدم برنامهریزی صحیح در وزارت علوم باشد که به رغم سرمایهگذاری دچار یک زیان درونی شده، نظر شما چیست؟
این امر به طور ناگهانی ایجاد نشده، من تایید میکنم که بسیاری از متقاضیان تحصیل در خارج در مقطع لیسانس هستند، اما باید بپذیریم که این تمایل در رشتههای خاص بیشتر دیده میشود.
مثلا چه رشتههایی؟
مثل مهندسی برق، معماری، پزشکی، حقوق و مدیریت و حسابداری که باید برنامهریزی کنیم، آن صندلیهایی که خالی است عمدتا هم در دانشگاههای غیرانتفاعی است به این رشتهها اختصاص یابد. بخصوص این که خیلی از والدین ما، تمایل دارند تا قبل از سن سربازی بچهها را به خارج بفرستند و این امر باعث شده تا 80 درصد دانشجویان ایرانی که در خارج در مقطع لیسانس هستند و اصولا قبل از سن سربازی به خارج رفتهاند. یعنی اگر 74 یا 75 هزار دانشجوی ایرانی در خارج که از رایزنهای علمی دریافت کردهایم، 50 هزار نفرشان در مقطع لیسانس هستند که عمدتا هم در چند رشتهای است که عرض کردم یعنی مهندسی، حقوق، حسابداری و معماری. در تحصیلات تکمیلی هم وضعیت به همین عنوان است، 90 تا91 درصد از داوطلبان قبول نمیشوند یعنی امسال از حدود 800 هزار متقاضی ورود به دوره فوقلیسانس، به نظر میرسد فقط 75 هزار نفر قبول شده باشند یعنی چیزی حدود 9 درصد، که این هم دلیلی است که منجربه خروج جوانان برای تحصیل در خارج میشود. که البته این موضوع باید بررسی شود.
ما ظرفیتها را افزایش دادیم، خیلیها هم به خارج نمیروند، اما 200 هزار تا صندلی خالی مانده چرا؟
این صندلیها بعضا در رشتههایی است که شاید کمتر متقاضی دارد. بخصوص در مقاطع کارشناسی قرار دارد یا مناطق خاصی هستند یا تعداد زیاد دانشگاههای غیرانتفاعی در یک منطقه یعنی توزیع نامناسب این دانشگاهها در سطح مناطق مختلف باشد که با آمایش سرزمین به پیشنهاد مقام وزارت در حال انجام است، امیدواریم این مشکلات حل شود. ولی من فکر میکنم باید مجوز رشتههای پرمتقاضی بیشتر به دانشگاهها داده شود تا به تقاضای همه پاسخ داده شود.
از رویکرد شما این طور برداشت میشود که دانشگاهها رشتههایی را که متقاضی دارند، توسعه بدهند و برخی رشتهها که طرفداران کمتری دارند بتدریج حذف شوند یا ظرفیتشان کاهش داده شود، این نگاه به مجموع رشتههای دانشگاهی در آموزش عالی به نظر شما توجیهپذیر است؟
خیر. من چنین نکتهای را نگفتم. من از حذف صحبت نمیکنم، اگر دانشجویان میخواهند در معماری و برق و حسابداری و حقوق تحصیل کنند باید توسعه داده شوند، در حال حاضر دانشگاههای غیرانتفاعی ما، ظرفیت و استادان خوبی دارد. به جای این که کاردانی تاسیسات به این دانشگاهها داده شود، فوقلیسانس رشتههای پر متقاضی داده شود، تا به این ترتیب، دانشجویان مشتاق و جذب این دانشگاهها بشوند.
با این رویکرد شما، میتوانیم آمار دانشجویان متقاضی تحصیل در خارج را هم کم کنیم. یعنی افراد به صرف داشتن رشته معماری در دانشگاه غیرانتفاعی، از تحصیل در یک دانشگاه معتبر خارجی منصرف شوند؟
البته یک علت این علاقه این است که پسرها میخواهند از سد نظام وظیفه بگذرند، برای تحصیل در دورههای پایینتر از کشور خارج میشوند، من فکر میکنم باید برای این کار با مجلس همفکری کرد. این که یک نفر پس از اخذ پیشدانشگاهی 6 ماه فرصت دارد مثل مدرک کارشناسی که بعد از گرفتن لیسانس هم افراد برای خروج از کشور 6ماه فرصت دارند، اگر ما برای دیپلم یا پیشدانشگاهی فرجه بیشتری بگذاریم تا این افراد کنکور خودمان را بدهند و چه بسا از رفتن منصرف شوند، خیلیها از ترس کنکور و نظام وظیفه، زودتر از ایران میروند که البته صدمات جبرانناپذیری دارد.
شما چه راهحل مشخصی دارید؟
به نظر من در ابتدا باید ظرفیت رشتههای پرطرفدار را به دانشگاههای کوچکتر داد و دوم مشکل نظاموظیفه داوطلبان ورود به دانشگاه طوری حل شود که مجبور نباشند از ترس آن زودتر از کشور خارج شوند.
آقای دکتر! دانشجویان ایرانی بیشتر به کدام کشورها میروند و از کجا پذیرش میگیرند؟
بیشتر، دانشگاههایی که به آنها بورس میدهند. اولین کشور، آمریکاست، چون بورس میدهند و مقرری ماهانه هم میگیرند، از نظر علمی هم پیشرفتهتر است. بعد از آن کاناداست و کشورهای فرانسه و اتحادیه اروپا بیشترین متقاضی را دارد. جدیدا هند و مالزی هم متقاضی ایرانی زیادی جذب کرده است.
چندی قبل اداره بورس وزارت علوم اعلام کرد که دانشجویان بهتر است از کشورهای خاصی مثل چین و روسیه و ونزوئلا پذیرش بگیرند، به نظر میرسد که این دستورالعمل بیشتر وجهه سیاسی دارد تا علمی؟
ببینید این کشورها محدودیتهای کمتری برای تحصیل دارند، دانشجو در هر رشتهای میتواند درس بخواند.
ببخشید، منظورتان چه نوع محدودیتهایی است؟
کشورهای انگلیسیزبان محدودیتهای خاصی را اعمال میکنند، برخی رشتهها را تحریم کردهاند، ولی در روسیه و چین این گونه نیست.
یعنی برخی دانشگاههای دنیا برای دانشجویان ایرانی محدودیتهایی ایجاد کردهاند و آنها را در برخی رشتهها جدب نمیکنند؟
بله، روسیه و چین به این شدت نیست، ما تعاملات فرهنگی و اقتصادی بیشتری با این کشورها داریم و معمولا رتبه علمی کشوری مثل روسیه در نظر گرفته نمیشود. این کشور چندین برنده نوبل دارد که هنوز هم زندهاند.
شما در اعطای بورسیه داخل به دانشجویان هم قصد دارید بیشتر به این کشورها اعزام داشته باشید؟
نه فقط به این دو کشور ولی این دو را هم مثل سایر دانشگاهها تشویق میکنیم. قبلا سالانه تعداد محدودی به روسیه و چین میرفتند، اما الان بیشتر تشویق میکنیم.
شما در اعطای بورس به دانشجویان معمولا این حق را از دانشجویان ممتاز دختر دریغ میکنید. علت این محدودیت که به تعبیر من نوعی تبعیض است، چیست؟
ببینید در حال حاضر سهم دختران از نظام آموزش عالی و حتی کیفیت تحصیلی آنان کمتر از پسرها نیست... .
دانشجویان بهتر است از چین و روسیه پذیرش بگیرند، چون تعاملات ایران با این کشورها بیشتر است و معمولا رتبه علمی کشوری مثل روسیه در نظر گرفته نمیشود. این کشور چندین برنده نوبل دارد که هنوز هم زندهاند
ببینید ما به عنوان ادارهای که بورس اعطا میکنیم، توصیه شدهایم که حتما دختران متاهل باشند و مجرد نباشند.
شما خودتان با این تبعیض موافقید؟
بله من موافقم. همه ما خارج بودهایم، اگر متاهل شوند خیلی راحتترند تا مجرد باشند. ما حتی به عنوان سیاستی که از قبل بوده میتوانیم بورس همراه هم بدهیم. یعنی هر دو با هم ـ زن و شوهر ـ بروند و درس بخوانند.
آقای مسلمی، این مساله را در مورد پسرها مطرح نمیکنید. بخش عمدهای از دانشجویان پسر که اعزام میشوند، مجردند... .
الان آهسته آهسته این محدودیت را برای پسرها هم میگذاریم. تشویقشان میکنیم برای راحتی بیشتر در جامعه ازدواج کنند. ما به پسرها هم توصیه میکنیم زودتر ازدواج کنند، وقتی مقرری هم میدهیم برای افراد متاهل بهتر است. شما وقتی خارج میروید متاهل باشید 60 درصد به فرد میدهیم و 30 درصد به هر فرزند میدهیم یعنی 2/1 برابر بیشتر مقرری میگیرند. از لحاظ صدمات اجتماعی و روحی متاهلان کمتر آسیب میبینند.
در مورد مقرریها هم صحبت کنید، درحال حاضر مقرریها بر چه اساسی تعیین میشود؟
این مقرریها هنوز به طور کامل مصوب نشده که افزایش 20 درصدی داشته است.
الان بیشترین مقرریها را دانشجویان کدام کشور میگیرند؟
فکر میکنم ژاپن است. در آخرین تغییرات میزان مقرری، از رایزن علمی آن کشور و سفارت و من امسال از 10 دانشجوی آن کشور پرسیدهام که تورم و وضعیت قیمتها آنجا چگونه است. خوشبختانه در ژاپن افزایشی نداشتهایم. چون مقرریها کافی بود. بعضی کشورها بین 20 تا 35 یا 40 درصد مقرریها را افزایش دادهایم مثلا در مسکو مقرریها 40 درصد افزایش داشته است. در اروپا هم 30 تا 35 درصد افزایش یافته و امیدوارم هیات دولت تصویب کند که از مهرماه این میزان افزایشی پرداخت شود که بزودی روی سایت وزارت علوم قرار میدهیم تا همه ببینند.
در حال حاضر مهمترین مشکلات دانشجویان ایرانی اعم از بورسیه و غیربورسیه چیست؟
یکی از مشکلات عمده دانشجویان ما روحی و روانی است. چون ایرانیها کمتر به خارج میروند و معمولا اولین باری است که به خارج میروند و معمولا به لحاظ روحی آماده کند البته در تلاشیم برای رفع این مشکل طرح جدیدی را با مرکز مشاوره وزارت علوم اجرا کنیم تا قبل از رفتن آنان را آماده کنیم. در مرحله بعد میخواهیم تشکلهایی را با کمک دانشجویان سایر کشورها ایجاد کنیم تا آنها تجاربشان را در اختیار دانشجویان جدید قرار دهند. دانشجویان ایرانی تقریبا بعد از 6 ماه خودشان را تطبیق میدهند و احتمالا مشکلاتشان رفع میشود. اما درصد زیادی از بچهها مشکل مالی پیدا میکنند که باید چارهجویی شود. یکی دیگر از مسائل فرهنگی به خاطر نبود آمادگی برای رویارویی با محیط باز است که تا خودشان را سازگار کنند، دشوار است.
متن کامل این گفتوگو را در سایت جام جم آنلاین بخوانید
کتایون مصری/ گروه جامعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: