در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
خواب و بیدار را فخیمزاده به عنوان یک اثر برتر در پرونده خود به ثبت رسانده است، اما همین اثر باعث شده تا مخاطبان تلویزیون بقیه سریالهای این کارگردان را با خواب و بیدار بسنجند و به آنها امتیاز بدهند. فخیمزاده بعد از خواب و بیدار سریالهای پلیسی حس سوم و بیصدا فریاد کن را ساخت و اکنون سریال ساختمان 85 را در حال پخش از شبکه 2 سیما دارد، اما هیچ کدام از این سریالها نتوانستند خاطره خواب و بیدار را برای بینندگان تلویزیون زنده کند. فخیمزاده در 3 سریال اخیر خود به سمت طرح معما پیش رفته است. اگر خواب و بیدار را در ژانر آثار اکشن پلیسی قرار دهیم، آثار بعدی این کارگردان را باید در ژانری قرار دهیم که بیشتر به گونه سریالهای معمایی از جنس مجموعههای خانم مارپل، شرلوک هلمز و پوآرو نزدیک هستند. ساختمان 85 در واقع یک اثر کاملا معمایی است که میتوان نام سریال پوارویی را هم به آن داد. اسکلت یک آدم در میان دیوار پارکینگ یک ساختمان پیدا میشود. بازپرس قربانی از دایره جنایی مسوول رسیدگی به این پرونده میشود. او به ساختمانی میآید که در هر واحد آن آدمهای مختلفی زندگی میکنند.
برخی از آنها خلافکار هستند و برخی زندگی معمولی خود را سپری میکنند، اما پیدا شدن این جسد ذهن و زندگی آرام آنها را مخدوش میکند. آنچه که باعث شده ساختمان 85 از آثار به اصطلاح پوآرویی ضعیفتر به نظر برسد این است که فخیمزاده در این سریال تمرکز خود را از روی بازپرس که در آثار این چنینی محور اثر است به روی ساکنان ساختمان آورده و به شکل مرموزی آنها را معرفی میکند و هر لحظه این شائبه را در ذهن بیننده به وجود میآورد که قاتل، شخصی است که دوربین دارد او را نشان میدهد.
این نوع تعلیق به مرور و بعد از گذشت چند قسمت ابتدایی ذهن بیننده را خسته میکند. این که مدام کارگردان، بیننده سریال را به تمام ساکنین آپارتمان بدبین کند سریال را از حالت تعلیق و معمایی به سمت اثری آزاردهنده میبرد. در سریالهای کارآگاهی، بیننده افراد مختلفی را که شاید مظنون باشند را از زاویه دید بازپرس میبیند و در کنار تحقیقات بازپرس به چند نفری هم مشکوک میشود، اما در انتهای داستان بازپرس با یک شگرد استادانه نشان میدهد که بیشتر متهمانی که در ذهن بیننده ردیف شده بودند بیگناه هستند و متهم اصلی کسی است که کمتر به او مشکوک بودند. در واقع کارآگاه در انتهای داستان معما را به شکلی جذاب و غافلگیرکننده حل میکند. آثار کارآگاهی و معمایی معمولا به شکل اپیزودیک ساخته میشوند، یعنی در هر قسمت داستان مجزایی را تعریف میکنند. این روش باعث میشود تا بیننده با داستانهای مختلف که در فضاهای گوناگون رخ میدهد آشنا شود. در این نوع کار بیننده از آدمهای مجموعه تلویزیونی دلزده نمیشود چون در هر قسمت شخصیتهای جدید و داستانهای تازه را میبیند و بازپرس تنها شخصی است که در این مجموعهها ثابت میماند. در اصل بازپرس نقش محوری را در مجموعه تلویزیونی دارد. اما در ساختمان85 که به شکل سریالی ساخته شده، بیننده آدمهای ثابتی را در هر قسمت میبیند و در هر قسمت بدبینیاش به آنها بیشتر میشود. این بدبینی در حالی شکل میگیرد که بازپرس فقط به عنوان ناظر این ماجراها را پیگیری میکند تا در جای مناسب و احتمالا در اواخر سریال گره اصلی را باز کند. وقتی اکثر ساکنان آپارتمان از نظر مخاطب مظنون به قتل هستند به مرور هیجاناتی که باید بعد از تعلیق در بیننده به وجود بیاید از بین میرود و مخاطب سریال فقط منتظر پایان داستان است تا ببیند آیا حدس او درباره قاتل اصلی درست بوده یا خیر؟
داستانکها و شخصیتهای فرعی میتوانند در سریالهای پلیسی به کمک کارگردان و بیننده بیایند. به کارگردان کمک میکنند تا او بتواند داستان خود را از یک خطی بودن نجات دهد و به فراز و نشیب آن بیفزاید و به بیننده کمک میکنند تا ذهن او فقط به داستان اصلی معطوف نشود و با دیدن داستانهای حاشیهای از بطن ماجرا فاصله بگیرد و هیجان کافی برای پیگیری بقیه سریال در او به وجود بیاید.
گاهی این داستانهای حاشیهای آنقدر جذاب هستند که داستان اصلی را هم برای مدتی تحتالشعاع قرار میدهند. مانند قتل پیرزن به دست جوان لولهکش در قسمت دوم سریال ساختمان 85 که بازپرس با تیزهوشی خیلی سریع آن را کشف کرد، اما در سریال ساختمان 85 داستانهای حاشیهای جذاب کمتر دیده میشود. بانو (رویا نونهالی) قرار است یکی از اشخاصی باشد که این داستانکهای فرعی را به سریال ساختمان 85 میآورد، اما واقعیت این است که رویا نونهالی هم بعد از گذشت چندین سال هنوز در سایه ناتاشا مانده است. او در ساختمان 85 هر چقدر هم که نقش منفی خود را خوب بازی کند باز هم بیننده او را با ناتاشا مقایسه میکند و به ناتاشا امتیاز بیشتری میدهد.
نونهالی نقش خود را در ساختمان 85 خیلی خوب بازی میکند، اما شاید اگر فخیمزاده این نقش را به بازیگر دیگری میسپرد، مخاطب با او بیشتر و بهتر ارتباط برقرار میکرد.
با همه اینها ساختمان 85 را میتوان آغاز راهی برای تولید سریالهای کارآگاهی در تلویزیون خودمان دانست. شاید روزی هم بازپرسی به تلویزیون ما بیاید که به اندازه پوآرو، شرلوک هلمز،خانم مارپل و... محبوبیت پیدا کند.
طاهره آشیانی / گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: