گزارشی از وضعیت چاپ و انتشار نمایشنامه در ایران

وقتی تئاتر خواندنی می‌شود

وضعیت نشر نمایشنامه در ایران مساله‌ای است مبهم که در پیرامون آن بحث‌ها فراوان و اختلاف‌ها عمده است؛ اما در بین اهالی تئاتر با وجود اختلاف در مورد استقلال یا وابسته بودن نمایشنامه به اجرا، بر سر الزام چاپ و مکتوب شدنش کسی اختلاف ندارد.این اتحاد اما باعث نمی‌شود تا در افزایش شمارگان چاپ نمایشنامه اتفاق قابل توجهی بیفتد.اگر مجموعه دانشجویان و علاقه‌مندان تئاتر هم اقدام به خواندن مداوم و پیگیر نمایشنامه کنند باز هم معضل نمایشنامه خوانی در ایران به دلیل عدم‌رواج فرهنگ آن و جدی تلقی نشدنش پابرجاست.
کد خبر: ۳۶۵۸۶۳

مخاطبان نمایشنامه

اعظم کیان‌افراز، مدیر نشر افراز یکی از فعال‌ترین ناشران در چاپ نمایشنامه با اشاره به تخصصی بودن متون نمایشی می‌گوید: مخاطب اصلی نمایشنامه در ایران همیشه کارگردان‌های تئاتر بوده‌اند که بیشتر به دنبال متنی برای کار می‌گشته‌ا‌ند.در واقع مخاطبان آثار ادبی ما هیچ‌گاه نمایشنامه را به عنوان ژانری ادبی جدی نگرفته‌اند.

باوجود این‌که نمایشنامه‌های بزرگ همیشه مورد استناد محفل‌های ادبی جهان و کتب نقد و نظری ادبیات بوده است؛ اما این توجه هیچ‌گاه شامل متون تحلیلی در ایران نشده است.از طرف دیگر به‌رغم اهمیت تئاتر و درام نویسی در دوران مشروطه بتدریج با رونق ادبیات داستانی اهالی فرهنگ و روشنفکران نسبت به درام بی‌توجه شدند.

با این وجود اعظم کیان‌افرازتوضیح می‌دهد: از طریق ارتباط مستقیم با مخاطب و معرفی کردن رسانه‌ای نمایشنامه توانسته‌ایم در سال‌های اخیر مخاطب این آثار را افزایش دهیم و اهمیت این ژانر ادبی را در بین خوانندگان ادبیات و هنر جا بیندازیم.

اما علیرضا نادری، نمایشنامه‌نویس و فیلمنامه‌نویس آثاری چون کیفر، میوه ممنوعه و 4 حکایت از چندین حکایت رحمان، مشکل اصلی چاپ نمایشنامه را ناشی از اعمال سلیقه‌های مجوز انتشار از سوی ممیزان وزارت ارشاد می‌داند. او برای مثال به نمایشنامه «کوکوی کبوتران حرم» اشاره می‌کند که توسط خودش اجرا شده، از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مجوز اجرا گرفته و از طرف مرکز هنرهای نمایشی ایران جایزه بهترین نمایشنامه سال را دریافت کرده، اما 4 سال است که منتظر مجوز نشر است.

نادری می‌افزاید: در شرایط طبیعی در کشورهای مختلف گروه‌های نمایشی با برگزاری نمایشنامه‌خوانی، صاحبان نشر را به طرف چاپ نمایشنامه جلب می‌کنند که در ایران هم این رویه با برگزاری جدی جلسات نمایشنامه‌خوانی و خواندن آن رشد خوبی داشت.

سرانه مطالعه

با این که بسیاری از کارشناسان مشکل شمارگان پایین مطالعه را به فقر کلی کتاب خواندن در ایران مربوط می‌دانند، اما نادری دراین باره نظری متفاوت دارد و تاکید می‌کند: من معتقدم که آمار مطالعه به‌طور مشخص در حوزه ادبیات و هنر پایین نیست، بلکه در این زمینه‌ها آمار مطالعه کتب رسمی موجود در بازار پایین است. مطالعه کتب ادبی و نمایشی ای که به هر دلیلی چاپ یا ترجمه نمی‌شوند حداقل در بین اهالی ادبیات و تئاتر بسیار بالاست.

شاید نحوه چاپ نمایشنامه در ایران در مقایسه با کشورهای دیگر به خصوص کشورهایی که تئاتر در آنها دارای سنتی قدیمی و قدرتی پیشرو است، کمی وضعیت را روشن‌تر کند. امیر امجد، مترجم و استاد دانشگاه که در سال‌های اخیر تمرکز اصلی‌اش روی ترجمه نمایشنامه گذاشته است، می‌گوید: تفاوت بین ایران و کشورهای صاحب تئاتر این است که چاپ و خواندن نمایشنامه در آن کشورها تبدیل به یک سنت شده و آنقدر ناشران بزرگ و معروف نمایشنامه چاپ کرده‌اند که این پدیده در آنجا نهادینه شده است.

او ادامه می‌دهد: اما در ایران روند چاپ نمایشنامه و به دنبال آن خواندنش درگیر فراز و فرودهای زیادی بوده است مثلا در دوره‌ای که کارگاه نمایش فعال بود آثار به روز ترجمه می‌شد و نمایشنامه نویسندگان ایرانی هم به‌طور منظم چاپ می‌شد و از آن آثار استقبال خوبی به عمل می‌آمد.پس از وقفه‌ای طولانی دوباره در یک دهه اخیر چند نشر دست به چاپ نمایشنامه زدند که تا تبدیل شدن آن به سنت و عادت کردن مخاطب به خواندن نمایشنامه هنوز فاصله داریم.

نادری نیز در این باره تاکید می‌کند: این در حالی است که مخالفت برخی هنرمندان با چاپ نمایشنامه و ناقص خواندن آن بدون اجرا همچنان موجب زیر سوال رفتن این حرکت نو در ایران می‌شود. از سوی دیگر این که نمایشنامه تنها اثری است برای اجرا یا نوعی ادبی برای خواندن هنوز در جهان مطرح است. مثلا من مقاله‌ای رادیکال را از ادوارد آلبی (نمایشنامه نویس برجسته آمریکایی) ترجمه کردم که در آن معتقد بود نمایشنامه از اساس در حالت مکتوب کامل است نه در اجرا،چرا که در فرآیند خواندن، مخاطب با گستره‌ای وسیع‌تر از اثر مواجه می‌شود و با تخیل و تفسیر خود آن را کامل می‌کند.

گفتمان تئاتری

فارغ از همه این نگرش‌ها و مشکلات مبنایی و مفهومی چاپ و خواندن نمایشنامه، این پدیده ارتباطی مستقیم با رشد و تکثیر گفتمان تئاتر در ایران دارد.مدیر نشر افراز،ناشر برگزیده تئاتر و ادبیات نمایشی در سال گذشته معتقد است که بین رونق تئاتر و خواندن نمایشنامه ارتباطی مستقیم وجود دارد، اما این ارتباط دوطرفه است. او می‌افزاید: همان اندازه که اقبال مخاطب به تئاتر باعث رشد نمایشنامه‌خوانی خواهد شد، تلاش ناشران فعال در زمینه ادبیات نمایشی هم باعث رونق تئاتر می‌شود و همان‌طور که توجه به تئاتر، کتب در این زمینه را زیاد می‌کند، فعالیت در زمینه نشر زمینه ساز توجه اقشار مختلف کتابخوان به تئاتر است.

آنچه بدیهی به نظر می‌رسد اهمیت تکثیر گفتمان درام در کشور به عنوان هنری مدرن و مدنی از طریق چاپ نمایشنامه است. از طرف دیگر خواندن نمایشنامه به عنوان ژانری ادبی دارای تأثیرات زیادی در دیگر حوزه‌های ادبیات دارد.بسیاری از منتقدان ادبی از ضعف دیالوگ نویسی در ادبیات داستانی یا ذهنیت‌گرایی بیش از اندازه در این حوزه ایراد می‌گیرند. این در حالی است که خواندن نمایشنامه توسط داستان‌نویسان به سبب اتکا بر دیالوگ و عینیت‌گرایی ذاتی‌اش خیلی از این ضعف‌ها را برطرف و افراط‌ها را تعدیل خواهد کرد. در حال حاضر می‌توان گفت ایجاد ساز و کار منطقی و معتدل در ممیزی، همچنین رشد تئاتر و تبلیغ در این حوزه و تبدیل شدن چاپ و خوانش نمایشنامه به سنت، نیازهایی اساسی برای بالا رفتن تیراژ نمایشنامه در ایران است.

علیرضا نراقی‌ /‌ جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها