با محمود خسروی وفا، رئیس فدراسیون جانبازان و معلولان

جایگاه کنونی ورزش ایران شایسته نظام نیست

محمود خسروی وفا از جمله مدیران تلاشگر و با سابقه ورزش ایران به حساب می‌آید.مدیری که در مکتب ورزش افتادگی را بخوبی آموخته است و منیت در وجودش جایی ندارد.مدیری که به نوعی شناسنامه ورزش جانبازان و معلولان ایران به حساب می‌آید و این ورزش بخش زیادی از افتخارات خود را در کنار تلاش و کوشش قهرمانان سرافرازش، مدیون همت و مدیریت فردی می‌داند که خود افتخار جانبازی داشته و درکی عمیق از مسائل و مشکلات جانبازان و معلولان دارد.خسروی وفا که علاوه بر ریاست فدراسیون جانبازان و معلولان وکمیته ملی پارالمپیک، سال‌هاست به عنوان نایب رئیس کمیته ملی المپیک ایران نیز مشغول خدمت بوده است، مسائل و مشکلات ورزش ایران را به خوبی می‌شناسد و از همین منظر نیز در گفت‌وگو با جام‌جم تاکید دارد جایگاه کنونی ورزش ایران شایسته نظام نیست.
کد خبر: ۳۶۵۵۸۵

ظاهرا از اوضاع و احوال ورزش جانبازان و معلولان راضی هستید.

خوشبختانه اوضاع بر وفق مراد است.اگر بگویم هیچ کم و کاستی نیست غلو کردم، اما در مجموع از شرایط موجود هیچ گلایه‌ای ندارم چرا که حمایت از ورزش جانبازان و معلولان چه از طرف سازمان و چه از طرف کمیته ملی المپیک به شکل خوبی صورت می‌گیرد و مشکل خاصی نداریم.به عبارت دیگر امروز که در حال انجام این مصاحبه هستیم ما دغدغه مالی نداریم، شاید در آینده مشکلاتی پیش‌بیاید اما امروز هیچ مشکلی وجود ندارد.

بدون اغراق شما به عنوان یکی از مدیران موفق، با تجربه و با کسوت در ورزش ایران مطرح هستید، سال گذشته پیش از برگزاری مجمع انتخابات فدراسیون ورزش‌های جانبازان و معلولان شرایطی پیش آمده بود که تمایلی برای ادامه حضور در این فدراسیون نداشتید، این موضوع به این دلیل بود که دوست داشتید همه تمرکز خود را روی کمیته ملی پارالمپیک قرار دهید یا شرایط نامناسبی برای ادامه حضور شما در فدراسیون پیش آمده بود؟ اساسا چطور شد با وجود شرایطی که پیش آمده بود، باز هم پذیرفتید در فدراسیون باقی بمانید؟

اگر خودم بگویم تمایلی برای ادامه کار در این بخش نداشتم، حرف درستی نزده‌ام.واقعیت این است که در آن مقطع هم گفتم که قطعا در ورزش جانبازان و معلولان باقی خواهم ماند، اما نه به عنوان رئیس فدراسیون که در واحدهای پشتیبانی و خدماتی با قدرت به کارم ادامه خواهم داد.چون جدایی از قشر جانباز و معلول برایم سخت است.حال که این فرصت در ورزش برایم پیش آمده که در کنار جانبازان و معلولان باشم آن را غنیمت می‌شمارم.بنابراین حضور من در این فدراسیون صرفا به دلیل کار کردن در ورزش نیست و همان موقع نیز گفتم این به معنی فاصله گرفتنم از ورزش جانبازان نیست و قطعا در پست‌های پایین‌تر خواهم بود.اما این نگاه خود من بود و به طور طبیعی نیز وقتی یک مدیر شرایط را برای واگذاری سمتش به یک نیروی جدید و با انرژی بیشتر آماده می‌بیند بهتر است این کار را انجام دهد.البته من باید نظر مسوولان سازمان تربیت بدنی را هم جویا می‌شدم و سازمان را هم از نقطه نظرات خودم آگاه می‌کردم.با توجه به این‌که سازمان از زوایای دیگری این موضوع را می‌دید با نظرم مخالفت کرد و من در این سمت باقی ماندم.

از جمله فدراسیون‌هایی که همواره براساس اهداف کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلندمدت به جلو حرکت کرده، فدراسیون جانبازان و معلولان است و قدری عجیب است که این رویکرد شما نشات‌گرفته از مسائل و مشکلاتی نظیر مشکلات مالی نباشد.مشکلاتی که می‌توانست شما را از رسیدن به اهداف بلندمدت باز دارد.

من حقیقت را گفتم و هیچ مشکل مالی باعث آن رویکرد من برای جدایی نشده بود.سال پیش هم برای اولین بار در جام‌جم اعلام کردم که با انرژی مثبت و نگاه مثبت می‌خواهم عقب‌نشینی کنم.اصولا در این جور مواقع در شان ما نیست که اگر شرایط خوب نباشد با انرژی و نگاه منفی کنار برویم.آن هم در شرایطی که ما طی سال‌ها عادت کرده‌ایم با سختی‌ها جنگیده و کارها را پیش ببریم.اصولا قرار است ما در نقاط ضعف و مشکلات مقاومت کنیم و گرنه در نقاط مثبت و شرایط مطلوب که همه می‌توانند کار کنند.به هر حال خیلی صادقانه احساس کردم شاید کسی بتواند این بار مسوولیت شیرین را بر دوش بگیرد.

از جمله اتفاقات خوبی که سال گذشته برای ورزش جانبازان و معلولان افتاد افتتاح ساختمان اختصاصی این فدراسیون بود که به نوعی کمپ تمرینی رشته‌های مختلف محسوب می‌شود. به نظر می‌رسد با وجود چنین ساختمان مجهزی دست فدراسیون برای اجرای برنامه‌های مختلف باز باشد. خود شما این اتفاق را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

مهم‌ترین نکته‌ای که با افتتاح این ساختمان برای ما رخ داد این بود که جانباز و معلول هویت جدی‌تری یافت.برخی مواقع اسم جانباز و معلول در قالب شعار خلاصه می‌شود و معمولا در قالب شعار هم هر چیزی، شیرین تلقی می‌شود، چون ماهیت شعار همین است. اما با افتتاح این ساختمان این شیرینی به مرحله عمل رسید. همیشه گفته‌ام ورزش جانبازان و معلولان یک جایگاه معنوی، اجتماعی و ارزشی در جامعه ما پیدا کرده است و لازمه این جایگاه، داشتن یک پشتوانه مالی است که خوشبختانه این پشتوانه مالی هم به‌وجود آمده است. بنابراین به دنبال بهره‌برداری از این ساختمان، احساس می‌کنم بیش از آنچه این ساختمان اختصاصی ارزش داشته باشد هویت این کار با ارزش است.یعنی این ارزش که جانبازان چه در اینجا و چه در شهرستان‌ها یک مکان خوب و شایسته‌ای برای پرداختن به ورزش داشته باشند. در مجموع من از این نگاه و تفکر جمهوری اسلامی به ورزش جانبازان و معلولان ممنون هستم، به عنوان کسی که تجربه دارم و کشورهای دیگر را دیده‌ام و در ایران هم از بدو انقلاب شرایط این قشر را دیدم، باید ممنون باشم که چنین بستری به وجود آمده است.

اما ناگفته پیداست که در سطح جامعه عقب‌افتادگی‌هایی وجود دارد و شرایط آن‌گونه که باید برای این قشر فراهم نیست. در بخش‌های مختلف جانبازان و معلولان برای یک تردد بسیار معمولی با مشکل مواجه هستند چه برسد به بحث ورزش که خود یک مقوله تخصصی است.

ببینید من امروز از دنده‌ای بلند شده‌ام که اگر شما هرچی هم بگویید، من می‌گویم شرایط خوب است و هیچ انتقاد و گله‌ای مطرح نمی‌کنم. اعتقاد دارم ما باید مواظب باشیم و بصیرت داشته باشیم که از نقاط کوچک ضعفمان سوءاستفاده نشود. به هر حال ما هر کاری چه در بعد تئوری و چه در بعد عملی انجام دهیم همیشه می‌توان گفت بهتر از این هم می‌شد، انجام داد.به واقع سقفی برای ایده‌آل‌های ما وجود ندارد. ما نمی‌خواهیم هیچ کشوری را الگو قرار دهیم، شاید از نظر خدماتی با آمریکا و کشورهای اروپایی عقب‌تر باشیم، اما ما خودمان را با آنها مقایسه نمی‌کنیم، بلکه با ایران از گذشته تا به امروز مقایسه می‌کنیم. ورزش معلولان در ایران از سال 59 شکل گرفت و خوشبختانه امروز شرایط به‌گونه‌ای است که خود را با سایر فدراسیون‌ها و بخش‌های ورزش مقایسه می‌کنیم. امروز احساس می‌کنم ورزش جانبازان و معلولان جزو ورزش‌های برتر ایران قرار گرفته است، چه از نظر اعتبارات، امکانات و نتایج ورزشی.البته اگر بخواهیم منصفانه نمره بدهیم است تازه وسط خط هستیم و آن چیزی که شایسته نظام است و آن انتظاری که از ورزش جمهوری اسلامی می‌رود، خیلی فاصله داریم. اما اگر نگاه ارزیابی داشته باشیم باید بگویم ما ممنون نظام جمهوری اسلامی هستیم که امروز شرایطی پیش آمده تا ما جزو بهترین‌ها باشیم. همچنین از این خوشحالیم که هر سال هنگام انتخاب برترین فدراسیون‌ها، فدراسیون جانبازان و معلولان جزو 3 ،4 فدراسیون برتر قرار می‌گیرد و هر گاه سازمان تربیت بدنی می‌خواهد فدراسیون‌های با برنامه را تشویق کند فدراسیون ما هم مورد تشویق قرار می‌گیرد. لذا در این زمینه راضی هستیم اما از آنچه توقع و انتظار از جمهوری اسلامی است، خیلی فاصله داریم.

طبیعی است با وجود نگاه مثبت و توام با رضایت شما و نظر به دشواری کار قهرمانی در این بخش، ضروری است که فدراسیون جانبازان و کمیته ملی پارالمپیک همیشه نگاه به جلو داشته باشند. به هر حال این مجموعه اختصاصی به نوعی این شرایط را برای شما فراهم کرده که در حال پویش باشید و زمینه قهرمان پروری در ورزش جانبازان و معلولان را در سطح ملی دنبال کنید. حالا منهای این قضیه در سطح استان‌ها چه امکاناتی برای ورزش جانبازان فراهم شده است؟

ورزش جانبازان و معلولان یک جایگاه معنوی اجتماعی و ارزشی در جامعه ما پیدا کرده است و لازمه این جایگاه، داشتن پشتوانه مالی است که خوشبختانه این پشتوانه هم به‌وجود آمده است

در این زمینه باید به صراحت بگویم انگیزه‌ها در ورزش جانبازان و معلولان هر روز بیشتر از دیروز است و ما در هیچ بخشی احساس درجازدن و روزمرگی نداریم و هر روز طوری کار می‌کنیم که انگار همین امروز این مسوولیت را به عهده ما گذاشته‌اند. این نگاه در کل مجموعه ورزش جانبازان وجود دارد. بنابراین در چنین وضعیتی ما هر وقت یک پیروزی کسب می‌کنیم و دور هم جمع می‌شویم، می‌گویم حالا ما کار مهم‌تری پیش‌رو داریم. شاید مهم‌ترین کار ما در سال‌های اخیر نتایج درخشان در پارالمپیک پکن بود، اما وقتی پکن را پشت سر گذاشتیم بلافاصله کار خود را برای کسب سهمیه‌های پارالمپیک لندن شروع کردیم، هم در این فدراسیون و هم در فدراسیون نابینایان.جالب است پس از پارالمپیک پکن برخی دوستان از جمله هادی رضایی سرمربی تیم والیبال نشسته به شوخی به من گفتند شما برنامه‌ای دارید که مهم نباشد!؟ راست هم می‌گوید من همواره این جمله را پس از هر مسابقه‌ای به کار می‌برم تا همچنان با قدرت پیش برویم. زمانی برای المپیک 96 آتلانتا گفتم مهم است چون بازی‌ها در آمریکا برگزار می‌شد، سیدنی 2000 هم گفتم مهم است چون دنیا روی این سال مانور می‌کند، آتن 2004 و پکن 2008 هم همین طور.سال گذشته هم گفتم رقابت‌های جهانی والیبال نشسته را در پیش داریم و با توجه به این‌که در آمریکا برگزار می‌شود برای ما خیلی مهم است و کمتر از پارالمپیک نیست. خوشبختانه در این رقابت‌ها هم که حدود 3 ماه پیش برگزار شد با قدرت قهرمان سال 2010 شدیم. قهرمانی که بشدت مورد توجه و استقبال ایرانیان مقیم آمریکا و حتی رسانه‌ها و نشریات آمریکایی قرار گرفت و آن را بعد از حوادث انتخابات سال گذشته پیروزی ایران توصیف کردند نه یک پیروزی ورزشی صرف. به هر حال همیشه احساس می‌کنیم که کار را امروز به ما واگذار کرده‌اند، من 6 صبح سرِ کارم هستم. گرچه کار قهرمانی از جمله مهم‌ترین کارهای ما است اما اعتقاد ندارم که همه کار ما همین بحث قهرمانی است چرا که فراز و فرود در قهرمانی طبیعی است.مهم این است که ما یک فرد معلول یا جانباز را در حوزه ورزش که حوزه پویا و با نشاطی است جذب می‌کنیم و فرد درمی‌یابد ضعف جسمی به معنای پایان زندگی نیست. اگر از این قهرمانی‌ها اینطور نتیجه بگیریم که به یک معلول اراده و اعتماد به نفس داده‌ایم که ورزش کند و تشکیل زندگی بدهد، ارزش واقعی ورزش را درک کرده‌ایم. البته امکانات جوابگو نیست و از برنامه‌های جدی ما فعال‌کردن شهرستان‌هاست. چرا که وقتی جانبازان وارد فضاهای ورزشی می‌شوند اعتماد به نفس پیدا می‌کنند. بروید ورزشکاران معلول را با معلولان دیگر مقایسه کنید و ببینید که نوع نگاه آنها به زندگی چقدر از موضع قدرت است. کاظم رجبی و سیامند رحمان، 2 وزنه‌بردار پرقدرت نه تنها ایران که دنیا را ببینید که چگونه قوی‌ترین مرد جهان شده‌اند، هر دو هم شهرستانی هستند. رحمان که اهل شهرستان اشنویه است تنها 20 سال سن دارد و 2 سال پیش در جهانی جوانان آمریکا 35 کیلو بیش از رکورد قبلی (150 کیلو) را درخواست کرد و پارسال 100 کیلو بیش از رکورد مسابقات آمریکا را مهار کرد.این قهرمانان می‌توانند الگو و درس عبرتی برای همه معلولان جهان باشند. قوی‌ترین وزنه جهان را در حال حاضر یک معلول ایرانی مهار کرده است.وزنه‌ای که هیچ آدم غیر معلولی هم تاکنون نتوانسته است آن را تکان بدهد. به هر حال مهم سلامتی ورزشکاران است و من به سیامند رحمان توصیه کردم که سلامتی و توجه به درس و تحصیلش در حال حاضر از همه چیز مهم‌تر است و رکوردشکنی‌هایش را برای المپیک‌های لندن و ریودوژانیرو نگه دارد، چرا که جوان است و حالا حالاها می‌تواند حرف اول و آخر وزنه‌برداری جهان را بزند. حرفم این است که در جمهوری اسلامی از این استعدادها به وفور وجود دارد، ورزشکارانی که ناشناخته‌اند و ما وظیفه داریم در استان‌ها آنها را کشف کنیم. البته کشف این استعدادها در کنار وجود زیرساخت‌ها، در پرتو ورزش همگانی امکان‌پذیر است و سازمان تربیت بدنی و کمیته ملی المپیک باید اهتمام بیشتری را در این زمینه به خرج دهند.

با توجه به این‌که رفت و آمد و مسافرت جانبازان و معلولان به تهران با مشکلاتی برای آنها همراه است، این امکان وجود ندارد که فدراسیون برپایی اردوهای منطقه‌ای را در دستور کار خود قرار دهد تا از این حیث هم آرامش خاطری برای قهرمانان رشته‌های مختلف ایجاد شود؟

البته خوشبختانه در حال حاضر در 90 درصد مراکز استان‌ها سالن اختصاصی ورزش جانبازان وجود دارد و از این بابت مشکلی احساس نمی‌شود. حدود 2 ماه است که کمیته ورزش همگانی فدراسیون را فعال کرده‌ایم و این کمیته در کنار کمیته استان‌ها که در فدراسیون متمرکز است، برنامه‌های گسترده‌ای را مدنظر دارند. چرا که بخش اعظمی از اعضای تیم‌های ملی ما شهرستانی هستند.در این دو کمیته گام اول فعال‌شدن پایگاه‌های قهرمانی در مراکز استان است و بعد فعال شدن منطقه‌ای استان‌ها. به طور کلی در حال حاضر با 3 رویکرد جدی کار خود را پیش می‌بریم؛1ـ توسعه همگانی، 2ـ بازی‌های گوانگجو و بعد از آن حضور قوی‌تر در پارالمپیک لندن و 3ـ توسعه جدی فعالیت‌های آموزشی. در این بخش علاوه بر آموزش مربیان و داوران به کمیته‌ها و پرسنل فدراسیون نیز خواهیم پرداخت و برای نیل به این هدف نیز کمیته آموزش فدراسیون را فعال کرده‌ایم.

صرف نظر از بازی‌های پارالمپیک 2012 لندن، مهم‌ترین رویداد پیش روی ورزش ایران که از چند روز دیگر آغاز می‌شود بازی‌های آسیایی و همچنین پاراآسیایی گوانگجو چین است. با توجه به این‌که بازی‌های پاراآسیایی برای نخستین بار است که برگزار می‌شود، رویکرد فدراسیون جانبازان و معلولان به این بازی‌ها چیست، آیا در سطح وسیعی شرکت می‌کنید یا این‌که نگاه اصلی شما معطوف به پارالمپیک لندن است؟

ما هر دوی این رویدادها را جدی گرفته‌ایم و این نیست که بعدا بخواهیم به توجیه نتایج مان بپردازیم. چرا که اصولا برنامه فدراسیون را 4 ساله می‌بندیم و به طور طبیعی در راستای پارالمپیک لندن، در رقابت‌های مختلف رشته‌های گوناگون حضوری پربار خواهیم داشت. در گوانگجو هم با یک کاروان 158 نفره شرکت می‌کنیم که البته 2 هدف را در این بازی‌ها دنبال می‌کنیم، هدف اول مدال‌آوری و دیگری کسب تجربه و ساخته و پرداخته‌کردن برخی رشته‌ها برای حضور در بازی‌های پارالمپیک لندن. در واقع از این قبیل میادین به رشته‌هایی که در المپیک برای ما مدال‌آور نیستند و شاید در آسیایی هم برای ما مدال‌آور نباشند، فرصت کسب تجربه می‌دهیم.

چه رشته‌هایی را به گوانگجو اعزام خواهید کرد و دلیل انتخاب آنها چه بوده است؟

با توجه به این‌که بازی‌های پاراآسیایی گوانگجو قرار است در 19 رشته از 21 تا 28 آذر برگزار شود، کاروان ما 18 آذر راهی گوانگجو می‌شود و 29 آذر نیز به کشور باز می‌گردد.به دلیل همزمانی با تاسوعا و عاشورای حسینی به نام کاروان محرم در این رقابت‌ها شرکت خواهیم کرد و براساس برنامه‌ریزی و آنالیز صورت گرفته با 158 ورزشکار شامل 124 ورزشکار مرد و34 ورزشکار زن در 15 رشته در این بازی‌ها حضور خواهیم داشت که در این میان 43 نفر از ورزشکاران اعزامی جزو ورزشکاران نابینا و کم‌بینا هستند. ما در تیم‌های زنان و مردان در رشته‌های والیبال نشسته، گلبال، دوومیدانی، تنیس روی میز، تیراندازی، تیرو کمان، بوچیا و در رشته‌های فوتبال 5 و 7 نفره، شنا، دوچرخه‌سواری، وزنه‌برداری، قایقرانی، تنیس با ویلچر و جودو (در بخش مردان) حضور خواهیم داشت.اما نکته مهم اینجاست که در دوومیدانی با این گاه شرکت می‌کنیم که از دل این ورزشکاران نیروهای جوان را برای پارالمپیک لندن آبدیده کنیم. بنابراین 36 دوومیدانی کار را با 2 هدف در گوانگجو شرکت می‌دهیم. هم کسانی که شانس مدال‌آوری در گوانگجو هستند، اما برای لندن 2012 شانسی ندارند و هم کسانی که می‌خواهیم از بین آنها ورزشکارانی را برای لندن انتخاب و آماده کنیم.

شنا را برای کسب تجربه به گوانگجو می‌فرستیم. نمی‌گویم شانس ندارد، اما اطمینان داریم که شنا در لندن به عنوان اولویت مطرح نیست اما دوومیدانی اولویت دارد. همان‌طور که وزنه‌برداری، والیبال نشسته و جودو از اولویت‌های ما برای پارالمپیک لندن هستند. در مجموع سعی کردیم ورزشکاری را به گوانگجو نبریم که در رده‌های آخر قرار بگیرد. البته در کاروان اعزامی به گوانگجو یک نکته دیگر حائزاهمیت است و آن این‌که 34 ورزشکار زن را به این بازی‌ها اعزام می‌کنیم و این تعداد برای ورزش جانبازان و معلولان خیلی خوب است. آنها در 2 رشته تیمی گلبال و والیبال نشسته شانس کسب مدال دارند، اما جزو اولویت‌های لندن ما نیستند. می‌گویم در اولویت نیستند نه آن‌که به لندن اعزام نشوند بلکه به این معنی که ما برای لندن برنامه‌ها و هزینه‌های خود را روی رشته‌های مدال‌آور متمرکز می‌کنیم و در مرحله بعد کسب سهمیه برای حضور در این بازی‌ها. بی‌شک برای هر دو دسته ورزش‌ها هزینه می‌کنیم البته نه به طور یکسان.

اعتقاد دارم باید در ورزش کشور هم این کار مورد توجه قرار گیرد، چرا که اگر برای هر دوی این رشته‌ها یکسان هزینه شود، نتیجه لازم را نخواهیم گرفت. به طور دقیق‌تر در دوومیدانی(33مرد،3 زن)، تیر و کمان(6 مرد و 3 زن)، بوچیا (3مرد و 3 زن)، گلبال(6 مرد و 6 زن)، والیبال نشسته(12 مرد و 12 زن)، پینگ‌پنگ(4 مرد و 4 زن)، تیراندازی(3 مرد و 3 زن)، در جودو 7 مرد، در وزنه‌برداری 10 مرد، در قایقرانی یک مرد، در دوچرخه‌سواری 5 مرد، در شنا 10 مرد، در تنیس با ویلچر 2 مرد، در فوتبال 5 نفره 10 مرد و در فوتبال 7نفره 12 مرد، کاروان ورزش ایران را در پاراآسیایی گوانگجو تشکیل می‌دهند.

از صحبت‌های شما می‌توان بخوبی به ضرورت نگاه برنامه‌محور و بلندمدت در ورزش پی برد. بی‌شک یکی از فاکتورهای موفقیت همین برنامه بلندمدت است، نکته‌ای که متاسفانه غالبا در ورزش ما مورد غفلت قرار می‌گیرد. با توجه به این‌که شما سمت نایب رئیسی کمیته ملی المپیک را هم به عهده دارید و به نوعی باید پاسخگوی نتایج کل رشته‌های ورزشی باشید، در این زمینه ارزیابی‌تان چیست؟

در وهله نخست باید توجه داشت که ورزش ما دچار حاشیه است و این حواشی باعث می‌شود به اهداف کلان مورد نظر، یا بموقع نرسیم یا از آن فاصله بگیریم.موضوع دیگر نبود طرح جامع برای ورزش ایران است که ضرورتی اجتناب ناپذیر است.البته نه طرح جامعی که 6 سال پیش تدوین شد، من از آن دفاع نمی‌کنم. معتقدم با توجه به این‌که کشور بر پایه سند چشم‌انداز 20 ساله پیش می‌رود ضروری است که ورزش نیز برپایه چنین برنامه‌ای پیش‌برود. اگر این طرح وجود داشته باشد و مصوب شود که از این المپیک تا المپیک بعدی باید یک پله صعود کنیم و مجلس نیز بر این طرح نظارت کند ورزش ما از این‌رو به آن‌رو خواهد شد.ما شاید حالا حالاها نتوانیم به چین برسیم، اما می‌توانیم بسیاری از کشورها را پشت سر بگذاریم و انصافا استعداد ایران از کشورهایی که در المپیک بالاتر از ما قرار می‌گیرند به مراتب بیشتر است.چرا که در المپیک کشورهایی بالاتر از ما هستند که نه از حیث جمعیت و نه از حیث امکانات و استعداد به گرد پای شایستگی ما نمی‌رسند. بنابراین وضعیت کنونی ورزش نشات‌گرفته از نبود نگاه استراتژیک و اولویت‌بندی، حاشیه‌ها و نبود برنامه جامع است در صورتی که اگر برنامه جامعی در این رابطه وجود داشته باشد کسی که بر مسند ورزش می‌نشیند خود را ملزم می‌داند که طبق آن برنامه پیش رفته و در المپیک بعدی یک پله رتبه ورزش ایران را بهبود بخشد.با چنین تفکر و دیدگاهی ورزش ایران فارغ از این‌که رئیس اش چه کسی باشد با همه توان در این مسیر حرکت خواهد کرد، اما در وضعیت کنونی چون هدف خاصی وجود ندارد رئیس ورزش هم غرق در روزمرگی شده و به حاشیه می‌پردازد.

به نکته درستی اشاره کردید، متاسفانه تکرار مکررات و تداوم روند آزمون خطا در ورزش باعث شده که ورزش ما نتواند به آن جایگاهی که شایستگی‌اش را دارد دست یابد، چه باید کرد که ورزش ما از این اشتباهات مدیریتی منفک شود؟

بروید ورزشکاران معلول را با معلولان دیگر مقایسه کنید و ببینید که نوع نگاه آنها به زندگی چقدر از موضع قدرت است. کاظم رجبی و سیامند رحمان 2 وزنه‌بردار پرقدرت ایران را ببینید که چگونه قوی‌ترین مرد جهان شده‌اند هر دو هم شهرستانی هستند

اگر اهداف را خوب ترسیم نکنند مسیر مدام دچار تغییر می‌شود، اما اگر هدف مشخص باشد و به مدیر بگویند که در المپیک بعدی باید یک پله صعود داشته باشی یا این مسوولیت را نمی‌پذیرد یا با قدرت و برنامه قبول مسوولیت کرده و در جهت نیل به آن قدم برمی‌دارد، اما چون در حال حاضر چنین تکلیفی برای مدیران وجود ندارد گرفتار مدیریت سلیقه‌ای می‌شویم و حاشیه تاثیرگذار می‌شود. به نظر من حتی فدراسیون‌ها هم باید طرح جامع داشته باشند و بر اساس آن حرکت کنند.سازمان تربیت بدنی نیز باید اهداف مشخصی را برای آنها ترسیم کرده تا فدراسیون‌‌ها در مسیر دستیابی به آن اهداف متمرکز شده و اردو، تمرینات، برنامه‌ها و همه فعالیت‌های خود را در این چارچوب پیش ببرند.

واقعیت این است که پاشنه آشیل ورزش ما همین مدیریت سلیقه‌ای است. در حالی که یکی از راه‌های پیشرفت ورزش پیوند زدن گذشته به آینده و استفاده از تجارب گرانبهای قبلی است، اما این رویکرد در مدیریت ورزش ما معمولا جایی نداشته تا ما همچنان حسرت روزها، ماه‌ها و سال‌های از دست رفته را بخوریم. به نظر شما ایجاد تغییرات مکرر در بخش‌های مختلف ورزش می‌تواند تاثیر گذار باشد؟

به نظر من تغییرات به تنهایی تاثیرگذار نیست، تغییر اگر باعث رشد شود و هدفمند باشد، ارزشمند است.در کل اگر طرح جامع داشته باشیم و در طرح جامع، هدف‌ها مشخص باشد ورزش ما به جایگاه واقعی خود دست خواهد یافت. تاکید دارم جایگاه کنونی ورزش شایسته نظام نیست و باید با برنامه و نظارت دقیق پیش برویم تا به اهداف کلان خود دست یابیم.

پس شما هم قائل به این هستید که نگاه سازمانی باید در ورزش ساری و جاری باشد. نگاهی که براساس آن هرکس سر جای خود قرار می‌گیرد تا با شایسته‌سالاری در ورزش، انگیزه‌ها در جهت رشد ورزش هرز نرود.

دقیقا، در این صورت فرد به خاطر حرمت خودش هم که شده در صورتی که بداند توانایی کاری را ندارد از پذیرفتن مسوولیت در ورزش خودداری می‌کند، اما با روند کنونی چون تعریفی از اهداف وجود ندارد هم احتمال موفقیت هست و هم ناکامی.

امروز ورزش ما با یک چالش دیگر مدیریتی هم مواجه است، آن هم در شرایطی که همیشه این بحث مطرح بوده که هماهنگی و اتفاق نظر مسوولان سازمان تربیت بدنی و کمیته ملی المپیک رشد و توسعه بیشتر ورزش را به همراه دارد، اما باز هم شاهد این همدلی و وفاق نیستیم تا طرفین به نوعی همدیگر را خنثی کرده و در عین حال به مشکلات و اختلافات در ورزش دامن بزنند.

به هر حال اعتقاد دارم چون صحبت‌های ما در رسانه‌ها را دوست و دشمن می‌شنوند و می‌خوانند باید با احتیاط در این رابطه اظهار نظر کنیم. شاید من نباید بگویم اختلاف هست، اما به عنوان کسی که متولی ورزش هستم باید بگویم اختلاف نظر وجود دارد و وجود اختلاف نظر هم طبیعی است، لیکن این اختلاف در هدف نیست. در این‌که ما باید در ورزش به جایگاه بزرگی دست پیدا کنیم، هدف مشترک مسوولان سازمان و کمیته ملی المپیک است. بی‌شک اگر در هدف اختلاف باشد، مهلک است. در این‌که سعیدلو تلاش کرده ورزش ما در گوانگجو بالاتر از دوحه قرار بگیرد و برای ورزش وقت می‌گذارد هیچ شکی نداریم، چرا که او در چند وقت اخیر هم تلاش کرده است با شیوه‌های گوناگون انگیزه‌های مادی و معنوی ملی‌پوشان رشته‌های مختلف را در راه موفقیت دوچندان سازد که کار ارزشمندی است. با وجود این معتقدم چون تعریف‌های سازمانی در ورزش ما شفاف نیست اختلاف نظر به وجود می‌آید. من دربحث تدوین منشور فرهنگی خیلی شفاف صحبت کردم و اینجا هم می‌گویم همسویی در سازمان و کمیته المپیک وجود دارد و همه تلاش می‌کنند جایگاه ورزش ایران را ارتقاء دهند و باید به فکر المپیک لندن باشیم.

اما 2 سال زمان مفید را برای آماده‌سازی جهت حضور پر قدرت در المپیک لندن از دست داده‌ایم و این در شرایطی است که انصافا دولت‌های نهم و دهم عنایت ویژه‌ای به ورزش داشته‌اند.

به هر حال برای این رویداد بزرگ باید با تمرکز و هدفمند و با اولویت بندی حرکت کنیم.

اما اختلاف نظر سازمان و کمیته المپیک به جایی رسیده که علی سعیدلو رئیس سازمان به صراحت می‌گوید کمیته المپیک نباید در مسائل فنی ورزش دخالت کند و باید جنبه پشتیانی و تدارکاتی داشته باشد. در حالی که از یک منظر سازمان تربیت بدنی نباید وارد این جزئیات شود، شاید اگر بحث قدرت و اقتدار مدیریتی در ورود به مسائل خرد تعریف نشود، آنقدر مسائل کلان در ورزش هست که اگر سازمان روی آنها متمرکز شود، فرصتی برای ورود به چنین مباحثی باقی نمی‌ماند.

اعتقاد دارم استعداد و پتانسیل لازم را برای ارتقای جایگاه ورزش داریم و باید با همدلی پیش برویم.نگاه ملی به ورزش را باید هم از بالا و هم از پایین داشته باشیم. من اگر روزی برسد که احساس کنم با حضور من فدراسیون درجا خواهد زد کنار خواهم رفت. این نگاه را نیز در کمیته ملی المپیک دارم و هیچ‌گاه از شکست خوردن هیچ فدراسیونی هم خوشحال نخواهم شد، چرا که این برخلاف تفکر اسلامی و ایرانی است. به نظر من به معنای واقعی کلمه می‌توانیم به قله‌های پیشرفت خیره‌کننده در ورزش دست یابیم، همچنان که در سایر بخش‌ها به این مهم دست یافته‌ایم. بستر کار فراهم است و بنیانگذار کبیر انقلاب حضرت امام خمینی(ره) به ورزش عنایت ویژه‌ای داشتند، رهبر معظم انقلاب ورزش را به عنوان یک ارزش می‌دانند، دولت کنونی هم به ورزش نگاه ویژه‌ای دارد البته نمی‌گویم دولت‌های گذشته این چنین نبودند، چرا که اساسا آدمی نیستم که دستاوردهای دیگران را نادیده بگیرم. موضوع اساسی این است که اگر به درستی ورزش را مدیریت کنیم محشر می‌شود و از هر نظر رشد ورزش در خدمت کشور خواهد بود. تاکید دارم جوان ایرانی این شایستگی را دارد که تمام سکوها را فتح کند و وظیفه مسوولان ورزش است که زمینه و بستر افتخارآفرینی آنان را فراهم آورند.

به عنوان آخرین سوال افق ورزش ایران را در گوانگجو چگونه می‌بینید؟

هم در بازی‌های آسیایی و هم در پاراآسیایی وضعیت امیدوار کننده است، چون گرفتن مدال طلا برای همه کشورها با توجه به این‌که چین میزبان بازی‌هاست بسیار دشوار است.از طرفی در رشته‌هایی که ما شانس کسب مدال طلا داریم چین نمی‌تواند تهدیدی برای ورزش ما محسوب شود. هر چند که به نظر من جمع‌شدن مدال طلا در یک کشور به نام چین یک تهدید برای کل ورزش است و باعث سرخوردگی دیگر کشورها می‌شود. این قدرت‌نمایی چین درست همانند قدرت شوروی سابق و آلمان شرقی در ورزش است و نشات‌گرفته از ایده‌ها و افکار سیاسی این کشور است. به هر حال چین در عین تهدید بودن در این بازی‌ها برای ما یک فرصت است، شاید ما نتوانیم به اندازه دوحه طلا کسب کنیم، اما جایگاه خود را حفظ می‌کنیم چون بیشتر طلاها را چین کسب می‌کند و از طلا‌های کشورهایی همچون کره جنوبی و ژاپن کاسته می‌شود. بنابراین من فکر می‌کنم در گوانگجو موفق‌‌تر خواهیم بود. در پاراآسیایی هم گرچه اولین تجربه محسوب می‌شود اما در عین حال بعضی مدال‌های ما برای دیگر کشورها دست‌نیافتنی است، برای مثال نه تنها در آسیا که در جهان هم کسی به گرد پای رحمان رجبی و سیامند رحمان نخواهد رسید.با وجود این به نظر من اتفاقات ورزشی گذرا هستند و طبیعت ورزش همین است و نباید با یک شکست و پیروزی همه چیز را تمام شده بدانیم و جمله پایانی‌ام هم این‌که ظرفیت ورزش ایران بالاتر از اینهاست و وقتی امروز نگاه می‌کنم که فدراسیون‌ها رشد خوبی کرده‌اند، به خود می‌بالم.

حجت‌اله اکبرآبادی - امید توفیقی / گروه ورزش

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها