گفت‌و‌گو با مراد‌محمدی که خداحافظی ناگهانی‌اش دوستداران کشتی را شگفت‌زده کرد

خداحافظی کردم تا خراب نشوم

خداحافظی از دنیای قهرمانی برای هر ورزشکاری سخت است چراکه قهرمان از آن همه شور و شوق فاصله می‌گیرد و زندگی عادی‌اش را ادامه می‌دهد. در چنین شرایطی یک خلأ بزرگ برای ورزشکاران ایجاد می‌شود که بعضی از آنها با مربیگری این خلأ را پر می‌کنند تا چندان با حال و هوای ورزش قهرمانی فاصله نگیرند. عده‌ای از ورزشکاران هم به زندگی شخصی‌شان می‌پردازند. سیدمراد محمدی از آن جمله ورزشکاران است که بلافاصله پس از خداحافظی از دوران قهرمانی به مربیگری روی آورده است. او متولد 20 فروردین ماه سال 1359 در شهرستان ساری ‌و در حال حاضر دانشجوی مقطع کارشناسی رشته تربیت بدنی دانشگاه آزاد واحد قائمشهر است. او کشتی را از سال 1369 در باشگاه ویشتاسب شهر ساری و زیر نظر اسماعیل دنگ‌سری شروع کرده و 20 سال در سطح بالا کشتی گرفته است. محمدی متاهل است و 2 سال از زندگی زناشویی‌اش می‌گذرد، اما هنوز فرزندی ندارد. جالب این که کشتی را با 2 برادر دیگر خود شروع کرده، اما آنها کشتی را ادامه نداده‌اند. مراد پس از حضور در باشگاه ویشتاسب ساری در باشگاه تختی این شهر و زیر نظر رحیم تبریزی کارش را ادامه داده و پس از آن در باشگاه دلاوران با اسماعیل دنگ‌سری کار کرده است. به بهانه خداحافظی مراد محمدی از دنیای قهرمانی سراغ او رفتیم که حرف‌هایش را در زیر می‌خوانید.
کد خبر: ۳۶۴۶۰۴

از چه سالی در تیم ملی کشتی گرفتید؟

از سال 2003 عضو تیم ملی بودم و اولین بار با پیراهن تیم ملی در مسابقات آسیایی هندوستان کشتی گرفتم و در دهلی‌ مدال طلای آسیا را گرفتم و در مجموع 7 سال عضو تیم ملی کشتی ایران بودم که افتخار بزرگی برایم محسوب می‌شود. در این سال‌ها با تمام توان و انرژی که داشتم، در خدمت تیم ملی کشورم بودم و تمام تلاشم را کردم تا باعث افتخار مملکتم شوم.

در این مدت چه افتخاراتی به دست آوردید؟

یک مدال طلای جهان، 2 مدال برنز جهان و یک مدال برنز المپیک، 3 مدال طلای آسیا، یک مدال طلای بازی‌های آسیایی، 2 مدال نقره و یک مدال برنز آسیا را در این سال‌ها به دست آوردم که این افتخارات در سایه تلاش مربیان و زحماتی که در تمرینات و اردوها کشیدم، به دست آمد.

چرا تصمیم به خداحافظی از دنیای قهرمانی گرفتید؟

خود ورزشکار بهتر از هر کسی شرایط بدنی و فنی‌اش را می‌داند و بهتر از هر کسی می‌تواند در مورد خودش قضاوت کند. من شرایط خودم را نگاه کردم و احساس کردم که اگر کارم را ادامه دهم، احتمال دارد مثل همیشه در اوج نباشم و با خاطره‌ای بد از دوران قهرمانی خداحافظی کنم. اگر بخواهم واقعیت را بگویم احتمال می‌دادم که در مسابقات گوانگجو شکست بخورم و با خاطره‌ای بد از دوران قهرمانی خداحافظی کنم و به‌همین‌دلیل تصمیم به خداحافظی گرفتم. شاید جوان‌ترها بتوانند بهتر از من کار کنند به همین دلایل بود که تصمیم خودم مبنی بر خداحافظی از دنیای قهرمانی را اعلام کردم.

به نظر خودت خداحافظی از دوران قهرمانی برای تو زود نبود؟

شاید مردم به خاطر عشق و علاقه‌ای که به من دارند، این خداحافظی را زودهنگام بدانند و شاید دلشان بخواهد من همچنان در تیم ملی کشتی ایران باشم و کشتی بگیرم، اما دوست داشتم با خاطره خوب از دنیای کشتی بروم. اگر سماجت به خرج می‌دادم، شاید در گوانگجو شکست می‌خوردم و با خاطره‌ای بد از دنیای قهرمانی خداحافظی می‌کردم. اگر چنین اتفاقی می‌افتاد، همان کسانی که امروز دوست دارند من به کارم ادامه بدهم، از من انتقاد می‌کردند. من مجبور بودم یک راه مناسب را انتخاب کنم. حس کردم بهتر است با دنیای قهرمانی خداحافظی کنم و این تصمیم را اعلام کردم.

الان خودت را از دنیای قهرمانی دور می‌بینی؟

الان که خداحافظی کرده‌ام. در مجموع حس خوبی دارم و آرامش پیدا کرده‌ام و به زندگی‌ام می‌رسم. نمی‌خواهم به دوران قهرمانی برگردم تا این آرامشی که دارم، به هم نخورد. الان خودم برای زندگی‌ام تصمیم می‌گیرم و به قول معروف آقای خودم و نوکر خودم هستم. در حال حاضر از حاشیه‌ها و حواشی ریز و درشت کشتی دور هستم و مثل بقیه از بیرون به این رشته نگاه می‌کنم.

این 20 سالی که کشتی گرفتی، چطور گذشت؟

من همیشه معتقد بودم که این یک سال اخیر فشاری معادل آن 19 سال قبل روی من بود و روزهای بسیار سختی را پشت‌سر گذاشتم. چون متاسفانه حواشی اطراف من زیاد شده بود و بعضی‌ها خیلی اذیتم کردند و از نظر روحی و روانی تحت فشار بودم.

این که می‌گویند کشتی‌گیرها در دوران قهرمانی ریاضت می‌کشند، واقعیت دارد؟

واقعا همین‌طور است چون کشتی‌گیر از همه چیز خودش باید بزند، حتی از زندگی‌ات باید بزنی و تمرین کنی. کشتی رشته‌ا‌ی است که اگر یک روز تمرین نکنی، احساس می‌کنی یک هفته از حریفان عقب افتاده‌ای و همین احساس باعث می‌شود آرامش نداشته باشی و مدام در اضطراب و استرس باشی که باید بیشتر تمرین کنی تا از رقیبان خودت عقب نیفتی.

در مقابل تحمل این سختی‌ها چقدر پول به دست آورده‌ای؟

نسبت به زحمتی که کشیدم، هیچی، یعنی واقعا پولی به دست نیاورده‌ام. آدم وقتی قهرمان جهان می‌شود، یعنی منحصر به فرد است، مگر چند نفر قهرمان جهان می‌شوند؟ وقتی به عنوان قهرمان قهرمانان ایران انتخاب می‌شوم، یعنی نخبه هستم، اما نسبت به نخبه‌ها هیچ درآمدی نداشته‌ام. اگر پولی که در لیگ گرفته‌ا‌م را حساب نکنیم، رقم پولی که به دست آورده‌ام قابل گفتن نیست.

با این شرایط چرا دنبال رشته دیگری مثل فوتبال نرفتی تا پول خوبی به دست بیاوری؟

بعضی چیرها عشق و علاقه است و اصلا بحث مادی نیست. اگر بحث پول بود، چند سال قبل و بعد از المپیک، کشتی را کنار می‌گذاشتم؛ اما من عاشق کشتی هستم و آن را با هیچ رشته‌‌ای عوض نمی‌کنم.

یک کشتی‌گیر سالانه باید چقدر پول بگیرد تا راحت و بدون دغدغه زندگی کند؟

انتظاراتی که از من بود، با بقیه فرق می‌کرد. هزینه‌ای که برای زندگی‌ام می‌کنم تا قهرمان شوم باید معادل درآمدم باشد. یک قهرمان ملی زندگی‌اش خارج از یک زندگی معمولی است و به همین دلیل هزینه‌های من خیلی بیشتر از آدم‌های معمولی است، اما ورزش ما هنوز حرفه‌ای نشده است. متاسفانه هنوز حرفه‌ای نشده‌ایم و در بعضی از رشته‌ها خوب هزینه می‌کنند، برخی رشته‌ها معمولی هستند و در بعضی از رشته‌ها اصلا درآمدی وجود ندارد و ورزشکار بیشتر از جیب خودش هزینه می‌کند. یک کشتی‌گیر باید در سال حداقل ماهانه 2 میلیون تومان هزینه خودش کند که شامل تغذیه، بدنسازی و... می‌شود، اما درآمدی که دارد اصلا جوابگوی هزینه‌ها نیست. درآمدها جوابگوی هزینه‌های من نبود و آنها که روزی می‌خواهند مراد محمدی شوند، واقعا کار بسیار مشکلی پیش‌رو دارند.

شیرین‌‌ترین لحظه این سال‌ها کدام لحظه بود؟

لحظه گرفتن مدال المپیک که البته سوم شدم و برنز گرفتم.

و تلخ‌ترین لحظه این سال‌ها؟

وزن کم کردن بد در باکو که باعث شکست من در آن مسابقات شد از سخت‌ترین و تلخ‌ترین لحظات دوران قهرمانی‌ام بود.

در این 20 سالی که زحمت کشیدی و کشتی گرفتی،‌ چه چیزی به دست آوردی؟

به لحاظ اجتماعی شخصیت، وجهه، محبت و لطف مردم که شامل حالم شده و خیلی جاها کمک حالم شده است. همین که در کوچه و خیابان لطف مردم شامل حال من می‌شود و به عنوان یک ورزشکار ملی، حرفه‌ای و خوب مرا نگاه می‌کنند، خیلی برایم با ارزش است.

در این سال‌ها چه چیزی را از دست دادی؟

سلامتی‌ام که مهم‌ترین چیز در زندگی‌‌ام است را از دست دادم.

سطح لیگ کشتی ایران را چطور ارزیابی می‌کنی؟

متاسفانه چون اسپانسرهای خوب از تیم‌های لیگ حمایت نمی‌کنند، لیگ ما در یک حد خاص مانده است.‌ ما در این سال‌های اخیر نه رشد کرده‌ایم و نه پسروی داشته‌ایم. فقط در جا زده‌ایم.

لیگ ما پویاست، اما از نظر مالی مشکل دارد چون اسپانسرهای خوبی نمی‌آیند سرمایه‌گذاری کنند. اسپانسرهایی که در فوتبال و والیبال هستند، کشتی را حمایت نمی‌کنند.

با حضور کشتی‌گیران خارجی در لیگ ایران موافق هستی؟

حضور کشتی‌گیران خارجی در لیگ ما خیلی خوب است به شرطی که آنها همیشه در کشور ما باشند و در ایران تمرین کنند تا کشتی‌گیران داخلی ما از نظر فنی در کنار آنها بهره‌برداری کنند نه این‌که فقط روز مسابقه بیایند و بعد از مسابقه به کشور خودشان برگردند.

امسال در مسابقات جهانی مسکو شکست سنگینی را متحمل شدیم. دلیل این شکست بزرگ چه بود؟

متاسفانه کشتی‌گیران ما در مسکو نتوانستند از نظر روحی و روانی خودشان را آماده مسابقات کنند. بچه‌های ما در این مسابقات استرس زیادی داشتند و نتوانستند به لحاظ روحی آماده شوند. بچه‌های ما در مسکو به لحاظ بدنی کاملا آماده و خوب بودند، اما مشکل اصلی کشتی ما همین مسائل روحی و روانی است که یک سال خوب نتیجه می‌گیریم و سال بعد نتیجه نمی‌گیریم. هنوز نتوانسته‌ایم استرس مسابقات را از کشتی‌گیران‌مان دور کنیم.

در بین بچه‌های تیم ملی، امسال چه کسی می‌توانست طلا بگیرد که نگرفت؟

مهدی تقوی شرایط خوبی داشت‌، اما قرعه بدی به او خورد و در دور اول و دوم انرژی‌اش تحلیل رفت و در مصاف با کشتی‌گیر کوبایی نتوانست با تمام توان کار کند. بقیه بچه‌ها توانایی کسب مدال طلا نداشتند.

مدیریت یزدانی‌خرم را چطور ارزیابی می‌کنی؟

ایشان خیلی موفق است.

یزادنی‌خرم کجا موفق بوده است؟

ایشان در ساختار مدیریتی موفق است، اما در جامعه کشتی وضعیت کاملا متفاوت است و وفاق و همدلی نیست و همه همدیگر را تخریب می‌کنند و یکدل کردن و متحد شدن آنها خیلی سخت است. یزدانی‌خرم در جایی دارد کار می‌کند که 70 درصد جامعه آن، مخالف او هستند و این مسائل شرایط را خیلی سخت‌ می‌کند. وقتی کشتی موفق می‌شود که همه کنار هم باشند، اما متاسفانه جامعه کشتی علیه هم هستند و یکدیگر را تخریب می‌کنند تا حمایت، که اتفاق تلخ و ناگواری است.

ضرر این عدم اتفاق را چه کسی می‌بیند؟

متاسفانه ضربه این مسائل را کشتی ایران می‌خورد و اگر ادامه داشته باشد، روزهای خیلی بدتری را می‌بینیم و شرایط کاملا به ضرر کشتی ما خواهد شد.

می‌شود این جو حاکم بر جامعه کشتی را درست کرد؟

باید سازمان تربیت بدنی و بزرگان ورزش ایران میانجیگری کنند و وفاق و همدلی بین اهالی کشتی ایجاد شود تا این رشته پیشرفت کند. یکی از بزرگان ورزش باید میانجی شود تا بزرگان کشتی بتوانند کنار هم کار کنند.

وضعیت تیم‌های نوجوانان و جوانان ایران را چطور ارزیابی می‌کنی؟

متاسفانه ما تمرکزمان بیشتر روی بزرگسالان است و متاسفم که بگویم تیم‌های پایه را شل گرفته‌ایم. رده نوجوانان را به آموزش و پرورش داده‌اند که باعث ضربه خوردن کشتی می‌شود، چون آموزش و پرورش خودش مشکلات زیادی دارد و نمی‌تواند به این رشته برسد. هر چه از تیم‌های پایه حمایت شود و روی آنها سرمایه‌گذاری کنیم، سود آن را در تیم‌های بزرگسالان خود می‌بینیم.

برای دوران بعد از قهرمانی چه برنامه‌ای داری؟

چون کشتی را خیلی دوست دارم، عاشق مربیگری هستم. از روزی که با دنیای قهرمانی خداحافظی کردم، مربیگری را شروع کردم و تا وقتی که بتوانم و بدانم که مفید هستم، در اختیار کشتی ایران هستم.

کشتی گرفتن سخت‌تر است یا مربیگری؟

هر کاری سختی خاص خودش را دارد. در مربیگری بیشتر فشار روحی است و فشار جسمی کمتر است، اما کشتی‌گیر در دوران قهرمانی هر دو فشار را تحمل می‌کند.

فکر می‌کنی مربی خوبی می‌شوی؟

تلاشم این است که در دوران مربیگری، موفق‌تر از روزهای قهرمانی‌ام باشم.

الگوی شما چه کسی بوده است؟

الگوی خاصی نداشته‌ام و از توانایی‌های مثبت فنی و اخلاق خوب بزرگان کشتی استفاده کرده‌ام.

نسبت به مرحوم تختی چه حسی دارید؟

کشتی ما را به نام مرحوم تختی می‌شناسند و ایشان به خاطر مردانگی و منش پهلوانی همیشه جزو اسطوره‌ها و خاطره‌هاست.

کسی می‌تواند تختی شود؟

همه می‌توانند تختی باشند به شرطی که خودشناسی و خداشناسی خوبی داشته باشند.

به نظر شما چرا تختی اینقدر بزرگ شد؟

بزرگ شدن ایشان به خاطر بحث ورزشی نبود،‌ بلکه به خاطر معنویاتش بود، چون پهلوانی مهم‌تر از قهرمانی است.

شما چقدر سعی کردی تختی شوی؟

همه تلاشم این است که به کسی بدی نکنم و هر کسی که مرا دوست دارد، به خاطر اخلاقم باشد نه به خاطر قهرمانی‌هایی که به دست آورده‌ام.

فکر می‌کنی چهره معروفی هستی؟

نمی‌دانم، اما مردم خیلی به من لطف دارند. البته از حالا که دوران قهرمانی تمام شده، مشخص می‌شود که مردم به خاطر قهرمانی مرا دوست داشتند یا واقعا به خاطر اخلاقم به من علاقه داشتند.

فکر می‌کنی چهره محبوبی هستی؟

این سوال را از دیگران بپرسید، مردم باید جواب بدهند چون نمی‌دانم مردم چه حسی نسبت به من دارند.

بزرگ‌ترین آرزویی که داری؟

عاقبت به خیر شوم.

بزرگ‌ترین حسرت؟

طلای المپیک که به آن نرسیدم.

وقتی طلای المپیک را از دست دادی، چه حسی داشتی؟

خیلی ناراحت بودم و اذیت شدم، اما وقتی مدال برنز المپیک را گرفتم، به این باور رسیدم که توانایی من در همین حد است و نباید بیشتر از این انتظار داشته باشم.

خانواده‌ات در این راه چقدر به تو کمک کرده‌اند؟

خیلی زیاد، وقتی به صورت حرفه‌ای ورزش می‌کنی، اگر اطرافیانت از تو حمایت نکنند، کار خیلی سخت می‌شود. وقتی خانواده از تو حمایت می‌کنند، تمرکزت بیشتر می‌شود و راحت‌تر کار می‌کنی.

اگر همدلی خانواده نباشد، باید مشکلات داخلی خانواده‌ات را هم به مشکلات تمرینی‌ات و رسیدن به قهرمانی اضافه کنی.

در این 2 سالی که ازدواج کرده‌ای، همسرت چقدر کمک حال تو بوده است؟

خیلی کمکم کرده است. ازدواج کردن با یک قهرمان خیلی سخت است، چون ما بیشتر در اردو هستیم و اگر همسرم نتواند این فشار را تحمل کند، فشار زیادی روی من خواهد آمد.

اهل موسیقی هستی؟

بله، هم سنتی و هم پاپ گوش می‌دهم.

فیلم نگاه می‌کنی؟

اوقات فراغتم فیلم نگاه می‌کنم و بیشتر به فیلم‌های اکشن علاقه دارم.

کتابخوان هستی؟

بیشتر کتاب داستان می‌خوانم البته وقت خیلی کم داشتم و بیشتر نیاز به ‌آرامش داشتم تا فشار تمرینات را تحمل کنم.

الان که اوقات فراغت بیشتری داری، چه کار می‌کنی؟

دلم می‌خواهد بیشتر کنار خانواده‌ام باشم و از زندگی‌ لذت ببرم.

یکی از خاطرات خوب دوران قهرمانی‌ات را تعریف می‌کنی؟

برای مسابقات آسیایی در اردو بودیم و شب سال تحویل هم بود که در یک بازی دوستانه بسکتبال من و آقای خدایی بشدت با هم برخورد کردیم و لحظه سال تحویل در اتاق عمل بودیم و صورت ما 2 نفر را بخیه می‌زدند و کلی هم خندیدیم.

و یک خاطره بد؟

در مسابقات جهانی باکو بودیم و در نیم ساعت آخر باید یک کیلو وزن کم می‌کردم. تلاش زیادی کردم و در لحظات آخر مرگ را جلوی چشمانم می‌دیدم و انگار گوشت بدنم بود که از من کم می‌شد.

خوش‌تیپ‌ترین کشتی‌گیر ایران؟

در کشتی زیاد خوش‌تیپ نداشته‌ایم، اما امامعلی حبیبی به نظر من از همه خوش‌تیپ‌تر بود.

بی‌ریخت‌ترین کشتی‌گیر؟

مراد محمدی.

بامزه‌ترین؟

مهدی نیک‌منش.

و بی‌مزه‌ترین؟

صادق گودرزی.

کشتی‌گیر لوس هم دارید؟

نه، کشتی‌گیران به خاطر تمرینات سختی که دارند، کمتر لوس هستند.

کشتی‌گیران چقدر مرد هستند؟

به خاطر وجود الگوهایی مثل مرحوم تختی سعی می‌کنند مردانه زندگی کنند. این به خاطر نگهداشتن حرمت بزرگ‌ترها و روح پهلوانی این رشته است.

زن ذلیل هم دارید؟

نمونه کاملش خودم هستم. من از زن ذلیلی گذشته‌ام و... .

واقعا از همسرتان می‌ترسید؟

چه کار کنم؟ از کوئینتانای کوبایی نترسیدم، اما از زنم می‌‌ترسم. گذشته از شوخی سعی می‌کنیم احترام بین من و همسرم دوطرفه باشد تا زندگی خوبی داشته باشیم. اخلاق ما کشتی‌گیرها نوسان زیاد دارد، یک روز خیلی‌خوب هستیم و یک روز هم اعصاب نداریم.

مهدی نوری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها