در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شخصیت اول بهروز افخمی
بهروز افخمی را با کارهای نیمهتمامش میشناسند. البته او در زمانهای دورتر هم همین قدر کمکار بوده، ولی ماجرای دو فیلم بیپایان ماندهاش، یعنی «ته دنیا» و «فرزند صبح» برای خودش ماجراهای جداگانهای دارد. اینکه بخشی از فیلم ته دنیا، حدود 25درصد از راشهای فیلمش نابود شده و باید که درچهزمانی بهرام رادان و افخمی حوصله میکنند با ترفند فلاشبک این راشهای باقیمانده را تبدیل به یک فیلم دوستداشتنی بکنند، باید منتظر ماند و دید، اما فرزند صبح نیز به زندگی بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران میپردازد. فیلمی که هم بخشی از کودکی این بزرگوار را نشان میدهد و هم پایان زندگی او را به تصویر میکشد. این فیلم هنوز هم که هنوز است به پایان نرسیده است.
البته کار فیلمبرداری آن تمام شده است. بههرحال برای دیدن این فیلم مدت طولانی بیش از 7 سال صبر کردهایم و گویا باید بازهم صبر کنیم. با این حال ماجراهای زیادی که برای افخمی پیش میآید تمامی ندارد. این بار نوبت فیلم سنپطرزبورگ بود که درگیر حواشی شود. این حواشی غیر از طولانی شدن، ماجرای دیگری بهنام تدوین هم داشت.
افخمی پسر، این فیلم را تدوین میکند و اندکی بعد تهیهکننده میگوید که این تدوین مورد قبول او نیست. چراکه فیلم بلند شده است. البته این نکتهای است که گفته میشود در مورد آن فیلمنامهنویس کارگردان و تهیهکننده متفقالقول بودهاند. به همین خاطر فیلم دوباره تدوین میشود و این بار کار تدوین را مستانه مهاجر انجام میدهد. فیلم کم میشود و زمان آن میشود 120 دقیقه. حالا افخمی زیاد دوست ندارد، درباره این فیلم سخن بگوید، اما بر چند نکته تاکید میکند، این که همیشه طنزهای پیمان قاسمخانی را دوست داشته است و خیلی خوشحال است که توانسته براساس نوشتههای قاسمخانی فیلمی بسازد.
افخمی مثل موتمن هیچ علاقهای نداشته تا خود را در ساختن کمدی ثابت کند او در روز فرشته توانسته بود یک فضای فانتزی را خلق کند. اینبار هم با یک متن پیچیده و پر از تعلیق یک مهمانی مفصل برای بیننده برپا کرده است تا بتواند بخندد و شاد باشد و دلخوش کند که درآن روزهایی که همه جور کمدی در حال ساخته شدن است، میشود کمدی خوب هم پیدا کرد.
شخصیت دوم پیمان قاسمخانی
اگر فیلم عاشقانه را دیدهاید که هیچ، اگر ندیدهاید میتوانید آن را پیدا کنید و ببینید. در این فیلم پیمان قاسمخانی در کنار همسر کنونیاش ـ بهاره رهنما ـ بازی میکند. از آن زمان 15 سال گذشته است. آنها هر کدام مسیر متفاوتی در پیش گرفتند. یکی شد فیلمنامهنویس و دیگری بازیگری که هر فیلمی را بازی میکند، اما حالا دست تقدیر این دو را با هم همبازی کرده است، آن هم در سنپطرزبورگ. پیمان قاسمخانی با اصرار بهروز افخمی و با هزار ترس و لرز نقش فرشاد فیلم را بازی کرده است. یک گوش بر بالاشهری متقلب که به دنبال گنج است و کلاهبرداری . نـــقش روبهروی او را محسن تنابنده بازی کرده؛ یک خلافکار لمپن خردهپا. این دو جفت خوبی در کنار هم شدهاند. خود قاسمخانی هم این واقعیت را پنهان نمیکند که حضور در جمع برایش خیلی سخت است، حتی اگر این جمع افتتاحیه فیلم باشد. حالا او که تا سریال مرد هزارچهره همراه مهران مدیری بوده است قسم خورده که دیگر سراغ سریالهای مدیری نرود، اما مشخصهها و ویژگیهای نوشتههایش در این فیلم کاملا مشخص است. اینجا و در این فیلمنامه هم ردپای سریالهای 90 شبی را میتوان دید و هم شوخیهایی که خاص تلویزیون استکه این به دلیل اشتراک فیلمنامهنویس است، اما قاسمخانی در نقش یک کلاهبردار حسابی جاافتاده است، میتوان او را حتی بدون عینک آفتابی مشکوش هم در نقشش پذیرفت.
خودش میگوید سراغ تک تک بازیگران ازجمله شهاب حسینی ، مهران مدیری و پارسا پیروزفر رفته است.
اما افخمی از همان ابتدا او را در نظر داشته است تا سرانجام به نتیجه میرسد.
نکتههای فراموش نشدنی سنپطرزبورگ
ـ امین حیایی مثل همیشه است مثل تمام بازیهای قبلیاش که در فیلمهای کمدی حضور داشته است. حق هم دارد که انتظار داشته باشد که افخمی کمی بیشتر انرژی میگذاشت.
حالا او فیلم را دوست دارد و در نقش راننده فراری و... توانسته یک نقش دیگر را به کارنامهاش اضافه کند، نقشی که برایش زیاد متفاوت نبوده است.
ـ محسن تنابنده همان بازیگر 7 دقیقه تا پاییز است و فقط در نقشهای جدی بارها و بارها حضور داشته است، اما در این فیلم نشان داد توانایی بازی در فیلم کمدی را بهعنوان بالقوه دارد، حالا باید دید آیا کارگردانان دیگر از این توانایی او استفاده میکنند یا نه!
ـ انتهای فیلم از نظر کسانی که فیلم را میبینند سرهمبندی شده به نظر میرسد، انگار خوب مجبور بودهاند فیلم را یک طوری، یک جایی تمام کنند و دیگر هیچ.
ـ یک جورهایی این فیلم تاریخ سقوط تزارها را مرور میکند رومانوف آخرین تزارهای روسیه هستند و انتظار داشتند زمانی برگردند و باز هم امپراتوری خودشان را راه بیندازند، اما خوب چپهای روسیه که توانستند آنها را سرنگون کنند هیچ گاه این اجازه را نمیدهند.
بخشی از فیلم در سنپطرزبورگ میگذرد و یک سری آیینها هم در کلیسایی انجام میشود. این که میتوان این صحنه را حذف کرد یک عقیده است، اما بیننده گاه سردرگم میشود.
ـ این فیلمنامه دست کارگردانان و بازیگران بسیاری گشته است.قرار بود گلزار و پرویز پرستویی در آن بازی کنند و کمال تبریزی آن را بسازد. بعد هم قرار شد سامان مقدم آن را کارگردانی کند.
ماجرای بازیگران خارجی همچون مایکل کین و عمر شریف هم درباره آن مطرح شد.
ـ وقتی فیلم را میبینید یک نکته را فراموش نمیکنید این که فیلم متکی بر فیلمنامه است و بعضی صحنه فیلمهای خارجی مانند عامهپسند و... را به یاد میآورید.
ـ فیلم به ترتیب فیلمبرداری شده و پیش رفته است و این همان نکتهای است که سبب میشود بازی پیمان قاسمخانی در آخر فیلم خیلی بهتر از صحنه اول باشد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: