فرقی هم نمیکند که موضوع این برنامه یک مساله ورزشی و سینمایی باشد یا فرهنگی و سینمایی. اساسا هر برنامه تلویزیونی با هر هدفی که ساخته میشود باید کسوت رسانهای به تن کرده و از جذابیتهای مخاطبپسند برخوردار باشد.
ضمن این که این جاذبه داشتن به معنای عدم پایبندی برنامه به اساس و اصول علمی و حرفهای آن سوژه نیست. گاهی برخی تهیهکنندگان و برنامهسازان از این سوی بام افتاده و برای جذابتر شدن برنامه آنقدر به مسائل حاشیهای و جاذبههای رسانهایاش توجه میکنند که از اصل موضوع و طرح دقیق و عالمانه آن دور شده و به خاطر برداشتن ابرو، چشم را کور میکنند.
واقعیت این است که برنامههایی که به قصد آسیبشناسی یک رفتار اجتماعی یا ترویج الگوهای جدید رفتاری ساخته و پخش میشوند همزمان باید به 2 اصل جذابیت و صداقت یا به عبارت دیگر خلاقیت و بصیرت وفادار بوده و موجب گمراهی مخاطب نشوند. اتفاقا مخاطبشناسی رسانه بیش از بخشهای دیگر تلویزیون در تولید چنین برنامههایی ضرورت مییابد و تاثیرات خود را نشان میدهد.
مدتی است یک برنامه اجتماعی از شبکه 3 پخش میشود که منوچهر والیزاده و شیوا بلوریان اجرای آن را به عهده دارند. این برنامه سعی دارد به مساله شیوه درست مصرف انرژی در سطح جامعه بپردازد و الگوی درست مصرف کردن را با زبانی هنرمندانه و بیانی شیوا به مخاطبان آموزش دهد.
این برنامه اگرچه یک نوآوری خلاقانه و تازه نیست و نمونههایی از این دست برنامهها که سعی کرده با استفاده از شیوههای غیرمستقیم و هنرمندانه به آموزش و تبلیغ یک رفتار بپردازند کم نبوده است، اما دستکم از حیث فرم و ساختار اجرایی ویژگیهای قابل توجهی دارد.
شاید نمونه نزدیک به این برنامه که اتفاقا آن هم از شبکه سوم پخش میشود برنامه سفر بخیر با اجرای محمدرضا حسینیان و حسینی باشد که به آموزش رفتارهای ترافیکی میپردازد.
در این جنس از برنامه، هدف اصلی ایجاد سرگرمی و چیزی شبیه برنامههای جنگوار نیست که سرگرمی و تفنن نهفته در آن برای تنبه و هشدار دادن نسبت به رفتارهای غلط یا احتمالا پرخطر است. وقتی قرار است که برنامهای تلویزیونی مخاطب خود را قرار داده و نسبت به برخی رفتار و اخلاقهای نادرست آن هشدار دهد یا آنها را به انجام برخی رفتارهای تازه ترغیب کند باید حساسیت بیشتری نسبت به روحیات مخاطبان خود داشته و به روانشناسی آنها آشنا باشد.
مخاطبان نسبت به پیامهای مستقیم و نصیحت گونه حساسیت داشته و در برابر آن مقاومت و گاه لجبازی میکنند لذا باید با ظرافت بیشتری با آنها سخن گفت. «شب مهتاب» برای رسیدن به این مقصود از 2 تمهید هنرمندانه بهره گرفته است. یکی حضور منوچهر والیزاده که از صدای گرم و صمیمی برخوردار است که برای مخاطبان آشناست. بالطبع وقتی مخاطب یک پیام اخلاقی یا توصیه اجتماعی را از زبان او میشنود بیشتر با آن همسو و همراه شده و آن را میپذیرد.
ضمن این که وی به همراه بازیگر مقابلش علاوه بر اجرا و گویندگی، بازی هم کرده و با خلق موقعیتهای نمایشی، هم بر تنوع برنامه میافزایند هم آموزش خود را در قالبهای نمایشی به شکل شیواتر و جذابتری ارائه میکنند. امروزه حتی در نظامهای آموزشی هم از شیوههای نمایشی برای آموزش مفاد درسی استفاده میکنند.
تجربه نشان داده عنصر نمایشی و قدرت دراماتیکی نهفته در آن واجد کارکردهای آموزشی بالایی است و ماندگاری آن هم نسبت به شیوهای گفتاری و مستقیم عمیقتر و بیشتر است. با این حال صدای منوچهر والیزاده بیش از تواناییهای دیگرش به کار این برنامه میآید و میتواند قدرت انتقال پیام آن را افزایش دهد.
تمهید دوم که البته خیلی هم تازه و نوآورانه نیست دعوت از مهمانهای آشنا و بویژه بازیگران و ورزشکارانی است که از محبوبیت و شهرت در بین مخاطبان برخوردار بوده و به همین دلیل کلام آنها نافذتر و موثرتر است.
این گروه از اقشار اجتماعی به واسطه کاریزمای اجتماعی بر طیف بیشتری از مردم نفوذ داشته و مثلا وقتی یک مخاطب بازیگر یا بازیکن مورد علاقهاش را میبیند که در مصرف برق یا آب صرفهجویی میکند او هم خود را ملزم به این کار احساس میکند.
علاوه بر این عناصر شب مهتاب از دو مولفه نمایشی ـ رسانهای دیگر هم استفاده کرده است. یکی نوع دکوراسیون و رنگ آمیزی و استفاده زیباشناسانه از اشیاء و انسانهایی که تصویر متفاوتی از لوکیشن برنامه را ترسیم میکنند.
سید رضا صائمی
جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم