در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
«هاشم جوانی شهرستانی است که پس از عزیمت به تهران زندگی خود را داخل ماشینش میگذراند. او که بتازگی ویزیتوری یک شرکت پخش لوازم بهداشتی را به عهده گرفته، در یکی از روزها با یک تصادف کاملا ساده زندگیاش دستخوش اتفاقاتی میشود و...».
علیرضا امینی که جدیدترین اثر سینماییاش «هفت دقیقه تا پاییز» با اقبال نسبتا خوبی در بین آثار تازه اکران شده روبهرو بود این بار نیز در یک داستان روایی به قلم شیوا کاظمی یک تصادف ساده را بهتهیهکنندگی قاسم اموری جلوی دوربین دارد.
اولین گام سازمان تاکسیرانی
برای تهیه گزارش تلهفیلم یک تصادف ساده برسر یکی از لوکیشنهای خارجی این فیلم حاضر میشویم. عوامل این تلهفیلم مینیبوس حامل تجهیزات کارشان را در یکی از خیابانهای فرعی شریعتی، مقابل سازمان تاکسیرانی استان تهران مستقر کردهاند.
این یکی از چند لوکیشن خارجی این تلهفیلم است که به گفته علیرضا بیات (مدیر تولید کار) در مکانهای دیگری نیز ازجمله بیمارستان، خانه شخصیت ذاکر، کلانتری و... برداشتهای اصلی کار انجام شده است. در بین افرادی که در پیادهرو تجمع کردهاند آشناترین چهره محمد حمزهای است که در این کار علاوه بر نقش متفاوتی که بازی میکند در کنار امینی به عنوان دستیار در تیم کارگردانی نیز حضور دارد. با توجه به سرعت تولید فیلمهای تلویزیونی، کارگردانها راغبترند تا میزانسنهای موجود در فیلمنامه را در لوکیشنهای بسته که در بین عوامل تولید فیلم و سریال به لوکیشنهای آپارتمانی معروف شده است، فیلمبرداری کنند. حمزهای که پیش از این در سریال «فاصلهها» با کاراکتر یاور بیشتر به مخاطبان شناسانده شد، درباره تفاوت برداشتهای داخلی و خارجی توضیحاتی میدهد: «عموما برداشتهای خارجی، مخصوصا سکانسهایی که به صورت نزدیک با مردم کوچه و خیابان و شرایط عمومی گذرگاهها در ارتباط است، مشکلات زیادی را پیش روی گروه تولید قرار میدهد.
در این کار خاص نیز بخشی از برداشتهای ما در خیابانها گرفته میشود. شخصا در آثار بسیاری از این دست همچون ژانر جنگی که بندرت برداشتهای داخلی را میطلبد و نیز آثار به اصطلاح خیابانی حضور داشتهام و فکر نمیکنم در کنار آقای امینی با مشکلات زیادی روبهرو باشیم».
حمزهای که نزدیک به یک دهه با افراد سرشناسی چون فرزاد موتمن، محمدرضا ورزی، حسین سهیلیزاده، ایرج کریمی و... همکاری داشته درخصوص تفاوتهای این نوع همکاری نسبت به بازیگردانی میگوید: «بازیگردانی عموما ارتباط حسی شخص سومی است که در کنار تیم کارگردانی کمک میکند تا درونمایه نقش آشکار شود ولی وظیفه دستیار کارگردان علاوه بر هدایت بازیگران که عمدتا بر مبنای حرکات بدنی است، با چیدمان صحنه، میزانسنها و کمک به گروه فیلمبرداری همراه است».
حمزهای در این اثر کاراکتر شخصی را بازی میکند به نام محمود که از بچههای پایین شهر تهران است و همه عشقش در دنیا ویراژ دادن در خیابانهای شلوغ شهر است. بازیگر کاراکتر محمود درخصوص اجرای این نقش میگوید: «در تکامل این نقش همفکری بسیاری با آقای امینی صورت گرفت، تصمیم بر این شد که برای او لهجهای در نظر نگیریم. از این رو با جستجو در زندگی بچههای خوب چنین مناطقی، نوع روابط و ارتباطات کلامیشان را در درونمایه این کاراکتر قرار دادیم و نتیجه شخصیتی به نام محمود شد که امیدوارم در پایان کار برای مخاطب مانند یاور شخصیتی باورپذیر و دوست داشتنی از آب در بیاید.»
عاشق بازیهای متفاوتم
رامین راستاد، بازیهای متفاوتی دارد، هرچند کاراکترهای مختلفی از سطح جامعه که با بازی او در آثار تلویزیونی پیشروی مخاطب ترسیم شده، کمتر این تفاوت را منعکس میکند، اما با ریزبینی در نوع بازی، حسگیری و گاهی تکنیکهای کلامی او میتوان به این تمایز پی برد.
راستاد که در جدیدترین سریالش «تبریز مهآلود» با گریمی بسیار جذاب و دیدنی در نقش ناپلئون بناپارت ظاهر شده معتقد است که همچنان نقشهای بسیار زیاد و پیچیدهای در عالم بازیگری وجود دارد که مایلم در قالب شخصیتهایی به یاد ماندنی در آنها ظاهر شوم.
راستاد که در این تله فیلم ایفاگر نقش هاشم است، شخصیتی کاملا جدی را بازی کرده، اما مانند کارهای قبلیاش شیرینی خاصی را به نمایش گذاشته و معتقد است: «همواره سعی دارم حتی در قالب شخصیتهای منفی نیز به نوعی شیرین بازی کنم. مخاطبان هم در این باره اظهار رضایت میکنند. شاید همین مساله باعث شود تا عموما شخصیتهای منفی تاثیر روانی مثبتی را در ذهن بیننده برجای بگذارد.»
وی در خصوص نقشش چنین توضیح میدهد: «هاشم فردی تحصیلکرده است که با امید یافتن کار به تهران آمده و یک پراید دارد که همه زندگیاش را در صندوق عقب آن جای داده و در ادامه بر اثر اتفاقاتی گرفتاریهای عجیب و غریبی در تهران برایش پیش میآید. این شخصیت کاملا مثبت است و تلاش میکند تا به نفع آدمهای اطرافش کار کند.»
نماهای متحرک و پیچیده
ژانرهای مختلف در تلویزیون و سینما عمدتا به لحاظ تکنیکها و ابزارهای تولیدی نوع خاصی از ادوات را میطلبد. در سینمای ما نیز بهرهگیری از نوع خاصی از ابزار آلات، تصویر و نور با توجه به محتوای فیلم و ژانر موردنظر بیشتر مبتنی بر سابقه و نکتهسنجی کارگردان اثر است.
اسماعیل آقاجانی، (مدیر تصویربرداری این اثر) که بیش از یک دهه در کارهای شاخصی حضور داشته و در جشنواره توکیو کاندیدای تصویربرداری شده است، در این خصوص میگوید: «آقای امینی در کارهایش میزانسنهای حرکتی و پیچیدهای دارد و اغلب پلانهایش اکتیو است و فرقی نمیکند ژانرش در چه زمینهای باشد.»
وی ادامه میدهد: «معتقدم اگر محتوای داستان از کیفیت بالایی برخوردار باشد، جای کار برای خلاقیت وجود دارد، اما متاسفانه از آنجا که اکثر قصههای تلهفیلمها سطحی هستند، نمیتوان از لحاظ تکنیک و خلاقیت در برداشت پلانها مانور داد.»
آقاجانی ادامه میدهد: «تلهفیلم یک نوع فیلم است و به نوبه خود مخاطبان زیادی دارد، بینندهها نیز دوست دارند این تلهفیلمها از لحاظ بازی، صحنه، گریم و... قابلقبول و مطلوب باشد، اما از آنجایی که بیشتر افراد به مقوله تلهفیلم سطحی نگاه میکنند از اهمیت پایینی برخوردار است. معتقدم اگر نگاه همه به تلهفیلمها مانند کارهای سینمایی حرفهایتر و مطلوبتر باشد آثار به دست آمده بسیار خوب و قابل رضایت است.»
همه برای یکی، یکی برای همه
گروه در جلوی تاکسیرانی استان تهران در حال چیدمان میزانسنهاست، رفت و آمد بسیار زیاد است و بیشتر مراجعان با تعجب نگاه میکنند. از سوی دیگر آقای کارگردان به گروه میگوید تا شلوغ است تصویربرداری را آغاز کنند. حمزهای نیز در کناری، دیالوگها را مرور میکند و در ذهنش میزانسنها را با توجه به دیالوگها و فیلمنامه میچیند.
در این فاصله از قاسم اموری (تهیهکننده این اثر) میخواهیم درخصوص محتوا و ساختار فیلم توضیحی دهد: «تلهفیلم یک تصادف ساده، ایدهای کاملا اجتماعی در رابطه با معضلات اجتماعی و فرهنگ ترافیک است! درواقع یک بحث آموزشی دارد و آن هم حقوق و فرهنگی است که دیگران باید نسبت به هم رعایت کنند.»
وی ادامه میدهد: «در این تلهفیلم سعی شده چاشنی طنزی جای داده شود تا پیامی برای مخاطب خود به ارمغان بیاورد.»
نقشهای طنز را میپسندم
گلاره عباسی از بازیگران جوانی است که در آثار متعددی همچون همه فرزندان من، کتابفروشی هدهد، در چشم باد، هویت، ترانه مادری و ... حضور داشته است و با بازی در نقش فرشته در سریال نون و ریحون توانسته جایی در دل مخاطبان پایتخت باز کند. او به گفته خودش سعی دارد متفاوت باشد چه در ژانر جدی و چه کمدی.
عباسی دوست دارد بار دیگر طعم سریالهای کمدی را بچشد و معتقد است اگر خطکشی بین بازیگران کمدی با جدی از بین برود هر بازیگری میتواند تمام نقشها و ژانرها را تجربه کند، چراکه تمام نقشها شبیه هم نیستند و آدمها متفاوتند و میتوانند ژانرهای مختلفی را بازی کنند.
گلاره عباسی این روزها در سریال حیرانی (علی محمدی بنکدار) بازی دارد. وی که ایفاگر نقش مریم همسر هاشم (رامین راستاد) در تلهفیلم یک تصادف ساده است، میگوید: «ویژگی گروه باعث شد این کار را بپذیرم. دوست داشتم کنار آقای امینی که کارگردان جوانی است تجربه کسب کنم چراکه متفاوت کار میکند و نوع نگرش و ایدهشان را دوست دارم.»
عباسی درخصوص متفاوت بودن دو کاراکتر فرشته و مریم میگوید: «در نون و ریحون، فرشته در ژانر کمدی در قالب دختر شهرستانی آذری زبان به مخاطبان شناسانده شده در صورتی که در اینجا کاراکتر مریم بسیار متفاوت است و لهجه خاصی ندارد و به اصلیت زندگی او اشاره نمیکند و رگههای طنز و کمدی نیز دیده نمیشود. کار کاملا جدی است و این شهرستانی بودن تاثیری در روند قصه ندارد.»
وی ادامه میدهد: «تنها شباهت این دو نقش فقط شهرستانی بودنشان است وگرنه ژانر و کاراکتر مریم خیلی متفاوتتر از نقش فرشته با شخصیتی کاملا مثبت و جدی است.»
گروه و عوامل تلهفیلم «یک تصادف ساده»
تهیهکننده: قاسم اموری، کارگردان: علیرضا امینی، نویسنده: شیوا کاظمی، مدیر تولید: علیرضا بیات، مدیر تصویربرداری: اسماعیل آقاجانی، صدابرداران: امیر پرتوزاده، امیر رحمانی.
بازیگران: رامین راستاد (هاشم)، محسن قاضیمرادی (ذاکری)، محمد حمزهای (محمود)، مهوش قادری (مهری)، گلاره عباسی (مریم) و...
پروانه صدقی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: