در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در مورد تهیه فیلم اشک سرما در استان کردستان توضیح میدهد که بعد از فیلمبرداری با تن خسته به هتل برمیگشتند که در راه دچار سانحه وحشتناکی میشوند: به شدت باران میآمد به طوری که چشم، چشم را نمیدید بدون خودرو مانده بودیم که تهیه کننده یک پیکان قدیمی با راننده بسیار کهنسال پیدا کرد. ماشینی که حتی برف پاک کن نداشت و پیرمرد بد رانندگی میکرد تا اینکه یکی از خودمان پشت فرمان نشست. بعد ناگهان خودرو 9 ـ 8 متری از جاده منحرف شد، ماشین به آسمان برخاست و عمودی در دره افتاد. اینقدر ترسیده بودیم که اشهدمان را خواندیم. کاپوت ماشین به گل نشست اما بحمدالله یک خراش هم روی هیچکداممان نیفتاد.
4-3 سال پیش هم حدود 5/8 شب رویینتن در حال صحبت با موبایل بوده که اتفاق عجیبی برایش میافتد: داشتم با گوشیام مصاحبه میکردم و باران میبارید، خیابان خیلی هم خلوت نبود ناگهان همزمان 5-4 نفری کنارم ایستادند و یکی شان با چاقو سرشانهام زد، موبایل و کیف و همه زندگی ام را ربودند. به کلانتری و آگاهی شکایت کردم اما گفتند امشب 30 فقره زورگیری انجام شده و نتیجهای نگرفتم. از آن موقع همین طوری دارم فکر میکنم که زورگیری چه مساله مذمومی است!
اما فیلم دلشکسته هم برای این کارگردان بدون خاطره نبوده است: زمانی که فیلم دلشکسته را ساخته بودم یک سال و نیم در توقیف بود، فیلم را بد و احمقانه ارزیابی کردند و من را هم بابت آن سرزنش میکردند اما زمانی که اکران شد مورد استقبال مردم قرار گرفت. همه آن مسوولانی که تا چندی پیش فیلمم را قبول نمیکردند آمدند با من عکس گرفتند. این موفقیت خیلی جدی نیست اما اینکه ابتدا پدیده هنری را از بعد سلیقه زیر پا له میکنند و بعد از مدتی نتیجه میگیرند که موردی نداشته است مرا بسیار میآزرد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: