کلگ، رهبر لیبرال دموکراتها، معاون نخستوزیر است و هرچند یک بار، مانند مواقعی که کامرون در مرخصی بچهداری به سر میبرد، اجرای نقش نخستوزیر را به عهده میگیرد.
خود کامرون هم از هیچ، به رهبری حزبی رسید که گفته میشود 80 درصد اعضای آن به اسرائیل وفادارند. این حامی «صندوق ملی یهودیان» بعد با کمک کلگ نخستوزیر شد.
اما بازی دقیق کلگ در جبهه امور خارجی چیست؟ او سال گذشته به نظر میرسید شخصیتی مستقل است و در روزنامه انگلیسی گاردین درباره غزه چنین نوشت: «آنچه که دولت انگلیس و جامعه بینالمللی برای خاتمه دادن به این محاصره (غزه) انجام داده، هیچ است. اگرچه در فواصل معینی اعلامیههای محکمی صادر میشود، اما فشار واقعی چندانی اعمال نمیشود. این مایه رسوایی است که جامعه بینالمللی در برابر این بحران بیکار نشسته است.
بیشک حساسیتهای عصبی و هیجانی خاورمیانه مانع از اقدام دولتها شده است زیرا گرفتار اتهامها و انتقادها از دوطرف هستند. بیشک دیپلماتها هشدار دادهاند که اعمال فشار بر اسرائیل و مصر ممکن است فرآیند صلح را پیچیدهتر کند، اما قطعا عوارض بر طرف نکردن محاصره بسیار شدیدتر خواهد بود.»
سخنان فوق در نظر محافل نخستوزیری انگلیس که طرفدار اسرائیل است، به طرز حیرتآوری تحریکآمیز تصور شد، کلگ در همان زمان به روزنامه انگلیسی جیوئیش کرونیکل گفت به هیچوجه نژادپرست نیست و این وصلهها به او نمیچسبد.
چرا تغییر موضع
در آن زمان تصور میشد کلگ میخواهد هشدار بدهد روی حمایت او از طرح صهیونیستی حساب نکنند، اما حالا، پس از شانس انتخاباتیکه او را به اوج صحنه سیاسی انگلیسی رساند و پس از حمله جنایتکارانه اسرائیل به کشتی مرمره ، کلگ شروع به تغییر دادن حرف خود کرده است.وی از حضور لرد تریمبل سیاستمدار انگلیسی در جریان تحقیقات مضحک اسرائیل درباره جنایات این رژیم استقبال کرد در حالی که به خوبی میدانست تریمبل از اعضای بنیانگذار جنبش بینالمللی جدید «دوستان ابتکار اسرائیل» است.
او اخیرا در کنفرانس سالانه لیبرال دموکراتها با شرکت در جلسه گروه دوستان اسرائیل حزب خود، همراه با معاون جدید سفیر اسرائیل در انگلیس، هر گونه اعتباری را که ممکن بود در زمینه غیرنژادپرست بودن داشته باشد، از بین برد.
به نوشته میدل ایست مانیتور، کلگ از دوستان اسرائیل برای کاری که آنها برای ترفیع خود در حزب وی انجام دادهاند، تشکر کرد و گفت تحسینکننده سنتهای دموکراتیک و اصول زندگی لیبرال در اسرائیل است.
کلگ اگر فکر میکند اسرائیل دارای نوعی دموکراسی لیبرال غربی است در اشتباه است و خیلی چیزها را باید یاد بگیرد. او مساوات را رعایت نکرد زیرا در جلسه دوستان لیبرالدموکرات فلسطین که انگلیس به نابود کردن دموکراسی غیرنژادپرستانه و در حال شکوفایی آن یاری رساند، شرکت نکرد.او همراه اربابان عروسکی در کاخ سفید ادعا کرد مسائل بسیاری که به مذاکرات بستگی دارد، قابل توجه است. آنها که از اهمیت این مذاکرات دم میزنند هرگز از تاکتیکهای خودکار ضدصلح اسرائیل یعنی نادیده گرفتن حقوق بینالملل که این رژیم را موظف میکند از اراضی اشغالی فلسطین خارج شود و کشتار مداوم مردم بیدفاع و دزدیدن زمینهای آنان که بیملاحظه ادامه دارد سخن نمیگویند، اما از مردم فلسطین میخواهند به تحقیر شرکت در جریان این مذاکرات و نتایج آن تن در دهند.در عوض، با احترام از ضربالاجل رژیم صهیونیستی درباره ساختن غیرقانونی شهرکها سخن میگویند چنان که گویی به تعویق انداختن یک برنامه جنایتکارانه برای به دست آوردن زمین بیشتر و وارد کردن افراد مسلح بیشتر برای ارعاب و ترور روستاییان فلسطینی، به منزله دادن امتیازی بزرگ است.
کلگ یا هر رهبر دیگری چگونه میتواند از مذاکراتی دفاع کند که مدعی است اصول دموکراتیک را بر پیشانی خود دارد و از محمودعباس برای شرکت در آن دعوت کند، یعنی فردی که دوره ریاست جمهوریاش مدتها پیش پایان یافته و هیچ ماموریت مردمی از فلسطینیان ندارد و از نیروهای وحشیانه و شیوههای دیکتاتوری برخوردار است؟
آیا آنان کلهپوک و احمقند؟ خیر. به نظر میرسد تنها هدف آنان رسیدن به یک موافقتنامه است، هر موافقتنامهای، حتی موافقتنامهای که به امضای مقامی مانند عباس رسیده باشد که مشروعیت ندارد. فقط برای این که چند چهره بیارزش را نجات دهند نه این که عدالت را برای میلیونها نفر محقق سازند و این مناقشه قدیمی را حل کنند.
رهبر حماس حق دارد وقتی میگوید عدم توازن شدید قوا این مذاکرات را بشدت غیرعادلانه میکند و به نفع دشمن است. این اصل اساس دیگری است که نخبگان سیاسی غرب آن را به کلی نادیده گرفتهاند. جامعه بینالمللی پیش از این که مذاکرهای با معنی و هدفمند بتواند انجام شود، باید اقدامات اساسیتری انجام دهد. جامعه بینالمللی باید انجام درست رویدادهای زیر را بخواهد: اسرائیل به اشغال و محاصره سرزمینهای فلسطینی خاتمه دهد؛ براساس قطعنامههای سازمان ملل متحد و حقوق بینالملل به مرزهای پیش از جنگ 1967 عقبنشینی کند؛ مذاکرات بدون گرفتن روی تفنگی به طرف فلسطینیان شروع شود و نمایندگان قانونی و منتخب فلسطینیان در آن شرکت کنند حتی اگر عضو حماس باشند. اگر آمریکاییها با این اصول مشکلی دارند باید از فرآیند (صلح) کنار بروند و بگذارند سازمان ملل به آن بپردازد.
درواقع، سازمان ملل باید از همان آغاز به این کار اصرار میکرد و قدم پیش میگذاشت. چرا این سازمان به مسوولیتهایش عمل نمیکند؟
اساسنامه حزب کارگر
در این حال بد نیست کلگ مقدمه اساسنامه حزب خود را نیز بار دیگر مطالعه کند، زیرا این سندی به راستی زیبا است بویژه آنجا که میگوید: «ما از آزادی، شرف و رفاه افراد دفاع میکنیم و حقوق آنان را برای برخورداری از آزادی عقیده و دین میپذیریم و به آن احترام میگذاریم. ما هر نوع تبعیض و تعصب بر مبنای نژاد، رنگ، دین، سن، معلولیت، جنس یا گرایش جنسیتی را رد میکنیم و با همه شکلهای امتیازخواهی و نابرابری تثبیت شده مخالف هستیم. با شناخت این اصل که جستجو برای نیل به آزادی و عدالت هرگز نمیتواند پایان یابد، ما حقوق بشر و حکومت باز را ترویج و از آنها حمایت میکنیم.
مسوولیت ما برای برقراری عدالت و آزادی نمیتواند با مرزهای ملی محدود شود. ما متعهد به مبارزه با فقر، ظلم و سرکوبی، گرسنگی، جهل، بیماری و تجاوز در هر جایی هستیم که وجود داشته باشند و رخ دهند و از حرکت و رفت و آمد آزاد اندیشهها، مردم، کالاها و خدمات حمایت میکنیم.»
این اصول و اصول خوب دیگر برای هدایت اشخاص در زندگی سیاسی مفید هستند. اما کدامیک از آنها در سیاست دولت ائتلافی انگلیس در رابطه با رسواییهای رژیم صهیونیستی در اراضی اشغالی و در اعلامیههای اخیر کلگ به چشم میخورد؟ براستی وقتی ضربالاجل رژیم صهیونیستی درباره شهرکنشینان خوشنشین پایان مییابد، کامرون چه واکنشی نشان خواهد داد؟
آیا این دو سیاستمدار پرجنب و جوش رژیم صهیونیستی را به خاطر دزدی مداوم زمین، زیر پا گذاشتنهای بیپایان حقوق بینالملل، خشونتهای مرگبار کنونی و نادیده گرفتن مداوم قطعنامههای سازمان ملل متحد تحریم خواهندکرد؟
آیا آنان در صورت لزوم همچنان که از رهبران اصولگرا انتظار میرود راه را نشان خواهند داد و دست به اقدامات یکجانبه خواهند زد؟
هفتهنامه الاهرام / مترجم: علی کسمایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم