در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
نیک کاپوس کارگردان این مجموعه 180 دقیقهای، یکی از کارگردانان و تهیهکنندگان مطرح انگلیسی است که از اوایل سال 2000 فعالیت هنری خود را شروع کرد و تهیهکننده و کارگردان تعدادی از مطرحترین کارهای تلویزیونی در این کشور اروپایی بوده است.
روز تریفید با حال و هوای اکشن و دلهرهآور خود، قصهای علمی ـ تخیلی و ترسناک را تعریف میکند که قصه آن در سال 1951 میلادی اتفاق میافتد، ولی سازندگان مجموعه که دهه 50 میلادی را به عنوان رخدادهای قصه انتخاب کردهاند، روی این نکته تاکید میکنند که قصه فاقد یک زمان و مکان خاص است و میتواند در هر نقطهای از جهان و در هر موقعیت زمانی اتفاق بیفتد.
شاید به همین دلیل است که فضاسازی قصه مجموعه دستخوش تغییر است و خیلی وقتها این فضای دهه پنجاهی، بشدت امروزی به نظر میرسد. طبق معمول قصههای فیلمها و مجموعههای علمی ـ تخیلی چند دهه اخیر، قصه روز تریفید درباره تهاجم موجودات بیگانه فضایی به کره زمین و مقابله موجودات انسانی با آنها نیست. اما در قصه مجموعه، حوادث آن پس از یک فاجعه زیستمحیطی اتفاق میافتد. منتقدان ادبی و هنری از قصه روز تریفید به عنوان یک قصه پست آخر زمانی اسم میبرند که پس از یک آپوکالیپس اتفاق میافتد. این قصه یک رمان قدیمی است که سال 1951 توسط جان ویندهام قصهنویس انگلیسی نوشته شد که متخصص نگارش قصههای خیالی و علمی ـ تخیلی بود. او با آن که قبل از این رمان قصههای دیگری هم نوشته بود، ولی با این رمان مشهور شد زیرا گفته میشود برای اولین بار نام اصلی خود را در زیر نوشتهاش قرار داد. با این رمان بود که تبدیل به یک نویسنده مهم و مشهور شد و هنوز هم از این قصه، به عنوان بهترین نوشته او اسم میبرند.
گل پرخاشگر
کتاب 304 صفحهای ویندهام خیلی زود مورد توجه 2 صنعت سینما و تلویزیون قرار گرفت. کاراکتر اصلی قصه (که در نسخه تلویزیونی بیبیسی دوگری اسکات بازیگر مطرح ایرلندی نقش او را بازی میکند) بیل میس نام دارد. او مردی اهل انگلیس است که همه عمر خود را صرف کار و تحقیق روی گلهای تریفید کرده است. گلی که گفته میشود توانایی پرخاشگری و رفتار هوشمندانه دارد. این گلها توانایی راه رفتن روی سهپای خود را دارند، قادر به همفکری و همکاری با یکدیگر هستند و نوعی زهر مرگبار با خود دارند که به آنها کمک میکند تا موجودات محیط خود را به قتل رسانده و از آنها ارتزاق کنند. بیل متوجه این نکته شده که محل اصلی خلق و پرورش گلهای تریفید کشور اتحاد جماهیر شوروی (سابق) است و زمانی که یک هواپیمای حامل دانه و بذر آنها به شکلی اتفاقی سقوط میکند، این گلها آزاد میشوند و خیلی زود گلهای تریفید در همه جای دنیا پخش میشوند.
بیل که به دلیل برخورد با گلهای تریفید در لابراتوار مشکل بینایی پیدا کرده، راهی بیمارستان میشود و دیگران را متوجه این خطر میکند که ممکن است به دلیل مجاورت با گل تریفید بینایی خود را از دست بدهند. تمدن دور و بر بیل بتدریج از بین میرود و او با کمک جوبلانین (با بازی جولی ریچاردسن) کاراکتر دوم قصه مجموعه تصمیم به ترک شهر لندن میگیرند. این دو به گروهی از بازماندگان حادثه در دانشگاه مرکزی شهر به رهبری پیدلی (با بازی جیسن پریسلی) میپیوندند. پیدلی قصد دارد یک کولونی در خارج از شهر بسازد تا بازماندگان هجوم گلهای تریفید در آنجا زندگی کنند. بقیه قصه مجموعه در ارتباط با تلاش این افراد برای ادامه حیات و مبارزه با شیوع بیماری و مصیبت جدید است.
حفظ اعتبار نویسنده
نیک کاپوس که فیلمنامه مجموعه روز تریفید را نوشته است، درباره کار خود میگوید: «با قصه جان ویندهام اکثر مردم انگلیس آشنا هستند و خیلیها مجموعه و فیلم قدیمی که براساس آن ساخته شده است را دیدهاند. به همین دلیل، وقتی قرار شد نسخه تازهای از آن را بسازم در این فکر بودم قصه را کمی مدرن کنم تا تماشاچی امروزی هم از دیدن آن لذت ببرد. در عین حال، کاملا متوجه این مساله بودم که نسل معاصر هم باید بتواند ارتباط خوبی با قصه و حال و هوای آن پیدا کند، میخواستم که کار ما هم در همان خط و حال و هوای ساختههای کلاسیک آن باشد. طبیعتا، انجام چنین کاری چندان ساده و راحت نبود و وقت و انرژی زیادی را میطلبید. ولی من تصمیم گرفته بودم که مجموعه به یادماندنی خلق کنم که بتواند آبرو و اعتبار متن اریژینال و کلاسیک ویندهام را حفظ کند. در طول این سالها برخی از منتقدان ادبی ایرادهایی به قصه ویندهام گرفتهاند و ضعف اصلی آن را غیرقابل باور بودن تهدید گلهای تریفید دانستهاند. زمان تولید مجموعه، تلاش کردم تا ضمن وفاداری به نوشته این نویسنده قدیمی، به گونهای فضاسازی کنم که این تهدید واقعی و قابل باور به نظر برسد.»
این کارگردان تلویزیونی به این نکته اشاره میکند که مجموعههای علمی ـ تخیلی تلویزیونی حال و هوایی متفاوت از کارهای مشابه سینمایی دارند و در آنها خبری از بودجههای عظیم و تولیدات برجسته و جلوههای ویژه پر سر و صدا و چشمگیر نیست. بر همین اساس وی صحبت خود را چنین ادامه میدهد: هر کار تلویزیونی بودجه مشخصی دارد که امکان این کار و فعالیت گسترده را از ما میگیرد.
به همین دلیل، ما مجبور بودیم هنگام تولید روز تریفید بیشتر روی روابط انسانی و مقابله آدمها با خطر پیشرو تمرکز کنیم، تا این که بخواهیم صحنههای پرهیجان علمی ـ تخیلی قصه ویندهام را خلق کنیم. بر طبق استانداردهای تلویزیونی کار ما در زمینه استفاده از جلوههای ویژه معقول و قابل قبول است. خود من هم هنگام تولید مجموعه بیشتر از آن که بخواهم صحنههای مهیج و چشمنواز حادثهای خلق کنم، در فکر بررسی حالات و روحیات کاراکترهایی بودم که در یک وضعیت سخت و دشوار انسانی و طبیعی قرار گرفتهاند. قصه مجموعه به نوعی 2 بخش دارد که بخش دوم و اصلی آن مربوط به دوران پس از هجوم گلهای تریفید و تلاش آدمها و بازماندگان برای ادامه حیات است. من سعی کردم بیشتر روی این بخش قصه تمرکز کنم.
مشابه جنگ دنیاها
برخی از منتقدان تلویزیونی به همین نکته مجموعه ایراد گرفتهاند و در نقدها و تحلیلهای خود روی این مساله تاکید میکنند که مجموعه به صورت یک کار دوباره و غیرمنسجم به نظر میرسد. با این حال، آنها این مجموعه را کاری قویتر و استخواندارتر از نسخه قبلی سینمایی و تلویزیونی آن میدانند. منتقدان ادبی عقیده دارند ویندهام قصهاش را با الهام از قصه معروف «جنگ دنیاها» اچ. جی. ولز نوشته است و نسخههای سینمایی و تلویزیونی جنگ دنیاها (که آخرین آنها را استیون اسپیلبرگ 5 سال با بازی تام کروز کارگردانی کرد) بهتر از نسخههای روز تریفید هستند. ولی نیک کاپوس این شباهتها و این گونه بحثها را رد میکند و عقیده دارد اثر او و همکارانش باید به صورت مستقل مورد ارزیابی و قضاوت قرار گیرد.
قصه روز تریفید اولین بار توسط واحد رادیویی بنگاه خبرپراکنی بی.بی.سی، به صورت یک نمایش رادیویی درآمد. این نمایش رادیویی که سال 1953 روی آنتن رفت، با استقبال بالای شنوندگان روبهرو شد. در همین سال، یک شبکه رادیویی آلمانی هم این قصه را به صورت یک نمایش رادیویی درآورد. بی.بی.سی در سالهای 1957 و 1968 هم یک بار دیگر قصه ویندهام را به صورت نمایشهای صحنهای درآورد. همان شبکه رادیویی آلمانی که این قصه را در دهه 50 به صورت نمایش رادیویی درآورد، آن را در ژانویه 2008 به صورت یک نمایش 4 قسمتی رادیویی تولید کرد. صنعت سینمای انگلستان در سال 1962 هم یک نسخه سینمایی از این قصه تهیه کرد و شرکت انتشاراتی مارول (که خالق قصههای کمیکاستریپی معروفی همچون بتمن، سوپرمن و اسپایدرمن است) هم در سال 1975، این قصه را به صورت یک کار کمیکاستریپی منتشر کرد. شبکه بی.بی.سی قبل از این در سال 1981 یک مجموعه 4 قسمتی از آن تهیه کرد که جان روتین در آن در نقش بیل میس ظاهر شد. این مجموعه در سالهای 2006، 2008 و 2009 دوباره از این شبکه پخش شد. برای نسخه جدید تلویزیونی این قصه، بی.بی.سی سراغ پاتریک هاربینسن فیلمنامهنویس موفق تلویزیونی (که در کارهای پربینندهای مثل «ER» با بازی جورج کلونی و درام دادگاهی «قانون و دستور» همکاری کرده) رفت و از او خواست در کار نگارش فیلمنامه با نیک کاپوس همکاری کند. اپیزود اول این مجموعه 6 میلیون بیننده داشت.
سرمایهگذاری 17 میلیون دلاری
نسخه سینمایی روز تریفید را استیو سکلی کارگردانی کرد و هاوارد کیل، کیدان مور و جنت اسکات بازیگران اصلی آن بودند.
این محصول سال 1962 که رنگی بود حدود 93 دقیقه طول زمانی داشت و سازندگان آن هنگام اقتباس سینمایی خود نسبت به قصه و حال و هوای ویندهام، کاملا وفادار نماندند. کارگردان فیلم همان زمان گفت دلیلی نمیبیند که به قصه و حتی مجموعهای که بیبیسی قبل از آن تولید کرده بود، وفادار بماند. پایان فیلم هم بیشتر شبیه پایان جنگ دنیاها بود تا قصه ویندهام. نسخه تلویزیونی بی.بی.سی در سال 1981 جان دوتین و اما رلف را در نقشهای اصلی داشت. این مجموعه در 6 قسمت نیم ساعته تولید شد و کن هانام کارگردان آن بود. هانام که سال 2004 درگذشت استرالیاییتبار بود و به همین دلیل، این مجموعه او به صورت همزمان در انگلستان و استرالیا روی آنتن رفت. او همکاری با رسانه تلویزیونی انگلستان را از دهه 60 میلادی شروع کرد و تا زمان مرگ، کارگردان تعدادی از موفقترین مجموعههای تلویزیونی این کشور بود.
نسخه جدید روز تریفید با هزینهای 17 میلیون دلاری تهیه شده که برای یک کار اپیزود یک تلویزیونی رقم بالایی به شمار میرود. صحنههای مجموعه در انگلستان و شهر بارسلون اسپانیا فیلمبرداری شد. نیک کاپوس کارگردان مجموعه متولد سال 1996 شهر لندن است که میگوید قصه کتاب ویندهام، کتاب مورد علاقه دوران نوجوانیاش بوده است. او همکاری خود با رسانه تلویزیون را از اوایل سال 2000 با کارگردانی و تهیه چند مجموعه شروع کرد و خیلی زود به صورت یکی از معروفترین تهیهکنندگان تلویزیونی درآمد. از کارهای بسیار موفق او میتوان به اگر... اشاره کرد که در سال 2004 روی آنتن رفت و او تهیهکننده آن است.
بازیگر ده فرمان در روز تریفید
این مجموعه هم مثل دیگر کارهای کاپوس حال و هوایی اکشن و درام دارد. او برای ایفای نقش اصلی روز تریفید و گری اسکات را انتخاب کرد که در سینما و تلویزیون، در نقشها و کاراکترهای متفاوتی ظاهر شده است. این بازیگر اسکاتلندیتبار که فیلمهای سینمایی معروف او ماموریت غیرممکن 2 و انیگما هستند، سابقهای طولانی در کار بازیگری برای رسانه تلویزیون دارد.
او پس از بازی در تعدادی فیلم سینمایی در فاصله سالهای 1997، با فیلم تلویزیونی ده فرمان دوباره به تلویزیون برگشت و بعد از ایفای نقش حضرت موسی روی صفحه کوچک تلویزیون، در بیش از هشت مجموعه و فیلم تلویزیونی ظاهر شد.
روز تریفید تا امروز آخرین کار تلویزیونی است. جولی ریچاردسن همبازی او در این مجموعه دختر تونی ریچاردسن فیلمساز کهنهکار انگلیسی و ونساردگریو بازیگر کلاسیک و ضد جنگ سینماست. ونساردگریو هم در مجموعه روز تریفید بازی کرده است.
مجموعه روز تریفید در شرایطی برای دومین بار توسط رسانه تلویزیون تولید شد که صنعت سینما قصد دارد یک نسخه جدید سینمایی از قصه ویندهام تهیه کند. این فیلم قرار است برای نمایش عمومی در سال 2013 آماده شود و هنوز کارگردان و بازیگران آن انتخاب نشدهاند. این فیلم بیش از آن که اقتباس وفادارانهای به رمان ویندهام یا نسخه سینمایی کلاسیک آن باشد، یک کار متفاوت و برداشت آزاد سازندگانش از این قصه خواهد بود. تهیهکنندگان نسخه جدید سینمایی روز تریفید میگویند تولید نسخه اخیر تلویزیونی آن یکی از عوامل اصلی برای تولید نسخه جدید سینمایی آن بوده است.
آیامدیپی
مترجم: کیکاووس زیاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: