دو هفته پیش مردی در یکی از خیابانهای منطقه کن قدم میزد که یکدفعه کنار یک ساختمان مسکونی تکه کاغذ مچاله شدهای جلوی پایش افتاد، او نگاهی به اطراف انداخت و نامه را برداشت.
زنی در آن نوشته بود 4 مرد او را در طبقه چهارم زندانی کردهاند و قصد دارند به وی آزار و اذیت برسانند. مرد عابر به جای اینکه نامه را دور بیندازد و سعی کند موضوع را نادیده بگیرد، تصمیم گرفت زنناشناس را نجات بدهد. او ابتدا خودش به طبقه چهارم رفت اما هر چه در زد فایدهای نداشت وکسی جوابش را نداد. این اتفاق باعث نشد مرد عابر از تلاش دست بکشد، او این بار راهی منطقیتر را انتخاب کرد و به کلانتری 142 رفت تا از پلیس کمک بخواهد.
ماموران هم با دستور بازپرس شاهنگیان به خانه مورد نظر رفتند. وقتی وارد شدند، دیدند آنجا یک مجلس گلدکوئیستی برپاست و 60 عضو یک شرکت هرمی تشکیل جلسه دادهاند. نویسنده نامه که یک مرد جوان است، وقتی فهمید شگردش جواب داده، خودش را یکی از مالباختگان این شرکت معرفی کرد و گفت بعد از حضور در جلسه سعی کرد کاری کند که اعضای خلافکار این تشکیلات دستگیر شوند، هر چند محتوای نامه دروغ بود، کاری که مرد عابر انجام داد از آن اقدامهایی است که میتواند یادآور این نکته باشد که مسوولیتپذیری هنوز از بین نرفته است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم