در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از سوی دیگر، سیاست خارجی باید تامینکننده منافع ملی کشور باشد که این تصمیمات معطوف به ایجاد امنیت و قدرت برای هر کشوری است.
سیاست خارجی ایران نیز پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران و تبیین اهداف آن توسط مسوولان کشور به گونهای طراحی شده است که منافع بلندمدت کشور را مدنظر قرار دهد.
جواد جهانگیرزاده، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس و دبیرکل شورای اجرایی بینالمجالس مجلس شورای اسلامی و نماینده مردم ارومیه در تحلیل خود از سیاست خارجی کشور عقیده دارد که ایران در اتخاذ تصمیمات خود بخصوص دشمنیهای کشورهای غربی تاکنون پایداری جدی به خرج داده است.
وی در گفتوگویی با «جامجم» به سوالات ما در خصوص بحث تحریمها، مواضع آمریکا در قبال ایران و رفتار روسیه پاسخ داد که آن را میخوانید.
ارزیابی شما از تحریمهایی که علیه ایران شکل گرفته، چیست؟ این تحریمها تا چه اندازه میتواند اثرگذار باشد؟
بحث تحریمها، از مدتها پیش توسط آمریکاییها اداره و هدایت شده است. بعد از صدور قطعنامههای اولیه علیه ایران، ما یک فراغت دو ساله را میبینیم که پیام آن این بود که آمریکاییها روی بحث تاثیرگذاری تحریمها شک و تردید داشتند و امیدهایی به فتنه سال 88 بسته بودند.
البته بعد از این که عملا فتنه سال 88 فروخوابید آمریکاییها تلاش کردند تاثیرگذاری تحریمها را بیشتر کنند.
اما این که چقدر این تحریمها اثرگذار است، باید گفت طبیعی است که هر تحریمی تاثیر دارد. عمدهترین نقطه اتکای غرب در مورد ایران تحریم بنزین بود، اما ایران با تغییر برخی روشهای تکنولوژیک و استفاده از فرصتهایی که در دنیا کم نیست، توانست بر این مشکل کاملا فائق آید. بنابراین ارائه روشهای جدید از سوی ایران بقیه روشهای تحریمی غرب علیه ایران را دچار چالش خواهد کرد. اما قطع یقین نمیتوان گفت که اثرگذاری تحریم روی کشور محسوس نخواهد بود. ولی اثرگذاری تحریمها باعث رسیدن غربیها به آرزوهای آنها نخواهد شد. چون اثربخشی سابق را در جهان فعلی ندارد.
واکنشهای اخیر مقامات آمریکایی این گمانه را تقویت کرده که احتمال دارد این کشور به ایران حمله نظامی کند یا آن را به شکل محدودی اجرا کند، در این زمینه چه تحلیلی دارید؟
بحث حمله نظامی مستلزم ایجاد یک فضای مثبت رسانهای در افکار عمومی بینالمللی است که در این فضا تنها اروپاییان حضور ندارند بلکه چین و روسیه نیز نقش بازی میکنند.
مولفهها برای حمله به ایران آنقدر متنوع است که پیشبینیها را به نتیجه واحدی نمیرساند.
به عنوان مثال باید گفت روابط قدرتی که امروز در روسیه حاکم است، نشان میدهد مقامات این کشور در حال اتخاذ تصمیمات متناقضی هستند و در تحلیل دیگر میتوان گفت روسها به دنبال ایجاد فرصتهای لازم در بحث برخوردهای میان ایران و آمریکا هستند که از هر دو کشور بنابر تفکر خودشان، امتیازاتی را بگیرند.
بحث دیگر این است که روابط قدرت در روسیه قدری متنوع شده و در برخی مواقع باعث رویارویی افکار در مقابل یکدیگر شده است. به عنوان مثال کسانی که در زمان رئیسجمهوری پوتین علاقهمند به ارتقای سطح سیاسی بینالمللی روسیه داشتند و اصلیترین زمینه را ایجاد بسترهای لازم برای جلوگیری از یکجانبهگرایی روسیه میدانستند، در حال حاضر در پشت صحنه حضور دارند و روی صحنه کسانی قرار دارند که با آمریکاییها روابط مناسبی دارند اما به نظر میرسد که استراتژیستهای روسیه مایل به چنین کاری نیستند در چین هم معادلات خاصی وجود دارد و ما شاهد هستیم که در روزهای اخیر به یک ناراضی چینی جایزه صلح نوبل اعطا شد که این یعنی ایجاد بستر کافی برای حمله رسانهای به چین.
به هر حال در دنیا یکسری تحولات در حال رخ دادن است و انتخابات آینده روسیه میتواند پیامهای متفاوت از شرایط فعلی را به همراه داشته باشد.
اما در شرایط فعلی صهیونیستها بشدت مایل هستند که آمریکا را برای حمله نظامی به ایران تحریک کنند ولی چون خودشان نمیتوانند این اقدام را به طور جداگانه انجام دهند مایل هستند که پای آمریکا را به میان بکشند.
مقامات رژیم صهیونیستی از جمله نخستوزیر این رژیم عقیده دارد که آنها مثل یک ماشین قراضه در حال حرکت هستند و ایران با یک لوکوموتیو پرقدرت در حال پیشروی است بنابراین ابزارهایی مثل تحریم و یا مذاکره نمیتواند جلوی این لوکوموتیو پرقدرت را بگیرد. لذا آنها مایلند با روشی مانند حمله نظامی جلوی پیشروی ایران را بگیرند اما در آمریکا دو دستگیها در مورد ایران باعث تغییر و تحولات شده است و ما میبینیم اخیرا مشاور امنیت ملی باراک اوباما استعفا داد که میتوان اصلیترین دلیل آن را که از سوی کارشناسان این کشور مطرح شد عقیده وی در خروج آمریکا از عراق و افغانستان دانست که تاکید کرده نقطه تمرکز آمریکا باید بر روی ایران و کره شمالی قرار گیرد. لذا باید گفت زمینه این استعفا قطعا آن است که در دولت اوباما هم چندگانگی در تفکر در مورد ایران وجود دارد و برخی عقیده دارند که ورود آمریکا به درگیری نظامی با ایران میتواند بخش اعظمی از منافع آمریکاییها در دنیا را دچار مشکل کند. چون این کشور برخی کشورهای منطقه را تقویت کرده و باعث رشد اقتصادی آنها شده و به خطر افتادن ایران به معنای تغییر روابط در کشورهای منطقه خواهد بود.
لذا باید تاکید کرد که احتمال حمله نظامی به ایران فعلا از ضریب پایینی برخوردار است چون بر اثر این اقدام آسیبپذیری آمریکاییها در منطقه بالا خواهد رفت و کشورهای منطقه نیز به دلیل اطلاعات کافی از شرایط ایران و متفاوت بودن ویژگیهای این کشور با عراق و افغانستان میدانند که انسجام و اتحاد ملی در ایران میتواند همه پیشبینیها را دچار مخاطره کند لذا در حال حاضر پیشبینی جامعی در مورد منازعه نظامی امکانپذیر نیست.
آیا شما به طور کلی این قضیه را منتفی میدانید؟
البته هر احتمالی وجود دارد اما اینکه این احتمال چقدر قوی است باید گفت هر چه جلو میرویم این احتمال ضعیفتر میشود.
اخیرا آمریکا در راستای قدرتنمایی، در خاورمیانه اقدام به فروش سلاح به برخی کشورها از جمله کشورهای عربی و عربستان کرده است و یک قرارداد هنگفت نظامی با میلیاردها دلار میان عربستان و آمریکا به امضا رسیده است، سیاست تسلیح اعراب از سوی آمریکا با چه هدفی دنبال میشود؟
فقط بحث تسلیح نیست، چون آمریکا قراردادهایی را با برخی از کشورهای منطقه به مبلیغ 20 میلیارد و 600 میلیون دلار برای ایجاد نیروگاه اتمی نیز بسته است. که باید گفت عمدهترین هدف آمریکا از ایجاد این شرایط ایجاد زمینه ترس برای اعراب است تا کارخانههای آمریکایی بتوانند فعالیت کنند. به هر حال آمریکاییها خطری را عمده جلوه میکنند و از این طریق سلاحهای خود را به فروش میرسانند عقیده دارم هدف از فروش سلاح ایجاد زمینههای درگیری در منطقه نیست و قطعا اعراب منطقه هم میدانند که ایران لقمه راحتی برای فرو دادن نیست.
آمریکا در اقدامی دیگر، قرارداد فروش 20 فروند از پیشرفتهترین جنگندههای دنیا با نام اف35 را با رژیم صهیونیستی امضا کرده است، تجهیز این رژیم چه هدفی را به دنبال دارد؟
وجود رژیم صهیونیستی به تعبیر امام (ره) یک غده سرطانی است که حتی اگر یک سلاح چوبی هم داشته باشد چون اساس و مبنایش براساس یک جریان امپریالیستی و استعماری بسته شده و ماهیتی جعلی دارد و باید از بین برود، اما آمریکاییها در طول تاریخ 50 سال اخیر نشان دادند که بعد از دستیابی به هر سلاحی سریعا رژیم صهیونیستی را به آن سلاح تجهیز میکنند و این اتفاق جدیدی نیست.
فروش هواپیماهای مختلف و جنگافزارهای متعدد نشان میدهد که آمریکاییها مایل هستند رژیم صهیونیستی در حصار امنیتی کافی به حیات خود ادامه دهد و این اقدام آنان شیوهای سنتی برای حفظ حیات این رژیم جعلی است. البته باید گفت رژیم صهیونیستی، به تنهایی مشکلات عمدهای دارد که باعث شده ابهت سابق را نداشته باشد. لذا بزرگ کردن رژیم صهیونیستی برای پوشاندن ضعفهای ساختاری است.
به هر حال فروش سلاح به اسرائیل موضوع عادی است اما در ایران هم نگاههای مختلفی نسبت به این قضیه وجود دارد و برخی معتقدند که تجهیز رژیم صهیونیستی بحث حمله نظامی را جدی میکند اما عدهای نیز عقیده دارند که اسرائیل حتی توان نظامی حمله به ایران را ندارد. لذا با این تفاصیل به نظر میرسد که «پز» جنگ خیلی بیشتر از «تم» جنگ در دستور کار قرار دارد.
دولت آمریکا به اتباع خود هشدار داده که در سفر به ایران دقت لازم را داشته باشند. این هشدارها و ناامن جلوه دادن ایران در جهان، چه خط مشی را دنبال میکند؟
وقتی وزارت خارجه آمریکا این پیامها را میدهد به دنبال این است که از این هشدارها یک استفاده رسانهای داشته باشد.
زنجیرهای که آمریکاییها از ابتدا شروع کردند، استفاده از روشهای مختلف برای تحت تاثیر قراردادن مسائل مربوط به ایران است.
لذا این که اعلام میکنند که شهروندان آمریکایی به ایران نروند یا دقتهای لازم را در سفر به ایران داشته باشند، نشان از واقعه فوقالعادهای نمیدهد بلکه نشان از استفاده رسانهای از یک موضوع میباشد.
آمریکاییها بحث مذاکره با گروه وین را در دستور کار دارند و قصد دارند از این طریق دو بخش مهم، یعنی جریان فتنه که قصد تزلزل در بدنه مردم را داشت و تحت تاثیر قرار دادن مذاکرهکنندگان را دنبال کنند.
به نظر میرسد این بازی سیاسی را نباید خیلی جدی گرفت البته باید تمهیدات لازم در مورد آن را انجام داد.
همزمان با تحولات در منطقه و تجهیز برخی کشورها از سوی آمریکا، روسیه قرارداد خرید سامانه دفاعی موشک اس 300 را با ایران نادیده گرفته و از تعهد خود درخصوص تحویل این سامانه سر باز زده است، از نظر حقوقی لغو چنین قراردادی به صورت یک طرفه چه واکنشی را از سوی دولت ایران به همراه خواهد داشت؟ آیا ایران میتواند تقاضای غرامت نماید؟
سامانه اس 300، سامانهای دفاعی است، یعنی کشوری که قصد دارد از خودش دفاع کند چنین سامانهای را درخواست میکند نه کشوری که به دنبال کشورگشایی است.
بنابراین باید گفت آمریکاییها و برخی سیاستمداران روسیه علاقهمند هستند که فاصلهای بین روابط دو کشور ایران و روسیه طراحی شود. ولیکن با این دیدگاه قطعا کشوری که ضرر خواهد کرد روسیه خواهد بود.
بروز برخی مناقشات و رویارویی ایران با آمریکا این فرصت را فراهم میکند که روسها بتوانند بحث یکجانبهگرایی آمریکاییها را زیر سوال ببرند. لذا آمریکا با یک بازی چندوجهی در حال اقداماتی است که بتواند روسیه را وارد فاز جدیدی نماید.
در بحث اس 300 روسیه اعلام نکرده است که سامانه موشکی را به ایران نمیدهد بلکه تاکید کرده که فعلا ارائه آن را به تعلیق درمیآورد. در روسیه سیاستهای مختلفی در مورد ایران وجود دارد و حتما اگر انتخابات روسیه فرابرسد اتفاقات مهمی در این کشور رخ خواهد داد که احتمال میرود مجموعه این سیاستهای اتخاذی تجدیدنظر اساسی داشته باشد.
عقیده دارم که زمامداران روسیه در حال حاضر از آمریکاییها بازی خوردهاند چون آمریکاییها مایل هستند که روابط سنتی و تاریخی ایران با روسیه به هم بخورد که اگر این اتفاق رخ دهد، واگذاری سامانه اس 300 یک بهانه است. لذا هدف آمریکاییها تنها اس 300 نیست بلکه هدف روابط دو کشور ایران و روسیه است. و در این مسیر برخی مقامات روسیه هم بازی آمریکاییها را خورده و سیاستهای آنها را اجرایی میکنند که این به ضرر روسیه است.
ایران در مورد لغو قرارداد به صورت یکجانبه قصد اقدام حقوقی درخصوص دریافت غرامت را ندارد؟
تقاضای غرامت قابل پیگیری است اما در برابر رفتار استراتژیک با جمهوری اسلامی ایران و سطح تاثیر روابط در حوزه بینالملل اس300 موضوع فوقالعاده مهمی نیست بلکه موضوعات مهمتر از آنان وجود دارد.
پس شما این صحبت رئیس سازمان انرژی اتمی مبنی بر اینکه روسها در چارچوب منافع خود علیه ایران موضعگیری میکنند، اما با ایران هم منافع مشترک کلان دارند را تایید میکنید؟
بله، روسها در سالهای اخیر تناقضهای زیادی در رفتارشان دیده شده است که این رفتار به اشخاصی برمیگردد که به آنها دستور میدهند.
باید گفت امکان تجدیدنظر در رفتار مقامات بالا در روسیه وجود دارد و این زمینه که روسها به سرعت تصمیمات خود را تغییر دهند، دیده میشود بنابراین دل بستن آمریکاییها به روسها ظرف زمانی محدودی دارد.
دل بستن ایران به روسیه هم شامل همین فرآیند است؟
به هر حال ما از مسیر روابط با روسیه هم منافع و ضررهایی را داشتیم اما وجود ارتباط میان روسیه و جمهوری اسلامی ایران مانع اجرای پروژههای دقیق آمریکاییها در منطقه است و حتی ورود چین به زمینه ارتباطی با ایران، آمریکاییها را دچار مشکل کرده است.
آمریکاییها حاضرند با سرمایهگذاری مالی در روسیه شرایطی را فراهم کنند که این کشور از بحث پیگیری منافع بینالمللی خودشان دست بکشند. اما قطعا سیاستمداران متفکر در روسیه چنین فرصتی را به آمریکا نخواهند داد.
بعد از راهاندازی نیروگاه هستهای بوشهر برخی از سایتها از وجود ردپای روسها در آلودگی نیروگاه اتمی بوشهر به کرم اینترنتی استاکس نت خبر دادند. آیا وجود چنین خبری را تایید میکنید؟
در حد رسانهای چنین خبری را شنیدم که باید حتما مورد بررسی قرار گیرد. ریشه بسیاری از اخبار و گمانهزنیها را باید پیگیری کرد و نباید خیلی ساده به مسائل نگاه کرد، بحث ورود یک کرم اینترنتی به سایت اصلی کشور و حوزه انرژی اتمی و اینکه آیا مبنا دارد یا خیر، از مسائلی است که باید مورد بررسی جدی قرار گیرد.
به هر حال آمریکاییها در تلاش هستند با برخی اخبار، رفتار روسیه را برجسته کرده و ایران را با این کشور دچار اختلاف کنند.
با پخش چنین اخباری آینده ایران و روسیه به کجا خواهد کشید؟
ایجاد اختلاف در روابط ایران و روسیه در دستور کار قطعی آمریکاست و از همه ظرفیتهای خود نیز استفاده خواهد کرد. و این تنها منوط به رسانههای غربی نبوده بلکه از رسانههای ما هم استفاده خود را خواهند کرد تا حرف خود را از زبان دیگران بزنند. آمریکاییها مایل هستند حرفهای تند خود را از جانب دیگران بزنند. لذا آنها هرچه بیشتر بتوانند، مانع گسترش روابط میان دو کشور ایران و روسیه خواهند شد.
موضعگیری و سیاست خارجی ایران در قبال چنین رفتارهایی چگونه باید طراحی شود؟
اگر ما موضوع را واگذار به دستگاه سیاست خارجی کشور کنیم به نظر میرسد که طراحی اهداف راحتتر صورت خواهد گرفت.
به لحاظ استراتژیک ما با آمریکا یک هماوردی داریم و این رفتار، سطح سیاسی کشور را متفاوت از گذشته کرده است.
در حال حاضر هیچ کشوری در دنیا به اندازه ایران در جوامع بینالمللی موثر نیست. لذا ایران توانسته در بسیاری از مجامع حاضر شود و به عنوان کشوری که در مقابل آمریکاییها حضور دارد خود را معرفی کند.
عقیده دارم آمریکاییها با تاکتیک رسانهای قصد رسیدن به اهداف خود را دارند اما استراتژی آنها چیزی است که علاقه دارند آن را پنهان کنند.
پس وزارت خارجه باید با شناسایی استراتژیها وارد بحث سیاست خارجی شود؟
بله، دستگاه سیاست خارجی کشور باید با شناسایی استراتژیها با تاکتیکهای آنان مقابله کند، در عین حال در جهان دیپلماسی بحث فاصلهها و بیان مواضع و داشتن موضع، امری پذیرفته شده است و نمیتوان جهان را متقاعد به یک زبان دیپلماسی کرد لذا باید دستگاه دیپلماسی با مشخص کردن مواضع دقیق به حل مسائل بپردازد.
معتقدم اگر قصد داریم خوب عمل کنیم باید ادبیات قابل فهم برای دنیا را بپذیریم و با این شیوه میتوانیم به تبیین مواضع خود بپردازیم. به هر حال در دستگاه سیاست خارجی کشور دیپلماتهایی هستند که برای گفتمان با ادبیات جهانی تربیت شدهاند و راهها را بهتر میدانند لذا باید از ظرفیتهای آنها استفاده کرد و اختیارات کامل به دستگاه سیاست خارجی داد.
پس با این گفته، شما با انتصاب نمایندگان یا مشاوران ویژه رئیسجمهور در امور خارجی مخالف هستید؟ آیا دستگاه سیاست خارجی آنقدر ضعیف عمل کرده که رئیسجمهور مجبور شده که نماینده ویژهای را برای سیاست خارجی معین کند؟
مشخص شدن نمایندگان ویژه در قانون اساسی تعریف شده است؛ اما باید پرسید که این نمایندگان ویژه چه کاری را میخواهند انجام دهند!
به هر حال جای سوال دارد که نماینده ویژه رئیسجمهور در امور آسیا چه کاری را قصد دارد انجام دهد که معاون آسیایی وزارت خارجه نمیتواند آن را انجام دهد.
در برخی از موضوعات مهم میتوان نماینده ویژه منصوب کرد؛ اما این که به یکباره برای چند قاره نماینده ویژه تعیین کنید، امری نادرست است.
به هر حال به هنگام مشخص کردن نماینده ویژه، باید افرادی برای این سمت مشخص شوند که دارای تخصص باشند، نه آدمی که 20 نوع مسوولیت دارد و حالا یک کار جدید هم به مسوولیتهای قبلیاش اضافه شود.
مگر در کشور ایران، آدم ذوالفنون چند نفر داریم که در همه زمینهها توانمند باشد! به هر حال توانمندی انسانها محدود است.
حرف اینجاست که نماینده ویژه منتصب رئیسجمهور چه کاری را میخواهد انجام دهد که وزارت خارجه ما از آن ناتوان است؟ به هر حال وقتی صحبت نماینده ویژه میشود و در حوزههای خاورمیانه، آمریکای لاتین، آفریقا و آسیا نماینده مشخص میشود، این به آن معناست که وزیر خارجه ناتوان است، لذا باید وزیر خارجه عوض شود.
به هر حال وزیر خارجه هیچ اصراری ندارد که در این پست باقی بماند؛ اما کلان ماجرا مشخص میکند که وزیر امور خارجه به دلیل این که از متن وزارتخانه است، پیگیریهای کافی را دارد و جزو وزرایی است که عملکردش با توجه به انتقادات، در وضعیت خوبی قرار دارد.
نگاه دولت نهم و دهم در سیاست خارجی، بیشتر به جای توجه به کشورهای غربی به سمت کشورهای آفریقایی و آمریکای لاتین است. شما این سیاست را چقدر موفق میدانید؟
این سیاست دولت یکی از موفقیتهای چشمگیر برای کشور محسوب میشود. اتخاذ چنین سیاستی از سوی دولت یک ابتکار درست برای ارتقای سطح کشور بوده است. خیلی از کشورهای اروپایی و آمریکایی مایل هستند که جهان را محدود به روابط با خودشان نمایند؛ اما ایران در ابتکاری توانسته از ظرفیتهای متفاوت جهان در اقصا نقاط دنیا بخصوص آفریقا و آمریکای لاتین استفاده کند که این اقدام کاری روشن، دقیق و قابل دفاع است و این سیاست باید ادامه یابد.
البته این سیاست به معنای ترک روابط با اروپا نیست.
اخیرا هیات پارلمانی ایران، سفری را برای حضور در اجلاس بینالمجالس به ژنو داشت، به عنوان دبیرکل شورای اجرایی بینالمجالس مجلس شورای اسلامی، چه ظرفیتهایی از توانمندی ایران در این اجلاس مطرح شد؟
ایران در این ساختار، در کمیتههای مهمی چون امنیت، صلح بینالملل و توسعه کشاورزی عضو است که بدون استثنا، نمایندگان جمهوری اسلامی ایران در این کمیتهها به اظهارنظر پرداختند و حرفهای اساسی را مطرح کردند.
نمایندگان ایران در این اجلاس با طرح پیشنهادی توانستند ماده اضطراری درخصوص سیل پاکستان را مطرح کنند که این ماده توسط همه نمایندگان کشورهای جهان مورد تایید قرار گرفت.
به هر حال استفاده از همه ظرفیتها برای جمهوری اسلامی بخصوص در چنین اجلاسهایی میتواند نقطه قوتی برای کشور بخصوص در بیان مواضع، ارتقای سطح تصمیمگیریها و فضای ذهنی نمایندگان دیگر کشورها باشد.
در این اجلاس، آیا نمایندگان ایران توانستند به طرح دیدگاههای خود و جذب نظر نمایندگان کشورهای اروپایی بپردازند؟
ما در این اجلاس با نمایندگانی از کشورهای اروپایی دیدار کردیم و حتی سفری را به آتن داشتیم. ما سعی کردیم روابط گروههای دوستی و پارلمانی کشورها را فعال کنیم.
به هر حال فعال شدن گروههای پارلمانی میتواند در تغییر ذهنیت جهان نسبت به جمهوری اسلامی ایران موثر باشد.
خیلی از کشورهای جهان، رفتار منطقی و عقلایی جمهوری اسلامی ایران را میپسندند، بنابراین ما میتوانیم با تکیه بر این مزیت، ظرفیت کشور را ارتقا دهیم.
فاطمه امیری
گروه سیاسی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: