سناریوهای جدید برای ادامه اشغالگری

15 اکتبر برابر بود با پایان نهمین سال لشکرکشی آمریکا به افغانستان. در اکتبر 2001 آمریکا به بهانه انتقام از عاملان حادثه 11 سپتامبر و مبارزه با تروریسم و با شعار آغاز جنگ‌های صلیبی به افغانستان لشکرکشی کرد. اکنون 9 سال از آن زمان می‌گذرد؛ در حالی که در کارنامه آمریکا می‌توان اموری چون کشتار صدها هزار غیرنظامی، ترویج فساد در افغانستان، تاسیس پایگاه‌های نظامی برای حضور بلندمدت، ناتوانی در برابر طالبان و آنچه تروریسم در افغانستان نامیده می‌شد، شکاف میان اعضای ناتو و تلاش آنها برای خروج از ائتلاف جنگ، تلاش‌های جدید برای سلطه نظامی بر پاکستان، استمرار بحران‌های امنیتی در غرب و سراسر جهان و... را مشاهده کرد.
کد خبر: ۳۵۹۸۱۹

در شرایطی که به اذعان مقامات سیاسی و نظامی جهان و حتی آمریکا، این جنگ تاکنون دستاوردی برای اشغالگران نداشته است، این روزها واشنگتن به دنبال توجیهات جدید برای حضور بلندمدت خود در افغانستان است. به عبارتی دیگر آمریکا که در طرح‌های گذشته خود ناکام مانده، اکنون استراتژی‌های پنهان و آشکار جدیدی را برای توجیه ادامه اشغالگری و حفظ متحدانش در پیش گرفته است که در چند بخش اجرا می‌شود.

تاکید بر فساد اداری

از نکات مهم در تبلیغات رسانه‌ای و سیاسی آمریکا و غرب در قبال افغانستان، تاکید بر فساد اداری جاری در افغانستان است. آنها در تبلیغات خود تاکید دارند که عدم بازسازی کشور و بحران امنیتی و اجتماعی، برگرفته از فساد حاکم بر ساختار اداری افغانستان است که از ریاست جمهوری آغاز و به سایر بخش‌ها گسترش می‌یابد. آنها برای تکمیل پروژه‌ خود آمارهایی از درآمدهای کرزای رئیس جمهور و مقامات افغان در خارج از کشور و نیز چگونگی فساد حاکم بر ساختار اجتماعی و اداری منتشر کرده‌اند. هر چند فساد حاکم بر افغانستان امری انکارناپذیر است اما غربی‌ها با برجسته‌سازی آن برآنند تا اهدافی همچون، اولا سرپوش نهادن بر نقش خود در بحران‌های ایجاد شده در افغانستان بویژه نقش آنها در از بین رفتن هزاران شغل و گرایش افغان‌ها به تولید موادمخدر و تخلفات اداری، ثانیا توجیه عدم تحقق وعده‌های خود برای بازسازی افغانستان، ثالثا توجیه ادامه حضور نظامی و دخالت‌های سیاسی در امور افغانستان به بهانه مبارزه با فساد را اجرایی سازند. بسیاری از ناظران سیاسی تاکید دارند که اشغالگران با حربه افزایش فساد اجتماعی و اداری برآنند تا از آن به عنوان مولفه‌ای برای توجیه بسیاری از تحرکات خود حتی به چالش کشاندن ساختار سیاسی بهره‌برداری کنند. آنها در عین حال تاکید دارند که فساد حاکم بر ساختار سیاسی و اداری افغانستان نتیجه مستقیم اشغال و تحرکات پنهان اشغالگران است.

دخالت در انتخابات

انتخابات افغانستان برای تعیین 249 نماینده پارلمان در 27 شهریور در حالی برگزار شد که اشغالگران با عناوین مختلف به دنبال بهره‌داری از آن جهت تامین منافع خود بودند. پیش از برگزاری و هنگام انتخابات، اشغالگران با هزینه کردن میلیون‌‌ها دلار تلاش کردند تا افرادی را که همسو با اهداف خود هستند، راهی پارلمان سازند. هدف اصلی آنها در حاشیه قرار دادن نیروهای جهادی و حامیان استقلال افغانستان بود که جنگ با شوروی و طالبان را در کارنامه داشتند. آمریکا سلطه پنهان بر پارلمان را راهی برای سلطه بلندمدت خود بر افغانستان می‌داند که می‌تواند زمینه را برای حضور و دخالت در امور افغانستان فراهم سازد. آنها تلاش دارند با استفاده از پارلمان قوانین و توافقنامه‌هایی را اجرایی کنند که به اشغال این کشور برای بلندمدت مشروعیت می‌بخشد. تکرار سرنوشت ژاپن و کره‌جنوبی که از زمان جنگ جهانی دوم میزبان نظامیان آمریکایی هستند، برای افغانستان هدف نهایی این طرح است.

فاز بعدی تحرکات انتخاباتی آمریکا پس از برگزاری انتخابات شکل می‌گیرد. آمریکا در حالی سعی داشت تا انتخابات را نتیجه دموکراسی اهدایی خود معرفی کند که با تاکید بر ناآرامی‌ها و تخلفات صورت گرفته در انتخابات بر آن بود تا چنان وانمود سازد که افغان‌ها هنوز توانایی اداره کشور را نداشته و اشغالگران برای نهادینه کردن به اصطلاح دموکراسی باید در این کشور حضور بلندمدت‌تری داشته باشند.

اعلام زمان خروج

از دیگر نکات مطرح در تحولات افغانستان، برخی اظهارات از سوی آمریکایی‌ها از جمله اوباما رئیس جمهور است که سال 2011 را زمان آغاز مرحله خروج و سال 2014 را زمان پایان خروج از افغانستان اعلام کرده‌اند. این ادعا در حالی مطرح شده که فرماندهان نظامی آن را غیرممکن دانسته و بر احتمال جنگ تا ده‌ها سال تاکید دارند. هر چند که بر اساس تحولات افغانستان بویژه گرفتاری اشغالگران در بحران‌های گسترده، خروج از افغانستان به تنها راه نجات آنها مبدل شده، اما تاکید بر دو اصل آموزش نیروهای نظامی افغان با میلیاردها دلار هزینه و تعیین زمان خروج در حالی که پیش از این بر حضور بلندمدت تاکید شده بود، می‌تواند بر گرفته از اهدافی خاص باشد. بسیاری از ناظران سیاسی تاکید دارند که آمریکا با اعلام این دو طرح سعی دارد تا از یک‌سو روحیه سربازان و افکار عمومی خود را برای ادامه جنگ بالا برده و با وعده خروج، عملیات‌های جدید در افغانستان را توجیه کند و از سوی دیگر با این ادعاها از میزان اعتراض‌های مردم افغانستان به طرح‌های خود کاسته و به نوعی آنها را با اهداف سیاسی و نظامی خود همراه سازد. به عبارت دیگر طرح خروج و آموزش نیروهای افغان بهانه‌ای برای توجیه جنگ‌افروزی‌های جدید و کشتارهای گسترده‌تر است؛ چنان‌که اشغالگران با این دو بهانه بر میزان نیروهای خود در این کشور افزوده‌اند و نتیجه آن کشته شدن تعداد بیشتری از افغان‌ها بوده است.

بالا بردن فضای امنیتی

آمریکا و غرب همواره با بالا بردن فضای امنیتی حاکم بر کشورهایشان تلاش کرده‌اند تا جنگ‌افروزی‌ها و تحرکات خارجی خود را توجیه کنند. در هفته‌های اخیر نیز در آمریکا و اروپا به بهانه تکرار حملات تروریستی، بازداشت برخی عوامل تروریستی، روی دادن انفجارها و اعلام چندین بمب‌گذاری و... فضایی امنیتی ایجاد شده است. نکته مشابه در تمام آنها آن‌که عوامل حاضر در افغانستان، پاکستان، یمن و آفریقا به عنوان عاملان این بحران‌ها معرفی شده‌اند. این امر بهانه‌ای است تا رضایت افکار عمومی برای ادامه جنگ افغانستان کسب شود. البته آمریکایی‌ها به منظور تکمیل این پروژه و بیان اقتدار خود برای مقابله با این تروریست‌ها گزارش‌هایی مبنی بر فعالیت گسترده دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی در سراسر جهان جهت مبارزه با تروریسم منتشر کرده‌اند. بسیاری از ناظران سیاسی تاکید دارند که گزارش نشریات آمریکایی مبنی بر تشکیل ارتش پنهان آمریکا با 3 هزار نیرو در افغانستان برای مقابله با طالبان بخشی از این سناریوست تا نشانه‌ای بر عزم جدی آمریکا جهت مبارزه با تروریسم باشد. آمریکا و شخص اوباما همچنان در تلاشند تا خود را ناجی امنیت بین‌المللی معرفی کنند تا در لوای آن به اشغالگری و کشتارهای خود ادامه دهند.

حمله به پاکستان

آمریکا که در سال‌های اخیر به بهانه‌های مختلف حملات هوایی بسیاری به پاکستان داشته اکنون به دنبال توجیهات جدید جهت اجرای این پروژه است. سیل پاکستان و فعال شدن طالبان برای ترویج خواسته‌های خود به بهانه امدادرسانی اکنون بهانه‌ای شده تا آمریکا در کنار تحرکات نظامی در پاکستان به کشتار گسترده مردم این کشور مبادرت ورزد.

به عبارت دیگر اشغالگران افغانستان به جای کمک به مصیبت‌زدگان پاکستان، سیل را بهانه‌ای قرار داده تا حملات خود به پاکستان و ادامه اشغالگری در افغانستان را برای مقابله با طالبان توجیه کنند، در حالی که نتیجه آن قربانی شدن هزاران انسان بی‌گناه است.

نتیجه‌گیری

در جمع‌بندی کلی از تحولات افغانستان می‌توان گفت اشغالگران بویژه آمریکا بار دیگر حربه‌های جدیدی را برای ادامه اشغالگری خود در پیش گرفته‌اند؛ در حالی که برای توجیه تحرکات خود به هر ابزاری متوسل می‌شوند. آمریکا اکنون مجموعه‌ای از مولفه‌های سیاسی و نظامی را در پیش گرفته است در حالی که اصل کشتار همچنان اولویت این طرح‌ها را تشکیل می‌دهد.

البته باید در نظر داشت که این رویکردهای جدید هر چند برای ادامه اشغالگری است اما یک اصل اساسی را آشکار می‌سازد و آن این‌که اشغالگران همچنان در اجرای اهداف خود ناکام بوده‌اند، چنان که برای تحقق اهداف خود به سناریوهای جدید روی آورده‌اند. به صراحت می‌توان گفت اشغالگران در بحرانی گرفتار شده‌اند که ادامه حضورشان به منزله تشدید چالش‌هایشان و خروج از آن رسوایی بزرگی برای آنها خواهد بود.

قاسم غفوری / جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها