در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از سوی دیگر کشور ما به دلایل مختلف تاریخی، فرهنگی، جغرافیایی و... ظرفیت بالایی در مستندسازی دارد که میتواند بخش عمدهای از نیازهای مخاطبان تلویزیونی ما را پاسخ دهد.
همین ضرورت و نیازها بود که لزوم تاسیس شبکه مستقل مستند را ایجاب کرد و اکنون در آستانه یکسالگی پخش آزمایشی آن هستیم و ظاهرا قرار است در همین سال جاری به شکل عمومی کار خود را شروع کند.
چه بهانهای از این بهتر تا با محمد زینالعابدینی مدیر گروه مستند و قائممقام شبکه 4 سیما و رئیس شبکه مستند به گفتگو بنشینیم. به گفته او، مستند مثل قالی ایرانی است که هرچه از عمر آن میگذرد گرانقیمتتر میشود.
وی خبرهای خوبی هم برای علاقهمندان مستند دارد. اگر شما هم علاقهمند مستند هستید، این گفتگو را بخوانید.
قبل از اینکه وارد گفتگو شویم میخواستم بدانم که آیا بخش مستقلی به نام مستند اختصاص به شبکه 4 دارد یا شبکههای دیگر سیما میتوانند بخش مستند داشته باشند؟
اولین شبکهای که گروه مستقلی به نام گروه مستند راهاندازی کرد، شبکه 4 بود. کلا زمانی که نسل دوم شبکههای تلویزیونی شروع به کار کردند، توجه به مستند در سیاستگذاریهای سازمان قرار گرفت که شبکه 4 آغازکننده آن بود.
از 6 ـ5 سال پیش که بازنگری در ساختار شبکههای تلویزیونی اتفاق افتاد، مرکز مستندسازی در سیما تشکیل شد که واحدی مستقل برای تولید آثار مستند بود که البته بعدا به گروههای مستند در داخل شبکههای تلویزیونی تبدیل شد. در حال حاضر به غیر از شبکه 4 شبکههای یک و 2 هم گروه مستند دارند و شبکههای دیگر هم در این زمینه برنامهریزی کردهاند.
ظاهرا شبکه 4 در حوزه مستند به اداره کلی میماند که برای شبکههای دیگر سیاستگذاری میکند؟
نه اینطوری نیست. سیاستگذاری در حوزه مستند توسط هر شبکه به شکل مستقل صورت میگیرد و اهداف همان شبکه را دنبال میکند. مثلا گروه مستند شبکه یک اهداف تعریف شده برای این شبکه را در قالب تولید آثار مستند دنبال میکند.
پس با توجه به اهداف و کارکردهای شبکه 4، مستندهای این شبکه برای مخاطبان فرهیخته و خاصتری تولید و پخش میشود؟
درست است. ضمن اینکه فیلم مستند به دلیل وجوه پژوهشی، تحقیقاتی و کارکردهای آموزشی که دارد اساسا بیشتر از سوی مخاطبان تحصیلکرده مورد توجه قرار میگیرد. در عین حال ما وظیفه داریم در تولید مستند با ایجاد جذابیتهای ممکن برای مخاطبان عامتر هم برنامههایی فراهم کنیم.
من فکر میکنم که این بعد قضیه مهمتر است، یعنی تلویزیون بویژه شبکه 4 باید به سمتی حرکت کند که بتواند مخاطبان عام را علاقهمند به مستند کرده و شناخت آنها را درباره این گونه فیلمها افزایش دهد. خیلی از مردم ما هنوز گمان میکنند که مستند همان برنامههای راز بقاست و با انواع دیگر مستندسازی آشنایی ندارند.
درست است. ما باید در طراحی همه آثار تلویزیونی این کار را بکنیم. در بخش مستند هم اولین کاری که باید انجام شود تعریف مخاطب است. وقتی ما مخاطب خود را درست تعریف کنیم و او را بشناسیم و بر پایه دانش او برنامهریزی کنیم سطح دانش او را هم ارتقا میدهیم. به نظر من مخاطبشناسی و توجه به نیازها و ذائقه او در هیچ رسانهای به اندازه تلویزیون اهمیت ندارد و تلویزیون مهمترین رسانهای است که باید مخاطبشناسی و مخاطبپروری در آن صورت بگیرد. جذب مخاطب در تلویزیون خیلی پیچیدهتر و دشوارتر از سینماست و به تمهیدات آگاهانه و عالمانهای نیاز دارد. مثلا در بخش مستند، مخاطب ما جذب مستندی که صرفا اطلاعات میدهد، نمیشود لذا باید مستندهای ما واجد جذابیتهای سرگرمکننده و دراماتیک باشد تا انگیزه تماشای آن در بیننده بالا برود.
شبکه 4 ، 15 سال در بخش مستند تجربه دارد که تجربه ارزشمندی است و باید از آن در جهت اعتلای مستند در تلویزیون استفاده شود.
این مساله موجب میشود که بتدریج مخاطب عام هم به یک مخاطب خاص تبدیل شود.
حتما همینطور است. اگر ما هدفگذاری مخاطب را درست انجام دهیم و سطوح مخاطبان را مبتنی بر یک ساختار علمی تعیین کنیم به یک کارکرد آموزشی میرسیم که مخاطب عام را تربیت کرده و با ارتقای سطح دانش و ذائقه او به یک مخاطب خاص تبدیلش کنیم.
ضمن اینکه بیرون از ساختار و کارکرد رسانهای تلویزیون با توجه به تغییر و تحولاتی که در نظام اجتماعی و فرهنگی جامعه در حال تحقق است درصد افراد تحصیلکرده ما در حال افزایش است و بالطبع هرچه که زمان جلوتر میرود به شکل طبیعی بر تعداد مخاطبان خاص افزوده میشود و همین اتفاق یعنی اینکه رسالت شبکهای مثل 4 یا گروه مستند در قبال این تحول اجتماعی بیشتر میشود.
موافقم. در زمان حال ما نزدیک به یک و نیم میلیون دانشجو داریم که هر ساله بخشی از آنها وارد جامعه و فعالیت اجتماعی میشوند و مدام مخاطبان تحصیلکرده و فرهیخته ما در حال افزایش است. به همین دلیل در 15سال گذشته تعداد مخاطبان شبکه 4 افزایش یافته است.
سیاست شبکه 4 در نمایش آثار مستند چیست. آیا ضوابط و آییننامه خاصی برای پخش این آثار دارید؟
ما برای رسیدن به اهدافمان 2 کار را انجام میدهیم؛ اول این که در بخش تولید خودمان سرمایهگذاری میکنیم و با توجه به اهداف و بودجه سالانهای که در نظر گرفته شده، موظفیم که فیلم مستند تولید کنیم. اصل فعالیتهای ما در همین بخش است. از مجموعه طرحهایی که بهدستمان میرسد، بهترینها را برای تولید انتخاب کرده و به بهرهبرداری میرسانیم. بخش دوم به افراد یا ارگانهایی تعلق دارد که خودشان در این زمینه سرمایهگذاری کرده و به تولید مستند میپردازند، بعد برای فروش یا نمایش در اختیار ما قرار میدهند. در شبکه 4 این اصل وجود دارد که قاعدتا هر اثری که میخریم قابل نمایش باشد، چون هدف ما نمایش آثار مستند است نه تولید یا آرشیو کردن آنها. البته گاهی یک اثری را خریداری میکنیم اما در آرشیو نگه میداریم و در زمان مناسب پخش میکنیم. حالا اگر مستند تولید شده در چارچوبهای قابل پخش بودن از تلویزیون باشد از آن اثر و مستندساز حمایت میکنیم. در واقع رویکرد ما در این بخش رویکرد حمایتی است چون اعتقاد داریم که نمایش این آثار به نفع ما هم است و کمک میکند تا بتدریج خود افراد توان تهیه و سرمایهگذاری آثار مستند را پیدا کنند.
خب این به معنی موازیکاری با نهادهای مشابه مثل مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی محسوب نمیشود؟
به هیچ وجه موازیکاری نیست، به این دلیل که ما رسانه پخش هستیم که در کنارش تولید هم داریم. ضمن اینکه در بخش حمایتی، آموزش جزو وظایف ما نیست. حمایت ما در سرمایهگذاری تولید و پخش این آثار است. ارگانهای دیگر از جمله مرکز گسترش دارای کارکردها و وظایف آموزشی هم هستند. هدف ما افزایش کیفیت تولیدات و نمایش آنهاست. تفاوت ما با مراکز و نهادهای مشابه در همین مساله است.
اگر گروه مستند همین یک وظیفه را داشته باشد و به آن عمل کند کار بزرگی انجام داده است، چون مشکل مهم سینمای مستند شاید بیش از تولید در نمایش و اکران این آثار باشد. حمایت تلویزیون از مستندسازان پس از مشارکت در تولید یا نمایش و پخش این آثار اتفاق میافتد. به نظر شما نقش حمایتی تلویزیون از این حیث از آثار مستند کمرنگ نیست و آیا چتر حمایتی آن شامل همه افراد یا انواع مستندها میشود؟
واقعیت این است که سازمان این اهداف و رسالتها را با تاسیس شبکه مستند دنبال میکند. از 14 مهر سال گذشته پخش آزمایشی شبکه مستند شروع شد که 5 ساعت در روز بود، الان به یک شبکه 24 ساعته تبدیل شده که به شکل شبانه روزی فیلم مستند پخش میکند. برنامه این شبکه هم مبتنی بر 3 باکس 8 ساعته است. از ساعت 4بعدازظهر تا 12 شب باکس اصلی شبکه مستند است که هر کدام از برنامههایی که در این ساعات پخش میشود با 40 ساعت تاخیر تکرار اولش و با 80 ساعت دیگر تکرار دومش پخش میشود. در واقع در طول هفته هر برنامه 3 بار روی آنتن میرود و به گونهای برنامهریزی شده که همه افراد با برنامهریزیهای متفاوت فرصت تماشای آثار مستند را داشته باشند.
تامین برنامه برای این حجم از کار با توجه به وضعیت تولیدات آثار مستند در کشور ما آیا امکانپذیر است؟
به دلیل اینکه سرعت عمل سازمان برای تاسیس شبکه مستند خیلی بالا بود، تلاش کردیم برنامههای 5/1 تا 2 سال را از طریق منابع آرشیوی تامین کنیم و در یک سال گذشته صد در صد برنامههایمان از طریق آرشیو بوده، اما بتدریج با شروع تولیداتمان این 8 ساعت را به آثار جدید اختصاص خواهیم داد و انشاءالله با افزایش تولیدات داخلی و تامین آثار مستند از طریق خریداری از بیرون مشکل خاصی در تامین برنامه نخواهیم داشت. اتفاقا به همین دلیل سازمان باید از تمام ظرفیت و پتانسیلی که در حوزه مستندسازی در کشور وجود دارد جهت تولید و بهرهبرداری استفاده کند. تاسیس این شبکه به سرمایهگذاری در حوزه مستند کمک خواهد کرد و نتیجه این سرمایهگذاری به شکل تامین برنامه در خود سازمان هزینه خواهد شد. همین جا این نکته را بگویم که ما در خرید مستندهای خوب و ارزشمند برخلاف بخش تولید هیچ محدودیتی نداریم.
بخشی از برنامه را از مستندهای خارجی میتوانید تامین کنید، درست است؟
در حال حاضر 80 درصد برنامههای ما از طریق مستندهای خارجی تامین میشود و 20 درصد داخلی. فعلا هم قصد داریم که این نسبت را حفظ کنیم. همین 20 درصد داخلی تقریبا 800 ساعت در سال از نیازهای شبکه مستند ما را تامین میکند. وقتی جریان تولیدات داخلی افزایش پیدا کند بتدریج این توازن به نفع مستندهای داخلی تغییر میکند. به نظر من برای رسیدن به این هدف باید از نهادها و سازمانهای مختلف استفاده کرد و فقط نمیتوان تامین و تولید مستند را به صدا و سیما و شبکه مستند محدود کرد. از طرف دیگر اگر سرمایهگذاریهای خصوصی در بخش مستند رونق بگیرد، آنوقت سازمان هم از فرصت بیشتری برای تامین برنامههای خود برخوردار خواهد شد. این اتفاق در همه جای دنیا رخ میدهد. در کشورهای توسعهیافته کمپانیها و موسسات اقتصادی برای معرفی کالاهای خود مستندسازی میکنند یا مراکز و موسسات دانشگاهی برای معرفی و تبلیغات خود به ساخت مستند اقدام میکنند. به نظر من دولت برای پروژههای بزرگ و ملی خود بخشی از بودجه را به تولید مستند درباره آن پروژه اختصاص دهد. این کار هم موجب میشود دولت، عملکرد خود را تثبیت کرده و به مردم معرفی کند و هم به مخاطبان اطلاعات و آگاهی درباره آن پروژه داده میشود و هم سازمانی مثل صداوسیما میتواند از این طریق بخشی از برنامههای خود را تامین کند. در واقع تولید و حمایت از مستند و مستندسازان یک فرآیند بین بخشی است و مستلزم همکاری و مشارکت نهادهای مختلفی درکنار تلویزیون است.
درست است در بخش تولید به یک همکاری بینبخشی نیاز داریم اما در بخش اکران و نمایش که معضل اصلی بخش مستند است هیچ نهادی به اندازه صداوسیما و شبکههای تلویزیونی نمیتواند نقش حمایتی داشته باشند.
دقیقا همینطور است. نمایش آثار مستند قطعا با تلویزیون است. اساسا رسانه ملی تولیدات مختلف در بخشهای گوناگون ملی را باید به نمایش بگذارد و تحتپوشش تصویری خود قرار دهد. البته اکنون تب تبلیغات و آگهی بازرگانی برای نهادهای صنعتی و اقتصادی جا افتاده است اما تاثیر غیرمستقیم کالا در مستند خیلی بیشتر و ماندگارتر از تیزرهای تبلیغاتی است. اگر ضرورت مستندسازی در بخش صنعتی و اقتصادی شکل بگیرد قطعا در توسعه و شکوفایی سینمای مستند بسیار موثر است. در کنار معرفی داخلی، آثار مستند چه بسا بیش از سینمای داستانی میتواند توانمندیهای ما را در سطح بینالمللی و جهانی معرفی کند و بالطبع در مناسبات اقتصادی در سطح کلان تاثیر مثبت بگذارد.
آقای زینالعابدینی به غیر از بحث نمایش یکی از مسائل مهم دیگری که به ویژه در ارتباط با پخش مستند در تلویزیون وجود دارد خط قرمزهای رسانه ملی است. به نظر میرسد این خط قرمزها به دلیل ماهیت رئالیستی مستند و عریانتر بودن واقعیت در آنها پررنگتر هم هست. آیا همینطور است؟
به هر حال سازمان یا نهاد رسانهای برای خودش ضوابط و سیاستهایی دارد که طبق آن عمل میکند. من نمیخواهم از خط قرمز به معنای متداولش استفاده کنم بلکه میخواهم بر وظایف رسانهای تلویزیون تاکید کنم. یک وقت ما معضل اجتماعی را با رسانهای کردن آن تبلیغ میکنیم. خب طبیعی است که تلویزیون نمیتواند دست به این کار بزند و به نظرم این یک رفتار کاملا منطقی است.
خب شاید آنچه از سوی تلویزیون به عنوان تبلیغ یک معضل اجتماعی شناخته میشود از نگاه خود مستندساز یا مخاطب یک آسیبشناسی اجتماعی باشد. معیار تشخیص این دو چیست؟
بخشی از این معیار به اعتماد بین سازمان و مستندساز برمیگردد و بخشی از آن هم به شیوه رویکرد و طرح مساله. در واقع نوع پرداخت به موضوع در این ماجرا خیلی تاثیر دارد و رسانهای کردن یا نکردن آن را تعیین میکند. این مساله بویژه در مورد مستندهای اجتماعی بیشتر مصداق دارد، وگرنه رئیس سازمان صداوسیما همواره تاکید کردهاند که در طرح موضوع هیچ محدودیت و خط قرمزی وجود ندارد. ضمن اینکه مستند اجتماعی لزوما نباید مخاطب را تحت بمباران نقاط ضعف قرار دهد و در کنار آن از نقاط مثبت و قوت هم سخن بگوید و آن را نشان دهد.
در واقع مشکل اصلی در تشخیص این مصادیق است که آیا مستندی که به طرح مسائل اجتماعی پرداخته رویکرد آسیبشناسانه داشته است یا مصداقی از سیاهنمایی است؟
به نظر من خود اثر از خودش دفاع میکند و ماهیت خودش را لو میدهد. در واقع حس و لحن و زبانی که در فیلم به کار رفته نشان میدهد که آیا این مصداق سینمایی است یا به قصد آسیبشناسی صورت گرفته است. به عبارت دیگر تالیف، خودش نیت مولف را برملا میکند. نوع کادر و زاویه دید مستندساز، تقریبا ماهیت کار را مشخص میسازد.
در حین گفتگو با شما داشتم فکر میکردم که در حوزه مستند چقدر سوژه و موضوع برای مستندسازی وجود دارد و اگر در سینمای داستانی با کمبود قصه مواجه هستیم در اینجا انواع و اقسام سوژه هستند که میتواند دستمایه ساخت مستند قرار بگیرند.
یک جملهای هست که میگوید ایران بهشت مستندسازی است. تنوع زیستی ـ قومی و جغرافیایی و تنوع فرهنگی و اجتماعی که در ایران وجود دارد قابلیت مستندسازی آن را استثنایی کرده است. شما هر زمانی از سال را در نظر بگیرید بالاخره یک نقطه از ایران وجود دارد که واجد منطقه خوش آب و هوایی است. ضمن اینکه ما یک تاریخ ریشهدار و کهن داریم که خودش سوژه مستندهای زیادی میتواند باشد. واقعا باید از این فرصت طلایی در حوزه مستند استفاده کنیم. به نظر من یکی از برکات تاسیس شبکه مستند همین بود که ضعفها و کمبودهای ما را در این بخش نشان داد و اینکه چه ظرفیت و پتانسیل عظیمی در این بخش نهفته است که باید شناسایی شده و به تصویر درآیند. من معتقدم که مستند مثل قالی ایرانی میماند که هر چقدر از عمرش میگذرد ارزشمندتر میشود. مستند فاخری که امروز تولید میشود مطمئنا 40ـ30 سال دیگر ارزشمندتر خواهد شد. این را هم منکر نشویم که اگر تلویزیون ما در نمایش آثار مستند، دارای کم و کاستی است یک بخش آن هم به عدم تولید مستندهای فاخر و ارزشمند و مستندهای بلند برمیگردد. امیدوارم تاسیس شبکه مستند بتواند این خلأها را چه در تولید و چه در اکران و نمایش پر کند.
سید رضا صائمی
جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: