با این وجود ناکامیهای جودو هم درست از همان روز که درخشان به قول خودش یک نامه 4 خطی به علیآبادی نوشت و در مراسم تودیعاش فقط 2 دقیقه پشت تریبون رفت، آغاز شد و تا امروز که میبینیم جودوکاران کشورمان در مسابقات جهانی ژاپن به زنگ تفریح حریفان تبدیل شدهاند، ادامه دارد.
به بهانه ناکامی بزرگ جودوی ایران در رقابتهای اخیر قهرمانی جهان، از محمد درخشان، رئیس سالهای نهچندان دور این فدراسیون دعوت کردیم تا با حضور در دفتر تحریریه جامجم، پس از 2.5 سال سکوت، با ما در واکاوی مسائل مختلف این رشته همراه شود.
در حالی که فلسفه هر تغییر و تحولی، بهبودی است، اما بعد از گذشت چند سال از کنار رفتن شما از جودوی ایران، این رشته هنوز روز خوش به خود ندیده و نتوانسته پاسخگوی انتظارات باشد. اصولا چطور شد که پس از 12 سال شما از فدراسیون کنار رفتید؟
من در یک مقطعی به این نتیجه رسیدم که جودو ایران برای ادامه روند موفقیتآمیز خود به یک مجموعه باانگیزهتر و پرحرارتتر از ما نیاز دارد و برای همین به این نتیجه رسیدم که با کنارهگیری خود فضا را برای دیگران باز کنم. من بر این اعتقاد بودم که با همان شرایط و امکانات و با حضور فردی دیگر در راس فدراسیون، روند کارها رشد بیشتری به خود میبیند. برای همین استعفا دادم و فکر میکنم در آن برهه تصمیم اشتباهی هم نبود. واقعیت این است که در کار سازمانی بعضی وقتها با تغییر آدمها و آمدن نفر جدید، آن سازمان بهتر کار میکند.
یعنی سازمان تربیت بدنی و شخص محمد علیآبادی با شما مشکل خاصی نداشت که در نهایت به کنارهگیری شما منجر شده باشد؟
نه فکر نمیکنم. آخر خود من به چنین نتیجهای رسیده بودم و بر این نظر بودم که فرد جایگزین من بهتر میتواند برای جودو امکانات بگیرد و سازمان تربیت بدنی با گرمی بیشتری از وی استقبال میکند. ضمن این که زمانی که بحث استعفایم را مطرح کردم با مخالفت آنچنانی علیآبادی هم مواجهه نشدم!
پس قبول دارید که اگر روابط بین شما و رئیس سازمان تربیت بدنی سرد نبود، در عوض زیاد هم حسنه نبود؟
به هر حال من از مدیران قبلی سازمان تربیت بدنی بودم و شاید به همین خاطر هم فکر میکردم اگر بروم و فردی که منصوب شده سازمان است، بیاید، شرایط بهتری حاکم خواهد شد. البته در این شرایط نیز من نزدیک به یک سال و نیم با علیآبادی همکاری کردم. علیآبادی سال 85 رئیس سازمان شد و من سال 86 از فدراسیون رفتم.
و البته عبدالجلیل رضوی در شرایطی جایگزین شما در فدراسیون جودو شد که به نظر میرسید پیشنهاد خود شما بود.
بله، علیآبادی قبل از این که انتخاب نهایی خود را در این زمینه داشته باشد، با من نیز مشورتی داشت که من رضوی را در بین گزینهها پیشنهاد کردم، آن هم به دلیل چند ویژگی؛ اولین ویژگیاش این بود که احساس کردم علیآبادی او را قبول دارد و بر این اساس بهتر میتواند از حق و حقوق جامعه جودو دفاع کند. ضمن آن که رضوی سالها با خود من به عنوان عضو هیات رئیسه و نایبرئیس فدراسیون همکاری کرده بود و شناخت لازم را از مجموعه داشت.
یعنی رضوی غیرمستقیم معرفی شده از جانب شما بود؟
من رضوی را معرفی نکردم، بلکه علیآبادی از من پرسید حالا که میخواهی بروی چه کسانی در جودو هستند. وقتی من اسم همه را بردم، دیدم نظر وی روی رضوی است و برای همین از جنبه حمایتی و مناسبات بهتری که در این رابطه میتوانست شکل بگیرد، من هم روی نام او صحه گذاشتم، ولی این که من رضوی را معرفی کرده باشم، نه این طور نبود. حتی آن اوایل چنین میگفتند که رضوی منصوب من است که تصوری اشتباه بود.
همان گونه که بعدها انتصاب علیرضا امینی را هم منتسب به شما دانستند!
واقعیت این است که من به شخصه از این مسائل پرهیز دارم و خود را فرد پشت پرده جودو ایران نمیدانم. من طی این 12 سال و در حالی که فردی متخصص در این رشته به حساب نمیآمدم تلاش کردم با استفاده از تمام سرمایهها و پتانسیلهای این رشته، جودو ایران را در مسیر دستیابی به سکوهای افتخار قرار دهم. مروری به نتایج و دستاوردهای حاصله نیز مبین این است که راه را در این زمینه به اشتباه نرفتیم.
اما در همان دوران نیز کم نبودند طومارهایی که علیه شما به دفتر رئیس سازمان تربیت بدنی ارسال میشد. شاید یکی از دلایلی که علیآبادی با رفتن شما مخالفت نکرد، همین طومارهای انتقادی بود.
البته این موضوع را باید از خود آقای علیآبادی پرسید، اما تجربه رفتن من از فدراسیون جودو نشان داد آن طومارها قطع نشد و حتی آقای رضوی را هم همان طومارها و شبنامههای حاشیه، از پا در آورد. البته من میدانستم که منشا این طومارها از کجاست، اما هیچ گاه توجهی به آنها نداشتم چراکه اگر قرار بود خودم را با این مسائل حاشیهای درگیر کنم، از کار اصلیام در جودو باز میماندم. ضمنا به این نکته هم اشاره کنم که آن طومارها صرف ناکامیها نبود. یعنی اگر موفقیتی نیز به دست میآمد حاشیهسازانی که حالا همه آنها را میشناسند، این شبهه را میپراکندند که یک جای کار ایراد داشته است، مثل این که وقتی آرش میراسماعیلی قهرمان جهان شد، شبنامه دادند که وی دوپینگ کرده و از این جور حرفهای نامربوط که واقعا از یک فکر و اندیشه خراب ناشی میشد. یا وقتی برای حضور در بازیهای المپیک 2004 آتن صاحب 7 سهمیه شدیم، به سازمان نامه نوشتند که درخشان با اعمال نفوذ صاحب سهمیه کامل المپیک شده است.
آیا میتوان گفت که این طومارها و شبنامهها، باعث کنار رفتن شما از جودو شد؟
نه اصلا. دست آن کسانی که همواره میخواستند برای فدراسیون جودو جریانسازی کنند، برای ما کاملا رو شده بود و به همین خاطر این دسته نتوانستند در زمان من به مقاصدشان برسند.
در عین حال نمیتوان از کنار این مساله گذشت که درخشان پس از سالها حضور در این رشته اشباع شده بود و به نوعی دوست داشت که در مسوولیتی بزرگتر در ورزش ایفای نقش کند؟
پاسخم خیر است، چراکه من اگر کنار رفتم میخواستم خونی تازه به این رشته تزریق شود، ضمن این که اگر من واقعا دنبال یک پست بالاتر بودم در عمل باید این اتفاق میافتاد، حال آن که من کنار رفتم و بعد از آن نه دیگر به کار جدیدی تن دادم و نه جای جدیدی را برای ادامه فعالیتم انتخاب کردم.
اما با کنار رفتن شما اختلافات تشدید شد و رضوی نیز وقت لازم را برای فدراسیون نمیگذاشت و فکر میکرد که میتواند با کنترل از راه دور، اوضاع و احوال را به خوبی مدیریت کند.
به هر حال بعضی مواقع هم لزوما این طور نیست که با آمدن یک آدم جدید اوضاع بهتر شود، اما وظیفه من بود که پس از 12 سال حضور در راس مدیریت جودو این فضا را برای نفرات جدیدتر باز کنم. من این کار را کردم و فکر میکنم اگر رضوی فدراسیون را درست هدایت میکرد، این اتفاقات ناخوشایند برای جودو ایران نمیافتاد.
به هر حال خیلیها ناکامی امروز جودو را دستپرورده همان مدیریت اشتباه رئیس قبلی این فدراسیون میدانند. به نظر شما اشکال کار کجا بود که رضوی نتوانست جودو را در مسیر درستش هدایت کند؟
رضوی از فرصتها درست استفاده نکرد. به عبارتی نظامی که تا پیش از این بر جودوی ایران بود دیگر حاکم نبود و رضوی هم نتوانست نظام جدیدی را حاکم کند. یعنی آدمهایی که از جودو کنار رفته بودند در زمان مدیریت رضوی برگشتند و آنهایی هم که در فدراسیون بودند نمیخواستند جای خود را از دست بدهند. واقعیت این بود که ظرف فدراسیون، گنجایش این همه نظرات مختلف و بعضا متضاد را در خود نداشت.
در این میان اختلافات هم در میان خانواده جودو بالا گرفت. به عبارتی بیش از آن که ضعفهای جودو ناشی از مسائل فنی باشد، به دلیل حاشیههای کمرشکنی بود که با رفتن شما خودش را نشان داد.
حرف شما را قبول دارم. به نوعی حاشیهها بعد از رفتن من زیاد شد و رضوی نتوانست جلوی آنها را بگیرد. البته این حاشیهها منبع مشخصی هم نداشت، اما به هر حال هر چه بود با بالا گرفتن دامنه اختلافها در این رشته، به نوعی از وضعیت تیم ملی غافل شدیم و این درست در شرایطی بود که به دنبال قهرمانی جودوکاران مغولی و آذربایجانی در دسته 100+ و 73 ـ کیلوگرم المپیک پکن که با فنون پایینتنه، مدالهای طلا را از دست مدعیان خارج کردند، مسوولان فدراسیون جهانی به این فکر افتادند که در قوانین فنی مسابقات تغییراتی را ایجاد کرده و شرایط را عوض کنند. به عبارتی مسوولان فدراسیون جهانی آمدند قوانینی را وضع کردند که دیگر هیچ جودوکاری نتواند با فنون کشتی حریفانش را شکست دهد و قهرمان شود؛ اتفاقی که در المپیک 2008 پکن افتاد و همه را نگران کرد. در ایران البته کسی به این اتفاقات توجه نداشت و همه اسیر درگیریها و حواشی بودند. ما برای مدتی در جودو به مسیر انحرافی رفتیم، یعنی در شرایطی که جودو دنیا در حال پوستاندازی بود، ما در داخل به دنبال رفع اختلافها بودیم تا به خیال خودمان جودو از این فضای غبار گرفته خارج شود، فرآیندی که در نهایت باعث شد جودوی ما از جودوی روز دنیا فاصله بگیرد.
اما با روی کار آمدن علیرضا امینی هم تغییر چندانی در این روند نزولی ایجاد نشد، این چیزی است که علاقهمندان به این رشته را نگران میکند.
ببینید، ما یک تغییر مدیریت داشتیم که به دلیل فوران حاشیهها و بیتوجهی به مسائل فنی موفق نبود. من این ایراد را همیشه به عملکرد رضوی داشتم که تمرکز زیادی روی مسائل فنی ندارد و بیش از اندازه به حاشیهسازان میدان میدهد. به هر حال نتیجه این رفتار منجر به برکناری رضوی و آمدن امینی به عنوان سرپرست فدراسیون شد. چون امینی به عنوان سرپرست در راس فدراسیون جودو قرار گرفت، عدهای فکر کردند که میتوانند او را کنار بزنند و خودشان رئیس فدراسیون بشوند. از طرفی خود امینی هم در شروع کار مطمئن نبود که رئیس میشود یا نه و همین موضوع باعث شد که در زمان سرپرستی آقای امینی هم حاشیههای جودو با همان وسعت قبلی ادامه داشته باشد. پوستانداختن جودوی دنیا از یک طرف و این حاشیههای دامنگیری که سایهاش را بر سر جودوی کشورمان پهن کرده بود، از سوی دیگر باعث شد نمودار جودوی ایران با سرعت بیشتری در مسیر سقوط حرکت کند.
شما به عنوان یکی از پایهگذاران موفقیتهای بینالمللی جودو ایران، برای این که جلوی این نمودار نزولی را بگیرید چه کردید؟
من به واسطه سالها حضور در جودو وظیفهای در قبال این رشته ورزشی دارم، به همین خاطر هم از همان روز اولی که این مشکلات ایجاد شد، هر جا که در توانم بود برای حل مشکلات ورود کردم و به نوعی همین تلاشها بود که باعث شد وحدت میان خانواده جودو تاحدودی پابرجا بماند، اما واقعیت این بود که من در خیلی جاها هم نمیتوانستم کاری انجام دهم، چراکه اصولا نظام اداری این را نمیپذیرد که وقتی مدیری از ارگانی میرود باز هم در آن مجموعه اعمال نفوذی داشته باشد. این موضوع برای یک عدهای، نهتنها مثبت تلقی نمیشود بلکه منفی هم هست، ضمن این که کمک کردن هم باید زمانی انجام شود که مورد درخواست یک عدهای باشد، نه این که سر خود صورت پذیرد. در مجموع در زمان سرپرستی آقای امینی حاشیهسازان فضایی را بوجود آورده بودند که من احساس کردم اگر بخواهم به فدراسیون جودو نزدیک شوم این ذهنیت نادرست را تقویت خواهم کرد که اصلا رئیس جدیدی در کار نیست و این درخشان است که زمام امور جودو را در اختیار گرفته است. من به خاطر این که این تفکر کمرنگ شود، سعی کردم زیاد خودم را در کارها دخالت ندهم و کنار باشم، اما زمانی که امینی رئیس فدراسیون شد و سازمان تربیت بدنی هم طی حکمی بنده را به عنوان عضو هیات رئیسه فدراسیون جودو منصوب کرد، دیگر شرایط ایجاب نمیکرد کنار باشم، بنابراین هر جا نظری از من خواستهاند آن را ارائه کردهام.
با توجه به این بحثها، آیا شما هم معتقدید که جودو در حال حاضر مسیر خوبی را در پیش نگرفته و برای بهبود وضعیت باید راهحلهای دیگری را مورد توجه قرار داد؟
رک بگویم این راه به سر منزل مقصود ختم نمیشود. البته راهحلها نیز برای برون رفت از وضعیت موجود پنهان و ناشناخته نیست. معتقدم عدهای که میتوانند به جودوی ایران کمک کنند، باید بیایند و گوشهای از کار را بگیرند تا جلوی افراد فرصتطلب و منفیباف گرفته شده و چنین افرادی از مجموعه جودو پس زده شوند. باید در جهت پیشرفت از تمام پتانسیلهای موجود بهره گرفت و از جنبههای فنی جودو دنیا بهرهمند شد. باید از کنار مسائل سطحی گذشت و با تمرکز روی موضوعات اصلی جودوی، به جلو حرکت کرد. این در حالی است که سرعت ورزش دنیا به قدری بالاست که اگر لحظهای درنگ کنیم، عقب میمانیم. با این حال معتقدم این فاصله براحتی قابل پر شدن است.
شما در حالی میگویید چیزی از جودوی دنیا عقب نیستیم، که تمام جودوکاران ما در عرصه رقابتهای جهانی اخیر براحتی شکست خوردند و این خود گویای حقیقت دیگری است...
ببینید، فاصله ما با جودوی دنیا، یک لحظه غفلت است. به همین خاطر معتقدم فاصله ایجاد شده پر شدنی است. باید یاس و ناامیدی را کنار گذاشت و تمام توان جودو را بسیج کرد. مربیان خارجی مورد نیاز باید به مجموعه کادر فنی اضافه شوند و همه چیز را در رفاقت و همدلی خانواده جودو جستجو کنیم. واقعا فکر میکنم که خیلی زود با برنامه و تلاش فاصلهمان را با جودوی جهان کم خواهیم کرد. این را صادقانه میگویم.
پس برخلاف نظر بسیاری از منتقدان جودو موافق وقوع یک تغییر مدیریت دیگر در این رشته نیستید؟
من همیشه در مسوولیتهایم مداومت داشتم و هیچ وقت نیروهایم را براحتی از دست نمیدادم. همین علیرضا امینی، ملیپوش بوده، در تیم ملی سرمربیگری کرده و در زمان من مدیر تیمهای ملی بوده است. پس از آن هم در زمان آقای رضوی نایب رئیس فدراسیون بوده و حالا هم مدتی است که ریاست فدراسیون را تجربه میکند. مگر ما چند تا امینی در جودوی ایران داریم. شاید شما فکر کنید من به خاطر حمایت از امینی این حرفها را میزنم، اما واقعیت این است که ما نباید دوباره از صفر شروع کنیم، بلکه بهتر است الان که احساس خطر کردیم ناامیدی را کنار بگذاریم. این که مدیریت باید با هر شکستی تغییر کند طرز فکر همان حاشیهسازانی است که همیشه صورت مساله را آسان میکنند و میگویند چون فلانی بد کار کرده است، پس باید او را برداشت و شخص دیگری را گذاشت. امروز اگر بعد از 2 سال و نیم پذیرفتم که در خدمت شما مباحث جودو را باز کنم به این دلیل است که معتقدم نباید با تغییر مدیریتها، وضعیت جودو را بدتر سازیم. بیشک اگر میخواهیم در این رشته از وضعیت نامساعد موجود رهایی یافته و از گرداب خارج شویم، باید از مدیران جودو حمایت کنیم. چرا که معتقدم جودو ایران با تغییر آدمها به موفقیت نمیرسد. هر آدم جدیدی که در راس کار قرار بگیرد با خود حاشیههای جدید را هم ایجاد میکند. در این موضوع شک نکنید.
خب، به واقع برای خروج از این شرایط بحرانی چه باید کرد؟
راهحلها پنهان نیست، منتهی باید عزمی هم برای حل این مشکلات باشد. یعنی آن عدهای که واقعا میتوانند روحی دوباره در کالبد جودوی ایران بدهند، باید دوباره دور هم جمع شوند و آن دسته از منتقدانی که فقط دنبال منفی بافی هستند هم کنار گذاشته شوند. عدهای هستند که برد شما را هم زیر سوال میبرند چه برسد به این که روز باختتان فرا برسد. در همان زمان مدیریت من که جودو روزهای طلاییاش را با کسب مدالهای جهانی و آسیایی متوالی سپری میکرد، این گروه میگفتند چرا درخشان بدون مجوز شورای برون مرزی به سفر میرود یا اینگونه مطرح میکردند که بیایید بررسی کنید جودوی ایران 7 سهمیه المپیکیاش را خودش گرفته یا با نفوذ درخشان در فدراسیون جهانی به دست آمده است! الان هم راهی جز این نداریم که تمام پتانسیلهایمان را جمع کنیم، شرایط فنی جودوی دنیا را دوباره مورد بررسی قرار دهیم و توجهمان به نکات اصلی باشد.
با تمام این تفاصیل، الان جودوی ایران در کجای نمودار جهانی جودو قرار دارد.
واقعا معتقدم پتانسیل بچهها بالاست. من استعدادهایی در جودوی ایران میبینیم که اگر به آنها رسیدگی شود براحتی میتوانند در آیندهای نزدیک حرفهای زیادی برای گفتن داشته باشند. امروز چهرههای جدیدی در حال ورود به جودوی ایران هستند. من خیلیها را میبینیم که کافی است آنها را در یک دوره تمرینی سخت قرار دهیم و در کوران مسابقات مختلف جهانی نتیجه عملکردشان را به تماشا بنشینیم. فقط کافی است از فشارهای روانی موجود خارج شد و برای آینده با تدبیر حرکت کرد.
کمی از جودو فاصله بگیریم. به عنوان کسی که بیش از یک دهه در ورزش فعالیت مستمر داشتهاید، با توجه به مسیری که ورزش ایران در آن طی طریق میکند، چه دورنمایی برای آن قائل هستید؟
من در جایگاهی نیستم که بخواهم دورنمای ورزش ایران را به تصویر بکشم، اما معتقدم نباید اجازه دهیم در ورزش ایرانی فضایی حاکم شود که مدیران بیایند مشاوران و معاونان خود را از کسانی انتخاب کنند که از سطح پایینتری نسبت به خودشان برخوردارند تا خود در جمع از همه بالاتر باشند. به نظر من خیلیها هستند که شاید الگوی صددرصدی برای نجات ورزش نداشته باشند، اما حرفهای خوبی برای بهبود اوضاع ورزش میزنند، ولی کسی نیست این حرفها را بشنود. من همیشه گفتهام در ورزش ایران اگر میخواهید کار کنید با هوای نفس با هم کار نکنید.
از این صحبت شما اینگونه استنباط میشود که الان فضای کنونی ورزش ایران توسط افراد کار نابلد پر شده است...
به هر حال من فقط اشارهای داشتم به آن چیزی که درست است و باید در ورزش ما الگو قرار گیرد. وقتی علیآبادی رئیس سازمان تربیت بدنی شد از صمیم قلب، این حق را به او میدادم که آدمهای مورد نظرش را در پستهای مختلف منصوب کند، منتها نکته این است که شما وقتی میخواهید تیمتان را انتخاب کنید باید آنقدر بگردید تا کارآمدترین نفرات را برگزینید، نه این که نفراتی را بیاورید که تازه میخواهند الفبای کار را یاد بگیرند. دود اینگونه تصمیمات به چشم ورزش میرود. البته رفتارهای دیگری هم هست که میتواند مانع خوب چرخیدن چرخ ورزش ایران شود.
مثلا چه رفتارهایی؟!
چطور بگویم، دو چیز میشکند پشت مرد را سخت، تایید بیوقوف و سکوت وقوفدار. این که من چون میخواهم رئیس فدراسیون باقی بمانم، هرچی سعیدلو بگوید تایید کنم، هر چه علیآبادی بگوید تایید کنم و هر چه مهرعلیزاده بگوید تایید کنم، بزرگترین خیانت است. در مقابل هم اگر ایرادی در کار آقایان ببینم و سکوت کنم خیانتی نابخشودنی است.
حجتالله اکبرآبادی ـ رضا پورعالی
گروه ورزش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم