در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
پس از سخنان خطیب، یکی از ریشسفیدان یا روحانی فینی، اعانهای را که از فینیها جمع کرده است، به عنوان هدیه و شیرینی به متولی یا سرپرست خادمان آستانه میدهد و درخواست آوردن قالی مخصوص امامزاده شهید را از آستانه مبارک حضرت امامزاده سلطان علی(ع) میکند. خادمان یک تخته قالی پیچیده شده را که رویش یک تکه پارچه سبز کشیدهاند، از داخل حرم امامزاده بیرون میآورند و به بزرگان فینی میسپارند.
جوانان فینی با دیدن قالی به شور و هیجان میآیند و با بانگ و فریاد «یاحسین، یاحسین» برای به دست آوردن قالی به سوی آن هجوم میآورند. این قالی سمبل جنازه مطهر امامزاده است و قالیشویان همانند جسدی که میخواهند به خاک بسپارند قالی را تحویل میگیرند. در طول مراسم حمل قالی غیر از اهالی فین هیچ کس دیگری حق دست زدن به قالی را ندارد و تنها با عزاداری و سینهزنی میتوانند جمع قالیشویان را همراهی کنند.
جوانان در پناه انبوه مردان چوب به دست، قالی را در حالی که گاهی روی دوش و گاهی روی دست دارند، از میان جمعیت میگذرانند و از صحن صفا به صحن پاپک میبرند. تشییعکنندگان از همان راهی که آمده بودند با «قدم سعی» یعنی با گامهایی تند و شتابان و گاهی دوان دوان و با هیاهو و ولوله، قالی را به سرچشمه نهر شاهزاده حسین، در میدان مقابل زیارتگاه میبرند. با قدم سعی بردن قالی را به سر آب تمثیلی از کوشش هاجر به رساندن اسماعیل به چشمه آبی در صحرای خشک و تفیده مکه گرفتهاند.
در پیشاپیش دسته حاملان قالی، مردی میانسال از اهالی چهل حصاران کاشان، سوار بر اسب حرکت میکند. این مرد با خود یک جا نماز ترمه را که روی شانه راستش میافکند، حمل میکند.
گروهی از جوانان فینی در تمام مسیر همگام و همراه با دسته حرکت میکنند و گذرگاه را برای گذر دست، پاک و باز نگاه میدارند.
در طول راه، قصاب ها گوسفندان یا گوسالههایی را که صاحبان نذر، گوشت یا خون آنها را نذرکردهاند، پیش پای حاملان قالی ذبح و قربانی میکنند.
مردان فینی هیجانزده این سو و آن سو میدوند و فریاد «اللهاکبر، اللهاکبر» و «یاحسین، یاحسین» میکشند و چوبهای خود را در آسمان با حرکتهایی تند و پیاپی میچرخانند.
فینیها بسان سپاه خشمگینی میمانند که به قصد انتقام و خونخواهی به قلعه و دژ دشمن حمله کردهاند. گرد و غباری که از زیر گامهای کوبنده و شتابان جوانان فینی به هوا برمیخیزد، افراد را در خود فرو میبرد و جوانان با چوبهای چرخان در آسمان، همچون امواجی در پس این پرده غبار، خیزان و پویا پیش میروند.
این دسته چون سیلی خروشان در گذرگاه دره هر بند و مانعی را به آسانی از پیش راه خود بر میکنند و به کناری میافکنند تا خود را به سرچشمه آب برسانند. بر سر چشمه، قالیکشان، قالی را در کنار نهر روی زمین میگذارند و دور آب، حلقه میزنند و چوبهایشان را پیاپی در هوا تکان میدهند. در این هنگام، یعنی پیش از آداب شستن تمثیلی قالی امامزاده، مراسم لعن خوانی بر دشمنان حضرت انجام میگیرد.
پس از پایان آداب شستشو، قالی را دوباره به دوش میگذارند و از گذرگاهی در پای کوه اردهال که به در شرقی آستانه امامزاده منتهی میشود، به صحن سردار یا صحن فینیها میبرند.
در صحن سردار (عامر بن ناصر)، فینیها چوب به دست چند دور در حیاط صحن و در پیرامون چوب میگردند. بعد، قالی را به بالای صفه در ایوان بقعه میبرند.
در ایوان، چند تن از بزرگان مردم فین و خاوه که انتظار قالی را میکشند به سوی حاملان قالی پیش میروند که قالی را بگیرند، لیکن جوانان از تحویل دادن قالی سر باز میزنند و با تکان دادن چوبهایشان بزرگان فینی و خاوهای را از نزدیک شدن به قالی دور میکنند.
سرانجام پس از کشمکشهای بسیار و در لحظههایی حساس و پرهیاهو و در زیر بانگ و فریاد «حسین، حسین» و «اللهاکبر، اللهاکبر»، بزرگان فینی قالی را از جوانان میگیرند و به نمایندگان خاوهای تحویل میدهند. خاوهایها قالی را با تشریفات و احترامی خاص به داخل حرم میبرند و به خدام آستانه تسلیم میکنند.
مراسم قالیشویان حدود ساعت یک بعد از ظهر پایان مییابد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: