در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
کشتی که همواره به عنوان ورزش اول کشورمان از آن یاد میشود گرچه از نظر جمعیت ورزشکار و تماشاگر و دستاندرکاران قابل قیاس با فوتبال نیست، اما ورزشی است که ریشه در فرهنگ ما دارد و هر کسی در هر جایگاهی در زمان برگزاری رقابتهای معتبر از قبیل آسیایی، جهانی و المپیک مشتاقانه و با شور و تعصب ملی نتایج را پیگیری میکند و از پیروزی ورزشکاران خوشحال و مفتخر و از ناکامی آنها دلگیر میشود. در چند سال اخیر برخلاف نتایج خوب و امیدوارکننده تیم ملی کشتی فرنگی و با توجه به همهگیربودن کشتی آزاد نسبت به فرنگی در کشور ما و انتظارات بالاتری که از آن میرود، موفقیت نسبی کشتی فرنگی در سایه ناکامی کشتی آزاد قرار گرفته و در مجموع اعتبار کشتی کشورمان در سطح بینالمللی خدشهدار شده است. شرایط فعلی به گونهای است که کسانی که توانایی کمک به این رشته را دارند در صورتی که در کادر وقت نباشند تمایلی به بالا بردن کیفیت این ورزش نداشته و حتی عدم موفقیت کادر را نشانی بر اثبات شایستگیهای خود میدانند و موارد زیادی دیده شده هنگامی که برای تحلیل عملکرد فدراسیون کشتی در برنامهای از آنها دعوت میشود از همان ابتدا شمشیر را از رو بسته و به جای ریشهیابی مشکلات مدام در پی اثبات حقانیت خود و عدم شایستگی دستاندرکاران بودهاند.
ضعفی که بر کسی پوشیده نیست این است که انتخاب نفرات تیم ملی براساس ملاک و معیار صحیح و شفافی انجام نمیشود و اعمال سلیقه در آن سهم بسزایی دارد. این امر موجب بیاعتمادی و سردرگمی کشتیگیران شده و به تدریج انگیزه خود را از دست میدهند، زیرا میبینند که تلاش برای رسیدن به هدف تنها ملاک نیست. از طرف دیگر هم کشتی گیرانی که مورد توجه کادر فنی هستند به نوعی از انتخابشان اطمینان داشته و نیازی به تحمل سختی و مشقات تمرینهای درازمدت و طاقتفرسا را احساس نمیکنند، در نهایت با یک شرایط نامناسب راهی مسابقاتی میشوند که در آن ملاک پیروزی نه نام و نشان بلکه تنها آمادگی جسمانی و روحی است. از سوی دیگر کشتیگیرانی که برخلاف نظم و تلاش و قرار گرفتن در شرایط آرمانی از حضور در تیم ملی محروم میشوند ممکن است برای همیشه اعتماد به نفس و انگیزه خود را از دست بدهند. موارد یاد شده نشان میدهد که چنانچه انتخاب تیم با ملاک و معیار صحیحی صورت نگیرد تاثیرات مخرب و جبرانناپذیری بر حفظ کیفیت مناسب کشتی ایران در عرصه جهانی و المپیک خواهد داشت. چنین اشتباهات تاثیرگذاری منحصر به این دوره نمیشود و همیشه گریبانگیر کشتی ما بوده است.
برای مثال زمانی که برای انتخابی المپیک 2004 علیرضا دبیر بدون حضور در هر گونه مسابقات انتخابی و تورنمنت یا لیگ به بهانه آسیبدیدگی کتف و تنها با این استدلال که المپیک جای کسب تجربه نیست بدون رویارویی با علیاصغر بذری آماده که در تمام مسابقات داخلی و خارجی اول شد و انگیزه بسیار بالایی داشت به دوبنده تیم ملی رسید و با نتایج ضعیف و از دست دادن محبوبیت نهتنها خود با دنیای قهرمانی خداحافظی کرد، بلکه باعث شد اصغر بذری هم دیگر نتواند به دوران اوج بازگردد.
در مقابل تیم روسیه در سال 2007 نابغهای مثل بواویستار سایتییف را با 9 مدال طلای جهانی و المپیک به دلیل بینظمی و غروری که در آن سال به او دست داده بود و باعث شد در مسابقات انتخابی به دنیس چارگوش ببازد به راحتی کنار گذاشتند و جالب این که در آن سال چارگوش مدال طلا را برای روسیه به ارمغان آورد! اما داستان به اینجا ختم نشد و در سال بعد که سال المپیک بود سایتییف برای جبران مافات و در حالی که میدانست برای انتخاب شدن با وجود تعدد مدالهای زرینش در حاشیه امنیت قرار ندارد با برگشت به همان شرایط تمرین سخت نهتنها تمامی حریفان داخلی ازجمله همان دنیس چارگوش را با شکست بدرقه کرد و با شایستگی دوبنده تیم ملی را به دست آورد بلکه در المپیک با 34 سال سن به طرز خارقالعادهای تمامی حریفان را با اقتدار شکست داد و طلای المپیک را بر گردن آویخت تا شمار طلاهای جهانی و المپیک او دو رقمی شود!!
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: