با این حال از تماشای 3 قسمت نخست این مجموعه، میتوان متوجه تفاوتهایی شد؛ مثلا بستهبندی این کار بسیار شیکتر از دیگر مجموعهای است که در بازار نمایش خانگی عرضه شده است و جذابیت کار مدیری حداقل از نظر توزیع و پخش چشمگیرتر است. اما خیلی از کسانی که 3 قسمت نخست این سریال را دیدند، گمان بردند که موسم این نوع کار به پایان رسیده و به بیان صریحتر مدیری در کارگردانی این 3 قسمت موفقیتی نداشته است (با توجه به عدم حضورش به عنوان بازیگر در این قسمتها). در پاسخ به کسانی که اینگونه فکر میکنند ابتدا باید یادآوری کرد که سریالهای مدیری همواره به اصطلاح دیر شروع میشوند. موفقترین کار این هنرمند خلاق را اگر کارگردانی و بازی مجموعه «پاورچین» بدانیم، در آنجا هم به خاطر داریم که قسمتهای نخستش واقعا خستهکننده و ملالآور بودند. بنابراین مدیری هنرمند باهوشی است و خیلی خوب میداند که چگونه میتوان اثری را به ذائقه عمومی نزدیک کرد و مورد توجه آنها قرار داد. به همین ترتیب بود که سریالهای «پاورچین» و حتی «شبهای برره» پس از چند قسمت روی غلتک افتادند و محبوب شدند. اما فراموش نکنیم که «قهوه تلخ» تفاوتهای زیادی با مجموعههای قبلی این کارگردان دارد؛ با این توضیح که او در کوران کارش، با مشاهده واکنشهای بینندگان تلویزیونی، لحن کارش را تغییر میداد و به سلیقه آنان نزدیک میشد در حالی که در این کار چندان این شرایط برقرار نیست. براساس شنیدهها فیلمبرداری «قهوه تلخ» پس از یک توقف کوتاه، از اوایل مهر ماه (همین روزها) از سر گرفته میشود و مدیری میتواند با مشاهده بازتابهای کارش در این چند قسمتی که مردم دیدهاند، بقیه سریال را با تغییراتی در جهت مطلوبیت و کیفیت ادامه دهد.
در 3 قسمتی که سریال با محوریت شخصیت سیامک انصاری به عنوان یک محقق تاریخی پیش میرود، آنچه بیش از همه خود را نشان میدهد، کمبود ایدههای بامزه و جذاب برای کشاندن تماشاگر است. میزان شوخیهای به کار رفته در این قصه کم است و خط اصلی نیز نمیتواند آنقدر تعلیق داشته باشد که تماشاگر را مشتاق قسمتهای بعدی نگه دارد. از سوی دیگر باید به این نکته مهم اشاره کرد که نحوه شکلگیری قصه و گرههای اصلی کاملا مشابه به سریال «شبهای برره» است. در آنجا هم سیامک انصاری نقش یک آدم تحصیلکرده و امروزی و شهری را داشت که در اثر تبعید به جایی میرود و ناگهان خود را در میان مردمی عجیب و غریب میبیند. در «قهوه تلخ» این محقق تاریخی با نوشیدن یک فنجان قهوه، از موقعیت امروزیاش خارج و به چند قرن گذشته و زمان از بین رفتن سلسله زند و روی کار آمدن سلسله قاجار پرتاب میشود و در آنجا خود را در محاصره کاخنشینانی میبیند که هر یک مجیز شاه را میگویند. محقق ابتدا ناباورانه تصور میکند که شاهد ساخته شدن یک فیلم تاریخی است، اما سپس درمییابد که این اتفاق افتاده است. بدیهی است که کشمکش او با این موضوع، در قسمتهای دیگر هم ادامه خواهد یافت و نحوه انطباقش با شرایط جدید (درواقع قدیم) موقعیتهای نمایشی و خندهدار بسیاری را ایجاد خواهد کرد، اما امیدواریم مدیری راهی که یک بار در «شبهای برره» به خوبی و با هنرمندی طی کرد را بار دیگر در این کارش تکرار نکند.
استقبال مردم از سیدی «قهوه تلخ» مبین این نکته است که آثار مدیری را مردم با علاقه و اشتیاق دنبال میکنند. مدیری که خود ستاره اصلی همه سریالها و آیتمهای طنزش تاکنون بوده، این بار هم با ورود خود میتواند سریالش را از یکنواختی درآورد. البته او در این سریال هم روی تیتراژ اثر آوازی محلی و فولکلوریک را خوانده است و مانند تجربیات این چند سالهاش از گروهی که با آنان کار کرده بهره گرفته است.
امان جلیلیان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم