در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در گزارشی که میخوانید برای تحلیل و بررسی این موضوع و نیز چشمانداز سینمای ایران در نیمه دوم سال 89 به سراغ دو تهیهکننده رفتهایم. ضمن آن که در جدولی که به پیوست ارائه شده، مقایسهای میان ده فیلم پرفروش سال 1388 با ده فیلم پرفروش سال 89 تا این لحظه صورت گرفته که میتواند امکان تحلیل مناسبی را در اختیار مخاطبان سینمای ایران قرار دهد.
ستارهها پرفروش نیستند
«فیلمهایی که هزینه تبلیغات خود را هم در نمیآورند.» این جمله که بیان آن تا حدود زیادی دردناک است در ماههای اخیر به واقعیتی جدی در سینمای ایران تبدیل شده است. فیلمهایی با فروشهای زیر 10 میلیون و گاهی زیر 5 میلیون تومان که حتی حضور ستارههای سینمایی نیز نمیتواند باعث نجات آنها شود.
هزینه متوسط تولید فیلم در سینمای ایران این روزها حول و حوش 400 تا 500 میلیون تومان است. این هزینه مربوط به تولید یک فیلم عادی و متوسط است و اگر قرار بر استفاده از جلوههای ویژه یا ستارگان پرتعداد باشد، این هزینه افزایش مییابد. در زمان نمایش فیلم نیز حدود نیمی از فروش فیلم صرف هزینههای پخش، تبلیغات، عوارض و... میشود و اگر فیلمی حدود 800 میلیون تومان فروش داشته باشد، تازه هزینههای اولیه خود را تامین کرده و از اینجا به بعد میتواند به صاحبان خود سود برساند. با در نظر گرفتن این فرمول کافی است فیلمهای روی پرده را بررسی و تحلیل کنیم و ببینیم تا تاریخ تنظیم این گزارش ـ 23 شهریور 1389 ـ این فیلمها چه میزان فروش داشتهاند:
یک اشتباه کوچولو:
87 میلیون توماناز ما بهترون:
87 میلیون تومانفاصله:
53 میلیون تومانکارناوال مرگ:
36 میلیون تومانبر این اساس دو فیلم یک اشتباه کوچولو و از ما بهترون باید حدود 713 میلیون تومان دیگر فروش داشته باشند، تا هزینههای اولیه خود را تامین کنند. با قیمت متوسط بلیت 3 هزار تومانی، این فروش با حضور 230 هزار نفر دیگر در سینماها تامین خواهد شد؛ رقمی که چندان زیاد نیست اما در سینمای ایران به رویایی دستنیافتنی شبیه است.
نکته جالب توجه اینکه در فیلمهای روی پرده، ستارگان سینما حضور دارند؛ ستارگانی که هنگام ساخت فیلم دستمزدهای خوبی میگیرند، اما هنگام نمایش فیلم، بنا به دلایل مختلفی نمیتوانند مخاطبان را به سینما بکشانند. بد نیست از این منظر هم فیلمهای روی پرده را بررسی کنیم.
یک اشتباه کوچولو:
امین حیایی، محمدرضا شریفینیا، شیلا خداداد و مریلا زارعیاز ما بهترون:
رضا عطاران و الناز شاکردوستفاصله:
فرامرز قریبیان، الناز شاکردوست و پژمان بازغیکارناوال مرگ:
فرامرز قریبیان، بهرام رادان و الناز شاکردوستنکته جالب توجه این است که دو فیلم «فاصله» و «کارناوال مرگ» با حضور دو بازیگر مشابه یعنی فرامرز قریبیان و الناز شاکردوست ساخته شده است و همزمانی نمایش این دو فیلم در چنین شرایطی میتواند لطمه زیادی به هر دو فیلم وارد کند. البته بر خلاف سالهای گذشته که بازیگران سینما و تلویزیون کاملا متمایز از یکدیگر بودند، این روزها دیگر لازم نیست مخاطب برای دیدن بازیگری مانند «فرامرز قریبیان» منتظر اکران فیلم باشد؛ این بازیگران این روزها از طریق تلویزیون دست یافتنی شدهاند و بسادگی میتوان آنها را در سریال طنز یکی از شبکههای سیما تماشا کرد.
برای عدم استقبال مخاطبان از فیلمهای ایرانی میتوان دلایل مختلفی را ذکر کرد. بخشی از این دلایل ریشه در تولید فیلم دارد. این روزها دیگر سینماگران نمیتوانند با فراغ بال به تولید هر فیلمی بپردازند. آنها باید محدودیتهای مختلفی را در نظر بگیرند. در چنین شرایطی عدم تنوع در اکران، فیلمهای سینمایی را به دو گونه مشخص محدود میکند؛ دسته اول فیلمهایی است که با بودجه دولتی ساخته میشوند و اصطلاحا «معناگرا» یا «فاخر» نامیده میشوند. دسته دیگر نیز فیلمهایی است که ساخته میشوند تا فروش داشته باشند. حالا اگر مخاطبی نتواند سلیقه خود را در این دو دستهبندی قرار دهد، ناخودآگاه از سینما حذف خواهد شد.
حالا سینمای ایران در نیمه اول سال 89 تقریبا همه داشتههایش را رو کرده است تا به این فروش ناامیدکننده برسد. بعید است فیلمهای «سن پترزبورگ»، «شکلات داغ»، «ملک سلیمان» و «لطفا مزاحم نشوید» هم که قرار است در نیمه دوم مهرماه اکران شوند، بتواند معادله اکران را به طور جدی تغییر دهد. نیمه دوم امسال همزمان با دهها جشنواره ریز و درشت سینمایی، ایام محرم و صفر، جشنواره فیلم فجر، دهه فجر، ایام پایانی سال و... است و اینها همه بهانههایی است که بسادگی میتوان عدم فروش فیلمهای روی پرده را به گردن آنها انداخت.
وقتی این وضعیت را با «غلامرضا موسوی» تهیهکننده سینما درمیان میگذارم، او میگوید: «به گمان من شرایط سینمای ایران چندان خوب نیست. البته این مساله دلایل مختلف و متعددی دارد. بخشی از آن هم به مسائل اجتماعی و اقتصادی فعلی بازمیگردد که فضای فرهنگی و سینمایی کشور را تحت تاثیر قرار داده است.»
موسوی با یادآوری خاطرات گذشتهاش میگوید: «تا پیش از حضور تکنولوژیهای جدید تصویری در دنیا، سینما هنر بدون بحران نام داشت. در حال حاضر مخاطبان سینما علاوه بر چندین کانال رسمی جمهوری اسلامی، با دهها کانال غیررسمی مواجهاند که میتواند سلیقه آنها را تامین کند. ضمن آنکه شبکه ویدئویی نیز فعال است. طبیعتا با توجه به شرایط اقتصادی، برخی خانوادهها سعی میکنند نیاز خود را از طریق این شبکه جبران کنند. برخی هم به سراغ تلویزیونهای رسمی و غیررسمی میروند تا بدون پرداخت هزینه زیاد، نیاز فرهنگی خود را بدون خرج کردن پول، برطرف کنند و در چنین شرایطی خانوادهها سعی میکنند از سینما به شکل رایگان استفاده کنند.»
موسوی فیلمهای اکران آینده را ندیده و به همین دلیل نمیتواند در خصوص وضعیت اکران نیمهدوم سال اظهار نظر کند. او ضمن امیدواری درخصوص وضعیت سینما در نیمهدوم سال، به نگرانیهای اقتصادی موجود در جامعه اشاره میکند که خانوادهها را آزار میدهد. موسوی نتیجه میگیرد: «اگر این نگرانیها ادامه داشته باشد، تنها مراکزی که میتوانند به استقبال مخاطبان امیدوار باشند، فضاهایی است که با مخاطبان کودک و نوجوان سر و کار دارند. تجربه نشان داده در هر شرایطی خانوادهها برای بچههای خود هزینه میکنند.»
اکران دوم پاییز بهتر است
«شبکه فیلمهای نمایش خانگی» در ماههای اخیر همیشه یکی از متهمان ردیف اول در سینمای ایران بوده است. حالا در ماجرای عدم استقبال از فیلمهای روی پرده نیز «داریوش بابائیان» تهیهکننده سینمای ایران فیلمهای ضعیف عرضه شده در این شبکه را یکی از دلایل کاهش استقبال مخاطبان از سینما در ماههای اخیر عنوان میکند. او میگوید: «سینمای ایران امسال فیلم پرفروش نداشته و این نکته کاملا درست است. مردم از فیلمهای سینمایی زده شدهاند و این مساله هم علت مشخصی دارد. به نظر من فیلم سینمایی نباید خیلی زود در شبکه ویدئویی توزیع شود. علت این مساله هم این است که همیشه فیلمهایی که وارد این شبکه میشوند کارهای خوب و باکیفیتی نیست و در فاصله نمایش فیلمهایی همچون «اخراجیها» و «دموکراسی تو روز روشن» ناگهان فیلمهای ضعیفی وارد شبکه ویدئویی میشوند که به لحاظ قیمت با همان قیمت 1500 تومان عرضه میشوند، اما به دلیل کیفیت ضعیف آنها، اغلب مخاطبان تنها بیننده سیدی اول هستند و اغلب سیدی دوم را تماشا نمیکنند. چنین مسالهای سبب میشود مخاطبان تصور کنند بضاعت سینمای ایران در همین حد است و فیلمهایی که اکران میشود نیز چنین کیفیتی دارند. به همین دلیل آنها به مرور از سینما دلزده میشوند و دیگر به شبکه نمایش خانگی هم اطمینان نمیکنند.»
بابائیان که چندی پیش فیلم «افراطیها» را در حال نمایش بر پرده سینماها داشت، معتقد است مسوولان باید جلوی نمایش فیلمهای ضعیف در شبکه نمایش خانگی را بگیرند تا سینما تقویت شود. او البته به زمان نمایش نامناسب برخی از فیلمها نیز به عنوان عامل فروش اندک بعضی فیلمها اشاره میکند و میگوید: «فیلمهایی که در حال حاضر در اکران هستند، به دلیل همزمانی نمایش آنها با روزهای آخر تابستان و نیز زمان بازگشایی مدارس فروش خوبی ندارند، اما اگر به جای این فیلمها، «افراطیها»، «دختر آدم، پسر حوا» و «چهل سالگی» نمایش داده میشدند حتما فروش بهتری داشتند. به گفته وی فیلمهایی که در نوبت دوم یعنی پاییز امسال اکران میشوند، حتما فروش بهتری دارند.
سینما در انتظار بازگشت کارگردانهای حرفهای
بررسی فیلمهایی که این روزها روی پرده است، نشان میدهد قرار نیست مردم با جنبههای ظاهری جذب فیلمی شوند و به تماشای فیلمهای اینچنینی بروند. نقش کارگردانی را هم نباید نادیده گرفت. تجربه نشان داده بخش عمدهای از فیلمهای پرفروش ساخته کارگردانهایی است که شیوههای فیلم خوب ساختن را بلد هستند. شاید بازگشت کارگردانهای حرفهای به عرصه فیلم سازی یکی از راهحلهای بهتر شدن وضعیت اکران باشد؛ وضعیتی که با شرایط امروز نمیتوان چشمانداز امیدوارکنندهای برای آن تصور کرد.

رضا استادی / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: