گفتگو با یک مرد متهم به قتل

ای کاش از راه قانون وارد می‌شدم

2 سال قبل وقتی محمود مرتکب قتل شد، هرگز تصور نمی‌کرد روزی شناسایی و بازداشت شود.او مقتول را مستحق مرگ می‌داند و می‌گوید چاره‌ای جز این کار نداشت. محمود در گفتگویی جزئیات حادثه را توضیح داده است.او بتازگی در شعبه 113 دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شده و اکنون در انتظارصدور حکم است.
کد خبر: ۳۵۳۶۷۹

چه مدتی است که در زندان هستی؟

نزدیک به 2 سال.این مدت خیلی برایم سخت گذشت.

قبول داری مقتول را تو کشتی؟

بله من او را کشتم. مقتول داشت زندگی مرا به هم می‌زد و چاره‌ای جز این کار نداشتم.

او را می‌شناختی؟

مدتی با او دوست بودم و جایی به من داده بود که زندگی کنم.

او به تو محبت کرده بود. پس چرا این کار را کردی؟

او زمانی که بی خانمان شده بودم به من خانه داد، اما این دلیلی نبود برای این‌که زندگی‌ام را به هم بریزد. او می‌خواست زنم را از من بگیرد و من نمی‌خواستم همسرم را از دست بدهم.

بیشتر توضیح بده. مقتول چطور می‌توانست زندگی تو را به هم بزند؟

او به همسرم آزار و اذیت رسانده بود. وقتی فهمیدم دیگر نتوانستم تحمل کنم.

این ادعا را چطور ثابت می‌کنی؟

او چندین بار به صورت تلفنی مزاحم همسر من شده بود.

چرا با او صحبت نکردی تا از این کار پشیمانش کنی؟

یک‌بار به خانه‌اش رفتم و خواستم با او صحبت کنم، اما نتوانستیم چون مهمان داشت و نمی‌شد.

این‌که مقتول به همسرت آزار و اذیت رسانده است را چه کسی به تو گفت؟

همسرم به من گفت.

از کجا می‌دانی همسرت راست گفته باشد؟

بار اولی که گفت، من حرفش را باور نکردم. فکر می‌کردم همسرم هم خودش تمایل داشت.کار داشت به جایی می‌کشید که من می‌خواستم او را طلاق دهم، اما یک روز که از سر کار به خانه برگشتم که همسرم با تلفن همراهش با من تماس گرفت و کمک خواست، اما قبل از این‌که من بتوانم کاری کنم یا از او بپرسم چه اتفاقی افتاده، او فریاد زنان گوشی را قطع کرد.

چه کسی به همسرت کمک کرد؟

من نمی‌دانستم او کجاست و هرچه تلفنش را می‌گرفتم جواب نمی‌داد. چند ساعت بعد به خانه برگشت و دیدم روی صورت پسرم جای سیلی مانده و همسرم هم بسیار گریه کرده است. وقتی از او پرسیدم کجا بوده و چه شده، گریه کنان به من گفت مقتول می‌خواست او را مورد آزار و اذیت قرار دهد و وقتی با مقاومت روبه‌رو شد او و پسرمان را کتک زده است.

همسرت با مقتول به اتاقی رفت که تو و خانواده‌ات قبلا آنجا زندگی می‌کردید ـ که ظاهرا یک موتورخانه است ـ اگر او تمایلی نداشت، چرا این کار را کرد؟

آن مرد همسرم را گول زد و او را به زور با خود برد.اوبه همسرم گفته بود شوهرت در موتور خانه است و از من خواسته تو را هم پیش او ببرم.همسرم هم اعتماد کرده و رفته بود و در آنجا مقتول، زنم را مورد آزار قرار داده بود.

چرا مقتول می‌خواست همسرت را از تو بگیرد؟

نمی‌دانم چرا این کار را کرد، اما من تازه متوجه شدم که کمک او به من و دادن سرپناه به خانواده ام اصلا از روی انسان‌دوستی نبوده و او می‌خواست با این کار به همسرم نزدیک شود.

آن‌طور که در پرونده آمده است تو بعد از این‌که مقتول را کشتی، موبایل او را به سرقت بردی. اگر تو مقتول را به خاطر آزار و اذیت رساندن به همسرت کشتی، پس چرا دزدی کردی؟

من تلفن همراه او را به خاطر پول سرقت نکردم، برای این‌که پلیس را گمراه کنم این کار را کردم. آنها می‌توانستند از روی تلفن همراه مرا شناسایی کنند و من هم سیمکارت آن را درآوردم و بعد گوشی را به یکی از دوستانم دادم.

پلیس تو را چطور شناسایی کرد؟

آنها تلفن همراه مقتول را ردیابی کردند و دوستم را شناسایی و در نهایت مرا هم بازداشت کردند.

به گفته دوستت تو گوشی را به او فروختی، بنابراین قصد سرقت داشتی.

نه، این‌طور نیست. من مبلغ کمی از او پول گرفتم و این پول آنقدر نبود که بتوانم با آن کاری بکنم.

اولیای‌دم معتقدند تو دروغ می‌گویی که مقتول به همسرت آزار و اذیت رسانده و علت این‌که تو او را کشتی سرقت است.

آنها واقعیت را نمی‌پذیرند، چون او را دوست دارند و فکر می‌کنند خطا نمی‌کند، در صورتی که این‌طور نیست و من دروغ نمی‌گویم.

این درست است که تو به مواد مخدر اعتیاد داری؟

حالا دیگر اعتیاد ندارم. پیش از این داشتم اما در زندان ترک کردم.

اولیای دم می‌گویند تو برای تامین هزینه مواد مخدرت این کار را کردی؟

قبول ندارم. من اعتیاد داشتم اما این اعتیاد به حدی نبود که بخواهم به خاطر آن دست به قتل و دزدی بزنم.

تو مدعی هستی مقتول همسرت را به موتورخانه برد و مورد آزار و اذیت قرار داد، در صورتی که همسرت در دادگاه حرف‌های دیگری زد در این‌باره چه می‌گویی؟

همسرم در دادگاه ترسیده بود و واقعیت را نمی‌گفت. او پیش از دادگاه این حرف‌ها را نمی‌زد. او در دادگاه دروغ می‌گفت.

این فرضیه درست است که همسرت به خاطر اختلافی که با تو داشت این نقشه را کشید تا تو زندانی شوی؟

من با همسرم اختلافی نداشتم. او از اعتیاد من ناراحت بود اما این ناراحتی به حدی نبود که بخواهد مرا وادار به قتل کند. او زن دروغگویی نبود.

در این مدت که با همسرت زندگی می‌کردی او در مورد ترک اعتیاد به تو فشار نیاورده بود؟

او از این موضوع ناراحت بود و از من می‌خواست که ترک کنم.

چرا اعتیادت را ترک نکردی؟ فکر نمی‌کنی اگر معتاد نبودی همسرت به تو وفادار می‌ماند و حالا زندگی‌ات این‌طور نمی‌شد؟

من هنوز باور ندارم همسرم به خاطر اعتیاد به من خیانت کرده باشد. به نظر من او تحت فشار مقتول این کار را انجام داد. او از دست من ناراحت بود اما به من خیانت نکرد.

چطور مقتول را به قتل رساندی؟

خشم همه وجودم را گرفته بود و خیلی عصبی بودم. با چاقو به سمتش حمله کردم. او به من گفت این کار را نکن و از من عذرخواهی کرد. خودش می‌دانست چه کرده است. با این حال به او رحم نکردم. وقتی برایم گفت با همسرم رابطه داشته و قول می‌دهد دیگر این کار را نکند از خود بی‌خود شدم و چاقو را به سینه‌اش فرو کردم. من آنقدر ناراحت بودم که نمی‌توانستم خودم را کنترل کنم.

چرا به پلیس شکایت نکردی؟

شاید بهتر بود این کار را می‌کردم اما آن لحظه کنترلی روی خودم نداشتم. البته بار اول که سراغش رفتم نمی‌خواستم این کار را بکنم و می‌خواستم با او صحبت کنم اما بار دوم که به همسرم آزار و اذیت رساند دیگر نتوانستم خودم را کنترل کنم و راهی را انتخاب کردم که درست نبود.

تو می‌دانی مقتول همسر و فرزند دارد و تو خانواده‌ای را بی‌سرپرست کرده‌ای؟

قبول دارم اشتباه کردم و نباید این کار را می‌کردم. این اشتباه بزرگی بود، من باید به پلیس می‌گفتم و خودم را از این مخمصه نجات می‌دادم.

چرا سراغ اولیای دم نمی‌روی تا رضایت بگیری؟

من از کاری که کرده‌ام بشدت پشیمان هستم و می‌خواهم از اولیای دم عذرخواهی کنم اما آنها ناراحت هستند و حاضر نیستند مرا ببخشند. آنها فکر می‌کنند من به فرزندشان تهمت زدم اما او واقعا قصد داشت زندگی‌ام را به‌هم بزند.

حرفی با اولیای دم داری؟

از آنها عذرخواهی می‌کنم و درخواست می‌کنم مرا ببخشند. هرچند فکر می‌کنم حق با من بود اما از کاری که کرده‌ام عذاب وجدان دارم و بشدت ناراحتم.

اگر به گذشته برگردی باز هم این کار را می‌کنی؟

اگر بتوانم زمان را به عقب برگردانم هرگز به سمت مواد نمی‌روم. برای خوشبختی زن و فرزندم کار می‌کنم و می‌کوشم خواسته‌های آنها را برآورده کنم. اگر هم چنین مشکلی برایم پیش آمد سعی می‌کنم از طریق قانونی آن را پیگیری کنم.

مرجان لقایی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها