در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شما همچنان بهتزده هستید. در حالی که در یک دستتان کیف و روزنامه است، راننده اتوبوس با کمال خونسردی 2 بند انگشتتان را از کف اتوبوس برمیدارد و آن را به دستتان میدهد، میگوید: «من که نمیتوانم مسافران را اینجا رها کنم. پس بفرمایید پایین!»
به این ترتیب شما با 2 بند انگشت قطع شده از اتوبوس پیاده میشوید، بدون اینکه راننده یا دستکم یکی از 40مسافری که آن لحظه شاهد این صحنه دلخراش هستند، کوچکترین اقدامی برای کمک به شما انجام دهند!
اشتباه نکنید این یک شوخی نیست؛ بلکه اتفاق دلخراشی است که چندی پیش برای یکی از مسافران اتوبوس در حوالی منطقه مجیدیه تهران رخ داده است.
این شهروند با 2 بند انگشت قطع شده در دست و انگشتی که خون از آن فواره میزند، خود را به نزدیکترین کلینیکی که تا محل حادثه چند دقیقهای فاصله داشته، میرساند.
در آنجا پرستاران به زدن بتادین روی محل زخم و پانسمان آن بسنده میکنند و با گفتن این جمله که کاری از دستمان برنمیآید، مصدوم را با پای پیاده روانه بیمارستان دیگری میکنند، بدون اینکه حتی از روی انساندوستی با زنگ زدن به اورژانس، حداقل شرایطی فراهم کنند تا او با شرایط بهتری به یک بیمارستان مجهزتر منتقل شود.
اما مصائب این شهروند تنها به همین جا ختم نمیشود؛ چراکه در بیمارستان نیز در حین رفتوآمد برای رسیدگی به وضعیت اسفباری که دارد، انگشتهایش را گم میکند!
سرانجام با کلی دوندگی انگشت قطع شده پیدا میشود و این بار هم فرد مصدوم خودش با گرفتن خودرویی دربست عازم بیمارستان دیگری میشود.
سرانجام عمل پیوند با هر مشقتی که هست دریکبیمارستان مجهزتر انجام میشود؛ در حالی که پزشکان به فرد مصدوم میگویند تا یک هفته آینده معلوم میشود که آیا عمل پیوند با موفقیت انجام شده است یا خیر.
نماینده شرکت اتوبوسرانی که مسوول پیگیری موضوع است، در ملاقات با این شهروند و در پاسخ به وی با بیان اینکه تا به حال چنین اتفاقی نیفتاده و این اولین بار بوده، تلاش میکند تا به نوعی از سازمان خود برای حادثه پیشآمده، رفع اتهام کند؛ اما فرد مصدوم از شرکت اتوبوسرانی به دلیل حادثه پیشآمده شکایت میکند.
پرونده برای بررسی و صدور حکم نهایی به دادسرا ارسال میشود؛ اما نکته جالب این است که کارشناسی که برای بررسی مجدد صحنه حادثه به محل اعزام میشود، در صدور رای نهایی، 50 درصد این شهروند و 50 درصد اتوبوسرانی را مسوول میداند و این در حالی است که فرد مصدوم برای پیگیری اعتراض خود نسبت به رای صادره همچنان پلههای دادسرا را بالا و پایین میرود.
از سوی دیگر سرانجام پس از یک هفته متاسفانه عمل پیوند موفقیتآمیز نبوده و این شهروند انگشت خود را ازدست میدهد.
حادثه تاسفبار پیش آمده برای این شهروند که شاید در ابتدا به یک شوخی بیشتر شبیه باشد، 2 نکته را به مسوولان گوشزد میکند؛ اول اینکه ای کاش مسوولان اتوبوسرانی احساس مسوولیت بیشتری نسبت به تامین جانی مسافران خود که وضعیت این شهروند نیز نمونهای از آن است، داشته باشند.
از سوی دیگر مسوولان مراکز درمانی نیز نباید نسبت به وضعیت مصدومانی که به هر دلیل به این مراکز مراجعه میکنند، بیتفاوت باشند و صرفا به این بهانه که انجام درمانهای تخصصی در مرکز درمانی آنها انجام نمیشود، از زیر بار مسوولیت و کمکرسانی به یک شهروند مصدوم شانه خالی کنند.
و مهمتر از همه اینها باید یادمان باشد که هریک از ما درهر جایگاهی که هستیم (راننده اتوبوس، یک مسافر، عابری معمولی و...) به عنوان شهروندان یک شهر در قبال همدیگر مسوولیم و حس نوعدوستی حکم میکند که با دیدن چنین صحنههایی، بیتفاوت از کنار آن نگذریم.
پوران محمدی / گروه جامعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: