گفتگو با صادق تبریزی، هنرمند نقاش‌:

فضای هنری تهران بلا‌تکلیف است

صادق تبریزی سال 1317 در تهران به دنیا آمده است. او که فارغ‌التحصیل رشته معماری داخلی از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران است، تا امروز بیش از 50 نمایشگاه انفرادی در ایران و کشورهایی چون آمریکا، کانادا، سوئد، دبی، فرانسه، انگلستان و... برگزار کرده و شرکت در نمایشگاه‌های گروهی ایران، هلند، ایتالیا، چین و... نیز کارنامه هنری او را تکمیل کرده است. او که اکنون مدیریت گالری 66 را برعهده دارد، قرار است به زودی، 50 اثر نقاشیخط خود را که در ابعاد بزرگ ارائه شده‌اند، در قالب یک نمایشگاه در باربیکن لندن به معرض نمایش بگذارد. این مساله بهانه‌ای شد تا او با او درباره ویژگی‌های آثارش به ویژه نقاشیخط‌ها و دیگر موضوعات در عرصه هنرهای تجسمی به گفتگو بنشینیم.
کد خبر: ۳۵۳۳۱۹

برخی بر این باورند که در آثار شما حروف نگاشته شده معنایی ندارند و آنچه مولفه آثار شما را تشکیل می‌دهد بیشتر به فرم محدود شده است. می‌خواستم بپرسم آیا در مجموعه آثار تازه‌تان که قرار است به زودی در لندن به نمایش گذاشته شود چنین ویژگی‌ای تکرار شده است؟

نقاشیخط از زمان قاجار بوده و تاکنون هم به صورت خط تزئینی، طغری‌نویسی، ترسیم پرندگان، جانوران و همچنین اشیا ادامه دارد. از این هنر در درشت‌نویسی آیات قرآنی هم استفاده می‌شود. هنرمندانی چون حسن زرین‌قلم، اسماعیل جلایر و دیگران، نمونه‌های زیبا و ارزشمندی در این زمینه ارائه داده‌اند. در تمامی خطوط قدیمی، عنصر خوانایی و کنش خواندن، شرط اولیه آن است. اما نقاشیخط در این شیوه نوین، کلام و پیامی دیگر دارد و آن ساختارشکنی و درهم ریختن معیارهاست. در این آثار، حروف و کلمات به تنهایی به مفهوم موتیف و در قالب فرم وارد عرصه نقاشی می‌شود و در ایجاد ترکیب‌بندی اثر خودنمایی می‌کند. می‌شود گفت در این شیوه ترکیب کلی اثر از به هم تنیدن کلمات حاصل می‌شود، بدون آن که معنا و مفهومی را هم القا کند.

خط‌نگاره‌های شما از حالت شکسته نستعلیق خارج شد و به تدریج به سمت آبستره رفت.

بله. من در نمایشگاه انفرادی در سال 1972 در پاریس به چنین کاری دست زدم. یعنی در این نمایشگاه بود که اوج خط‌نگاره‌های خود را به معرض دید گذاشتم. اما در آثار کنونی که در ابعاد بزرگ‌تر به اجرا درآمده است، دنباله همان آثاری است که در سال1972 در پاریس داشته‌ام. اما گاهی اوقات، اشکال چشم‌آشنایی چون مرغ بسم‌الله به گونه‌ای دیگر و با مفهومی جدید به این آثار اضافه شده‌اند.

شما ازجمله هنرمندانی هستید که در کارهایتان تصاویر به شکل موجز ارائه شده‌اند. چطور به این شیوه دست یافتید؟

باید بگویم همیشه هم این طور نبوده است. بستگی به نوع کار و سوژه‌ای دارد که مورد توجه سازنده اثر قرار می‌گیرد و به فراخور حال، این ایجاز ظاهر می‌شود. در آثاری که من در سال 1343 خلق کردم (و در مراسم افتتاحیه تالار ایران شرکت کردم)، تصاویر مینیاتور تا حد آبستره آنالیز شده و در مقام یک اشاره به نظر می‌رسید. به طوری که وقتی اسد بهروزان آنها را مشاهده کرد گفت این‌ها آبستره اکسپرسیونیسم هستند. اما گاهی برای بیان موضوعی، ایجاب می‌کند که فیگور قوی‌تر جلوه کند و جزییات بیشتری در آن به کار گرفته شود.

حالا که صحبت به اینجا رسید، اگر ممکن است درباره مجموعه حاضر که قرار است در باربیکن لندن به معرض نمایش گذاشته شود توضیح دهید.

با توجه به این که مرکز فرهنگی باربیکن، سالن‌های عظیم و دیوارهای بلند دارد، یکی از نکات حائز اهمیت، ابعاد آثار است که باید وسیع باشد تا در فضای پهناور دیده شود. اما نوع آثار، از آبستره شکسته نستعلیق گرفته تا همان مرغ‌های بسم‌الله که به آن اشاره کردم شد و نیز آثار فیگوراتیو که اجزای آن با خط‌نگاری آمیخته شده آثاری هستند که من در لندن نمایش‌ می‌دهم.

چرا این نمایشگاه را در ایران برگزار نکردید؟

بعد از برگزاری نمایشگاه لندن به ایران بازخواهم گشت و درباره این مساله فکر می‌کنم. اما واقعیت این است که در حال حاضر فضای هنری تهران در یک جور بلاتکلیفی به سر می‌برد و دچار سردرگمی و نابسامانی است. در موقعیت کنونی، نمایشگاه نقاشی بیننده خود را ندارد و معیاری براساس عرضه و تقاضا شکل گرفته است. در واقع، سنجش افکار عمومی بسته به استقبالی است که در حراجی‌ها نصیب اثر هنری می‌شود. در چنین آشفته‌بازاری، اثر مخاطب خود را نمی‌یابد و به کاری عبث تبدیل می‌شود.

وقتی بحث برگزاری نمایشگاه یک هنرمند در خارج از کشور مطرح می‌شود این سوال پیش می‌آید که آیا مخاطبان خارجی هنوز هم در آثار هنرمندان، خاصه شرقی‌ها به مفهوم توجه بیشتری دارند یا عناصر دیگر برایشان حائز اهمیت است؟

مردم هر سرزمین در مقابل هر اثر هنری، ذائقه خاص خود را دارند که براساس همان سلیقه یا ذائقه به سوی اثر کشیده می‌شوند. من همواره بر این اعتقاد بوده‌ام آنچه لازمه یک اثر هنری است، در مرحله نخست ترکیب‌بندی منسجم، هارمونی رنگ‌ها و ضرباهنگ حساب‌شده است. اگر اثری این خصوصیات را داشته باشد، چشم و ذهن مخاطب به سوی آن کشیده می‌شود. در این صورت است که تفاوت بین ایرانی و غیرایرانی از میان می‌رود. اما به طور کلی باید بگویم در آثار فیگوراتیوی که من در دوره‌های مختلف خلق کرده‌ام، استقبال مخاطبان بیشتر معطوف به سمت و سوی نوستالژی‌ای است که در آثارم نهفته است.

شما علاوه بر این که یک هنرمند هستید، مجموعه‌دار خوبی هم برای آثار ارزنده در عرصه هنرهای تجسمی نیز به شمار می‌روید. به عنوان مثال صد اثر از دوران دانشجویی فرامرز پیلارام تا آخرین سال‌های عمر او را جمع‌آوری کرده‌اید و همین طور مجموعه‌های باارزش دیگری نیز داشته‌اید. با این اوصاف، وضعیت مجموعه‌داری در ایران را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

روزی که من شروع به جمع‌آوری آثار هنری کردم اصلا در اندیشه مجموعه‌داری نبودم، بلکه این کار من صرفا از یک ذوق شخصی نشات گرفته بود و اگر بگویم مجموعه‌هایی که هم‌اکنون در اختیار من است، مثل مهر‌های اسم که از 12 سالگی جمع‌آوری کرده‌ام، ارزان‌ترین متاعی بودند که با بودجه آن روزگار من قابل دستیابی بود. همچنین، آثار هنری دیگر. در عین حال چون تعداد آنها روز به روز افزایش می‌یافت، به صورت مجموعه‌ای درآمده است که عادت به آنها سبب حفظ و نگهداری‌شان بوده است. تصور می‌کنم همه مجموعه‌ها به همین صورت گردآوری شده‌اند. همان طور که اشاره کردم، من ناخودآگاه به جمع‌آوری این آثار پرداختم. چنانچه دیگران هم به این عمل راغب شوند، دیری نمی‌پاید که به صورت یک مجموعه درآید. به گمان من دولت می‌تواند از طریق رسانه ملی، مردم را به گردآوری آثار ترغیب سازد. ضمن آن که در طول زمان، این آثار ارزش والایی خواهند داشت که دارنده این مجموعه‌ها نیز می‌تواند از لذت داشتن و تماشای آنها برخوردار شود.

به نظر شما آیا وقت آن نرسیده است که موزه‌ای برای نگهداری چنین آثاری تاسیس شود؟

یک بار درسال 1352 وقتی نگارخانه 66 تاسیس شد، بخشی از این مجموعه که مشتمل بر شمایل‌های شیشه‌ای قهوه‌خانه‌ای بود به مدت یک سال در طبقه سوم نگارخانه به معرض نمایش درآمد. از آن هنگام تاکنون همواره به این فکر کرده‌ام که ‌ای کاش بتوان برای نگهداری این آثار، مکان ثابتی یا به قول شما یک موزه در نظر گرفته شود. اما همیشه چنین اقدامی با یک انگیزه توام خواهد بود. اما خود من به شخصه درباره این آثار فعلا چنین انگیزه‌ای را یعنی سپردن آنها به موزه ندارم.

ظاهرا در حال حاضر مشغول نگارش کتاب خاطرات خود هستید. این کتاب در چه مرحله‌ای قرار دارد؟

به طور کلی، حواشی‌ای که در طول زندگی برای یک انسان و در پیرامون او رخ می‌دهد، پیش‌بینی نشده است. این حوادث که گاه تلخ و گاه شیرین با آنها روبه‌رو هستیم، هرچه به دوران کودکی نقب می‌زنیم، حالت پررنگ‌تری به خود می‌گیرند. در حقیقت، طفلی که پا به عرصه وجود می‌گذارد، در وادی پر اضطرابی قدم نهاده است. در اینجاست که باید ببینیم چگونه می‌تواند بر مشکلات پیش رو فائق آید. مجموعه این رویدادها که همچون اوراق کتابی در ذهن ما جای دارد، خاطرات انسانی را رقم می‌زند. در این ایام وقتی به گذشته برمی‌گردم، یاد آن روزگار و حوادثی که رخ داده برایم لذت‌بخش جلوه می‌کند. انگیزه اقدام به نشر خاطرات نیز به این دلیل بوده که ابتدا آن را مرور کرده و سپس خواننده را در شیرینی آن سهیم کرده باشم. در حال حاضر، بخش اعظم کتاب به نگارش درآمده و تصور می‌کنم تا 2 ماه آینده چاپ شود.

آزاده صالحی / جام جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها