درباره رابرت رودریگز به بهانه اکران فیلم تازه‌اش در جشنواره ونیز

روشنفکر عامه‌پسند!

«رابرت آنتونی رودریگز» کارگردان، فیلمنامه‌نویس، تهیه‌کننده، فیلمبردار، تدوینگر و نوازنده 42 ساله مکزیکی – آمریکایی است. او بسیاری از فیلم‌های خود را در تگزاس و مکزیک می‌سازد. رودریگز 7 ساله بود که پدرش یک دستگاه پخش ویدئو (که یک دوربین فیلمبرداری هم داشت) خرید و به این ترتیب رودریگز برای اولین بار به فیلم و سینما علاقه‌مند شد. در دبیرستان مسوولیت فیلمبرداری از بازی‌های راگبی مدرسه بر عهده او گذاشته شد، ولی او را بلافاصله از این کار کنار گذاشتند چون او فیلمبرداری را به سبک سینمایی انجام داده بود. مثلا به جای آن که به طور ثابت از بازی فیلمبرداری کند، واکنش پدر و مادر بازیکنان و یا حرکت توپ در هوا را نشان می‌داد. رودریگز پس از پایان دوره دبیرستان به دانشگاه تگزاس رفت و در رشته ارتباطات مشغول به تحصیل شد.
کد خبر: ۳۵۲۸۳۰

همانجا بود که به کاریکاتور علاقه‌مند شد. نمره‌های رودریگز ضعیف بود و به همین دلیل نتوانست وارد کلاس‌های آموزش فیلمسازی دانشگاه شود، در این هنگام بود که یک داستان مصور دنباله‌دار که شخصیت‌های آن عمدتا براساس رفتارهای خواهر و برادرهایش نوشته شده بودند، در روزنامه دانشجویی «دیلی تکسان» راه انداخت. رودریگز با دوربین ویدئویی‌اش همچنان فیلم‌های کوتاه اکشن و ترسناک می‌ساخت. سرانجام در پاییز سال 1990 بود که با ورودش به یک مسابقه محلی فیلم توانست وارد کلاس‌های آموزش فیلمسازی شود؛ همانجا بود که با ساخت یک فیلم 16 میلیمتری توانست برنده جایزه شود. داستان این فیلم که «کله تختی» نام داشت، درباره دختر جوانی است که برادرش موهای خود را به شکل مدل‌های عجیب و غریب و ژولیده می‌زند و او نمی‌تواند این قیافه برادرش را تحمل کند. باقی این فیلم شرح طنزآمیز تلاش‌های این خواهر برای مرتب‌کردن موهای نفرت‌انگیز برادرش است.

سبک خاص فیلمسازی رودریگز از همان اوایل فیلمسازی‌اش کم‌کم خودش را به رخ می‌کشید: کات‌های سریع، زوم‌های ناگهانی و حرکت سریع دوربین که با حسی طنزآمیز همراه بود. فیلم کوتاه «کله تختی» آنقدر مورد توجه قرار گرفت که باعث شد رودریگز حرفه فیلمسازی را جدی بگیرد. او در ادامه فیلم اکشن «ال ماریاچی» را به زبان اسپانیایی ساخت. این فیلم که با بودجه 7 هزار دلاری ساخته شده بود، در جشنواره فیلم «ساندنس» سال 1992 «جایزه تماشاگران» را به دست آورد. «ال ماریاچی» که در اصل برای بازار فیلم‌های خانگی کم هزینه اسپانیایی زبان ساخته شده بود، پیش از آن که توسط کمپانی «کلمبیا پیکچرز» در آمریکا توزیع شود، چند صد هزار دلار خرج آن کردند تا آن را به فیلمی حرفه‌ای تبدیل کنند، ولی هنوز هم در تبلیغات این فیلم نوشته می‌شود که با بودجه ناچیز 7 هزار دلاری ساخته شده است.

رودریگز در کتاب خود به نام «شورش بدون عوامل پشت صحنه» تجربه ساخت این فیلم را شرح داده است. این کتاب و فیلم برای تعداد زیادی از فیلمسازان امیدوار الهام بخش شدند تا دوربین های خود را بردارند و بدون هیچ بودجه ای فیلم بسازند، به علاوه این که نقطه‌عطف مهمی در جنبش «فیلم‌های مستقل» دهه 1990 محسوب می‌شوند.

موفقیت این فیلم به اندازه‌ای بود تا ساخته بعدی این فیلمساز دنباله همان فیلم قبلی باشد. فیلم معروف «دسپرادو» (تبهکار) با نقش‌آفرینی «آنتونیو باندراس» فیلمی بود که با آن رودریگز خود را به سینمای جهان معرفی کرد. همچنین بواسطه این فیلم بود که تماشاگران آمریکایی توانستند «سلما هایک» بازیگر مکزیکی را بشناسند. رودریگز در ادامه فعالیتش در زمینه فیلمسازی در ساخت تریلر خون‌آشامی «از فلق تا شفق» با «کوئنتین تارانتینو» همکاری کرد. او در سال 2001 با فیلم «بچه‌های جاسوس» برای اولین بار از یک موفقیت هالیوودی 100 میلیون دلاری برخوردار شد. همین فیلم به یک سه‌گانه تبدیل شد. او یک شرکت تهیه‌کنندگی سینمایی به نام «ترابل میکر استودیوز» را هم اداره می‌کند. رودریگز در سال 2005 فیلم «سین‌سیتی» را براساس سری کتاب های مصوری به همین نام نوشته «فرانک میلر» ساخت. تارانتینو به عنوان کارگردان مهمان، یکی از صحنه‌های این فیلم را کارگردانی کرد. سین‌سیتی در سال 2005 هم نظر مثبت منتقدان را به خود جلب کرد و هم در گیشه به موفقیت رسید. «قمه» نام فیلم تازه رودریگز است که همزمان بااکران در جشنواره ونیز توانسته است در گیشه هم به فروش خوبی دست پیدا کند. این فیلم در واقع شکل گسترش پیدا کرده یک پیش پرده جعلی است که رودریگز برای فیلمش «گرایند هاوس» (2007) ساخته بود. «دنی تریخو» نقش اصلی «قمه» را بازی می‌کند. تریخو که از خویشاوندان رودریگز است، پیش از این در فیلم‌های دیگر این فیلمساز، مثل «از فلق تا شفق»، «روزی روزگاری در مکزیک» و «بچه‌های جاسوس» بازی کرده و نام شخصیت او در همه این فیلم‌ها «قمه» بوده است! خود رودریگز در مصاحبه‌ای با سایت سینمایی IGN گفته که ماجرای ساخت این فیلم در اصل به زمان فیلم «دسپرادو» برمی‌گردد: «در ملاقاتی که با دنی داشتم به او گفتم این آدم باید شبیه «ژان کلود ون دام» یا «چارلز برانسون» باشد؛ یعنی هر سال باید در یک فیلم بازی کند و اسمش هم «قمه» باشد. از آن موقع سعی کردم این فکرم را عملی کنم ولی هرگز نشد تا این که بالاخره الان موفق به انجامش شدم.» رودریگز همچنین در مصاحبه‌اش با مجله «رولینگ استون» گفته بود فیلمنامه این فیلم را در سال 1993 که تریخو را به عنوان یکی از بازیگران فیلم «دسپرادو» انتخاب کرده بود، نوشته بوده است. «من شنیده بودم که اف‌بی‌آی برای این که کارکنان خودش کشته نشوند، یک نفر از مکزیک را استخدام می‌کنند و در ازای پرداخت 25 هزار دلار از او می‌خواهند که ماموریت‌های ویرانگرانه را در آمریکا برایشان انجام بدهد. و در آن لحظه بود که گفتم این نقش فقط به درد شخصیت «قمه» می‌خورد. او حاضر است برای پول زیاد دست به کارهای خطرناک بزند.»

فرشید عطایی / جام جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها