گفتگو با جواد انصافی، نویسنده، بازیگر و پژوهشگر نمایش‌های ایرانی

سیاه، روسفیدترین نقش نمایشی است

بیشتر به نام عبدلی او را می‌شناسند. بازیگری که اگر چه بیشتر در برنامه‌ها و نمایش‌های شادی‌آور صحنه‌ای و تلویزیونی ظاهر می‌شود، اما این تمام فعالیت هنری او نیست. کارگردانی، نوشتن فیلمنامه و نمایشنامه، پژوهش و تالیف کتاب نیز از دیگر کارهایی است که او در زمینه فرهنگ و هنر انجام می‌دهد. نزدیک به 30 سال است که در مناسبت‌ها و برنامه‌های گوناگون بر صفحه تلویزیون ظاهر می‌شود و در کنار اوستا خنده بر لبان تماشاگرانش می‌آورد. کارش ریشه در سنت‌های نمایشی ایرانی چون بقال‌بازی دارد و اگرچه سیاه بازی را قبل از انقلاب آغاز کرد، اما هیچ‌گاه به سراغ داستان‌های سخیف یا به‌کارگیری واژه‌های رکیک در کارهایش نرفت و... . با جواد انصافی به عنوان یک پژوهشگر درباره طنز و کمدی در نمایش‌های ایرانی و تجربیات خودش در این زمینه گفتگو کردیم که می‌خوانید.
کد خبر: ۳۵۲۸۲۷

کمدی ایرانی بیشتر کلامی است، چرا؟

برمی‌گردد به سنت ادبی و فرهنگ عامه ما که بسیار طناز و ظریف است. تکه‌کلام‌ها، حکایت‌های خنده‌آور و البته پندآموز، ضرب‌المثل‌های شیرین و طنز نهفته در آثار جدی‌تر ما باعث شد تا نمایش کمدی ایرانی نیز بیشتر کلامی شود. با این حال فکر می‌کنم حدود 50 درصد طنز ما کلامی است.

در بررسی این گونه نمایشی در ایران مشکل از همین ابتدا شروع می‌شود. شما هم طنز را که یک قالب ادبی است، به جای کمدی به کار می‌برید که نشان از تسلط ادبیات مکتوب و شفاهی ما بر نمایش دارد. چرا در ایران این دو ساحت ادبی و هنری با هم مخلوط می‌شوند؟

خب ما برخلاف غربی‌ها سابقه زیادی در نوشتن درام نداشته‌ایم و به جایش از یک پشتوانه بزرگ ادبی بهره‌مند بوده‌ایم. برای همین طبیعی است که به سراغ این گنجینه گرانبها برویم و نمایشنامه‌هایمان را با نگاه به آنها بنویسیم.

با این حال همان‌طور که گفتم، فکر نمی‌کنم بیش از 50 درصد طنز نمایش‌های ما کلامی باشد. در همین بازی اوستا و عبدلی، کمدی موقعیت هم وجود دارد که برای تماشاگر بسیار جذاب و خنده‌آور است.

به عنوان کارگردان، نویسنده و بازیگر نمایش‌های شادی‌آور چه موانعی را سر راه هنرتان می‌بینید؟

یک طنزپرداز باید بتواند با کلامی دو پهلو مطلب و پیام خود را در زمینه‌های گوناگون اعم از سیاسی، اجتماعی و... به مخاطب ارائه کند. به نظرم در حال حاضر یک مقدار این فضا تنگ است که به کار لطمه می‌زند. طنز نقادی و انتقاد را در دل دارد و نمی‌توان آن را به گونه‌ای ارائه کرد که به کسی برنخورد. محدودیت‌های خاص وجود دارد که عمده‌ترین آن این است که مسوولان توقع دارند مطلبی که در قالب طنز ارائه می‌شود، پاستوریزه باشد و این کار سختی است.

از سوی دیگر خنداندن مردم ایران سخت است که این هم کار ما را دشوار می‌سازد.

چرا خنداندن مردم سخت است؟

به 2 دلیل که یکی مثبت است و دیگری منفی. اول آن که به لحاظ تاریخی ایرانی‌ها سنت دیرپایی در طنز دارند که این خنداندن آنان را مشکل می‌کند. شما نگاه کنید که لطیفه‌های غربی در حالی که مردم آنها را از خنده روده‌بر می‌کند، برای ما خیلی وقت‌ها لوس و بی‌مزه است.

از سوی دیگر متاسفانه مشکلات زندگی و شرایط اقتصادی باعث شده تا مردم کمتر به نمایش‌های کمدی رغبت نشان دهند.

با این شرایط به نظر خودتان عبدلی می‌تواند مردم را بخنداند؟

بازخورد کارمان و استقبال مردم نشان می‌دهد تا حدودی در کارمان موفق بوده‌ایم. عبدلی شخصیتی صادق، چشم‌پاک، درستکار و امین است که با کنایه‌ها، مچ‌گیری‌ها و کارهای شیرینش راستی را از کژی نشان می‌دهد. برای همین خصوصیات است که حتی با وجود اذیت کردن اوستا، او باز هم عبدلی را تحمل می‌کند. همین ویژگی‌ها باعث شده که مردم هم این شخصیت را دوست داشته باشند.

عبدلی اولین بار کی به تلویزیون آمد؟

عبدلی و اوستا اولین بار نوروز 68 به تلویزیون آمدند. حدود 3 سال در قالب برنامه‌ای با عنوان بعد از خبر، ساعت21 پخش می‌شد که مورد توجه مردم هم قرار گرفت.

از همان زمان تیپی را ارائه کردید که به غیر از رنگ صورتش، دیگر ویژگی‌های نقش سیاه را دارد.

خب متاسفانه سیاه بازی و این نقش دچار بدفهمی و سوءتفاهم شده است و امکان ارائه آن فراهم نیست. البته در این ماجرا، خود سیاه‌بازان پیش از انقلاب هم مقصر هستند. آن زمان که ما جوان بودیم و تازه کار را شروع کرده بودیم، نمایش‌های سیاه بازی بشدت به سمت مسائل پیش پا افتاده و سخیف رفته بودند و حرف‌های رکیک زیادی در آنها زده می‌شد. خب این افراط کاری‌ها باعث شده بود تا تنها افرادی خاص به تماشایش بنشینند و ارزش خود را از دست بدهد.

سیاهی که سمبل انسان زجر کشیده، عاشق بی‌توقع، فریادگر توده‌ها و عارفی بذله‌گو بود، متاسفانه در اثر سیاست‌های غلط فرهنگی به عنصری ضدفرهنگی تبدیل شده بود. این نقش آنقدر برای من ارزش داشت که با این که از سال ?? به صورت حرفه‌ای کار نمایش را شروع کرده بودم، ولی ? سال طول کشید تا به خود این اجازه را بدهم که لباس «سیاه» را بپوشم. بارها تاکید کرده‌ام که سیاه، سفیدروترین شخصیت نمایش تمام عالم است.

تکنیک‌های نمایشی سیاه‌بازی هم برای بسیاری از پژوهشگران و هنرمندان غربی منبع الهام بوده است.

سیاه‌بازی از کامل‌ترین نمایش‌های دنیاست. برتولت برشت تکنیک فاصله‌گذاری را زمانی ارائه کرد که از سال‌ها قبل ما آن را در نمایش‌های خودمان به کار گرفته بودیم. زمانی که برشت گفت دیوار بین بازیگر و تماشاگر را بشکنید، دیواری در تئاتر ما وجود نداشت؛ چراکه سیاه ما وقتی گریه‌اش می‌گیرد از تماشاگر دستمال می‌گیرد. علاوه بر اینها زمانی که وحدت‌های سه‌گانه زمان، مکان و موضوع دست و پای تئاتر غرب را بسته بود، در سیاه‌بازی ما این مرزها شکسته شده بود.

شما علاوه بر بازیگری و کارگردانی، دستی هم در پژوهش و تالیف کتاب دارید. در این وادی ابتدا برویم به سراغ کتاب نمایش‌های زنان ایران. چه شد که به سراغ این موضوع رفتید؟

چون روی آن کار نشده بود. من به همراه همسرم 5 سال به طور مداوم برای این کتاب تحقیق و مطالعه کردیم و در آن تمام نمایش‌های مختص خانم‌ها را بررسی و حتی اجرای آن را برای عموم آموزشی و کاربردی کردیم.

کتاب «سیاه بازی از نگاه یک سیاه باز» هم که سال‌ها پیش منتشر کردید، همین رویکرد آموزشی را داشت.

آن کتاب حاوی 40 شگرد سیاه بازی است و برای کسانی که می‌خواهند کار در این عرصه را شروع کنند، بسیار مناسب است.

برنامه‌ای را از شبکه جام‌جم سیما روی آنتن دارید که آن هم وجه پژوهشی و آموزشی دارد. درباره آن توضیح دهید.

این برنامه با عنوان آفتاب مهربانی از دوشنبه تا جمعه هرهفته پخش می‌شود. در این برنامه عبدلی و اوستا، آیین‌های سنتی را بازسازی می‌کنند و اشعار و بحر طویل‌های فراموش شده بازخوانی می‌شوند که خوشبختانه استقبال بسیار خوبی هم از آن شده است.

چرا نمایشی را روی صحنه اجرا نمی‌کنید؟

به فکرش هستم. قرار است نمایش «جوحی و قاضی» را براساس قصه‌ای از مثنوی معنوی مولانا در نیمه دوم سال در تماشاخانه سنگلج روی صحنه ببریم.

مهدی یاورمنش / گروه فرهنگ و هنر

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها