در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در پی تحقیق مقدماتی از سرنشیان خودرو - که 3 مرد و یک زن بودند – در بازرسی از آنها چند قبضه چاقو و قمه کشف شد. با انتقال متهمان به کلانتری 119 مهرآباد، پروندهای در این ارتباط تشکیل و با دستور قضایی از سوی دادیار رضوانفر برای تحقیقات به پایگاه پنجم پلیس آگاهی ارجاع شد.
با انتقال متهمان به پلیس آگاهی، بلافاصله یکی از متهمان به نام فرهاد (25 ساله) که دارای پروندههای متعددی در ارتباط با سرقت، جیببری و اخاذی است و از مدتی پیش تحت تعقیب بود، شناسایی شد.
شاکیها آمدند
با شناسایی این متهم و بررسی پروندههای مربوط به سرقت با خودروی پرشیا، تعدادی از مالباختگان که اموال آنها از سوی سارقان با خودروی پرشیا به سرقت رفته بود، به پلیس آگاهی دعوت شدند و شماری از آنها متهمان را شناسایی کردند.
در شکایت شاکیان مشخص شد متهمان در ساعات پایانی شب و اوایل بامداد به بهانه مسافرکشی با نشاندن دختر جوان در صندلی جلوی خودرو، اعتماد آنها را جلب و پس از سوار کردن به خودرو با تهدید چاقو و قمه اموالشان را سرقت کردهاند.
در حالی که تحقیقات در این زمینه ادامه داشت، حضور یک شاکی دیگر در پایگاه پنجم پلیس آگاهی، شگرد دیگر متهمان را رو کرد.
شاکی در شکایت خود گفت: برای نگهداری مادر سالخورده خود نیاز به پرستار خانگی داشتم تا این که پس از چاپ آگهی دختر جوانی با من تماس گرفت و با اصرار درخواست کرد تا او را استخدام کنم.
وی افزود: هنوز چند هفتهای از حضور این دختر جوان در خانه مادرم نمیگذشت که او با من تماس گرفت و گفت مادرش در بیمارستان بستری است و نیاز به پول دارد و از من خواست تا حقوقش را پرداخت کنم. من نیز به قصد کمک از محل کارم با چند میلیون تومان پول به خانه آمدم که متوجه شدم پرستار همراه پسر جوانی که سوار خودروی پرشیاست، انتظار مرا میکشند.
شاکی ادامه داد: وقتی به آنها نزدیک شدم و کیفم را باز کردم تا حقوق دختر پرستار را پرداخت کنم، ناگهان تیزی چاقویی را زیر گلویم حس کردم و مرد جوان همراه پرستار پس از تهدید با سرقت کیف و برداشتن سوئیچ خودروی من، از محل متواری شدند.
زوج سارق
در پی این شکایت و ادامه تحقیقات تکمیلی، مشخص شد دختر پرستار به نام مرجان، همسر فرهاد و سرکرده این باند است که چندی پیش با وجود مخالفتهای خانواده مرجان با یکدیگر ازدواج کردهاند و بعدها وقتی معلوم شده فرهاد دارای همسر است و به خانواده مرجان دروغ گفته، مرجان حاضر به جدایی از فرهاد نمیشود و به این ترتیب والدین دختر جوان او را از خود طرد میکنند.
زورگیری از مادرزن
با شناسایی خانواده مرجان، موضوع دستگیری دخترشان به آنها اطلاع داده شد که با حضور مادر مرجان در پایگاه پنجم پلیس آگاهی، وی نیز از داماد خود (فرهاد) به اتهام اخاذی شکایت کرد.
او درخصوص شکایت خود گفت: اوایل فروردین وقتی در پارکینگ منزلمان داخل خودرویم بودم، یکباره فرهاد وارد خودرو شد و با تهدید چاقو 400 هزار تومان پول همراهم را سرقت و فرار کرد. قصد داشتم از او شکایت کنم که فردای آن روز شیشههای خانهام را شکست و تهدید کرد در صورت شکایت برای دخترم دردسر درست خواهد کرد و من نیز از ترس جان دخترم از شکایت صرفنظر کردم.
با ثبت شکایتهای مختلف از اعضای این باند، سرهنگ اسدی، رئیس پایگاه پنجم پلیس آگاهی از مردم خواست در صورتی که اموال آنها توسط سرنشینان خودروی پرشیا سرقت شده است، برای شناسایی متهمان به پایگاه پنجم پلیس آگاهی مراجعه کنند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: