در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
فرهنگ رمضان یعنی چه؟
در سرزمین ایران فرهنگ رمضان چنان فراگیر و مردمی است که مجموعهای از باورها و آداب و تشریفات بومی هر منطقه با آن در ارتباط است و همین سبب گوناگونی و تنوع رمضان در ایران شده است. مردم جایجای شهرها و روستاهای ایران از پیش از فرارسیدن ماه رمضان تا پایان آن رسمها و رفتارهای آیینی ویژهای دارند که ثبت و ضبط تمامی این ویژگیها فرهنگ رمضان در ایران را با مشخصههای منحصر به فردش تبیین میکند. خوشبختانه با همت و دلسوزی چند تن از پژوهشگران عرصه فرهنگ و فولکلور بخشهایی از فرهنگ رمضان ثبت و ضبط شده است. از این میان میتوان به اثر ارزشمند رمضان در فرهنگ مردم از سیداحمد وکیلیان اشاره کرد که بخشهای مهمی از رفتارهای آیینی مردم جامعههای شهری و روستایی ایران در ارتباط با رمضان و اجزای آن مکتوب شده است و شاید در فرهنگ دینی ایرانیان رمضان و آیینهای مربوط به ماه محرم از گستردهترین و مردمیترین آیینهای مذهبی باشد که هرساله به صورت خودجوش همه جای ایران را فرامیگیرد.
در کل چند نوع آیین رمضانی در کشور وجود دارد؟
آیینهای رمضانی را میتوان به چند دسته تقسیم کرد: آداب و تشریفات پیشواز، آداب و تشریفات سحر، آداب و تشریفات روزهداری و آیینهای افطاری. اما به طور کلی در ایران رمضان مجموعهای از سنتها و آیینهای ویژه را در بر میگیرد که صرفا محدود به ماه رمضان نیست که آیینهای پیشواز رمضان از این دستهاند.
در مورد آیینهای پیشواز رمضان بیشتر توضیح دهید.
در بسیاری از نقاط ایران مردم از نیمه شعبان خود را برای ماه رمضان آماده میکنند. معمولا با خانهتکانی و پاکیزه کردن خانه و محل کار و مساجد و تکیهها و حسینیهها به استقبال ماه رمضان میروند. گاه حتی به بازسازی و مرمت خانهها و مساجد پیش از فرارسیدن رمضان پرداخته میشود.
در روستاها که معمولا خانهها کاهگلی است از نیمه شعبان مردم به فکر کاهگلکردن مجدد خانهها یا سفیدکردن آن میافتند. حتی برخی از خانوادهها دختران دم بخت را تشویق میکنند تا در خانهتکانی رمضان بیشتر تلاش کنند، چراکه معتقدند با این کار بخت دختران باز میشود و انشاءالله پس از رمضان به خانه بخت خواهند رفت. مثلا دختران دمبخت برخی شهرها و روستاهای همدان و ملایر و تویسرکان پیش از ماه رمضان قالی و فرش و گلیم و جاجیم خانه خود را میشویند و امیدوارند پس از یک ماه روزهداری و تطهیر خانه و جسم و جان خود شوهر کنند و به خانه بخت بروند.
پاکیزگی از چه جهاتی با فرهنگ رمضان در ارتباط است؟
پاکیزه کردن جسم و تن و زدودن ناپاکیها و آماده شدن برای رفتن به میهمانی خدا چنان بود که حتی در گذشته حمامهای عمومی نزدیک ماه رمضان بسیار شلوغ میشد و صاحبان حمام آن را شبانهروزی میکردند.
در مورد خوراک و غذا چطور، آیا آیین خاصی در این مورد وجود دارد؟
از دیگر آداب و تشریفات پیشواز رمضان تهیه مایحتاج خوراکی بوده است. پختن و ذخیره کردن نان و نان شیرمال و دیگر نانهای محلی از مهمترین مایحتاج رمضان به شمار میرفت. در گذشته که اغلب زنان خود نان میپختند، چند روز پیش از فرارسیدن ماه رمضان صبح زود از خواب برمیخاستند و با کمک دیگر زنان همسایه یا خویشان نزدیک آرد فراوانی را خمیر میکردند و تا غروب نان میپختند. حتی قسمتی از خمیر نان را برای بریدن رشته اختصاص میدادند و رشتههای خوراکهایی چون آش رشته و رشته پلو را میبریدند و روی بند خشک میکردند و یا تف میدادند. این کار بسیار دشوار و وقتگیر بود.
همانطور که میدانید رمضان که فرا میرسد با خود نوعی شادی را نیز به همراه میآورد. آیا در فرهنگ رمضان و آیینهای مربوط به آن، این شادی متبلور شده است؟
بله، دقیقا همین طور است. از گذشته تا به امروز مراسمی با عنوان مراسم کلوخاندازان در این ارتباط وجود داشته است. در اصل این مراسم از دیگر تشریفات پیشواز رمضان به شمار میرود. معمولا بین یک تا 3 روز پیش از فرارسیدن ماه رمضان در اغلب نقاط ایران، این رسم اجرا می شده است. هماکنون نیز در برخی مناطق ایران اجرا میشود. کلوخاندازان درواقع رفتن به یک پیکنیک دستهجمعی است. زنان از صبح زود برای این پیکنیک تدارک میبینند و انواع غذاها و آش و شیرینیها و نوشیدنیها را فراهم میکنند و به گردشگاهها و باغهای اطراف میروند و به شادی و پایکوبی میپردازند و کودکان و جوانان انواع بازیها و سرگرمیها را انجام میدهند و اگر رمضان در زمستان باشد، معمولا کلوخاندازان را در خانه یکی از خویشان نزدیک یا بزرگان فامیل برپا میکنند. از دیگر رسمهای پیشواز رمضان که دیگر امروزه کمرنگ شده و با وجود رسانهها جایگاهی ندارد، دیدن هلال ماه رمضان بود.
چگونگی تشخیص و دیدن هلال رمضان و خبر دادن به مردم خود تشریفات ویژه داشت. امروزه تقریبا همگان به وسیله رادیو تلویزیون از فرارسیدن ماه رمضان مطمئن میشوند.
آیینها و تشریفات سحر تا به امروز چقدر تغییر کرده است؟
بیدار شدن هنگام سحر و سحری خوردن، مناجات کردن و آماده شدن برای سپری کردن یک روز در ماه رمضان از دیرباز مجموعهای از اعمال و آداب ویژه به همراه داشته است که بسیار پیچیده و طولانی است. لکن آنچه میتوانم فیالحال بازگو کنم، خوراکهای ویژه سحر است. معمولا مردم از شب پیش و از خوراک مربوط به شام، غذایی را برای سحر کنار میگذارند. خوردن انواع غذاهای اصلی و گرم مرسوم است. پلو بویژه رشته پلو همراه با کشمش و خرمای سرخ کرده، انواع شامیها، کبابها و کوکوها، عدس پلو و سبزی پلو، آبگوشت و دمپختک و ... از خوراکهای معمول مردم در سحر بوده است. گاه حتما این غذاها با نان صرف میشده است تا کمتر رنج گرسنگی در روز را تحمل کنند. خوردن چند لیوان آب، شیر و چای به همراه شیرینیهایی چون خرما، باسلق و زولبیا و بامیه نیز مرسوم است.
ایرانیان از دیرباز چگونه سحر را آغاز میکردند؟
خواندن دعای سحر و مناجات آن و نماز صبح از دیگر اعمال معنوی سحر است. نکتهای که شاید در گذشته از مهمترین بخشهای رمضان به شمار میرفته و امروزه دیگر اهمیت ندارد، چگونه برخاستن از خواب برای سحر است. درواقع همه روزهداران نگران خواب ماندن و برنخاستن در سحر بودهاند. همین امر خود مجموعهای از رفتارها و اعمال مربوط به بیدار شدن در سحر را پدید آورده است. لکن امروزه همگان اولا از زمان سحر و اذان صبح مطلعند و ثانیا با زنگ ساعت یا تلویزیون و رادیو برای سحر برمیخیزند. چند روش قدیمی برخاستن برای سحر عبارت بود از بانگ خروس که از متداولترین روشهای تشخیص سحر به شمار میرود. توپ در کردن، نقاره و طبل و شیپور و بوق حمام زدن و تیر در کردن از روشهای مرسوم بود. حتی تا چندی پیش همسایگانی که زودتر برمیخاستند برای ثواب بردن و بیدار کردن دیگران به خانههای دیگر میرفتند و در خانهها را میزدند یا به دیوار همسایهها میکوبیدند. حتی تا چندی پیش گاه در یک محله با تلفن زدن به همسایگان یا حتی خویشان و نزدیکان آنها را بیدار میکردند.
آیینهای روزهداری و تاثیر آن بر کسب و کار روزانه مردم در قدیم چگونه بوده است؟
روزه نگهداشتن از اذان صبح تا اذان عصر را شامل میشود. این خود زمان زیادی است که مردم جای جای ایران برای آن اعمال و مناسکی دارند. در اینجا تا جایی که به یاد دارم به چند مورد از اعمال و رفتارهای روزانه در ماه رمضان اشاره میکنم. معمولا برخی از مردم شهرها و روستاهای ایران عمیقا باور دارند که تلاش و کوشش روزانه، روزه آنها را مقبولتر میکند، لذا پس از اذان صبح نمیخوابند و به کسب و کار روزانه خود مشغول میشوند.
باغداران، کشاورزان، دامداران و حتی بازاریان برخی شهرها را میتوان در این زمینه مثال زد. لکن کلا شاهدیم که کسب و کار در رمضان از رونق میافتد و مردم کمتر در روزهای رمضان بویژه اگر روزها طولانی باشد کمتر به کسب و کار خود میپردازند و ترجیح میدهند به مجالس ختم قرآن و روضهخوانی و خواندن نماز جماعت در مسجدها و انجام کارهای خیر و پرداختن به امور معنوی و خودشناسی بپردازند و حتی چند ساعتی از روز بخوابند. لکن زنان خانهدار معمولا از چند ساعت پیش از افطار تدارک خوراکهای افطاری را میبینند. حتی کسانی که دیگران را برای افطار به خانه خود دعوت میکنند یا نذر دارند که به فقرا افطار بدهند، تمام روز را صرف پختن و تهیه خوراکهای افطار میکنند.
آیا در این مورد نیز آیین خاصی وجود داشت؟
سنت افطاری دادن از سنتهای بسیار رایج ایرانیان است که از سدههای نخست قرون اسلامی در ایران اجرا میشده است. مثلا در برخی متون تاریخی آمده است که در دوره آلبویه سدههای 4 و 5 قمری هر 30 روز ماه رمضان ضیافتهای افطاری برپا میشد و در هر شب به 1000 نفر افطاری میدادند؛ البته چنین ضیافتهایی در سراسر تاریخ دوره اسلامی دیده میشود که سیاحان و مورخان بسیاری از آن یاد کردهاند.
در آیینها و تشریفات زمان افطار چطور؟ آیا در قدیم اطلاع از زمان افطار نیز مانند سحر دشوار بوده است؟
در گذشته تشخیص افطار مانند سحر دشوار بود و راههای مطلع کردن مردم از زمان صحیح افطار گوناگون بود. توپ و تیر در کردن، بوق و شیپور زدن یا دیدن ستارگان و اجرام سماوی از جمله روشهای تشخیص افطار بود. در تهران قدیم در میدان توپخانه توپ افطار در میکردند و همه تهرانیها منتظر بودند تا صدای این توپ را بشنوند و سپس روزه خود را باز کنند. در برخی مناطق ایران رسمهای جالبی برای اطلاع دادن زمان افطار وجود داشت. مثلا در ترکمن صحرا پیشنماز مسجد پس از دیدن ستارگان و اطمینان از زمان افطار، کودکان محل را جمع میکرد و آنها را به در خانهها میفرستاد کودکان فریاد میزدند و میگفتند «آغیز آچیلدی» یعنی افطار شد.
خوراکهای مردم برای زمان افطار بیشتر چه چیزهایی بودند؟
خوراکهای افطار مهمترین بخش افطار است. معولا مردم روستاها و شهرهای سنتی روزه خود را با یک استکان آب جوش و شیر گرم و خرما یا قند داغ میگشایند. گشودن روزه با نمک نیز بسیار رایج بود، مثلا گیلانیها معتقدند گشودن روزه با نمک ثواب روزه را دوچندان میکند. سپس نان و پنیر و سبزی، حلوا، چای شیرین، آش رشته، رنگینک، فرنی، آش جو، سنبوسه، شامی، کوفته، کتلت، کوکو و گاه فلافل خوراک افطار مردم مناطق مختلف ایران را تشکیل میدهد. حلیم و شله زرد نیز از اجزای ثابت سفرههای افطار است. یکی از شیرینیهای رایج در ماه رمضان زولبیا و بامیه است. این شیرینی فقط در ماه رمضان پخته میشود و کمتر شیرینیفروشانی در ایام دیگر سال این شیرینی را میپزند. خرید زولبیا و بامیه و حتی هدیه بردن آن برای خویشان و فامیل نیز از رسمهای رایج است. مردم گاه زمان افطار اعمال خاصی انجام میدهند. گاه به مسجد میروند و نماز میخوانند و پس از آن روزه خود را میگشایند. گاه پس از افطار به دید و بازدید میروند و امروزه نیز شاهد این رسم هستیم.
حتی در گذشته مردم پس از افطار به قهوهخانهها یا روبهروی مساجد و حسینیهها یا حتی در میدان محل میرفتند و با انواع بازیها و سرگرمیها خود را مشغول میکردند. نقالی، شاهنامهخوانی، سخنوری، ترنا بازی و شاه وزیر بازی از جمله سرگرمیهایی بود که مردم پس از افطار انجام میدادند. امروزه کمتر شاهد چنین اعمالی هستیم و جای آن را سریالهای طنز و... تلویزیون گرفته است.
مواردی که برشمردم تنها بخش کوچکی از فرهنگ رمضان است. در شهرها و روستاهای ایران رسمها و آیینهای متنوعتری در رمضان و حتی پیش و پس از آن انجام میشود که مجموعه اعمال و آداب فرهنگی رمضان را بسیار متنوع و پربار میسازد. اما متاسفانه بسیاری از این آداب و اعمال در حال منسوخ شدن هستند. ای کاش موسسات و نهادهای فرهنگی که وظیفه آنها حفظ و نگهداری فرهنگ مردم است تلاش کنند و تا این ویژگیها از میان نرفته است، نسبت به ثبت و ضبط آن اقدام نمایند.
مینا یوسفی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: