در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گاهی وقتها ما حقیقت را با اشخاص به اشتباه میگیریم. حقیقت را با اشخاص میشناسیم تا اینکه اشخاص را با حقیقت بشناسیم. این میشود که زندگی ما، میشود فرو رفتن در اشتباهاتی که میدانیم مرتکبشان میشویم.
ما در طول زندگی، معمولا به دنبال خوشبختی هستیم، یا حداقل سعی میکنیم که از بدبختی فرار کنیم. صرفنظر از همه تعابیری که در مورد خوشبختی و بدبختی وجود دارد، چیزی که ما را راضی و خشنود نگه میدارد، میتواند ناشناخته و بسیار دور از ما به نظر برسد.
بنابراین تلاش و کوشش ما در زندگی، به دنبال چیزی است که نمیدانیم چیست یا فاصله بسیار زیادی از ما دارد. هرچه که هست، نباید اینگونه باشد. شاید ماجرا، چیز دیگری است.
ما در طول زندگی، به دنبال محبت هستیم. یعنی به طور ناخودآگاه به سوی کسانی که به ما محبت میکنند، جلب میشویم. اما نکته این است که چرا گاهی اوقات، نسبت به کسانی که بیشترین محبت را نسبت به ما دارند، اینقدر بیتوجه و ناسپاس میشویم؟ حتما این را هم ناخودآگاه انجام میدهیم. ما در طول زندگی، به دنبال رضایت از انجام کاری هستیم که انجام میدهیم.
گاهی اوقات (یا بیشتر اوقات) به دنبال پولی که از آن درمیآوریم هم هستیم. اما اگر به دنبال رضایت مالی نباشیم، باید کاری را انجام دهیم که از آن لذت میبریم، در آن کار استعداد داریم یا از آموختنش خوشمان میآید.
عدهای هم هستند که از کمک کردن به دیگران احساس رضایت میکنند. نمیدانم چه چیزی رضایت بیشتری را به دنبال میآورد، ولی حتم دارم که این عده هم محبت بیشتری کسب میکنند، هم خوشبختتر هستند و هم اینکه اشتباهات کمتری در زندگی مرتکب میشوند.
نکته آخر اینکه بستگی دارد که ما چطور به زندگی نگاه میکنیم.
وبلاگ آبی تیره
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: