در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ماموران در تحقیق از شاکی پی بردند دخترجوان روز گذشته برای خرید از خانهاش خارج شده و دیگر بازنگشته و شوهرش موفق به یافتن او نشده است.
با تحقیق از شاکی و تشکیل پرونده در این ارتباط، جستجو برای یافتن زن گمشده آغاز شد. در حالی که جستجوهای پلیسی ادامه داشت، 2 روز بعد پدر نوعروس دوباره به مرکز پلیس مراجعه کرد و از ماموران خواست داماد خانواده را دستگیر کنند.
پدر، از قاتل بودن داماد گفت
وی در اظهاراتش گفت: چند ساعت پیش به خانه دامادم رفتم تا سراغ دخترم را بگیرم که او توجهی به حرفهایم نکرد. بناچار به خانهام بازگشتم که دامادم با من تماس گرفت و گفت باید به جستجوهایم خاتمه دهم. وی ادامه داد: وقتی علت را جویا شدم، او عنوان کرد، دخترم را به قتل رسانده و جسدش را به یکی از روستاهای حومه شهر برده و در چاه مزرعهای انداخته است. ماموران با ثبت اظهارات شاکی، به خانه نوعروس رفتند، اما شوهرش به طرز مرموزی ناپدید شده بود.
به این ترتیب داماد خانواده به عنوان تنها مظنون پرونده تحت تعقیب قرار گرفت.
تلاش 10 ساعته ماموران برای کشف جسد
ماموران در قالب یک گروه عملیاتی همراه ماموران آتشنشانی به محل رها شدن جسد که چاه مزرعهای بود، اعزام شدند و بعد از 10 ساعت تلاش، پیکر نوعروس جوان را از عمق 100 متری چاه کشف و جسد را به پزشکی قانونی منتقل کردند. نظریه پزشکی قانونی حکایت از آن میکرد که نوعروس براثر خفگی به قتل رسیده است. ماموران به جستجوی مرد همسرکش ادامه دادند تا عاقبت چند روز گذشته متهم فراری را در خانه یکی از اقوامش دستگیر کردند.
متهم به قتل در بازجوییهای پلیسی پس از اظهارات متناقض و اعلام بیگناهی، سرانجام روز گذشته به قتل نوعروس اعتراف کرد.
اعتراف به قتل نوعروس
متهم به قتل در تشریح ماجرای قتل گفت: چند ماه پیش من و همسرم با هم ازدواج کرده و شرایط زندگیمان خوب بود تا اینکه از یک ماه بعد اختلاف میان او و پدر و برادرم آغاز شد.
متهم به قتل افزود: هر بار پس از اطلاع از ماجرای درگیری واسطه میشدم و اختلاف آنها پایان میگرفت ولی از یک ماه پیش مشاجرههای آنها بیشتر شد تا این که پدر و برادرم با طراحی نقشه قتل همسرم، از من خواستند آن را عملی کنم و تهدید کردند در غیر این صورت باید برای همیشه آنها را ترک کنم.
عامل جنایت با اشاره به شب حادثه گفت: با اصرار آنها عاقبت تسلیم شده و خواستهشان را عملی کردم. شب حادثه پس از مشاجره با همسرم او را با شال گردن خفه کرده و نیمه شب جسدش را به یکی از روستاهای حومه بردم و آن را داخل چاه مزرعهای انداختم تا راز قتل فاش نشود.
سرهنگ رفیعی، معاون اجتماعی فرماندهی انتظامی استان مرکزی در این باره گفت: با اعتراف متهم به قتل، او هماکنون در بازداشتگاه پلیس به سر میبرد. تحقیقات تکمیلی از وی برای مشخص شدن نقش پدر و برادرش در مرگ نوعروس آغاز شده است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: