در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مرکز فرهنگی ـ هنری صبا یک نهاد دولتی محسوب میشود. به نظر شما این مرکز چگونه میتواند به روند خصوصیسازی کمک کند؟
مرکز صبا قطعا یک بخش دولتی است. چون بودجهاش را از صدا و سیما میگیرد. ما محصولاتمان را با هدف فروش نمیسازیم. با هدف پخش در صدا و سیما میسازیم. اما صبا بیش از 90 درصد کارهایش را به بخش خصوصی سفارش میدهد. این به معنای حمایت از بخش خصوصی است. افرادی هستند که در بیرون فعالیت میکنند. طبیعی است وقتی ما به اینها سفارش میدهیم و برنامههایشان را میخریم داریم بخش خصوصی را تقویت میکنیم. اگر ما تمام تولیداتمان را در صبا انجام میدادیم این به معنای حمایت نکردن از بخش خصوصی بود.
من معتقدم بیشترین نهادی که در کشور دارد در بخش تولید خصوصی پویانمایی سرمایهگذاری و هزینه میکند
صباست.
درباره آن 10 درصد دیگری که به بخش خصوصی واگذار نمیشود توضیح بدهید.
ما کارگردان و تهیهکنندههایی داریم که همکار ما هستند و در داخل استودیوهای صبا برنامه تولید میکنند. البته اینها هم ممکن است بخش عمده ای از همکارانشان را از بخش خصوصی وام بگیرند.
حالا بیایید از آن طرف به قضیه نگاه کنیم. شما اگر یک استعداد انیمیشنسازی داشتید حاضر بودید که یک شرکت بزنید و تولید انیمیشن داشته باشید؟ به نظر شما این کار در کشور ما صرفه اقتصادی دارد؟
بله. البته بستگی به سلیقه خود سرمایهگذار هم دارد. یک فردی هست که در 70 سالگی 50 سال انیمیشن هنری تولید کرده است. او میخواهد 10 دقیقه را در 4 سال تولید کند. قطعا بخش خصوصی به درد او نمیخورد. او میتواند آرامآرام در صبا یا کانون پرورش فکری کاری را تولید کند و به نتیجه برساند. برای صبا هم خوب است که یک ویترین هنری برای جشنوارهها داشته باشد. اما یک نفر هست که میتواند به سرعت و با کیفیت نسبتاً خوب مجموعههای بلند ( 100 یا 200 قسمتی به بالا) تولید کند. قطعا به نفع خودش است که در بخش خصوصی باشد.
به هر حال تعداد مراکزی که کار انیمیشن را میخرند خیلی کم است. یعنی همیشه این ترس و ابهام وجود دارد که شاید این نهادهای محدود با آن شرکت قرارداد نبندند و سرمایهگذار بازگشت سرمایه نداشته باشد. راه چاره چیست؟
باید یک اقدام ملی انجام شود. احتمالا مدیریت این جا به عنوان آخرین سمت عمر من باشد. من از آمدنم به صبا چند هدف را دنبال میکردم. یکیاش این است که تولید انیمیشن را در کشور ملی کنیم. یک جوری بشود که هر جوان خوش ذوقی امکان تولید انبوه را داشته باشد. فناوری به جوانها این امکان را میدهد، چون با داشتن رایانه و نرم افزار میتوانند در خانه تمرین انیمیشن کنند. تولید انیمیشن از خانهها شروع میشود. هر جوانی باید امکان فروش کارش را هم داشته باشد. سینمای خانگی و بخش آگهیهای بازرگانی جزو خریداران انیمیشن هستند. صدا و سیما هم یکی از شبکههایش را به برنامههای کودک اختصاص داده است. ما اگر بتوانیم تولید کم غلط داشته باشیم، هر چه انیمیشن ساخته بشود صدا و سیما به آن نیاز دارد. از طرف دیگر ما باید بتوانیم هیات رئیسه سازمان و دولت را قانع کنیم که بودجه انیمیشن را بیشتر کنند. اگر این بودجه را 10 برابر یا 30 برابر کنند ضرر نکردهاند. ضمن این که این بودجه خیلی نیست. کل بودجه صبا 3 برابر هزینه یک فیلم تاریخی سینمایی است.
البته پول کافی همیشه مشکلگشا نیست. به مدیران هر وقت گفتهاند چه مشکلی دارید. جواب دادهاند پول نداریم. بعضی وقتها پول زیاد مثل سیل است. مثل آبی است که زهکشی نشده باشد. راه میافتد و همه چیز را خراب میکند.
برای ملی کردن انیمیشن سادهترین کار اختصاص بودجه است. پول باید درست مدیریت شود.
آن موقع ما هر چقدر تولید کنیم کم است. خیلی از کشورها از جمله ژاپن یکی از مهمترین صادراتشان انیمیشن است. صحبت سر این است که محصول کار چه اندازه به یک انیمیشن استاندارد نزدیک است. خریدار انیمیشن هم باید با این هنر آشنا باشد. این شکاف هنوز پر نشده است.
در تعریفتان از انیمیشن ملی به همگانی شدن آن اشاره کردید. آیا میتوانیم در این تعریف برای محتوای کارهای ایرانی هم چارچوبی تعیین کنیم؟ یعنی همان طور که معاونت سینمایی مفهوم سینمای ملی را جا انداخت، مرکز صبا هم بیاید واژه انیمیشن ملی را تبیین کند.
کشورهایی که تولیدکنندگان بزرگ انیمیشناند هر کدام به صفتی مشهورند. آمریکا به ساخت انیمیشن جذاب و فوقالعاده فنی معروف است. ژاپن را با ملودرامهایش میشناسند. چین تولید انبوه و ارزان انیمیشن دارد. من دنبال این هستم که با توجه به ظرفیت انیمیشن کشور از لحاظ ایده و اندیشه و اعتقاد، ایران را به عنوان مرکز انیمیشن دینی و اخلاقی در دنیا مطرح کنم.
تولیدات انیمیشن ایران بسیار اخلاقی است. من کاری به قدرت فنیاش ندارم. در ایران به راحتی میشود انیمیشن دینی و اخلاقی تولید کرد. در مرکز صبا با کارگردانان و نویسندگان خیلی راحت میتوانیم درباره کارهای اخلاقی و دینی صحبت کنیم. در تولید کارهای رئال این راحتی وجود ندارد. این طوری استنباط نشود بناست در صبا تولید انیمیشن در سایر حوزهها مثل علمی، سرگرمی، افسانه ها، داستانهای علمی تخیلی، طنز و کمدی و. . . تعطیل شود.
بین انیمیشن اخلاقی و دینی چه تفاوتی قائل هستید؟ معمولا به کارهایی که درباره زندگی پیامبران و ائمه ساخته میشوند کارهای دینی میگویند و دایره کارهای اخلاقی را در حوزه وسیعتری تعریف میکنند. این تعریف چقدر درست است؟
هیچ جا اخلاق از دیانت جدا نیست. من همیشه گفتهام در کار کودک ما باید بچههایمان را عاشق امام حسین (ع) کنیم و از یزید متنفر. اما سوال این است که از نفرت به یزید شروع کنیم یا عشق به حسین(ع)؟ به نظر من زندگی تربیتی بچهها باید با عشق شروع شود. ما اگر از محبت به مظلوم شروع کنیم نفرت از ظالم به دنبالش میآید. این جاست که کار اخلاقی و دینی به هم میرسد. قرآن به ما میگوید که همواره عمل صالح میبایست متکی به ایمان باشد تا قبول شود. عمل صالح اگر به خاطر رضای خدا باشد اخلاق دینی را پدید میآورد. دین همیشه اخلاقی است ولی لزوماً اخلاق همیشه دینی نیست، اگرچه منشا هر رفتار اخلاقی در نهایت فطرت الهی و آموزههای دینی است.
معاونت سینمایی در طول سال وظیفه خودش میداند که 4، 5 کار فاخر تولید کند. یعنی کارهایی که هزینههای سنگینی دارند. شما هم در تولیداتتان بودجهای برای کارهای فاخر دارید؟
چند تا اصطلاح باب شده که من آنها را نمیپسندم. مثلا ما به لودگی میگوییم طنز. به هر کار خوبی میگوییم فاخر. این فاخر یک اصطلاح قلابی است. معلوم نیست شامل چه چیزهایی میشود. فاخر اگر به معنای گران قیمت باشد پارهای وقتها حساب بانکیها را فاخر کرده است نه محصولات هنری را.
در حوزه انیمیشن تفاوت کارهای تاریخی و امروزی به لحاظ هزینه به اندازه فیلمهای زنده نیست. در انیمیشن همان هزینهای که برای کاخ فرعون میکنیم همان را برای طراحی یک آپارتمان امروزی انجام میدهیم. در حالی که در کار زنده کاخ فرعون را باید با هزینه میلیاردی ساخت.
از نظر من کار خوب هم در انیمیشن دو شخصیتی هست و هم در کار 500 شخصیتی. کار بد هم در هر دو هست. ما حق نداریم چندین میلیارد خرج یک سناریوی ضعیف بکنیم. اگر خرج کردیم نباید به آن افتخار کنیم.
این تولید مایه شرمندگی است. در سینما برخی فیلمها با چندین میلیارد تومان ساخته شده که کسی آنها را ندیده است. با تاریخ و قرآن هم تطبیق ندارد. ممکن است یک کار ساده امروزی تاثیرگذارتر باشد.
در تولید انیمیشن فقط به مخاطب کودک توجه میکنید یا بزرگسالان را هم در نظر میگیرید؟
انیمیشن دنیا در چند جهت گسترش پیدا کرده است. یکی از دنیای کودکان به سمت دنیای بزرگسالی و دیگری از حوزه فانتزی به سمت رئال. بابا لنگ دراز که یک رمان رئال است در بین بچهها گل میکند. تکنیکهای انیمیشن از جهت نرم افزاری و سخت افزاری دارد به رئال نزدیک میشود. ما میتوانیم با روش موشن کپچر عین حرکت زنده را نشان بدهیم. چه عیبی دارد که کارهای رئال انجام دهیم؟ کارگردانها باید به این پیشرفت دلگرم باشند که ما از فانتزی داریم به سمت رئال میرویم. از طرف دیگر از جهان کودک به جهان بزرگسال پیشروی میکنیم. این پیشروی باید سالم، علمی و پخته باشد.
ما زندگی انبیا را رئال کار میکنیم. جزو برنامههای آیندهمان این است که میان برنامههای فرهنگی، ادبی و طنز برای مخاطب بزرگسال داشته باشیم. ما در مرکز صبا در تلاش هستیم برای 2 سال آینده یک سریال انیمیشن شبانه داشته باشیم.
میتوانید یک آمار کلی درباره تولید انیمیشن صبا ارائه بدهید.
سال گذشته صبا 180 ساعت تولید داشت که 60 ساعت بیشتر از تعهدمان بود. امسال امیدواریم حداقل 200 ساعت تولید کنیم.
شبکه تهران یک برنامه به نام تنتن کارتن دارد که در آن تعداد زیادی کارتون خارجی نمایش داده میشود. شبکه دو نیز بخش زیادی از زمانش را به پخش کارتونهای خارجی اختصاص داده است. فکر نمیکنید تولید 200 ساعت در برابر آن حجم عظیم کارتون خارجی رقم کمی باشد؟
عملا روزی 45 دقیقه برنامه انیمیشن ایرانی پخش میشود. انیمیشن مثل زعفران است. تولیدش سخت و زمانبر و محصولش کم است. انیمیشن در سفره مثل یک چاشنی غلیظ است. همیشه سفره برنامه کودکان باید یک ترکیبی از اینها باشد. اگر ما یک ساعت و نیم انیمیشن نشان بدهیم، بچهها پس میزنند. ما داریم ذخیره برنامههای پویانمایی کشور را زیاد میکنیم.
نسل بزرگسالان هر 50 سال عوض میشود. در حالی که نسل کودک هر 4 سال. لذا میتوان برنامههای خوب و موفق انیمیشن را هر چهار سال یک بار برای بچهها تکرار کرد و در این صورت میتواند برای آنها تازه باشد چون بچههای جدیدی آن برنامهها را میبینند. بنابراین بزرگترین عامل برای جذابیت انیمیشن سیاست پخش درست است. دیگر اینکه بچهها مثل بزرگسالان از کار تکراری بدشان نمیآید.
اما در عین حال اذعان میکنیم که 200 ساعت تولید انیمیشن بسیار کم است. برای همین موضوع انیمیشن ملی را جدی گرفتهایم به نظر من ما باید قدرت خرید همهگونه انیمیشن تولید داخل را داشته باشیم.
بچهها و نوههای شما بیشتر انیمیشن ایرانی میبینند یا خارجی؟
ترکیبش را میبینند. هم ایرانی و هم خارجی. آنها شکرستان و شنگولآباد را خیلی دوست دارند. مطمئن باشید ما میدانیم بچهها چه چیزی را دوست دارند. اما ما توانایی تولید ایدهآل را پیدا نکردهایم.
معتقدم که باید تولید داخلی را بالا ببریم. خط قرمز ما و دنیا در خصوص برنامههای کودک و نوجوان نزدیک تر از برنامههای بزرگسالان است. خارجیها هم برهنگی و خشونت در کارهای کودکان را نمیپسندند. ما اگر بتوانیم بر اساس آموزههای دینی و ارزشی خودمان برنامهریزی کنیم میتوانیم برنامههای بهتری داشته باشیم.
به نظر شما چرا ما نمیتوانیم در انیمیشنهایمان شخصیتهایی خلق کنیم که شهرت جهانی پیدا کنند. مثل کاراکترهای اکیو سان، سوباسا و پسرشجاع در همین ایران خودمان خیلی شناخته شده هستند. ما نمیتوانیم به این سمت برویم؟
ما داریم یک مجموعهای تولید میکنیم که کل هوشمندیهای منسوب به نوابغ ایرانی در آن جمع شده است. همه اینها را یک پسر مثلاً به نام سعید انجام میدهد. در تیتراژ مینویسیم که قصه امروز به کودکی ابنسینا مربوط میشود.
ما میتوانیم به چنین جایگاهی برسیم. اما نمیدانم چرا تا الان چنین کاری نکردهایم. بزرگترین مشکل ما در انیمیشن متن است. در سینما و تلویزیون هم با این مشکل مواجهیم. ما گرافیستهای خوبی داریم. ابزار به اندازه کافی داریم. از بعد از متن تا پایان کار همه چیز داریم. البته ابزار ما خیلی مدرن نیستند. به تازگی سیستمهایی در انیمیشن دنیا وارد شده که سرعت و کیفیت را ارتقاء میبخشد. حتی سرعت از کار زنده بیشتر میشود.
تولیدکنندگان ما آن قدر محو تکنیک و گرافیک شدهاند که انگار برایشان متن مهم نیست. ما شروع به تولید متن کردهایم. چندین کارگاه را فعال و کارگاه اقتباس را اضافه کردهایم. مشکل متن و سناریو به شدت در پویانمایی ما را میآزارد. تنها جواب نسبتا قانعکنندهای که میتوانم به سوال شما بدهم این است که ما متن قوی نداریم.
ما منبع غنی ادبیات را داریم که بخش قابل توجهی از آن مربوط به کودکان است. برای تولید متن چقدر به بحث اقتباس توجه کردهاید؟
ما 2 حوزه ادبیات داخلی و خارجی را داریم بررسی میکنیم. چندین متن هم انتخاب کردهایم. تولید بعضیها حتی شروع شده است. ما مثل ژاپن بنا نداریم عین بابا لنگ دراز اروپایی را کارکنیم. در آن انیمیشن اسمها و رنگ چشمها عینا توصیفات کتاب است. ما به موارد خارجی توجه میکنیم که قابل اقتباس باشند. یعنی منابعی که میتوانند ایرانی و شرقی بشوند.
ما خیلی از حکایات مولانا را تبدیل به انیمیشن کردهایم. در رابطه با بوستان و گلستان سعدی دو تا مجموعه تولید کردهایم. ما به محض فوت مهدی آذری یزدی به دو تا از شرکتهای انیمیشن سفارش دادیم که هرکدام 26 قسمت از داستانهای این نویسنده را به انیمیشن تبدیل کنند. در حال حاضر شخصیتسازی این 2 کار تمام شده است. در رابطه با فردوسی یک فیلم سینمایی انیمیشن در دست تولید داریم.
به تولید فیلم سینمایی انیمیشن اشاره کردید. در کشور ما هیچ انیمیشنی اکران نمیشود. در حالی که میبینیم در سینمای هالیوود انیمیشنها در صدر جدول فروش قرار گرفتهاند. مشکل اکران باعث نمیشود انگیزه انیمیشنسازان ضعیف شود؟
در چارت جدید ما سه گروه پیشبینی کردهایم. گروه مجموعهها و سریالها، تله فیلم، کارهای کوتاه و میان برنامه. ما فیلم مان را تولید و عرضه میکنیم. اما اکران شدن یا نشدنش دست ما نیست. در حال حاضر مراحل ساخت چند فیلم انیمیشنی درباره حضرت رسول (ص) و زکریای رازی به پایان رسیده است. اینها بین 80 تا 90 دقیقه زمان دارند.
یک انیمیشن سینمایی داریم میسازیم با نام «بهترین آقای دنیا» که به زندگی امام رضا (ع) میپردازد. معمولا کار تله فیلم را به کارگردانهای برجسته واگذار میکنیم.
مرکز صبا فیلمهای انیمیشن تولیدیش را برای اکران عرضه میکند اما بقیهاش دست ما نیست. شما خودتان میدانید که فرهنگ اکران انیمیشن هنوز در کشور ما به وجود نیامده است.
بخشی از استعداد انیمیشنسازان داخلی صرف تولید کار برای جشنوارههای خارجی میشود. کارهای جشنوارهای معمولا نمیتوانند با مخاطب عام ارتباط برقرار کنند. شما چه جایگاهی برای انیمیشنهای جشنوارهای قائل هستید؟
من معتقدم هر بنگاه تولید انیمیشن در ایران و دنیا حتما باید یک ویترینی برای جشنوارهها داشته باشند. این کار به جهانی شدن کارگردانها کمک میکند و موجب میشود به باقی برنامههایشان توجه شود.
هر کارگردانی دوست دارد در جشنوارهها مطرح شود. البته همه کارهای جشنوارهای مخاطب خاص نیستند. ممکن است برخی از بچهها این انیمیشنها را نفهمند، اما بالاخره بزرگترها محتوای آن را متوجه میشوند.
من به دست اندرکاران انیمیشنهای بلند گفتهام ما باید برای تلویزیون کار کنیم نه جشنوارهها.
تلویزیون مثل یک چاه بیانتهایی است که هر چه برنامه در آن بریزی پر نمیشود. من به آنها توصیه کردم برای مرکز صبا کارهای طولانی تولید کنند. از آن طرف به موازاتش صبا امکان تولید کارهای جشنوارهای را به آنها میدهد تا هر دو به سود برسیم. این طوری هم صبا ویترین پیدا میکند و هم کارگردانها برای ادامه کار انگیزه پیدا میکنند. در این رابطه هیچ کس ضرر نمیکند.
انیمشین تا طولانی و دنبالهدار نباشد توفیق پیدا نمیکند. کارهایی مثل ای کیو سان، تام و جری، فوتبالیستها چون تعدادشان بالای 100 قسمت بوده موفق شدهاند.
ما الان دو تا کار مجموعهای را در دست ساخت داریم. یک پروژه داریم به اسم ایمان و آرزو که مدت زمانش 6 هزار دقیقه است. شخصیتهای اصلی این کار دو دختر و پسر ایرانی هستند. ما میخواهیم روشهای مطلوب تربیتی خودمان را در این سریال به نمایش بگذاریم. پروژه تاریخ تمدن ایران و اسلام هم دارد ساخته میشود که زمانش بیش از هزار دقیقه است. بخشی از این برنامه به صبا تحویل شده است.
رابطهتان با انیمیشنهای جشنوارهای که به دنبال سیاه نمایی هستند چطور است؟
من در سالهای دهه 60 جزو اولین کسانی بودم که این جریان را از ناحیه جشنوارههای خارجی حس کردم. هنرمندان ما باید حرف خودشان را بزنند. اگر جشنوارهها این حرف را پسندیدند ما بردهایم. اگر نپسندیدهاند اقلاً برای جشنوارهها مزدوری نکرده ایم. حالا این حرف هر رنگی میخواهد داشته باشد فقط نمیبایست ارتباطش با واقعیت و انصاف قطع شده باشد. ما باید نسبتمان را با واقعیت حفظ کنیم.
علاوه بر موضوع جشنوارهها بخشی از توان انیمیشنسازان صرف تیزرسازی میشود. به هر حال تیزرها بازار جذاب و متنوعی دارند که میتوانند همه را به سمت خودشان بکشانند. شما این روند را یک آسیب میدانید؟
این مساله خیلی طبیعی است. کسی که کار انیمیشن میکند دست به تولید تیزر هم میزند. من نمیتوانم بگویم به تبلیغ مایع دستشویی باید جنبه معنوی بدهید. اما چیزی که هر بیننده عادی را نگران میکند این است که ذوق و فکر در این برنامهها خیلی کم شده است. یک تیزر تلویزیونی موفق آن است که یک ایده مرکزی داشته باشد. اما در کارهای فعلی میبینیم که مثلا 4 نفر با هم درباره چاه آب صحبت میکنند. این تیزر هیچ ارزش داستانی و فانتزی ندارد. این انیمیشن را میشود به صورت زنده هم ساخت که البته زندهاش هم ارزشی ندارد. آن چه تیزر تبلیغاتی را ارزشمند میکند درخشش ایده مرکزیاش است.
قبول دارید که تیزرسازی درآمد بیشتری دارد؟
بله. آنها پول بهتری میدهند. چون روابط عمومی فلان نهاد یا سازمان انیمیشن را نمیشناسد؛ قیمت بالایی را که تهیه کننده پیشنهاد بدهد میپذیرد و در سال ماموریت شاید مستحبش تولید چند دقیقیه انیمیشن است که از مسیر طرح و برنامههای پیچیده و کنترلهای متعدد نمیگذرد و تعرفه سازمانی هم قیمتش را تعیین نمیکند. یعنی آنچه در سازمان ما است. ما باید بالای 200 ساعت در سال تولید کنیم. پولمان محدود و ضوابطمان فراوان است که البته این هم طبیعی است.
برخی شهرستانیها گلایه دارند که تعرفه مرکز صبا درباره شرکتهای غیرتهرانی پایینتر است. این موضوع چقدر صحت دارد؟
یکی از گرفتاریهای ما در سازمان همین مساله تعرفههاست. به نظر من یک دامنه وجود دارد. ما باید تیتراژ را برداریم و بدون توجه به تهرانی بودن یا شهرستانی بودن کار را ارزیابی کنیم. ما با یک شرکت بزرگ تهرانی قراردادی را به نتیجه رسیدیم که خیلی پایینتر از قیمت شهرستانهاست. اخیرا من یک گزارشی تهیه کردم که نشان میدهد از سال 85 تاکنون قیمتهای ما ثابت مانده است. تله فیلمهای ما تقریبا از تله فیلمهای زنده ارزانتر است. این خیلی عجیب است. علت این که قیمتهای ما متوقف مانده این است که تکنولوژی، سرعت کار را بالا برده است. ما بیشترین پول را به نیروی انسانی میدهیم، اما در گذشته برعکس بود.
ما بخشهای مختلف را آنالیز میکنیم. مثلا میگوییم این کار 20 تا کاراکتر دارد. 4 تا فضا دارد. 3 بعدی است. کار گرافیکیاش در چه سطحی است و. . . کیفیت کارها هم تاثیرگذار است. بعد روی کار قیمتگذاری میکنیم.
در مجموع بیشتر تهیه کنندگان انیمیشن این گلایه را دارند که صبا کارهایشان را با قیمت پایین میخرد. آنها میگویند صبا آخرین نقطه امیدشان است. یعنی اگر کاری فروش نرفت میتوان روی صبا حساب باز کرد. از نظر آنها صبا کارشان را مطمئنا خریداری میکند، اما با قیمت پایین.
برخی دوستان محبت دارند. اولا ما کارها را نمیخریم. خودمان از اول سفارش تولید میدهیم. خیلی نادر اتفاق میافتد که یک کاری را بعد از تولید بخریم. ما یک تعرفههایی داریم که به خاطرش از ناحیه بودجه سازمان تحت فشار هستیم. مسوولان سازمان میگویند شما دارید گران تولید میکنید. تولیدکنندهها میگویند شما ارزان میخرید. ما وسط این دو زبانه گازانبر مجبوریم کار خودمان را انجام بدهیم. هیچ خریداری نمیگوید من ارزان خریدم. هیچ فروشندهای هم نمیگوید من گران فروختم.
خیلی از انیماتورهای جوان هم از مساله واسطهگری در تولید انیمیشن گلایه دارند. واسطهها دقیقا در روند تولید انیمیشن چه کاری انجام میدهند؟
مساله واسطه گری در تولید انیمیشن خیلی مساله مهمی است. ما داریم تلاش میکنیم جلوی این روند را بگیریم. تهیهکننده ایی پیش ما میآید و پیشنهاد میدهد که فلان برنامه را دقیقهای یک میلیون تومان تولید میکنم. بعد همین آدم یک تیم جوان پیدا میکند و از روی یک میلیون تومان 300 هزار تومان را برای خودش برمیدارد. با آنها دقیقهای 700 هزار تومان قرارداد میبندند. وقتی ما ارزیابی میکنیم میفهمیم که این کار 15 درصد زیر قیمت تولید شده، مطبوعات و رسانهها اعلام میکنند که صبا دارد اجحاف میکند. مساله واسطهگری در انیمیشن کشور بسیار شدید و مزمن است. برخی وقتها برای من نامه میآید که من برنامهای را به واسطهگری آقای فلانی تولید کردهام. آنها این کار را یک شغل میدانند. ما الان 500 ساعت انیمیشن قرارداد داریم. انیمیشن چون آرام آرام به نتیجه میرسد. سالمسازی اش دشوار است، چون تبش تند نیست که به سرعت تشخیص داده شود. یک جوان دانشجویی که گرفتار است ممکن است با ماهی 150 هزار تومان هم کار را قبول کند.
معمولا کارهای انیمیشن نیاز به موسیقیهای شاد و ریتمیک دارند. شما به آهنگسازان انیمیشنها چقدر آزادی عمل میدهید؟
یکی از افکتیوترین موسیقیها، موسیقی انیمیشن است. یعنی بر اساس وضعیت صحنه موسیقی نواخته میشود. من با قاطعیت به شما میگویم که موسیقی کودکانه ریتم سادهای دارد و کمتر از موسیقی بزرگسالان غنایی است.
احسان رحیمزاده / گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: