در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به بهانه این فیلم که در آن بازیگرانی چون رضا عطاران و الناز شاکردوست به ایفای نقش میپردازند به سراغ فرید رفتهایم تا با او در مورد، سینمای کمدی، طنز و... گفتگو کنیم.
«از ما بهترون» دومین فیلم کمدی شما بعد از فیلم «همخانه» است. آیا تعریف خاصی از سینمای کمدی و طنز دارید؟
به نظرم بهتر است بین واژههای کمدی و طنز تفکیک قایل شویم. کمدی را شاید بشود به «فکاهه»، «شوخی» یا «مضحکه» ترجمه کرد. اما طنز، پیشرفتهتر از خنداندن صرف است. یکی از ویژگیهای طنز که لزوما در کمدی وجود ندارد، ماهیت پارادکسکال و متناقض است مثلا اگر در خیابان کسی ناغافل پایش را بر روی پوست موز بگذارد و محکم به زمین بخورد، ممکن است، کسانی که شاهد ماجرا هستند به آن فرد بی نوا بخندند. این اتفاق یا مشابه آن حتما برای ما رخ داده است. این یک اتفاق کمدی است که باعث خنداندن دیگران میشود اما تا این جای قضیه طنزی رخ نداده است. چون این اتفاق حاوی تناقض نیست، طنز از جایی شروع میشود که فرد زمین خورده در حالی که درد میکشد، برای این که مثلا ضایع نشود به خنده دیگران میخندد! تناقض بین درد کشیدن و در عین حال خندیدن طنز را به وجود میآورد. یا این تناقض که عدهای به جای آن که فرد مصدوم را کمک کنند، بایستند و از ته دل به او بخندند، به خاطر ماهیت متضادش مفهوم طنز را به وجود میآورد.
اگر ممکن است از همین فیلم خودتان مثالی بزنید؟
در فرازی از همین فیلم «از ما بهترون» احسان (رضا عطاران) ناگهان وارد اتاق شخصی نسیم (الناز شاکردوست) میشود و با جیغ او از اتاق به بیرون میپرد. در واکنش به این لحظه تماشاگران در سینما میخندند. تا اینجای قضیه یک فکاهه رخ داده است. اما طنز از جایی آغاز میشود که نسیم در واکنش به این کار احسان از اتاقش خارج میشود و در حالی که حجابش را مرتب میکند با صدای بلند طوری که مادرش بشنود به احسان اعتراض میکند که چرا بدون گفتن یا الله وارد اتاق او شده است. این در حالی است که تماشاگر با توجه به شناخت قبلی اش از نسیم میداند او دارد نزد مادرش و احسان، جانماز آب میکشد. این یعنی تناقض کردار و پندار نسیم که از ویژگیهای طنز است.
با این تعریف بسیاری از فیلمهای کمدی این سالها را نمیتوان در گروه فیلمهای طنز قرار داد
دقیقا! اگر بگذارید ویژگیهای دیگر طنز را بگویم، حتما تصدیق خواهید کرد که فیلم طنز اصولا در سینمای ایران به ندرت ساخته میشود.
بفرمایید.
طنز ماهیتی تفکر برانگیز دارد برای همین پیچیده و چند لایه است. گرچه طبیعت طنز مثل موقعیتهای کمیک بر خنده استوار است، اما سینمای طنز بر عکس سینمای کمدی، خنده را وسیلهای برای نیل به هدفی برتر میداند. در حالی که خنده در سینمای کمدی یک هدف است نه یک وسیله. اما در طنز خنداندن صرفا یک وسیله است برای رسیدن به هدفی مقدس مثل آگاه کردن انسان به عمق رذالت ها. طنز گرچه در ظاهر میخنداند، اما در پس این خنده واقعیتی تلخ وجود دارد که در نهایت، خنده را میخشکاند و انسان را به تفکر وا میدارد. به همین خاطر در باره طنز گفته اند: «طنز یعنی گریه کردن قاه قاه، طنز یعنی خنده کردن آه آه!» شما مقایسه کنید کارهای چاپلین را با کارهای مثلا «لرل و هاردی». کارهای چاپلین به طنز بسیار نزدیکتر است.
بر مبنای این تعریف میشود «از ما بهترون» را در زمره فیلمهای طنز سیاه به حساب آورد؟
اصرار ندارم کلمه سیاه را به کار ببریم. چون در طنز همیشه به سیاهیها اشاره میشود. طنز سفید نداریم که حالا در کنار آن طنز سیاه هم تعریف جداگانه داشته باشد.
به هر حال ما در طنز جنبههای نامطلوب رفتار بشری، فسادهای اجتماعی و سیاسی یا حتی تفکرات فلسفی را به شیوهای خنده دار به چالش میکشیم.
در «از ما بهترون» مبنای قصه مواخذه یک روزنامه نگار در مورد چیزی است که اصلا وجود ندارد. و او ناچار است برای رهایی از این موقعیت عجیب کافکایی، به چیزهای موهوم پناه ببرد. در خلال این جریان موقعیتها اتفاقاتی رخ میدهد که گاه میخنداند و گاه خنده را بر لب میخشکاند. جان درایدن در مقاله «هنر طنز» ظرافت طنز را به جدا کردن سر از بدن با حرکت تند و سریع شمشیر تشبیه میکند، طوری که دوباره در جای خود قرار گیرد. در قصه ما این اتفاق برای شخصیت اصلی رخ داده و او در سراسر قصه بیآن که بداند سرش از بدنش جدا شده، دارد حرکت میکند.
البته این را هم بگویم که طنز، هجو نیست. زیرا هجو یعنی تمسخری که بیشتر جنبه انتقاد مستقیم و شخصی دارد، در حالی که طنز انتقادی است که جنبه غیر مستقیم دارد و اغلب آموزنده و اجتماعی است.
شاید به خاطر هزل (به معنای غیر جدی بودن) که ویژگی مشترک فیلمهای کمدی و فیلمهای طنز است، این دو به اشتباه با یکدیگر خلط شده است.
همین طور است. اختلاط بین طنز و هزل باعث شده که خیلیها توقع بیجایی از طنز داشته باشند. بعضی خیال میکنند که طنز باید آدم را روده بر کند. خنده طنز با خنده هزل فرق دارد. خنده طنز نوعی خنده درونی است و انبساط خاطر است. البته ممکن است این انبساط خاطر و خنده درونی منجر به قهقهه هم بشود، ولی الزامی نیست. طنز جوک نیست. طنز طنز است. یکی از پخش کنندههای مهم سینمای ایران وقتی فیلم را دید گفت طنزش درنیامده است و به این بهانه از بستن قرارداد پخش امتناع کرد. مثل روز روشن بود که بنده خدا طنز وهزل را یکی گرفته است. اما حوصله متقاعد کردنش را نداشتم. البته بیشتر دلم به حال سینما سوخت که چنین پخش کنندههایی شریان اصلی اکرانش را به دست گرفتهاند.
با این وصف شما باید مخالف ساخت فیلمهای کمدی باشید که طنز محسوب نمیشوند.
نه البته من نمیخواهم به یک جمع بندی فاشیستی برسم. من معتقدم این دست فیلمها هم باید ساخته شوند. این مردم هستند که باید با رشد فرهنگی شان بازار این گونه فیلمها را راکد کنند. وگرنه با ممنوعیت، اتفاقا بازار این فیلمها داغتر میشود. در حالی که ساختن فیلمهای هزل و فکاهی که طنز نیستند کار دشواری نیست و اتفاقا فرمولهای بسیار دم دستی دارد. برای همین است که با تیراژ بالایی ساخته میشوند. شما ببینید بیشمار فیلمهایی که مبنایش شوخیهای کلامی است. مبنایش تمسخر لهجه قومیتهاست. مبنایش بریز و بپاشهای غیر منطقی و بی مزه است که در این سالها ساخته شده که حتی معدودی از آنها تا چند میلیون بیننده هم داشته است.
این فیلمها کمدی هستند، اما هیچکدام از آنها را نمیتوان طنز دانست. ساختن این گونه فیلمهای مفرح چندان دشوار نیست و فرمولهای سهلالوصولی دارد. یادم میآید که برای مذاکره در خصوص اکران فیلم «از ما بهترون» به یکی دیگر از دفاتر پخشی رفته بودم که بیشتر راغب به نمایش فیلمهای کمدی آبگوشتی بودند. از سوالهای مضحکی که آن جا پیش از تماشا در خصوص این فیلم میپرسیدند، این بود که آیا این فیلم آواز دارد؟! ظاهرا کلیشه مورد نظر آنها این بود که مثلا آقای بازیگری شلوارک به پا و دستمال به سر و با یک گریم زنانه احمقانه در جایی مثل یک کافه یا یک تالار عروسی آواز بخواند. میبینید که ساختن فیلم کمیک بفروش به زعم آقایان چندان کار دشواری نیست، اما ساختن فیلم طنز بسیار دشوار و جانکاه است.
شاید به همین خاطر است که جامعه نسبت به این گونه فیلمهای هزل و سخیف واکنش نشان داده است و دیگر مثل گذشته از آنها استقبال نمیکند.
در صورتی که اگر فیلم طنز با تمام این شاخصهایی که گفتم ارائه شود، مردم به مرور با این گونه سینمایی آشتی میکنند. چون طنز بیان هنرمندانه و نقادانه کژیها و نادرستیها است. در واقع طنز فاخرترین گونه شوخطبعیست، در حالی که اغلب فیلمهای گونه کمدی که در این سالها نمایش داده شده و مردم را به مرور پس زده، هزل و فکاهههای بیارزشند. خیلی هاشان هم که رنگ و بوی تمسخر قومی یا شخصی خاص میگیرند، به هجو متمایل میشوند.
با همه این حرفها باز هم به دنبال ساخت فیلم طنز هستید؟
البته که هستم. با کمال افتخار فیلم بعدیم با نام «ما سه نفر» نیز یک طنز موقعیت است که امیدوارم در مهر ماه امکان فیلمبرداریش فراهم شود.
ممکن است درباره موضوع آن صحبت کنید؟
این فیلم موضوع تعدد زوجات را دستمایه خود قرار داده است. موضوعی که بحث داغ روز است.
بیتا موسوی
جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: