در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اگر به رسانههای مکتوب مراجعه کنیم، در آنها نقدهای بسیاری را میبینیم که تلویزیون را به اتهام ساخت سریال و فیلم فقط در تهران محکوم کردهاند.
کارشناسان زیادی این مساله را به چالش کشیدهاند که ایران فقط تهران نیست بنابراین چرا سریالهای تلویزیونی فقط در تهران ساخته میشوند و بیشتر زندگی مردم این شهر را به نمایش میگذارند.
حتی برخی از جامعهشناسان هم این خرده را بر آثار تلویزیونی گرفتهاند که برنامهسازان این رسانه، زندگی در تهران را به الگویی برای تمام مردم ایران تبدیل کردهاند. از گذشته بیرون میآییم و به زمان حال میرسیم.
تلویزیون برای رمضان امسال یکی از بهترین نویسندگان و کارگردانان تلویزیون ایران را به استخدام گرفت تا سریالی بسازند که محل و وقوع داستان آن در یکی از مهمترین شهرهای جهان یعنی اصفهان میگذرد.
علیرضا نادری شروع به نوشتن فیلمنامه در مسیر زایندهرود کرد و حسن فتحی ساخت آن را با استفاده از بهترین بازیگران آغاز کرد. اما دیری نپایید که سر و صدایی به پا شد و انتقادها بالا گرفت.
برخی از مدیران این شهر طبل برداشتند و به راه افتادند که حافظان فرهنگ اصفهان کجا هستید که لهجه اصفهانی از بیخ و بن نابود شد. از ابتدای پخش سریال در مسیر زایندهرود حاشیهسازی برای این سریال آغاز شد.
حاشیهای که فقط مربوط به لهجه اصفهانی بود. همه سازندگان اصلی این سریال درباره لهجهای که در سریال در مسیر زایندهرود استفاده شده بود توضیح دادند، اما هیچ گوش شنوایی پیدا نشد که نشد و البته کار به جایی رسید که برخی از فرهنگدوستان اصفهانی گفتند که لهجه استفاده شده در سریال در مسیر زایندهرود نجفآبادی است و اصفهانی نیست! این در حالی است که نجفآباد هم جزو استان اصفهان است.
کمی به گذشته برگردیم و در رسانههای مکتوب بخوانیم نقدهایی که درباره سریالسازی در تهران نوشته شده بود. حالا تلویزیون تصمیم گرفته است همه ایران را ببیند، اما آیا مخاطبان تلویزیون آنقدر سعهصدر دارند که به جای بزرگنمایی حاشیهها، اصل را ببینند و با رسانهای که آن را متعلق به خودشان میدانند، همراهی کنند.
طاهره آشیانی
گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: