آخرین وضعیت مصوبه انتقال کارمندان از تهران چگونه است؟
من در ابتدا ضروری میدانم مقداری این طرح را باز کنم و براساس آن به مردم گزارش دهم. بحث انتقال کارمندان از تهران یا تمرکززدایی یک بحث دیرینه است که در همه دولتهای قبل و بعد از انقلاب مطرح بوده است. وقتی ما سابقه این طرح را بررسی کردیم، دیدیم این موضوع از سال 41 مطرح بوده و دامنه آن تا بعد از انقلاب و اکنون مطرح است. بعد از پایان دوران دفاع مقدس، از سال 67 موضوع تمرکززدایی جدیتر میشود و بحثهایی صورت میگیرد تا سال 85 که دولت و شورای عالی اداری مصوبات جدیتر در این باره داشته و اقداماتی شروع شده است. اما در دولت نهم در سال 86 بحث خروج شرکتهای دولتی به طور جدی مطرح و مصوب شد و حتی این مساله در قانون برنامه چهارم مورد تاکید قرار گرفت و کم و بیش به تناسب آن، کارهایی انجام شد.
لذا بحث انتقال کارمندان و تمرکززدایی از تهران بحثی بود که متعلق به امروز و دیروز نیست و همه ضرورت این مساله را قبول دارند و میدانند که اگر ما یک فکر اساسی برای تهران و جمعیت آن نکنیم، در آینده تبدیل به معضلی خواهد شد که قابل مدیریت نیست. با این نگاه موضوع انتقال کارمندان از تهران یا تمرکززدایی اداری ـ مالی از تهران در دستور کار قرار گرفت. ما چند بسته را در این باره طراحی و دنبال کردیم.
بسته اول این بود کارمندانی که داوطلب انتقال از تهران هستند، مورد تشویق قرار گیرند و منتقل شوند و اگر در این راه موانعی وجود دارد، این موانع رفع شود.
بسته دوم این بود شرکتهای دولتی که در پایتخت دفتر دارند و ضرورتی ندارد که مقیم تهران باشند، بروند به مکانی که حوزه کارشان است.
البته این درست است که شاید یک شرکت دولتی هماکنون یک دفتر با 10 پرسنل در تهران داشته باشد اما مهم این است که مرکز مدیریت، گردش مالی و مرکز تبادلات آن از پایتخت خارج شده و روشن است به تبع این انتقال، بسیاری از شرکتهای خصوصی وابسته هم مجبورند تهران را ترک کنند.
اما بسته سوم این بود که بعضی از موسسات پژوهشی که وابسته به دستگاههای اجرایی هستند و ضرورتی ندارد در تهران باشند، اینها هم میتوانند به خارج تهران منتقل شوند و چه بسا انتقال بعضی از آنها به آن محل فعالیت میتواند خیلی مثمرثمرتر باشد. این بحث وقتی در کارگروه انتقال کارمندان از تهران در دولت بحث شد، همه به این جمعبندی رسیدند که روی ساختارها و روشهای انجام کار هم کار کنند. یعنی اول از تهران به این صورت تمرکززدایی کنند که کارهایی که میشود در استانها انجام شود، دیگر در تهران انجام نشود. توسعه دولت الکترونیک هم صورت گیرد که هر آنچه از امور را میشود از طریق الکترونیک دنبال کنیم. از سوی دیگر مقرر شد برخی از بخشهای دستگاهها و وزارتخانهها که قابل انتقال از تهران نیست، در تهران بماند، اما از آن سو حتی یک بخش از یک معاونت یک وزارتخانه که انتقالش آسیب به کل مجموعه نمیزند، بتواند منتقل شود. بر اساس این بحثها در کارگروه انتقال، قرار شد هر دستگاهی برای خودش یک بسته خاص تنظیم و در کارگروه مصوب کند که در این بسته بتواند برای انتقال پستهای سازمانی و نیروی انسانی تا سقف 40 درصد برنامهریزی کند.
کلیت این برنامه را از این جهت مطرح کردم که همه بدانند انتقال کارمندان از تهران یک برنامه منسجم و کارشناسی شده است و با یک نگاه برنامهای جلو میرود.
با این وجود دلایل اصلی فوریت و عجله برای انتقال کارمندان از تهران هنوز مکتوم مانده است.
در مورد فوریت این انتقال یک بخش، بحث زلزله است که ما آن را تبدیل به برنامه کردیم. دیگر دلیل فوری بودنش فصل تابستان است. یعنی اگر شما در تابستان بتوانید بخش عمده کارمندان را از تهران منتقل کنید، دغدغههای آنها کمتر است و هم خودشان و هم خانواده و فرزندانشان راحت نقل مکان میکنند و جا میافتند. طبیعتا انتقال کارمند در طول سال تحصیلی خیلی سخت انجام میشود.
لذا تمام تلاش ما این بوده و هست که هرچه میتوانیم در تابستان بستر انتقال کارمندان از تهران را فراهم کنیم که بعدا معضلات کمتری داشته باشیم. نکته دیگری که میخواهم بگویم و بعضی افراد روی آن مانور میدهند، این است که آیا انتقال کارمندان از تهران اجباری است؟ من میگویم که خیر، اجباری نیست. کسانی منتقل میشوند که خودشان داوطلب شدند؛ اما مثلا کارمندی که در یک شرکت و سازمان دولتی کار میکند و آن شرکت میخواهد به خارج از تهران منتقل شود، به این فرد میگویند که باید تصمیم بگیرد.
او میپرسد که آیا تنها راه من این است که برای خروج از تهران داوطلب شوم؟
قانون به او میگوید خیر شما چند راهحل و گزینه داری. یکی اینکه میتوانی همراه با شرکت از تهران منتقل شوی. گزینه بعدی این است که میتوانی درخواست کنی به دستگاه یا شرکت دیگری منتقل شوی که به خدمات شما نیاز دارد و در تهران میماند یا این که میتوانی به بخش خصوصی مامور به خدمت شوی یا موافقت دستگاه را بگیری و دور کاری کنی و سرانجام تقاضای بازنشستگی، بازخرید و استعفا کنی. یعنی میبینید 8 ـ7 گزینه انتخابی در برابر نیرو است و او میتواند تصمیم بگیرد. اما باید توجه داشته باشیم که وقتی میگوییم دستگاهی از تهران منتقل شود، اصل بر انتقال آن دستگاه است و نیروی انسانی باید سعی کند با انتخاب یکی از این گزینهها، وضعیت خودش را متناسب با انتقال دستگاه شکل بدهد.
درباره محورهای تشویقی کارمندان منتقل شده چه کردهاید؟
در بحث امکانات ما چند کار را انجام میدهیم. یکی این که وقتی کارمند میخواهد منتقل شود، حکم اداری و انتقالش از تهران خورده شود، یعنی سمت و شغل و پستش حفظ میشود. دوم این که وی افزایش حقوق و ارتقای طبقه شغلی دریافت میکند. این اقدامات را خود دستگاه قبل از انتقال کارمند در تهران انجام میدهد. در مورد مسکن در محلی که پروژه مسکن مهر آماده باشد، حواله مسکن مهر به کارمند میدهند؛ اما اگر پروژهها در حال ساخت باشد و تحویل آن ممکن است 6 ماه تا یک سال طول بکشد، به بعضی کارمندان ودیعه اجاره مسکن و به بعضی هزینه تامین مسکن پرداخت میشود. قالب این امر بستگی به شهرها و وضعیتی که فرد منتقل شده دارد.
محور دیگر تسهیلات، مساله انتقال فرزندان کارمند است که اگر فرزند دانشجو داشته باشد، میتواند بلافاصله او را منتقل کند، اگر هم کارمند فرزند کنکوری داشته باشد، میتواند از تسهیلات خاصی استفاده کند.
معیار برای انتقال فرزندان هم حکم سازمانی است، یعنی وقتی حکم کارمند برای انتقال توسط دستگاه خورده شد، دستگاه 3 مزیت برایش برقرار میکند و این مزیتها عینا در حکم سازمانی وی درج میشود و تضمین دارد. مثلا وی به استناد همان حکم به وزارت علوم مراجعه و فرزند دانشجویش را منتقل میکند. آن حکم را به وزارت مسکن و شهرسازی ارائه و به استناد آن، حمایتهای مسکن را دریافت میکند.
آخرین آمار درباره انتقال کارمندان چیست؟
از 18 هزار کارمندی که تاکنون ثبتنام کردهاند، 6000 کارمند از تهران رفته و در شهرستان مستقر شدهاند، البته این که فرد با خانوادهاش رفته یا نه را خبر نداریم؛ ولی قاعدتا اگر بخواهد از مزایای انتقالی از تهران استفاده کند، باید با خانواده برود. درباره شرکتها هم تاکنون 117 شرکت از تهران منتقل شدند. لیست آن را هم داریم و انتقال هر کدام را قبول ندارید، بروید بررسی کنید.
در رابطه با موسسات پژوهشی هماکنون وزارت جهاد کشاورزی، وزارت صنایع و معادن، وزارت علوم و وزارت راه و ترابری برنامههایشان را در کارگروه انتقال کارمندان تنظیم کرده و دنبال میکنند و در حال مکانیابی و بررسی ابعاد مساله هستند که مثلا شرکت یا سازمان وابستهشان کجا برود بهتر است و مزیتهای آن مکان با نیازشان میخواند یا نه و آنجا امکاناتی دارد. این مساله صبر و حوصله و برنامهریزی میخواهد. مهمترین مساله انتقال این موسسات پژوهشی هم نیروی انسانی است و لذا باید بستر لازم را فراهم کنند که نیروها با رضایت کامل یا حداقل رضایت نسبی از تهران منتقل شوند. البته این نکته را هم بگویم که ما چند سیاست را هم دنبال میکنیم تا کار انتقال کارمندان نتیجه بدهد. اول این که ما استخدام در تهران را بشدت محدود و ممنوع کردیم، مگر در موارد خاص که آن هم فعلا ممنوع است و الان مورد خاصی نداریم. دوم این که توسعه تشکیلات دولتی را در نقاط مختلف کشور مطرح کردیم و سوم این که به تکتک دستگاهها گفتهایم کارهایی است که تو نباید در تهران انجام بدهی و میتوانی آن کارها را به استانها بدهی.
باوجود توضیحات شما بحثهایی هم در این باره وجود دارد که کارمندان آن را مطرح میکنند. به نظر میرسد همکاری دستگاههایی که باید تسهیلات انتقال کارمندان از تهران را فراهم کنند، ضعیف است. شما برای اینکه دستگاهها بیشتر با کارمندان در حال انتقال یا منتقل شده همکاری کنند، چه کردهاید؟
در اینجا باید ببینیم چه دستگاههایی معذوریت دارند. یک دستگاه دولتی وقتی کارمند را به صورت داوطلب منتقل میکند، 3 کار به عهدهاش است که انجام میشود و ما هم هرروز پیگیری میکنیم. اما غیر از دستگاه منتقلکننده2 دستگاه دیگر در این فرآیند مسوولند. از دستگاههای مسوول یکی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری است که به استناد حکم فرد، فرزند دانشجویش را منتقل میکند.
حالا اگر فرزندش محصل بود و مثلا مدرسه یا مدارس شهرستان امکان ثبتنام نداشت، چه میشود؟
اینگونه مسائل جزئی حل میشود. در استانها مسوول رتق و فتق این امورات کارمندان منتقل شده معاونین استاندار هستند. یعنی اگر کسی مشکل پیدا کرد، مراجعه میکند و مشکلش را حل میکنند. در هر استان ستاد ویژهای وجود دارد که مسوول این کار است. ولی آنچه باید از تهران انجام شود در هماهنگی با وزارتخانههای مسوول سریع انجام میشود.
من از همین جا اعلام میکنم هرکدام از کارکنان در حال انتقال به شهرستان، حکم انتقالی قطعی دارند، به وزارت علوم مراجعه و اگر کوچکترین مشکلی پیدا کردند به کارگروه ویژه در معاونت توسعه مدیریت و سرمایه انسانی بگویند تا برایشان پیگیری کنیم. در رابطه با دریافت مسکن کارمند هم همین طور است کارمند حکم قطعی انتقالش را به وزارت مسکن میدهد و آن وزارتخانه باتوجه به شرایط شهر مقصد و شرایط خود فرد، وی را به سازمان مربوطه در آن استان معرفی میکند. یعنی تعهد میکنند یا مسکن مهر بدهند یا وام تعمیرات مسکن یا وام ودیعه مسکن. اتفاقا ما بانکها یا سیستمهای اداری دیگری در فرآیند این کارها وارد نکردیم که کسی در بروکراسی قرار نگیرد لذا فرد حکم قطعی انتقال خود را که گرفت به این دو دستگاه مراجعه میکند و اگر مشکل پیدا کرد به ما اعلام میکند.
اما مساله این است که پس از طی این مراحل اداری، چقدر نفوذ اجرایی و ضمانت اجرا وجود دارد که کار کارمند انجام شود؟ مثلا وقتی معرفینامه خطاب به سازمان مسکن فلان استان صادر شد، آن سازمان چقدر آن را اجرا کرده و فرد را سر نمیدواند؟
سازمان باید حتما اجرا کند. چون زیر نظر و زیر دستور وزیر است. وزیر مسکن مسوول این پروژه است و معاونتش را مسوول این کار قرار داده است. سپس وقتی به استانش دستوری میدهد، باید اجرا کنند.
اما باز اگر اشکال به وجود آمد فرد میتواند هم به وزیر، هم به استاندار و هم به ما مراجعه کند. یعنی 3 کانال اجراییشدن این تسهیلات را کنترل میکنند. لذا باز من همینجا اعلام میکنم هرکس حکم قطعی انتقال از تهران را گرفته و در رابطه با وزارت مسکن یا وزارت علوم مشکل پیدا کرده به ما اعلام کند که پیگیری کنیم.
آقای فروزنده، گزارشاتی از کارمندان منتقل شده منتشر شده که آنها از شرایط خود راضی نیستند، مثلا هنوز حتی محل اقامتشان بلاتکلیف است و در هتل زندگی میکنند.
اینکه گزارشات میگوید، یک حرف است اما اینکه شما به من بگویید این 10 کارمند که حکم هم دارند از تهران منتقل شدهاند اما چیزی به آنها ندادند حرف دیگری است که مستند خواهد بود. اینکه کارمندی در شهری که منتقل شده در هتل زندگی میکند خب روشن است همان اول که دولت نمیتوانند به او مسکن مهر بدهند باید موقتا فکری برای مسکن بکند تا تسهیلات برسد. چون این انتقال را به صورت داوطلب انتخاب کرده، حتما برنامهریزی لازم را برای اقامت کرده است. طبیعی است که وقتی به شهر مقصد رفت اگر مسکن مهر نخواهد، ودیعه یا وام تعمیر مسکن میخواهد و مراجعه میکند و میگیرد. البته خب باید زمان لازم بگذرد و مثلا کارمند تا 6 ماه جایی را اجاره کند تا به او مسکن بدهند. لذا باید این زمان لازم طی شود. ببینید ما که به کارمند نگفتیم تا وارد شهر شدی، فردا صبح در خانهات مستقرت میکنیم، بلکه گفتیم به شما مسکن مهر یا ودیعه وام خرید مسکن میدهیم. یا اگر مسکنی داشته باشید وزارت مسکن مبلغی برای تعمیرات به شما میدهد. اما باید مقدمات و زمان لازم طی شود. باید صبور و بردبار بود.
اشاره کردید بانکها را از بروکراسی انتقال کارمندان به خارج تهران کنار گذاشتید اما خیلی از تسهیلاتی که برای انتقال فرد حیاتی است را باید بانکها بپردازند.
خیر این کار را وزارت مسکن انجام میدهد. ما برای اینکه بروکراسی زیاد نشود مسائل مربوط به بحث مسکن را به وزارت مسکن محول کردیم. چه بحث مسکن مهر، چه در رابطه با ودیعه مسکن و چه در رابطه با وام تعمیر مسکن.
اما ظاهرا وزارت مسکن فقط متقاضی را به بانک معرفی میکند. خودش که نمیتواند به کارمند پول بپردازد یا وام بدهد.
ببینید برای این مساله بین بنده، آقای بهمنی رئیس کل بانک مرکزی و آقای نیکزاد وزیر مسکن و شهرسازی توافقنامه همکاری امضا شده و وجود دارد. در اینجا مهم این موافقت است و حتما بانکها مطابق آن تسهیلات را آسان میپردازند.
برای تسهیل فرآیند پرداختها به کارمندان منتقل شده کاری شده است؟
وقتی ما میگوییم کارگروهی در هر استان تشکیل شده، یعنی این کارگروهها روی این مساله حساس هستند و پیگیری میکنند. مثلا اگر وضعیت استان اصفهان را از این نظر بررسی کنید میبینید که معاونت منابع انسانی استانداری خودش به طور ویژه پیگیری کرده که افراد رسیده در قالب این طرح کجا مستقر شوند. الان همه استانداریها به ما اعلام کردند که هرنیرویی مایل به انتقال باشد ما حداکثر کمک را میکنیم.
مثلا حدود 250 کارمند به استان مرکزی رفتند و معاونت استاندار کاملا مراقبت و پیگیری کرده و آنها را در مکانهای مناسب استقرار داده است. در استان مازندران هم وضعیت همین گونه است. لذا توصیه من به تمام کارمندانی که داوطلب انتقال از تهران هستند این است که اول کار را از مجموعه خودشان دنبال کنند تا احکامشان زده شود بعد با حکمشان مسائل وزارت مسکن و وزارت علوم را پیگیری کنند و اگر مشکلی پیدا شد به ما بگویند. در استانها هم به معاونت منابع انسانی استانداریها مراجعه کنند.
چه زمانی انتقال کارمندان از تهران را اجباری خواهید کرد؟
الان دستگاهها موظف هستند تا 40 درصد کارمندانشان را از تهران منتقل کنند.
اما شما فرمودید اجباری در کار نیست.
برای افراد اجباری در کار نیست. اما برای دستگاه دولتی که اجباری است. هر مسوول دستگاهی موظف است تا 40 درصد از سیستم خود را از تهران منتقل کند.
خب این یعنی به نوعی انتقال برای کارمندان هم اجباری شده است.
خیر. سیستم که از تهران منتقل شد فرد میتواند هم منتقل شود اما اگر نخواست چندین گزینه دیگر را در پیش دارد.
اجبار یعنی هیچ راهحلی وجود ندارد. اما ما روشهای مختلفی داریم که کارمند دچار مشکل نشود. مثلا ممکن است کارمندی الان نتواند از تهران برود اما 6 ماه یا یکسال دیگر بتواند برود و ما تسهیلات این مساله را برایش فراهم میکنیم. چون واقعا بر این باوریم که باید رضایت کارکنان را مورد توجه قرار داد تا افراد با انگیزه کار کنند. البته انگیزه نه به این مفهوم که وقتی یک دستگاه دولتی از تهران رفت کارمندانش بگویند ما هیچ جور نمیرویم و همکاری نمیکنیم. مدیریت چنین دستگاهی اصلا امکانپذیر نیست.
همکاری دستگاهها و شرکتهای دولتی برای انتقال از تهران چطور بود؟
ما 163 شرکت دولتی را برای خروج از تهران فهرست کردیم و از این تعداد 117 شرکت منتقل شدهاند و حدود 30 شرکت هم که جنبه ملی دارند مثل شرکت نفت و شرکت گاز، چون کار ملی میکنند قرار شد منتقل نشوند. اما برنامه کاهش نیروی انسانی خودشان تا 40 درصد و کاهش ساختار را دنبال کنند. ما مدعی هستیم اسم دادیم و در سایتمان هم گذاشتیم که 117 شرکت دولتی از تهران رفتهاند.
یعنی مثلا ساختمانهایشان را فروختهاند؟
ساختمان فروختن یک بحث است، اینکه منتقل شدند و حسابها و نیروهایشان منتقل شده بحث دیگری است. اینکه ساختمانها را باید بفروشند ممکن است فروش ساختمان طول بکشد، اما اینکه شرکت منتقل شده یعنی دستگاههای اجرایی حسابهایش را از تهران منتقل کرده و این قطعی شده است.
پس چرا آمار 117 شرکت با 6 هزار کارمند خارج شده از تهران با هم تراز نمیشود؟ یعنی اگر این 117 شرکت واقعا از تهران رفتهاند، چرا کارمندان خارج شده فقط 6 هزار نفر هستند؟
این آماری که شما دارید، آمار کارمندان داوطلب خارج شده از تهران هستند. از 18 هزار داوطلب، 6 هزار نفر از تهران رفتند. اما اینکه چند کارمند در قالب شرکتهای منتقل شده رفتهاند، هنوز آمارش را جمعبندی نکردیم.
فکر نمیکنید برای انتقال کارمندان از تهران اگر کمی تدریجیتر عمل میکردید و مثلا تا تابستان 90 مهلت میدادید و قبل از آن اطلاعرسانی لازم را انجام میدادید، موفقتر بودید و آمار بالاتری از کارمندان داوطلب کسب میشد؟
اجرای این طرح تدریجی است.
اما شما گفتید 40 درصد کارمندان باید تا پایان مرداد منتقل شوند و اکنون آن تحقق نشده است.
ما گفتیم تا 40 درصد یعنی تا سقف 40 درصد.
دلیل ما نیز این است که اگر بتوانیم در تابستان بخش اعظمی از کارمندان را به خارج تهران منتقل کنیم موفقیت بزرگی به دست آوردیم چون انتقال کارمند در سال تحصیلی سخت میشود. ما تاکید داشتیم و بر دستگاهها فشار آوردیم که هر طور شده تکلیف آن 18 هزار نفر کارمند داوطلب انتقال را روشن کنند چون کارمند عزم کرده و میخواهد برود، همه مشکلات و مسائل را هم پذیرفته، همه زمینهها را نیز فراهم کرده است و لذا سیستمها باید خیلی سلیس و روان کار وی را دنبال کنند تا این افراد به خارج تهران منتقل شوند. اما ما بر این باور نیستیم که طرح انتقال کارمندان از تهران تمام شده است.
بعضیها اشتباه میکنند و میگویند طرح تمام شد و دولت در اجرای طرحش موفق نشد. نه، این طور نیست. اتفاقا الان تازه استارت کار خورده است. میان مدیران و مجموعه کارشناسان دولت هم نگاه خوبی شکل گرفته است. البته طبیعی است اشکالاتی هم در اجرای کار وجود دارد که انشاءالله رفع میکنیم و مسیر را ادامه میدهیم تا به نقطه مطلوب برسیم.
یکی از مسائلی که کارمندان را در طرح انتقال از تهران نگران کرده این است که مصوبات دولت در این باره ضمانت اجرایی داشته باشد. شما چه ابزاری را پیشبینی کردهاید که ضمانت اجرایی این کار تامین شود؟ خیلی عادی میپرسم مثلا یک کارمند که به شهر دیگری منتقل شد و مشکلاتش حل نشد و کسی پاسخش را نداد، چه کند؟
من عرض کردم تا حکم انتقال قطعی کارمند نخورد وی جایی نمیرود. اول حکم انتقال او میخورد و حقوقش هم به هر نسبتی که به یک شهر خاص میرود افزایش پیدا میکند و بعد میرود. پس اولین تضمین است که تا فراهم نشود وی نمیرود.
دوم این که وقتی طرف حکم انتقالش را گرفت، مساله مسکن او از همین جا در تهران دنبال میشود و ما گفتیم اگر به شهر مورد نظرش رفت و در استان مشکل پیدا کرد و معاونت استاندار به عنوان رئیس کارگروه انتقال مشکل را حل نکرد، ما در معاونت توسعه مدیریت هستیم و کارش را دنبال میکنیم. همان طور که الان روزانه مراجعان زیادی داریم و مورد به مورد رسیدگی میکنیم و مشکلاتشان را حل میکنیم. البته از جنبهای من به کارمندان حق میدهم چون این طرح انتقال در سال 86 هم اجرا شد و خیلی از کارمندان هم رفتند اما امکاناتی به آنها داده نشد.
وزیر اقتصاد اخیرا اعلام کرده قرار است برخی از دستگاهها به کارمندانی که حاضر به انتقال از تهران نیستند، حقوق ندهند و حقوق آنها در شهر محل انتقال قابل پرداخت باشد.
نه. مساله به این شکل نیست و من اصلاح میکنم.
وقتی سیستم یعنی کل یک شرکت یا سازمان به یک شهر منتقل میشود به فرد اعلام میکنند چون سیستم رفته است تو باید یکی از گزینهها را انتخاب کنی. فرد باید یک گزینه را انتخاب کند و تکلیف خود را تعیین کند. میتواند برود یا نرود.
احتمالا منظور دوستان همین است که وقتی سیستم و سازمانی منتقل شد باید تکلیف کارمندانش به هر نحو تعیین شود و روشن است وقتی کارمندی هیچ کدام از راهها را انتخاب نکند حقوقش مشکل پیدا میکند.
غیر از دستگاههای داوطلب برای انتقال، برنامهتان برای انتقال سایر دستگاهها چیست؟
دستگاههای دولتی که داوطلب نیستند، آنها ملزم به انتقال از تهران هستند. منتها خوشبختانه وزرا این مساله را باور دارند. الان همه دستگاهها برنامه انتقال از تهران را یکییکی میآورند تا در کارگروه ویژه مصوب کنند. اما دستگاهها متفاوتند. بعضی نیروی انسانیشان بیشتر است یا زیرمجموعههای بیشتری دارند که آنها را در اولویت گذاشته و شروع کردیم. بعضی از دستگاهها هم خودشان برای انتقال 40 درصد کارمندانشان برنامهریزی میکنند و لازم نیست ما کار آنها را دنبال کنیم. لذا این که من خدمت شما میگویم تقریبا تمام دستگاههای دولتی روی مساله انتقال از تهران فعال شدند این است که امیدواریم دستگاههای اجرایی دیگری که خارج از دولت هستند هم روی این قضیه فعال شوند و تمرکززدایی از تهران تبدیل به یک عزم ملی شود. به نظر من این کار شدنی است و آسانترین و کمهزینهترین راه است. ما برای تمرکززدایی از تهران چند ایده داریم. یک ایده این است که بگوییم پایتخت منتقل شود. عملی شدن این امر باور مشترک میخواهد، امکانات میخواهد و منابع میخواهد که فعلا در دسترس نیست. یک بحث دیگر این است که قطبهای مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و غیره در کشور درست کنیم. این هم خوب است و باید رویش برنامهریزی کنیم. اما یک کار دیگر تمرکززدایی اداری ـ مالی از تهران است. یعنی همین کاری که ما دنبال میکنیم. این امر با امکانات موجود شدنی است. یعنی اگر شما امور اداری و وظایف مالی را از تهران منتقل کردید خود به خود تهران یک ستاد جمع و جور میشود که ادارهکردنش راحت است و در مسائل خود تهران و سایر استانها اثرات مثبتی خواهد داشت.
سیدعلی دوستی موسوی / گروه اقتصاد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم