نقطه

هزار ابر، هوای گریستن دارم!

نخفته‌ام؛ به خدا، من هنوز بیدارم شب و ستاره و تشویش، زیر سر دارم هزار راه نرفته، در این خراب‌آباد هزار کار نکرده است، حاصل کارم!
کد خبر: ۳۵۰۷۴۱

نگاه نیلی من، در هوای «زهرا» ماند

به «زهره» گفته‌ام امشب، که بشکند تارم

«یگانه» آرزوی این شب سیاه من ست ـ

که در هوای رهایی، «دوگانه» بگزارم!

*‌*‌*‌

به خانه باغ شما، پا نمی‌نهم؛ اما

به پای آن گلِ گمگشته، کمتر از خارم

اگر چه بغض غریبم، ولی نمی‌دانم:

دلیل چیست که من ابرم و نمی‌بارم؟!

*‌*‌*‌

نجف نجف، به ملاقات «مرتضی» رفتم

به نیتی که: بیاید «علی»، به دیدارم

چنان به شهر غریبان، غریبه‌ام؛ که مپرس:

هزار ابر، هوای گریستن دارم!

مرا، از این همه غوغا، ببر به نخلستان:

هوای خواندن «نهج‌البلاغه» را دارم

نگاه من،

بجز از معجزات تازه

نداشت

کدام شعبده،

کرده‌ است اسیر تکرارم؟!

ابوالقاسم حسینجانی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها