در حقیقت سخنان نصرالله در کنفرانس خبری اخیرش چیزی نبود جز به رخ کشیدن توانمندی مقاومت و قدرت نفوذ آن در رادارهای هواپیماهای جاسوسی و اطلاعاتی رژیم صهیونیستی از سال 1997 تا حال حاضر و دلیل این ادعا رویارویی نیروهای مقاومت با کماندوهای رژیم صهیونیستی در سپتامبر 1997 بود که میخواستند با استفاده از تاریکی شب وارد خاک لبنان شوند و عملیات خود را به اجرا بگذارند. رهاورد این عملیات 12 کشته بود و شاید این مهمترین دلیل بر اثبات تواناییهای حزبالله جهت اداره جنگها و محفوظ نگهداشتن اسرار آن باشد.
اینجاست که براحتی میتوان به عجز و ناتوانی رژیم سرتا پا مسلحی چون اسرائیل و ناکامیهای تکنیکی ، جاسوسی و اطلاعاتیاش در غلبه بر حزبالله پیبرد، اگرچه مقامات این رژیم اذعان دارند سازمانهای اطلاعاتی و جاسوسی آنها در منطقه بیرقیب است، اما نمیدانیم چرا تلاش این سازمانها در تابستان 2006 و به راه انداختن جنگ 33 روزه علیه حزبالله چیزی جز سربلندی و افتخار برای این حزب و شکست و بدنامی برای اسرائیل به همراه نداشت.
صرف نظر از توانمندی حزبالله در مکتوم نگهداشتن چنین اسراری به مدت 13 سال که در جای خود موفقیتی برای آن به شمار میآید و به دیگر موفقیتهای آن طی 2 دهه مقاومت در برابر رژیم صهیونیستی افزوده میشود، باید تاکید کرد که حزبالله در تمام طول این سالها هیچگاه به داشتن این توانمندیها مباهات نکرد و مغرور این توانمندیها نشد، بلکه با مکتوم نگهداشتن و حفظ آنها، از آن برای مقابله با تجاوزات رژیم اشغالگری چون اسرائیل استفاده کرد. امروز کسی نمیداند، این قدرت و اقتدار تا چه اندازه افزایش یافته است و این موضوع بار دیگر بر تواناییهای حزبالله جهت مقابله با تجاوزات رژیم صهیونیستی به عنوان یکی از اصول اساسی و ثابت حزب مهر تایید میزند و بالطبع این امتیازی است که به دیگر امتیازات آن چون خویشتنداری و جلوگیری از ورود به جنگها و نزاعهای داخلی با دیگر احزاب و نیروهای لبنانی مانند امل یا 14 مارس افزوده میشود. با این که همه میدانند حزبالله این توانایی را دارد که برتمام جریانها و جناحهای فعال در عرصه سیاسی لبنان توامان فائق آید، اما هیچگاه هدف این حزب ایجاد درگیریهای داخلی نبوده است.
شاید در این باره برخی از استیلای حزب بر اکثر مناطق بیروت غربی پس از درگیریهای خونین با نیروهای طرفدار دولت مانند جریان المستقبل و نیروهای 14 مارس در می2008 سوال کنند و بپرسند اگر سیاست حزب عدم ایجاد درگیریهای داخلی است، پس چرا وارد آن نزاعها شد؟ در پاسخ باید گفت، در آن زمان دولت وقت لبنان با صدور حکمی شبکه ارتباطات زمینی حزبالله را مختل و اعلام کرد ارتباطات آن باید زیر نظر دولت وقت باشد که این به معنای سرکشیدن داوطلبانه جام زهر توسط حزبالله بود و امری غیرممکن مینمود.
در آن زمان حزبالله به دولت وقت لبنان که آشکارا همپیمان آمریکا بود و این حزب را دشمن سرسخت خود میدانست، اعتماد و اطمینان نداشت، افزون بر این که حزبالله به شبکههای ارتباطی دولتی لبنان نیز بیاعتماد بود و اطمینان داشت که این شبکه در معرض نفوذ ایادی و مزدوران رژیم صهیونیستی قرار گرفته است.
البته گذر روزها ثابت کرد، بیاعتمادی حزبالله در اینباره بیدلیل نبوده و بازداشت جاسوسان لبنانی در ماههای اخیر که در این بخش برای رژیم صهیونیستی کار میکردند، بهترین دلیل صحت ادعاها و پیشبینیهای حزبالله است.
دادگاه بینالمللی ویژه رسیدگی به پرونده ترور حریری در ابتدا انگشت اتهام را به سوی سوریه نشانه گرفت و بر این اساس سوریه را وادار به عقبنشینی از لبنان کرد تا سرانجام و به اعتراف خود دادگاه آشکار شود، شاهدان لبنانی و سوری دادگاه که علیه این کشور شهادت داده بودند، شاهدانی دروغین بودهاند و اکنون همین دادگاه آمده تا با توجیه یک اتهام فرضی انگشت اتهام خود را به سوی حزبالله نشانه بگیرد.
تمام این اقدامات صورت میگیرد بیآن که کسی پیدا شود و بگوید این احتمال هم وجود دارد که اسرائیل در این جنایت دست داشته باشد، بویژه آن که طرف اسرائیلی بزرگترین بهرهبرنده و استفادهکننده از این جنایت است.
اما پس از کنفرانس سیدحسن نصرالله و مدارک و مستندات او این احتمال در اذهان به وجود آمد که اسرائیل هم ممکن است در این جنایت دست داشته باشد.
امروز ثابت گردید که دلایل دادگاه بینالمللی علیه سوریه دلایلی پوچ و واهی بودهاند و این موضوع اکنون در مورد حزبالله هم صدق میکند. پافشاری رهبران 14 مارس بر گذاشتن مسوولیت این ترور بر دوش حزبالله و تبرئه اسرائیل براساس دلایل و مدارک نهچندان مستند ارائه شده از جانب آنها ثابت میکند که آنها نه به دنبال احقاق حق بلکه در پی استفاده از مساله ترور رفیق حریری جهت راه انداختن جنگ داخلی دیگری در لبنان هستند. در صورت بروز چنین جنگی به نظر میرسد دیگر دیدارها و وساطتهای رهبران عرب و حتی ایران نتواند جلوی آن را بگیرد.
روزنامه القدس العربی / مترجم: قبس زعفرانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم