در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
عامل مهمی که مستند سوگ و ماتم را اهمیت ویژه بخشیده و شایسته بحث جداگانه کرده، بومی بودن کامل آن است و این که نمونه خارجی در این زمینه وجود ندارد یا اگر هست با این مضمون و هدف مشترک نیست، چراکه اساسا این دو آرمان اختصاص به دین مبین اسلام داشته و برنامههای مذهبی اسلامی هم بیشتر و بهتر از همه در کشور ما سابقه توجه و تولید در خور دارند. از اینرو برنامهسازان تلویزیونی برای تولید اینگونه برنامهها به جای این که مثل گونههای دیگر مستندسازی، گوشه چشمی به آثار برتر جهانی و بینالمللی داشته باشند، ناچارند یا به آرشیو داخلی مراجعه کنند یا مستقیما از خلاقیت خود بهره بگیرند. این ویژگی بومی و غیرتقلیدی مستند مذهبی عزاداری باعث شده از یک سو، قاعده و قانون ثابت و اصول کلاسیک مشخصی برای کار در این زمینه وجود نداشته باشد و در نتیجه آثار تولیدی بعضا برخوردار از استاندارد جهانی کار تلویزیونی نباشند و از سوی دیگر به دلیل ارتباط تنگاتنگ با فرهنگ خودی و بیسابقه بودن در آثار تلویزیونی بیگانه، از هویتی ایرانی ـ اسلامی برخوردار بوده و از اساس متفاوت با دیگر تولیدات تلویزیونی دنیای رسانه باشند. جانب نخست مساله، نقص و جانب دوم، مزیت این نوع مستند تلویزیونی است.
تدوین اصول و تنظیم چارچوب کلی ساخت مستند سوگ و ماتم و نیز به طور کلی برنامه مذهبی، نیازمند کار دقیق کارشناسانه و اهتمام ویژه نظریهپردازان رسانه است و در این خصوص از تولید و ساخت مستمر و مداوم و نیز از نقد و تحلیل و یادداشت روزنامهای و بخصوص از دستور و بخشنامه کاری ساخته نیست.
کار از یک سو به دستاندرکاران تولید تلویزیونی و به برنامهسازان مربوط است و از سوی دیگر به مسوولان. اگر هر کس در حیطه تخصصی خود ایفای نقش کند در آن صورت نه برنامهساز سودای عبور از سیاستهای کلی و خطوط قرمز رسانهای را در سر میپرورد و نه مسوول مربوط به خود اجازه میدهد در جزئیات کار هنرمند برنامهساز دخالت و بدون آگاهی از رموز و دقایق کار هنری همه چیز را به او دیکته و سفارش کند. این مساله در مورد برنامههای مذهبی بویژه مستندهای سوگ و ماتم مصداق بیشتری دارد، چراکه هم حساسیتها در این موضوع بیشتر است و هم ویژگی بومی و مذهبی و بخصوص ارتباط با شعائر دینی، مسوولان را در این زمینه حساستر از هنرمندان جلوه میدهد، حال آن که اگر سهم هنرمند برنامهساز در یک برنامه مذهبی اینچنینی اگر بیشتر از سهم سیاستگذاران فرهنگی نباشد، بیشک کمتر نیست، چراکه کلیات دستوری فقط میتوانند دورنمایی مبهم از فعالیت رسانهای مشخص کنند و این ریزهکاریهای هنری و رسانهای است که نوع تاثیر یک برنامه تلویزیونی را تعیین میکند. هنر رسانه، اثرگذاری در پنهانترین زوایای ناخودآگاه مخاطب است و چند و چون این تاثیر را هنرمند برنامهساز بهتر میداند. در عالم رسانه و هنر میتوان مضمونی کاملا مخالف با ظاهر سخن ارائه کرد. براحتی میتوان برای خوشامد این و آن ظاهرسازی و درواقع محتوایی را به مخاطب منتقل کرد که درست در نقطه مقابل آن ظاهر فریبنده است. سیاستگذاری که به این مهم ایمان داشته باشد، کوچکترین تلاشی برای تحمیل نظر غیرکارشناسی خود بر هنرمند نمیکند و در مقابل هنرمندی هم که خود را با چنین سیاستگذاری طرف حساب ببیند این اعتماد را ارج نهاده و در جهت اهداف سیاستگذار اقدام به تولید و ساخت برنامه میکند نه در راستای اهداف خود.
آسیب دیگری که برنامه مذهبی مرتبط با شعائر دینی را تهدید میکند مساله سطحینگری است. مستند سوگ و ماتم با شعائر سر و کار دارد و شعائر، خود جمع شعار است. از اینرو چهبسا گریز از ابتذال در هیچ نوع دیگری از برنامهسازی به اندازه این مورد بخصوص، دشوار و سخت نباشد. چگونه میتوان درباره شعائر برنامه ساخت و شعاری نبود؟ کار هر کسی نیست. اگر میگوییم سهم هنرمند برنامهساز را در این نوع خاص از مستندسازی تلویزیونی نباید دست کم گرفت به این جنبه مهم از مساله نیز نظر داریم.
مستند سوگ و ماتم صرفا برنامهای مذهبی برای قشر مذهبی نیست که اگر همین هم بود، ساخت و تولید بهینه آن کار سادهای نبود. مستند سوگ و ماتم قرار نیست چیزی را که مخاطب میداند و باور دارد برای او تکرار و فقط او را محزون کند یا به گریه وادارد. شناخت، آگاهی و معرفت شرط لازم اقامه شعائر و در نتیجه اصل ضروری یک برنامه مذهبی با موضوع سوگواری و عزاداری است؛ چنانچه به گفته متخصصان امور دینی همچون شهید مرتضی مطهری شرط لازم ذکر مصیبت در منابر و سخنرانیهای مذهبی نیز هست.
پیشتر اشاره شد که عامل مشترک همه مستندهای سوگ و ماتم، مضمون عزاداری و اقامه شعائر است. از اینرو بحث درباره بایدها و نبایدهای ساخت این نوع مستند نیز ناگزیر میبایست بیشتر در اطراف همین 2 عامل باشد. بحث فرم و ساختار در این خصوص جز با برشمردن گونههای مختلف این نوع برنامهسازی و اشاره مورد به مورد ممکن نبوده و این بررسی تفصیلی هم در حوصله این نوشتار نیست. آنچه در این مرتبه از بحث به عنوان یکی از مهمترین عوامل موفقیت برنامه مذهبی سوگ و ماتم مطرح است، لزوم بازتعریف همان وجه تمایز این نوع مستندسازی از نمونههای دیگر است.
آزاد جعفری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: