مباحث تمرکززدایی ، انتقال پایتخت از تهران و جلوگیری از گسترش بیرویه شهر تهران از برنامههای مهم دولت میباشد ، چرا که این شهر از دیرباز با مسائل و مشکلات عدیدهای از لحاظ تمرکز امور و رشد بیرویه جغرافیایی و جمعیتی و مسائل مرتبط با آن روبهرو بوده است.
شایان ذکر است که از سال 1341 این برنامهها برای جلوگیری از گسترش بیرویه شهر تهران مطرح بوده است که در سالهای 67، 77، 85 و 86 مجددا مورد توجه دولتمردان بویژه دولت نهم و دهم قرار گرفته است. همه افراد عام و خاص بر این باورند که بی توجهی به معضلات شهر تهران و عدم اتخاذ تدابیر مدیریتی مناسب امکان برنامه تمرکززدایی و جلوگیری از گسترش بیرویه شهر تهران را حل و آنها را در آینده نزدیک تقریبا غیرممکن خواهد ساخت اما اکنون با تدوین برنامه راهبردی بلندمدت و کوتاهمدت میتوان بحرانهای احتمالی پیشروی کلانشهر تهران را در راستای اهداف مورد نظر، مدیریت و راهبری کرد. مسلما از جمله مهمترین زمینهها و عوامل بروز معضلات شهر تهران تمرکز همه امور اقتصادی، تجاری، آموزشی، فرهنگی، سیاسی، بهداشتی و ... کلانشهر در تهران میباشد. باتوجه به موارد ذکر شده باید اذعان داشت که یکی از راهحلهای اصلی این معضل امر تمرکززدایی است؛ هرچند در مطالعات قبلی گزینههای دیگری نیز مطرح بوده است که عبارتند از:
1ـ انتقال پایتخت از شهر تهران
2ـ ایجاد قطبهای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و بهداشتی و انتقال وظایف و فعالیتهای دستگاههای اجرایی به شهرهای دیگر کشور
3ـ ایجاد پایتخت جدید در حومه تهران با انتقال وظایف حاکمیتی به آنجا
4ـ تمرکززدایی و انتقال برخی از وظایف غیرحاکمیتی دستگاههای اجرایی از کلانشهر تهران به استانهای دیگر. همراه با انتقال شرکتهای دولتی، موسسات آموزشی و پژوهشی و موسسات مستقل، که استقرار آن در تهران نهتنها هیچگونه توجیه و ضرورتی ندارند براساس مطالعات آمایش سرزمین با خروج آنها از شهر تهران هم استعدادهای بالقوه آن استان شکوفا خواهد شد و هم موجب افزایش بهرهوری شرکتها و موسسات انتقالیافته خواهد گردید.اکنون که دولت خدمتگزار براساس تجزیه و تحلیل همهجانبه شرایط موجود و تحلیل وضعیت آینده گزینه چهارم را انتخاب کرده است و مصمم به اجرا و عملیاتی نمودن آن میباشد، نیازمند حمایت و پشتیبانی همهدستگاهها و نهادهای کشور ازجمله مجلس، رسانههای ملی و مردم در فضای توام با همدلی، باور مشترک و مشارکت فعالانه میباشد تا امکان عملیاتی کردن طرحهای انتخابی فراهم شود و بسترهای لازم برای سایر گزینهها و راهحلهای بلندمدت راهبردی فراهم گردد. جای تعجب بسیار است با این که همه گروهها رویکرد تمرکززدایی و انتقال از کلانشهر تهران را قبول دارند، اما برخی از افراد در جهتگیری و اعلام موضع در مقام تخریب طرح برمیآیند و تلاش میکنند به شکل مستقیم و غیرمستقیم، مشکلات اولیه طرح را بزرگنمایی کرده و کل ماهیت طرح را زیر سوال ببرند. بنده از آنها این سوالات را دارم:
1 ـ آیا اگر فردی شخصا داوطلبانه بخواهد به شهرستان موردنظر خود منتقل شود اشکالی دارد؟
2 ـ انتقال دفاتر یا شرکتهای دولتی که عمده ماموریت و فعالیتهای آنها در خارج از تهران است چه اشکالی دارد؟
3 ـ انتقال موسسات پژوهشی ـ آموزشی وابسته به دستگاههای اجرایی به خارج از تهران چه اشکالی دارد؟
4 ـ انتقال موسسات مستقل یا وابسته به وزارتخانهها که عمده ماموریت و فعالیت آنها در خارج از تهران میباشد مانند سازمان شیلات ایران، سازمان بنادر و دریانوردی، راهآهن ج.ا.ایران، گمرک ایران و... چه مسائل و مشکلاتی را به دنبال خواهد داشت؟
5 ـ اگر بالاترین مقام دستگاه اجرایی، براساس مطالعات آمایش سرزمین، تصمیم بر انتقال بخشی از وظایف دستگاه اجرایی خود به استان دیگر با هدف کاهش مشکلات کلانشهر تهران و افزایش ظرفیت و توانمندی استان پذیرای دستگاه موردنظر را بگیرد چه اشکالی پیش خواهد آمد؟
6 ـ اعلام ممنوعیت استخدام و توسعه تشکیلات و ساختار سازمانی در کلانشهر تهران و مکلف نمودن دستگاههای اجرایی به تمرکززدایی ساختارها و روشهای انجام کار چه ایرادی دارد؟
حال که دولت، عزم و اراده جدی برای اجرایی کردن این طرح را دارد چرا نباید از ابعاد مختلف، مورد حمایت و پشتیبانی قرار گیرد. فراموش نکنیم که چون موضوع انتقال نیروی انسانی به همراه خانواده آنها میباشد مساله بسیار حساس و با اهمیت تلقی میشود بنابراین به هر اندازه که مردم با رضایت بیشتر آماده انتقال از تهران به شهرستانها شوند استقبال از این امر اهمیت مضاعف مییابد.
دولت بسترهای قانونی لازم را برای این کار در قالب 7 بسته اجرایی فراهم کرده است و همه وزارتخانهها و دستگاههای اجرایی در تلاش هستند برنامهها و تدابیری را اتخاذ کنند تا واقعا 40 درصد از پستها و نیروی انسانی کاهش یابد به طوری که در مصوبه دولت تصریح شده است « تا پایان مرداد تا 40 درصد» در این عبارت روشن است که از نظر حقوقی کلمه «تا» محدود به پایان مرداد ماه نیست. به طوری که برخی از دستگاههای اجرایی تا پایان مرداد ماه 40 درصد را انتقال دادهاند و برخی از دستگاههای دیگر نیز در حال برنامهریزی برای انتقال از تهران هستند. علاوه بر آن به تبع انتقال برخی شرکتها، موسسات و دستگاههای دولتی واحدهای تابعه خصوصی آنها نیز منتقل خواهند شد.
حال که بسترهای قانونی لازم در امر تمرکززدایی در قالب 7 بسته اجرایی فراهم شده است و اکثر وزارتخانهها و دستگاههای اجرایی در تلاش هستند تا با اتخاذ تدابیر لازم 40 درصد از پستها و نیروی انسانی را در کلانشهر تهران کاهش دهند و خوشبختانه بعضی از دستگاههای اجرایی تا پایان مرداد ماه موفق به انتقال 40 درصد از نیروی انسانی خود شدهاند، جا دارد همه توان نظام به کار گرفته شود تا امکان امر تمرکززدایی با سرعت و دقت بیشتری امکانپذیر گردد.
دکتر لطفالله فروزنده
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم