در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
چند سال پیش در سریال «اغما» به کارگردانی سیروس مقدم نقشی را به عهده گرفت؛ نقشی که در میانه داستان بیسرانجام رها شد و باعث آزردگی نوذری شد. او اکنون با سریال ملکوت باردیگر به تلویزیون آمده است، اما این بار هم انگار زیاد از نقشش راضی نیست. با ایرج نوذری به گفتگو نشستیم تا درباره نقش خسرو و سریال ملکوت بیشتر بدانیم.
به عنوان اولین سوال، آیا از ساختار سریال ملکوت راضی هستید، بخصوص در بخش جلوههای ویژه؟
من بازیگر سریال ملکوت هستم، اما حرفهایی دارم که در ظاهر شاید به مذاق خیلیها خوش نیاید.
سریالهایی مانند ملکوت با افکتهای متفاوت باید ساخته شود. سالها پیش تولید فیلمهای جنگی بالا بود و به همین دلیل تجربه مسوولان انفجار در فیلمهای جنگی زیاد شد و این تجربهها باعث موفقیت آنها در اینگونه از جلوههای ویژه شد. اما این پیشرفت فقط در زمینه جلوههای انفجاری بود. واقعیت این است در کشور ما روی بسیاری از تکنیکها کار نمیشود و مثلا روی جلوههای رایانهای باید سرمایهگذاری زیادی انجام شود که تاکنون نشده است.
از طرفی بیشتر تولیدات تلویزیون در دقیقه 90 انجام میشود و سازندگان باید در همین دقیقه 90 گل هم بزنند. بنابراین کارها با عجله پیش میرود و زمانی که عجله جای دقت را بگیرد همه چیز بهم میریزد.
در سریال ملکوت، ما پلانهای خوبی داشتیم که به خوبی گرفته شد ولی در صحنههای ماورایی به آن لطمه زیادی خورده و زحمت خیلی از دستاندرکاران را زیر سوال برد.
و دقیقا اینجاست که این مساله مطرح میشود که سریال ملکوت در بحث ماورالطبیعه ضعیف عمل میکند.
رئیس سازمان صداوسیما تاکید ویژهای بر قسمتهای ماورایی و جلوههای ویژه کار داشتند. وگرنه قصهای مثل ملکوت که قبلتر از اینها هم ساخته شده بود.
امروزه مخاطب وقتی کاری را میبیند و به آن توجه میکند که آن کار پرداخت خوبی داشته باشد وگرنه موضوعات که به اصطلاح به کف دیگ خورده. عوامل زیادی باید در یک کار دست به دست هم بدهند تا یک اثر را قابل قبول کنند.
بنابراین بازیگران هم باید بازیهای خوبی را ارائه دهند؟
دقیقا. بازی با جلوههای ویژه خیلی مهم است. وقتی بازی در یک صحنه ماورایی خالی و فقط با حضور پرده کروماکی است، پس باید باورپذیر باشد. اگر ما در بحث جلوههای بصری اشکال داشته باشیم و بازیها هم خوب نباشد خیلی اتفاقات بدی برای اثر پیش میآید.
بیننده برای باورپذیری آنچه میبیند یک نمود عینی و ظاهری میخواهد. تصویر کردن ماوراءالطبیعه و عالم برزخ، بحثی است که پذیرش آن از سوی تماشاگر دشوار است و خلاقیت زیادی را میطلبد.
بله، حرف شما کاملا درست است. اصلا چه کسی میتواند درباره برزخ حرف درست را بگوید؟ ولی بر مبنای یک سری شنیدهها و باورها تصویرها شکل میگیرند. کارگردان سریال معتقد بود میتوان برای پخش برزخ از افکتهای مهیب و مهیج استفاده کرد. قبول کنیم ساخت سریالهای ماورایی بسیار دشوار است، چون کارگردان هم بنا به ذهنیت خود باید از برزخ تصویرسازی کند.
قسمتهای زیادی از ملکوت پخش شده است، اما تاکنون شخصیتها هنوز به درستی معرفی نشدهاند. به نظرتان چرا چنین اتفاقی افتاده؟
این گله خود ما هم هست. در کارهای اینچنینی ما تداوم حسی نداریم یعنی خود من هم نمیدانم عاقبت نقشم چه میشود. به ما فقط یک خط و یک روال کلی داده شده و کار کردن به این نحو ریسک بسیار بالایی دارد. فشردگی کار باعث میشود نویسنده نتواند همه شخصیتها را پرداخت درست کند، به همین دلیل شخصیتها معمولا به سرانجام درستی نمیرسند و کار در انتها سرهمبندی میشود.
انگار از بازی در سریالهای مناسبتی دلخوشی ندارید؟
من تصمیم داشتم دیگر مجموعههای شبانه و مناسبتی بازی نکنم که اینگونه نشد و اولین نفری بودم که برای ملکوت قرارداد بستم. شما با گروهی قرارداد میبندید. برای من مهم است که دارم با چه افرادی کار میکنم. من میگویم اگر قرار است بازیگر نقش مقابل من در بازی تغییر کند باید قبل از بستن قرارداد به من بگویند. 2 روز قبل از شروع بازی ما خیلی چیزها عوض شد، گروهی از بازیگران و خیلی اتفاقات دیگر. نمیخواستم کار کنم، ولی به خاطر ارادتی که به شخص محمدرضا آهنج داشتم و اینکه سالها بود دوست داشتم با او کار کنم این اتفاق افتاد ولی به سختی. با این روال ما به جایی میرسیم که پراکندگی شخصیتها کار دستمان میدهد... . قطعا تعدادی از نقشها قربانی میشوند و سرانجام آن طور که باید اتفاق نمیافتد.
بهتر است حالا که بحث به اینجا رسید کمی هم راجع به انتخاب بازیگران و حضور شما در نقش خسرو در این مجموعه صحبت کنیم.
واقعیت این است که من شدیدا دلخورم، بخصوص از تیتراژ سریال. وقتی از کسی به عنوان انتخاب بازیگر یاد میشود پس یعنی باید حضور همه بازیگران منوط به حرف اول و آخر او باشد. نه اینکه حدود 6 بازیگر را انتخاب کند و به یکباره 50 ـ 40 بازیگر دیگر هم به کار اضافه شود، پس انتخاب بازیگر چه مفهومی دارد؟
من برای فیلمسازی حال چه در سینما و چه در تلویزیون متاسفم اگر قرار است در آن باندبازی باشد.
به هر حال وقتی مجموعهای ساخته میشود راوی پیامی است. ملکوت تصویر و دیالوگ را همراه با هم پیش نمیبرد، دیالوگها بیشتر جنبه مونولوگگویی پیدا میکند.
این اشکال کارگردانی نیست قصه قشنگ است، خط داستان هم خوب است، ولی باید یک کاری کرد. اگر قرار است شخصیتهای قصه زیاد باشند پس به تناسب آن باید تعداد قسمتهای بیشتری هم ساخته شود تا پرداخت خوبی شکل گیرد. با 26 قسمت این اتفاق نمیافتد. مهم حضور یک بازیگر خاص نیست، مهم چگونگی حضور بازیگر است. چرا بعضی اوقات تنها یک نگاه بازیگر گویای چندین دیالوگ است. من در ملاقات با طوطی و کافه ستاره، 3 سکانس بیشتر بازی نداشتم، ولی لطف منتقدان بود که به چشم آمد. نوشته ملکوت خیلی چیزها را درهم برهم کرد، وگرنه خط قصه قشنگ است.
به عقیده من قسمت خانوادگی داستان چفت و بست محکمتری دارد. ای کاش همه چیز با فرصت بهتری انجام میشد.
شبنم مدنی
جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: