اِیّاکَ نَعبُدُ وَ اِیّاکَ نَستَعین؛ اِهدِناالصّراطَ المُستَقیم! سوره 1/ آیههای 5 و 6
خدایا
ای که تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم.
تو خود، نقشه راستینترین راه را به ما بنما!
در این شبِ سیاهم، گُم گشت راهِ مقصود/ از گوشهای برون آی، ای کوکب «هدایت»! [«حافظِ» قرآن]
ارتباطِ «هدایت» و «تقوا»، یک ارتباطِ دوسویه و تنگاتنگ است. معادلهای مُتعادل و اجتنابناپذیر.
هدایت»؛ سرراستترین و آسانترین نقشه راه برای رفتن و رسیدن است
و «تقوا»؛ سرراستترین راه برای سردرآوردن!...
«تقوا»، به گونهای، «بینش» است و شاید هم بشود گفت: «مدیریتِ بینش».
«تقوا»، سوادِ خواندنِ «قرآن» است.
برای خواندن و خوانشِ هر چیز، «سواد» ویژه همان چیز را – هم – لازم داریم.
مثلاً:
آن کس که «رایانه» و «رایانِش» را نمیداند – در واقع – در فضایِ امروزین «وِب» و ارتباطاتِ «دیجیتال»، «بیسواد» است!
امام حسن مجتبی*ع را در باب قرآنشناسی، سخنی راهبردی است که میگفت: «اگر که اردوگاهِ مخالفان و مخالفتهای قرآن را نشناخته باشید، هنوز نتوانستهاید – بدرستی – از شناخت و فهم راهبردی این کتاب، سردرآورید!»
آری، «تقوا»، «تدبیر راه» و «تشخیص» و «تعیینِ» درست از نادرستهاست.
تقوا، زبان و ادبیاتی شفاف و صادقانهای، برایِ تبیینِ حرکتهاست.
مؤلفههایِ «مدیریتِ دانش» و «مدیریتِ بینش» را در چشماندازِ الاهیِ «حیات»، برآیندی است به نام «تقوا».
و در یک کلام کوتاه:
قرآن، ترسیم و تصویرِ «نقشه راه» است و تقوا، زبان و ادبیاتِ «نقشهخوانیِ» آن... تا بعد.
* که الهی زادروز و زایشِ این پیشوایِ تنها مانده پُرشکیب – هماره – با برکت باد!
ابوالقاسم حسینجانی