مریم رامشت، روان‌شناس

مشاوره، راه نجات

چه انسان کسی را از دست بدهد و چه باعث مرگ کس دیگری بشود، به نوعی به فرد صدمه وارد شده است. برای کسی که عزیزی را از دست داده، تالمات عاطفی عمیق‌تر و متفاوت با کسی است که مرتکب قتل می‌شود، اما به هر صورت هر دو طرف صدمه می‌بینند، حال آن که اثرات این صدمات متفاوت است. حتی اگر اولیای دم گذشت کنند، قتل یک نفر از سوی جامعه عملی زشت و غیرقابل بخشش به شمار می‌آید و به همین دلیل فرد نمی‌تواند به زندگی عادی خود ادامه دهد، چراکه از سوی جامعه طرد می‌شود.
کد خبر: ۳۴۹۴۷۴

اصولا بروز خشم به هر شکلی که باشد به همان میزان که برطرف مقابل لطمه می‌زند، به خود فرد نیز صدمه وارد می‌کند.

می‌دانیم بسیاری از این قتل‌ها که مورد عفو قرار می‌گیرند، در شرایط خاصی به وقوع می‌پیوندند. معمولا این قتل‌ها اتفاقی هستند و بر‌اثر نزاع یا درگیری، خشم‌های ناگهانی و در سنین نوجوانی و خامی اتفاق می‌افتند.

افرادی که در این شرایط مرتکب قتل می‌شوند، قلبا تمایلی به قتل نداشته و ماجرای این افراد از قاتلان دیگر جداست. در نتیجه یک عذاب وجدان، کدورت و عذاب درونی همواره با این افراد است.

نگاه بیرونی جامعه و عذاب درونی، فرد قاتل را از حالت طبیعی خارج می‌کند و چه عفو بشود چه نشود، دیگر زندگی طبیعی نخواهد داشت.

قاتل اگر عفو شود به ظاهر به زندگی برگشته و دست‌کم می‌تواند زندگی کند، اما باز هم مشکلاتی دارد. احساس خشم فروخورده و عذاب وجدان که برای فرد به وجود آمده، خود مشکل‌ساز است. خیلی از این افراد اگر خلق و خوی آنها مورد بررسی قرار بگیرد، مشخص می‌شود که افسرده هستند. آنها دیگر نمی‌توانند زندگی عادی خود را ادامه دهند، چراکه فرد نسبت به خود احساس رضایت ندارد و احساس گناه می‌کند و سرخورده و افسرده است.

نکته دیگر که باعث می‌شود این افراد نتوانند زندگی عادی داشته باشند، زندان است. فضای زندان برای کسی که سابقه نداشته، می‌تواند بسیار پرخطر باشد. قاتل عفو شده معمولا مجازات زندان دارد و میان افرادی خواهد رفت که جرایم گوناگون انجام داده‌اند. این شخص اگر چیزی هم بلد نبوده، چالش‌های جدید زندگی را می‌بیند و دیگر نمی‌تواند به حالت سابق برگردد.

حال چه باید کرد؟ مجازات این اشخاص باید طوری باشد که دوره تنبیه خود را بین زندانیان مشابه خود بگذرانند، نه بندهای عمومی. این افراد بهتر است از اشخاصی با جرایم سنگین‌تر دور نگه داشته شوند. همچنین باید روی جامعه کار شود و این عقیده جا بیفتد که به حرمت انسان بودن، فردی که این چنین از کرده خود پشیمان است، مورد بخشش و پذیرش جامعه قرار گیرد.

فردی که چنین مستعد جبران است، باید از سوی جامعه و بویژه خانواده خود مورد پذیرش قرار گیرد و حمایت شود تا بتواند زندگی تازه‌ای را شروع کند. مهم‌ترین مساله که به آن توجه نمی‌شود، این است که فرد آسیب‌دیده مورد حمایت‌های درمانی قرار گیرد. هم اولیای دم و هم قاتل احتیاج به روان‌درمانی دارند. اولیای دم باید بتوانند خشم خود را تخلیه کنند و برای عفو آماده شوند. قاتل نیز باید بتواند با اتفاقی که افتاده و زندگی او را عوض کرده، روبه‌رو شده و از حس پوچی و نارضایتی از خود رهایی پیدا کند و زندگی عادی خود را از سر گیرد. هر دو طرف باید توسط افراد متخصص و کاربلد مورد مشاوره و درمان قرار گیرند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها