گروهی لهجه استفاده شده در این سریال را توهین تلقی کرده و کوشیدهاند همه تلاش سازندگان این اثر را زیر سایه ببرند. در حالی که آنها که ماجرای این سریال را پیگیری میکنند مطمئنا تاکنون دریافتهاند که سازندگان اثر طوری داستان و ماجرای این سریال را طراحی کردهاند که در آن مردم اصفهان و شهر اصفهان به شدت ارج گذاشته شده و با احترام از آنها یاد میشود.
یادمان باشد که مکانیسم داستان طوری است که میتوانست وقایع آن در هر جایی از کشور ما اتفاق بیفتد، اما سازندگان در فرصت محدودی که در اختیار داشتهاند شهر اصفهان را به عنوان مکانی که در آن ماجراها روی میدهد انتخاب کردهاند و تا اینجا باید منصفانه گفت خیلی خوب کار کردهاند.
یک سریال پرکشش و جذاب
حسین پاکدل که خود از هنرمندان اصفهانی است با تقدیر از دستاندرکاران سریال در مسیر زایندهرود در یادداشتی در ایسنا مینویسد: عمده نویسندگان حرفهای بخصوص در هنرهای نمایشی تا زمانی که سرنوشت اشخاص محوری بازی یا موقعیت درام ایجاب نکند، سراغ لهجهها و لوکیشنهای محلی نمیروند. چون دوری از مرکز و استفاده از زبان و لهجههای متفاوت با زبان معیار در خلق اثر، هزینههای تولید، زمان و تلاش برای رسیدن به مقصود پروژه را چندبرابر میکند.
پاکدل که خود نویسندگی چند مجموعه تلویزیونی را برعهده داشته، میگوید: به نظر میرسد «در مسیر زایندهرود» برای انتقال حس و حال شهر و دیار ما سیر قابل قبولی را طی کرده است. در این خصوص به غیر از موارد نادر و شاخص که نمونه بارزش «قصههای مجید» کیومرث پوراحمد است، عمده آثاری که لهجه اصفهانی را با حفظ تمام ویژگیهایش دستمایه کار خود قرار دادند، متأسفانه وجهه خوشایندی از این لهجه بروز ندادند چون بیشتر شامل میانپردههای سطحی و نمایشهای سبک و دم دستی بودند. حالا این سریال با قصهای پرکشش و عبرتآموز، علاوه بر نمایش جلوههای جذاب شهر زیبای اصفهان، درامی سنگین، انسانی، آبرومند و جدی را با تکیه بر این لهجه نمایندگی میکند.
استفاده درست از لهجه اصفهانی
پاکدل میگوید با نگاهی حتی گذرا به همین چند قسمت سریال «در مسیر زایندهرود» به نویسندگی علیرضا نادری و کارگردانی در خور توجه حسن فتحی، در فرصتی اندک، چیزی نزدیک به کارِ نشد و ناممکن صورت گرفته است. همراهی انبوهی از بازیگران محلی در کنار چند چهره توانا، مطرح و شناخته شده غیربومی و بهرهبرداری درست و هوشمندانه از لهجه زیبای اصفهانی برای پیشبرد قصه، فوقالعاده جذاب و باورپذیر است. ممکن است کسانی که آشنا هستند با آن لهجه و یا بدان سخن میگویند در مواردی متوجه لقیهایی جزئی در بیان پارهای بازیگران شوند، ولی عموما مخاطب انبوه و سراسری، ابداً متوجه این ریزهکاریها نخواهند شد.
پاکدل نقد و نظر کلی را به بعد از اتمام سریال واگذار میکند و میافزاید: تا همینجا انصاف در این است که از کار بزرگ تیم زحمتکش درگیر در تولید این اثر قابل اعتنا تقدیر بایسته صورت گیرد.
«در مسیر زایندهرود» تاثیرگذار است
حجتالاسلام علیرضا علیپور، دبیر ستاد منشور اخلاقی فدراسیون فوتبال نیز در گفتگو با فارس با تجلیل از ساخت سریال «در مسیر زایندهرود» میگوید: جای خالی سریالهایی نظیر «در مسیر زایندهرود » احساس میشد و چنین آثاری تاثیری مستقیم بر ورزشکاران میگذارد، قطعا این سریال روی قشر فوتبالیست تاثیر میگذارد و در این باره شک نکنید.
وی میافزاید: ساخت چنین سریالهایی قطعا کار خوبی است چون ورزشکاران جزو قشرهای الگوساز در جامعه و حلقههای تاثیرگذار به خصوص در رده سنی جامعه هدف یعنی جوانان و نوجوانان و حتی بزرگسالان هستند و به نظر رفتار اجتماعی آنها دستمایه خوبی برای ساخت آثار نمایشی است.
انتخاب اصفهان تفننی نبود
اسماعیل عفیفه، تهیهکننده این سریال هم به «جامجم» میگوید: در جلساتی که با مدیران شبکه داشتیم تصمیم گرفتیم برای این که کارها از یکنواختی دربیاید ماجراهای داستان را به یکی از استانها ببریم و آنها هم استقبال کردند. منتها انجام این نوع کارها خیلی سخت است. این که بخواهی گروه سازنده را به یک استان دیگر ببری و درگیر روند پیچیده تولید در یک استان بشوید، مشکلات خاص خودش را دارد، اما ما خواستیم این اتفاق بیفتد.
وی میافزاید: من با آقای حسن فتحی و علیرضا نادری طوری داستان را طراحی کردیم که وقایع آن در اصفهان میگذشت. این کار تفننی و توریستی نبود، یک نگاه محتوایی بود. عفیفه خاطرنشان میکند: داستان ما ماجرای یک فوتبالیست تهرانی است که به اصفهان میرود و در آنجا یک شخصیت فرهنگی را به قتل میرساند. همچنین ما پهلوان ورزشکاری را تصویر کردیم که الگویش تختی است و آدمی است که از جار و جنجال شهرت گریزان است و اکنون دنیا را از منظر دیگری میبیند. پس میبینید تصویری که از اصفهان و آدمهای آن ارائه کردهایم یک چهره کاملا فرهنگی و فرهیخته است.
وی در ادامه به مسائل طرح شده درباره لهجه بازیگران این سریال میپردازد و میگوید: این یک بحث حاشیهای است که بیشتر از آنچه که لازم بوده به آن پرداخته شده است. البته منکر این نیستم که در پارهای مواقع نواقصی هم دیده میشود اما یادمان باشد ما یک سریال را برای همه مردم ایران میسازیم. مطمئنم در نهایت بیشترین کسانی که با سریال ارتباط برقرار کردهاند و از آن رضایت خواهند داشت اهالی محترم اصفهان خواهند بود، چرا که برآیند کلی این اثر کاملا مثبت و در جهت تقویت چهره فرهنگی شهر اصفهان است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم