در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سرگئی کرینکو، مرد وعدهها و تکذیبها با خودش از روسیه، سوخت نیروگاهی را به سوغات آورده است که 10 سال پیش قرار بود مسیر مسکو ـ بوشهر را بپیماید، اما سیاستهای یک بام و دوهوای بلوک شرق سابق در برابر ابرقدرتهای غربی امروز، همواره مانع از آن بود که روسیه منافع ایران را به منافع خویش رجحان دهد.
این رویکرد دوگانه طی دهه گذشته همواره انتقادات بسیاری را متوجه کشور هممرزمان روسیه میکرد، اما دیپلماتهای ایرانی، مدارا کرده و تکمیل نیروگاه بوشهر ولو با تاخیر 16 ساله را تاب آوردند.
نیروگاهی که 16سال پس از امضای قرارداد، 14 سال پس از آغاز عملیات و 10 سال پس از پایان مهلت راهاندازی بالاخره قرار است به دست دانشمندان هستهای کشور و بعد از مشاوران روسی افتتاح شود. افتتاحیهای که با نمایش انتقال سوخت نیروگاه بوشهر از محل نگهداری آن به داخل ساختمان اصلی نیروگاه و استخری که در جنب قلب رآکتور آن قرار دارد، توام خواهد بود، اما وارد کردن سوخت حدود 165 مجتمع به داخل استخر جنب قلب رآکتور، یک هفته یا حتی 10 روز بعد کلید خواهد خورد. تازه از آن زمان است که به گفته صالحی رئیس سازمان انرژی اتمی ایران، تاسیسات اتمی بوشهر، عنوان نیروگاه به خود میگیرد. از آن پس بنا به گفته جعفری مجری طرح نیروگاه اتمی بوشهر، این نیروگاه در مرحله اول 50 درصد ظرفیت تولید خواهد داشت و در مراحل دوم و سوم به ترتیب به 75 و 100 درصد ظرفیت تولید خواهد رسید. به این ترتیب میتوان امیدوار بود که نیروگاه اتمی بوشهر هزار مگاوات برق تولید کند.
اما همه این امیدواریها که چون ستارهای دنبالهدار بر فراز نیروگاه اتمی بوشهر میچرخد و آیندهای درخشان را برای خودکفایی هستهای ایران میپروراند، همچنان بر پایه وعده و وعیدهای روسی استوار است. وعدههای کشوری که نهتنها 4 قطعنامه شورای حکام سازمان ملل علیه ایران را امضا کرده، بلکه در نشستهای مختلف گروه 8 نیز بارها نسبت به آنچه «عدم شفافیت» برنامههای اتمی ایران و تداوم و گسترش غنیسازی اورانیوم تا سطح ?? درصد در کشور خواندهاند اظهار نگرانی کرده است!
اگرچه ذوبآهن و نیروگاه برق اصفهان دو نمونه از همکاریهای بزرگ تجاری فنی میان ایران و روسیه است که از یادگارهای تاریخی شوروی سابق در ایران به شمار میرود، اما آیا میتوان به تداوم همکاری مثبت این کشور با ایران در موضوع نیروگاه بوشهر اطمینان داشت؟ مگر نه این که روسیه باید طی 10 سال آینده سوخت نیروگاه بوشهر را تامین کند و پسمانده سوخت نیز به روسیه منتقل میشود؛ آیا میتوان امیدوار بود که صدور قطعنامههای جدید علیه ایران، خلف وعدهای دوباره از سوی این کشور را به بار نیاورد و پس از انتظار 37 ساله، نیروگاه اتمی بوشهر واقعا به بهرهبرداری برسد؟ اگرچه باورش سخت مینماید، اما این بار متخصصان کشورمان هستند که کار را به نتیجه رسانده و سرانجام نیروگاه اتمی بوشهر را به خط آخر رساندهاند.
مروری بر تاریخچه پروژه نیروگاه بوشهر
2 سال بعد از تاسیس سازمان انرژی اتمی ایران، در تابستان سال 1355، روز پرخاطره برای محمدرضا پهلوی شاه مخلوع ایران رقم خورد. روزی که نماینده او، اکبر اعتماد رئیس سازمان انرژی اتمی ایران با بخش تکنولوژی و تحقیقات سازمان انرژی اتمی آلمان غربی موافقتنامهای برای همکاریهای بلند مدت امضا کرد و در پی آن شرکت کرافت ورک یونیون، یکی از شرکتهای وابسته به زیمنس آلمان ساخت دو واحد نیروگاه اتمی بر عهده گرفت.
در آن زمان او رویای ساخت حداکثر 10 ساله این نیروگاه را در سر میپروراند و اصلا در باورش نمیگنجید که تا 2 سال دیگر از تخت سلطنت به زیر کشیده شود، چه برسد به این که نیروگاهی که برای تثبیت قدرتش در منطقه میساخت، 30 سال بعد هم به بهرهبرداری نرسد.
انقلاب 57، ادامه ساخت این نیروگاه از سوی آلمانها در شرایطی که حدود 75 درصد از واحد اول و 60 درصد واحد دوم نیروگاه ساخته شده بود متوقف شد. دولت ایران از شرکت آلمانی در دادگاه داوری بینالمللی شکایت کرد. براساس رای 13 مارس 1982 دادگاه بینالمللی، مقرر شد، تمامی قطعات و دستگاههای ساخته شده دو نیروگاه بوشهر تا آن زمان، به اضافه نیمی از سوخت هستهای به مالکیت ایران درآید و پیمانکار موظف شد که این قطعات در بندر بوشهر، به ایران تحویل دهد. به این ترتیب در سال 60، کارشناسان آلمانی بار دیگر به ایران بازگشتند تا کار نیمه تمامشان را براساس عهدی که در رژیم سابق بسته بودند به سرانجام برسانند، اما حمله موشکی عراق بهانه دیگری شد برای خروج دوباره آنها از ایران؛ موشکهایی که سالها بعد مشخص شد از سوی همین کشور در اختیار رژیم بعثی عراق گذاشته شده بود. پس از آن بود که ایران در مقام تعیین جایگزینی برای آلمانها به منظور تکمیل ساخت نیروگاه برآمد که خروجی آن تدوین توافقنامه همکاری با روسیه در سفر هاشمی رفسنجانی به روسیه در سال 68 و امضای آن در سال 71 بود. به دنبال امضای این توافقنامه، روسیه سال 74 متعهد شد کار نیروگاه را تا پایان سال 79 تحویل دهد، نهتنها روسیه به این تعهد خود عمل نکرد بلکه 3 سال بعد از پایان این مهلت بود که وزیر انرژی روسیه سال 82 از تاخیر یک ساله در راهاندازی نیروگاه بوشهر خبر داد، اما مهرماه همان سال مشاور رئیسجمهور روسیه اعلام کرد که تا پایان سال 2005 یعنی دی 84 این نیروگاه را تکمیل خواهند کرد.
اما فروردین 83، روسیه از راهاندازی آزمایشی نیروگاه بوشهر سال 84 سخن گفت که چهارمین خلف وعده روسها در تکمیل این نیروگاه بود. تیرماه همان سال هم باز روسها آغاز به کار نیروگاه بوشهر را یک سال دیگر به تعویق انداختند. سال 84 هم عهدشکنی دوباره روسها را به همراه داشت و به گفته سعیدی، معاون امور بینالملل سازمان انرژی اتمی بهرهبرداری از نیروگاه بوشهر به سال 85 موکول شد.
گویا اینبار دیگر جان دستگاه دیپلماسی ایران به لب رسیده بود که برای روسها ضربالعجل دو هفتهای جهت ارائه سوخت نیروگاه بوشهر تعیین کردند. حسینی سخنگوی وقت وزارت امور خارجه ایران در اسفند 85 اعلام کرد که روسها باید تا دو هفته دیگر این سوخت را به ایران تحویل دهند، اما باز هم این مهلت به پایان رسید و در فروردین 86، روسیه تاخیر در پرداخت هزینهها از سوی ایران را بهانه دیگری برای خلف وعده دوباره در برابر تعهداتش به ایران کرد. آذرماه همان سال علی لاریجانی در کسوت دبیر شورای عالی امنیت ملی و رئیس تیم مذاکرهکننده هستهای، از قول روسها گفت که نیروگاه بوشهر تا ماه آینده راهاندازی میشود، اما باز هم روسیه اعلام کرد نیروگاه بوشهر تا کمتر از یک سال دیگر افتتاح نمیشود.
در میان تمامی این وعده و وعیدها فقط یک عضو دومای روسیه بود که صادقانه اعلام کرد: «نمیتوان تاریخ دقیق راهاندازی این نیروگاه را تعیین کرد». سال 87 هم رئیس اتم استروی اکسپورت از افتتاح نیروگاه بوشهر تا در همان سال خبر داد. منوچهر متکی که میگفت دیگر ابهامی در زمان راهاندازی نیروگاه بوشهر نداریم، فروردین ماه سال بعد (سال 88) ناگزیر از پس گرفتن حرفش شد و شهریور 88 را زمان نهایی اتمام نیروگاه بوشهر اعلام کرد. 2 ماه مانده به این زمان (تیر ماه) سخنگوی اتم استروی اکسپورت، مشکلات مالی را برای زیرپاگذاشتن تعهدات روسیه بهانه کرد. پس از او وزیر انرژی روسیه هم گفت که تا پایان سال 88، کار تکمیل این نیروگاه به پایان نخواهد رسید.
اعلام اخبار مسرتبخش از افتتاح نیروگاه اتمی بوشهر، آنقدر تکراری شده و تکذیبهای متمادی آن، آنقدر تاسفبرانگیز بود که وقتی تیرماه امسال علیاکبر صالحی اعلام کرد تا پایان تابستان امسال (89) تکمیل نیروگاه اتمی بوشهر به اتمام رسیده و بهرهبرداری خواهد شد؛ کمتر کسی آن را باور کرد. تیترهایی همچون «وعده تکراری روسها»، «آیا این آخرین وعده خواهد بود؟»، «فصل دیگری از قصه پرغصه نیروگاه بوشهر» و... نشان از بیاعتمادی رسانهها و افکار عمومی ایران به این وعده دوباره روسها بوده است. البته پیشتر ولادیمیر پوتین، نخستوزیر روسیه، روزهای پایانی اسفند 88 تایید کرده بود که نیروگاه بوشهر که ساخت و تکمیل آن از اواسط دهه 90 میلادی با مشارکت روسیه در حال انجام است، تابستان امسال سرانجام به بهرهبرداری خواهد رسید.
با این حال دستاندرکاران و دانشمندان حاضر در نیروگاه بوشهر خود را آماده جشن افتتاح آن میکنند تا بالاخره پس از یک دهه تلاش مستمر، میوه دسترنج خود را از باغبانان روسی تحویل بگیرند.
بهانههای روسی
تاکنون «مشکلات فنی»، «مسائل مالی» و «تعامل روسیه با آمریکا»؛ سه محور اصلی در تاخیر روسیه برای عمل به تعهداتش در قبال ایران بوده است.
به گفته فریدون سحابی اولین رئیس سازمان انرژی اتمی بعد از انقلاب، نیروگاه بوشهر کارگاهی برای روسها بود تا با تکنولوژی آلمانها برای تاسیسات نیروگاهی آشنا شوند. چراکه دانش روسی و آلمانی در این زمینه با یکدیگر متفاوت بود و روسها که خود را رقیب آلمان در تجهیز و تکمیل تکنولوژی روز در عرصه هستهای میدیدند، فرصتی یافتند تا با سرک کشیدن به نیروگاه بوشهر، از میزان پیشرفت آلمان در این عرصه مطلع شوند. او که پیشبینی کرده بود روسیه ظرف 5 سال موعد مقرر اولیه خود نتواند نیروگاه بوشهر را تکمیل کند، در گفتگویی اعلام کرده بود که روسها ظرف 5 سال اول تازه با تکنولوژی آلمان آشنا شد و بعد از آن شروع به تکمیلش کردند.
علی میتخادوویچ مصطفیبیلی سرکنسول روسیه که تیرماه امسال به ایران آمده بود، نیز به نوعی به این مساله اعتراف کرد و گفت: یکی از دلایل طولانی شدن روند تکمیل این نیروگاه و تحویل آن به ایران «پیچیده شدن کار» بوده است. در مورد مسائل مالی که مانعی برای تاخیر پیاپی در تاسیس نیروگاه بوشهر شد نیز باید گفت که تا کنون هزینه تمام شده این پروژه پرهزینه به طور رسمی اعلام نشده است. البته خبرگزاری دولتی ایتارتاس روسیه یک بار اعلام کرد که روسیه براى تکمیل نیروگاه اتمى بوشهر که قرار بود در سال 2006 میلادی راهاندازی شود، حدود یک میلیارد دلار از ایران دریافت کرده است. در عین حال دویچهوله نیز سال گذشته در گزارشی آورده بود که با هزینه صرفشده در این مدت زمان تلف شده میشد در شرایط عادی 4 نیروگاه احداث کرد.
این در حالی است که در گزارش دیگری آمده است: مبلغ کل قراداد ایران و روسیه در این پروژه در ابتدا یک میلیارد و 200میلیون دلار بود که با گذشت زمان و تجدیدنظرها مبلغ این قرارداد 10 درصد افزایش داشتهاست. سوخت نیروگاه بوشهر نیز 52 میلیون دلار به انضمام کل هزینههای حمل تا محل ساختگاه پیشبینی شده بود. از آنجا که هیچ یک از این اخبار تاکنون از سوی مسوولان داخلی تایید نشده است، نمیتوان با قطعیت در مورد آنها اظهارنظر کرد، اما هرچه که بوده و هست، روسها چندین بار به بهانه همین عدم تامین منابع مالی، تاخیر در تکمیل نیروگاه بوشهر را توجیه کردند.
سومین عامل در عدم پایبندی روسیه به تعهدش در قبال تکمیل نیروگاه بوشهر، ملاحظات سیاسی روسیه یا به عبارتی «تعامل روسیه با آمریکا» بوده است. این عامل، تکمیل نیروگاه بوشهر را از مرز مسائل فنی و مالی به وادی چالشهای سیاسی در سطح بینالملل کشاند. با صدور هر قطعنامه علیه ایران، روسها گامی به عقب برمیداشتند و یک بار دیگر از تعویق در راهاندازی نیروگاه بوشهر سخن میراندند. کما این که در خرداد ماه سال 88 نمایندگان ارشد هستهای روسیه و آمریکا در ژنو گرد هم آمدند تا برنامه کاهش تدریجی جنگافزارهای هستهای در منطقه را بررسی کنند. به نوشته روزنامه سعودی الشرقالاوسط در سال 1991 دو کشور آمریکا و روسیه، قراردادی را امضا کردند که طی آن باید دو کشور در 20 سال، معادل یکسوم ادوات جنگی هستهای خود را نابود کنند که با بروز برخی حوادث جهانی، این معاهده اجرایی نشد و اکنون بار دیگر دو کشور تصمیم گرفتهاند از حجم تاسیسات جنگافزاری هستهای بکاهند و ظاهرا روسیه نیروگاه بوشهر را قربانی این ضمانت کرده است!
در همین راستا دیپلماتهای غربی مدعی بودند که روسیه از این نیروگاه به عنوان اهرم فشار در روابط ایران و غرب بهره میگیرد. با این حال چندى پیش رئیس سازمان انرژى اتمى ایران، در واکنش به انتقادها از تاخیر در راهاندازى نیروگاه اتمى بوشهر گفته بود که «توقفهاى انجام شده» در راهاندازى این نیروگاه به خاطر دنبال کردن «برخى منافع» بوده است.
البته نباید فراموش کرد که روسیه همچنان یکی از اعضای دائم شورای امنیت و دارای حق وتو است و میتواند از این ابزار در بحث تحریمها علیه ایران بهره گرفته و به این ترتیب هم از ایران و هم از آمریکا برای ارتقای جایگاه و تامین منافع خود امتیازگیری کند.
عصمت بورونی
جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: