با حمیدرضا حسین‌آبادی ، رئیس‌پلیس مبارزه با مواد مخدر

قاچاقچیان قانون را دور می‌زنند

صبح روزی که به قصد رفتن به دفتر سردار حسین‌آبادی سوار تاکسی شدم، وقتی راننده فهمید برای گفتگوی اختصاصی با رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر می‌روم سر صحبتش باز شد که این روزها مواد مخدر مثل آب خوردن پیدا می‌شود و ...
کد خبر: ۳۴۷۷۳۳

کمتر کسی تحلیل‌های داخل تاکسی را جدی می‌گیرد، شاید به این خاطر که از سال‌ها پیش تاکسی‌ها به اتاقک‌هایی برای تخلیه روحی آدم‌ها تبدیل شده‌اند اما من این گفته راننده را جدی گرفتم چون آن را پیش‌تر نیز از زبان دیگر اقشار جامعه شنیده بودم و به همین خاطر پرسشی در این‌باره را برای آغاز گفتگو با سردار حسین‌آبادی انتخاب کردم و این بهانه‌ای شد تا او درباره دلایل افزایش قیمت مواد مخدر در کشور، آزادی قاچاقچیان حرفه‌ای پس از دستگیری، محدودیت‌های قانونی در مبارزه با قاچاق مواد مخدر و وضعیت خرده‌فروش‌های مواد توضیح بدهد.

سردار حسین‌آبادی بیش از 31 سال است لباس مقدس نیروی انتظامی را بر تن کرده، اما در طول 5 سالی که در سمت رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر فعالیت می‌کند بشدت محبوب رسانه‌ها شده است، شاید به این خاطر که پاسخ‌های او در حوزه مبارزه با مواد مخدر همیشه بدون ملاحظه‌های خاص بوده‌اند.

بعضی‌ها می‌گویند مواد مخدر این روزها مثل آب خوردن پیدا می‌شود. شما این موضوع را قبول دارید؟

خیر! مواد مخدر مثل آب خوردن گیر ‌نمی‌آید، اما قبول دارم ما در شرایطی هستیم که قوانین‌مان بازدارندگی لازم را برای برخورد با قاچاقچیان ندارند و این ضعف باعث به وجود آمدن محدودیت‌هایی برای پلیس شده است که عملکردش را در جامعه کمرنگ نشان می‌دهد. از سویی دیگر ما در همسایگی بزرگ‌‌ترین تولیدکننده مواد مخدر در دنیا هستیم که بیش از 93 درصد مواد مخدر دنیا را تولید می‌کند. متاسفانه پلیس افغانستان و پاکستان به جز برخی مناطق که مناطق اقتصادی مانند گمرک محسوب می‌شوند، نظارتی بر مرز ندارند.

این نکته را هم در نظر داشته باشید ، قاچاقچی‌ که از مرز پاکستان تا لب مرز ما به شکل کاروانی می‌آید قطعا باید مورد حمایت سرویس اطلاعاتی و پلیس آن منطقه باشد.

در افغانستان هم همین‌طور؟

تقریبا می‌شود گفت در هر دو کشور یک فضایی اینچینی وجود دارد.

پس ادعا می‌کنید‌ دولتمردانی در هر دو کشور وجود دارند که دستشان آلوده به قاچاق مواد مخدر است.

در بعضی از رده‌هایشان بله. البته نمی‌شود همه را متهم کرد اما برخی افراد وجود دارند. بعضی نیروهای پلیس مرزبانی این دو کشور با قاچاقچیان همکاری می‌کنند. در حالی که اگر این نیروها، مراقبت و کنترل داشته باشند قاچاقچی نمی‌تواند به راحتی تا لب مرز بیاید.

ما در مرزهایمان برای جلوگیری از ورود قاچاقچیان چه کرده‌ایم؟

پلیس جمهوری اسلامی عملیات انسداد در مرز افغانستان را کاملا انجام داده است. انسداد مرز شامل ساخت پاسگاه‌های مرزی، ساخت برجک‌های بین پاسگاه‌های مرزی، احداث کانال، خاکریز، دیوار بتونی، سیم خاردار و استفاده از رادار و تجهیزات الکترونیکی است، اما در محدوده مرز بلوچستان که عمدتا مرز ما با پاکستان است مشکلات بسیار زیادی داریم. در بخش کوچکی بیش از 120 کیلومتر از مرزمان با پاکستان انسداد فیزیکی انجام داده‌‌ایم. اما از مرزهای سراوان تا دریا هنوز استحکاماتی وجود ندارد. چون به دلیل طبیعت خاص منطقه یعنی کوهستانی، کویری و دشتی بودن جنوب بلوچستان تسلط پلیس بر مرز بسیار کم است.

پس شما معتقدید پلیس کاملا بر مرز ایران و افغانستان مسلط شده است؛ اما از دیدگاه من این مرز هم مطمئن نیست، بگذارید نامطمئن بودن مرز را با جرمی دیگر که در آن رخ می‌دهد برایتان توصیف کنم. مدت‌هاست قاچاق افغان‌ها به ایران، به پدیده‌ای عادی تبدیل شده است. این افغان‌ها به آسانی از مرز وارد کشور می‌شوند اما اگر دیوارکشی‌ها، رادارها و امکانات ما واقعا درست کار کنند عبور غیرقانونی از آن نخواهیم داشت و پلیس باید بلافاصله متخلفان را شناسایی و دستگیر کند.

من گفتم پلیس به مرز مسلط شده است، نه این که مرز را بسته باشد! بستن مرز یعنی دیوار بکشیم، رویش سیم‌خاردار بگذاریم و به آنها برق وصل کنیم! این می‌شود دیوار برلین که هیچ کس نمی‌تواند از آن عبور کند اما ما می‌گوییم پلیس بر مرز مسلط شده است، برای مثال حدود 120 کیلومتر کانال در مرز حفر کرده‌ایم که باعث شده است قاچاقچی‌ها نتوانند به شکل کاروانی و با سلاح نیمه‌سنگین از افغانستان به ایران بیایند و بارشان را خالی کنند و برگردند. ممکن است یک نفر از خاکریز حفر شده در مرز پایین بیاید، به کف کانال برسد و از آن طرفش بالا بیاید و بیرون برود و به این ترتیب از مرزعبور کند اما مشکل ما با یک نفر نیست با کاروان‌هاست. پیش از انسداد مرز کاروان‌هایی می‌آمدند که با خود دوشکا، آر‌.پی.جی و توپ 106 همراه داشتند و اگر پاسگاه ما راهشان را مسدود می‌کرد ممکن بود همه خودروهای پاسگاه را با توپ 106 منهدم کنند و وارد کشور شوند.

افزایش قیمت تریاک را با افزایش نظارت بر مرزها مرتبط می‌دانید؟

مواد مخدر در افغانستان ارزان است اما هر چه حمل این مواد برای رسیدن به بازارهای مصرف ، هزینه بیشتری ببرد، قیمت آن هم در کشورهای مسیر و مقصد بیشتر می‌شود و بالعکس.

شاید در ظاهر افزایش قیمت تریاک در پی انسداد مرزها اتفاق خوشایندی باشد اما اگر عمیق‌تر به موضوع نگاه کنیم متوجه می‌شویم افزایش قیمت تریاک به عنوان ماده مخدری سنتی، سبب افزایش گرایش معتادان به مواد مخدر صنعتی می‌شود.

نه موافق نیستم. هر کدام از این مواد، بازار مصرف خود را دارند.

در ابتدای گفتگو، درباره دلیل فراوانی مواد مخدر در کشور پرسیدم و شما از سهل‌گیری پلیس کشورهای همسایه،‌ تولید انبوه مواد بوسیله افغانستان و کامل‌نشدن انسداد مرزها نام بردید اما اشاره‌ای کوتاه نیز به محدودیت‌های داخلی هم داشتید؟ در این باره بیشتر توضیح می‌دهید؟

وظیفه پلیس جلوگیری از دسترسی آسان مردم به مواد مخدر است، اما پلیس براساس این اصل که معتادان بیمارند و باید درمان شوند آنها را دستگیر نمی‌کند. در واقع وظیفه ما دستگیری قاچاقچیان مواد مخدر و تحویل دادن آنها به مراجع قضایی است. در زمان ریاست آیت‌الله شاهرودی در قوه قضاییه، وقتی بحث‌های زندان‌زدایی و حقوق شهروندی پیش آمد، بخشنامه‌ای از طرف قوه قضاییه به سازمان زندان‌ها ابلاغ شد که براساس آن افرادی که به جرم حمل 8 ـ 7 گرم تریاک یا 2 گرم هروئین دستگیر شده بودند جزو مصرف‌کنندگان محسوب و آزاد شوند. با این گردش کار خرده‌فروش‌هایی که مثل آب خوردن مواد رد و بدل می‌کنند دستگیر نمی‌شوند. در این بخشنامه، حمل دو گرم هروئین زندان ندارد در حالی که قاچاقچی می‌تواند این دو گرم را به 20 نفر بفروشد. اگر ما این شخص را دستگیر کنیم دادسرا حکم محکومیتش را صادر می‌کند و به سازمان زندان‌ها تحویل می‌دهد اما این سازمان عطف به آن بخشنامه یک مهر روی پرونده‌اش می‌زند و رهایش می‌کند!

احتمالا خرده‌فروش‌ها هم با آگاهی از این بخشنامه برای فرار از مجازات زندان معتاد می‌شوند و جمعیت معتادان کشور افزایش می‌یابد.

درست است. با این بخشنامه دو خطر ما را تهدید می‌کند. اولا خرده‌فروش‌ها هم به اعتیاد گرایش پیدا می‌کنند تا از قانون فرار کنند و ثانیا هیچ خرده‌فروشی الان در خیابان بیش از 2 گرم هروئین همراهش نمی‌آورد تا اگر دستگیر شد زندان نرود!

چندی پیش یک پلیس وظیفه‌شناس به من زنگ زده بود و می‌گفت در پایگاه آنها به نیروها اعلام کرده‌اند دستگیری قاچاقچی فقط در صورتی ممکن است که او علاوه بر مواد مخدر با خود ترازوی کوچک و پول مچاله‌ شده داشته باشد. ضمن آن که پلیس باید مطمئن شود این مقدار مواد برای مصرف شخصی او نیست! این پلیس می‌گفت آیا با چنین شرایطی ما می‌توانیم کسی را در خیابان پیدا کنیم که قاچاقچی محسوب شود؟

دست پلیس در دستگیری خرده­‌فروش‌‌ها بسته است و البته بیشترین مطالبات مردم هم در همین زمینه است. من می‌گویم براساس آن بخشنامه سازمان زندان‌ها، ما حتی قاچاقچی‌ای را که مواد همراهش باشد هم نمی‌توانیم دستگیر کنیم.

آیا واقعا قاچاقچی باید ترازو و پول مچاله‌ شده هم همراهش باشد تا پلیس دستگیرش کند؟!

این حرف بی‌اساس است.

اما او این مطلب را از روی برگه‌ای خواند که در پایگاهشان نصب کرده بودند.

من اولین بار است که چنین چیزهایی را می‌شنوم! مشکل ما این نیست. مشکل ما این است که شما مواد را از دست قاچاقچی می‌گیری و می‌بری دادسرا، اما بعد قاچاقچی آزاد می‌شود.

با توجه به محدودیت‌هایی که این بخشنامه برای پلیس ایجاد کرده است، چه اقدامی برای لغو آن کرده‌اید؟

ما از طریق سردار احمدی‌مقدم، دبیرکل ستاد مبارزه با مواد مخدر نامه‌ای به رئیس قوه قضاییه نوشتیم که این بخشنامه را لغو کنند. این بخشنامه باعث شده است نارضایتی مردم نسبت به عملکرد پلیس افزایش پیدا کند، با این روش اگر امروز پلیس قاچاقچی را دستگیر کند و او فردا آزاد شود مردم خیال می‌کنند پلیس پول گرفته و او را آزاد کرده است. آنها نمی‌دانند که ما فقط در شهر تهران به طور میانگین روزانه 350 ـ 300 نفر خرده‌فروش دستگیر می‌کنیم و به مراجع قضایی می‌بریم. در بقیه استان تهران هم تقریبا حدود 100 نفر دستگیر و به مراجع قضایی فرستاده می‌شوند. مردم نمی‌خواهند خرده‌فروش‌ها را پس از دستگیری مجددا در شهر ببینند و توان پلیس امروز آنقدر بالاست که می‌تواند ظرف 24 الی 48 ساعت تمام آنها را جمع‌آوری کند.

البته برخی منتقدان معتقدند دستگیری خرده‌فروش‌ها مضراتی هم دارد.

بله. وقتی ما خرده‌فروش را جمع می‌کنیم چون بازار تقاضا وجوددارد یک نفر دیگر جای او را می‌گیرد، اما قیمت مواد هم بیشتر می‌شود چون کار پرخطرتر شده است. کار اساسی که ما باید در حوزه مبارزه با مواد مخدر انجام دهیم قطع ارتباط مصرف‌کننده با مواد است. یعنی مصرف‌کننده معتاد ما باید به طرف درمان گرایش پیدا کند. اگر این یک میلیون و 200 هزار نفر معتادی که در کشور داریم هر روز صبح از مراکز درمانی دارو بگیرند دیگر به خرده‌فروش نیازی نیست، اما اگر معتاد وجود داشته باشد و ما فقط خرده‌فروش‌ها را جمع کنیم و به زندان ببریم، فقط قیمت مواد افزایش پیدا می‌کند. تنها راه اساسی مبارزه با مواد مخدر با توجه به پژوهش‌های کارشناسی که در این زمینه در کشور انجام شده است، مبارزه متوازن در همه زمینه‌ها است یعنی باید نگاهی چندوجهی به مقوله اعتیاد داشته باشیم و به بحث‌های مربوط به درمان و پیشگیری و قطع ارتباط معتاد با قاچاقچیان یکسان توجهی کنیم. سال‌ها پیش ما دائما معتادان را دستگیر می‌کردیم و به زندان و شورآباد و جزیره می‌بردیم و ترکشان می‌دادیم، اما آنها وقتی آزاد می‌شدند حتی پیش از آن که به خانه سر بزنند، سراغ موادفروش‌ها می‌رفتند تا مواد مخدر بخرند و مصرف کنند. این تجربیات باعث شد به نتیجه برسیم که باید رابطه معتاد و موادفروش را کاملا قطع کنیم و دور معتاد دیواری درمانی بکشیم. یعنی به جای این که صبح از موادفروش مواد بخرند، به داروخانه و پزشک مراجعه کنند تا اوپیوم، اوپومرفین و متادون بگیرند. با این روش وقتی پلیس خرده‌فروش‌ها را جمع می‌کند دیگر تقاضایی برای مواد وجود ندارد تا خرده‌فروش تازه‌ای جای قبلی را بگیرد. در غیر این صورت حتی اگر شما تمام خرده‌فروش‌ها را هم جمع کنیم چون هنوز تقاضا وجود دارد فقط قاچاق مواد، پنهانی‌تر و حرفه‌ای تر می‌شود و قیمت مواد افزایش پیدا می‌کند.

چرا پلیس بیشتر خرده‌فروش‌ها را می‌گیرد، اما کمتر خبری از دستگیری عمده‌فروش‌ها به گوش می‌رسد.

شدت عمل ما در مواجهه با عمده‌فروش‌ها کم است. یکی دیگر از معضلاتی که ما در مبارزه با قاچاقچیان بزرگ داشتیم رای باز و مرخصی بود و ما بشدت تلاش کردیم جلویش را بگیریم. این نوع قاچاقچیان همچنین سعی می‌کنند در ردیف‌های عفو قرار بگیرند. برای مثال کسی که به خاطر حمل 1000 کیلو تریاک حکم اعدام دارد آنقدر در زندان می‌ماند که به خاطر رفتار خوب حکمش از اعدام به حبس ابد، تقلیل می‌یابد. حکم حبس ابد او هم بار دیگر عفو می‌خورد و به 15 سال حبس و سپس به 5‌/‌7 سال زندان کاهش می‌یابد و او آزاد می‌شود. خواسته ما این است که شدت برخورد با قاچاقچیان‌ در جامعه بازدارندگی ایجاد کند، نه این که قاچاقچی خیال کند در صورت انجام بزه حکم اعدامش به 7سال حبس کاهش پیدا می‌کند. متاسفانه برخی وکلا هم به طمع حق‌الوکاله‌های میلیاردی سعی می‌کنند با استفاده از خلاهای قانونی و اطلاعاتی که از قانون دارند قاچاقچیان بزرگ را که آینده‌ مردم را از بین می‌برند از چنگال عدالت نجات دهند.

نظرتان چیست که قاچاق مواد مخدر در دادگاه‌های ویژه و به شکل جداگانه بررسی شود؟

نبود دادگاه‌های حرفه‌ای هم یکی از نقص‌های مبارزه با قاچاق مواد مخدر است که شرایط فرار قاچاقچیان را از مجازاتی که شایسته‌اش هستند فراهم کرده است. بزرگ‌ترین ضعف ما در برخورد با قاچاقچیان، نبود دادگاه و دادسرای تخصصی است. ما در کشورمان دادسرای ویژه رسیدگی به جرایم دارویی، مبارزه با مفاسد اجتماعی، مبارزه با قاچاق کالا و جرایم اقتصادی داریم. آیا معضل مواد مخدر کمتر از اینهاست؟ در سال 1385 یکی از بندهای سیاست‌ها که تصویب شد تشکیل دادگاه‌های تخصصی و پلیس تخصصی بود. هم‌‌اکنون پلیس تخصصی تشکیل شده است، اما به دادسرای ویژه مبارزه با مواد مخدر هم نیاز داریم.

مواد مخدر ورودی به کشور از نظر فراوانی چه ترتیبی دارند؟

بیشترین ماده مخدری که از مرزهای کشور وارد می‌شود تریاک است. پس از آن هروئین، مرفین، کراک و حشیش است، البته آمپول‌های مرفینی به نام نورجیزک و تمجیزک هم به میزان کمتر از پاکستان می‌آیند.

آیا همه این مواد در کشورمان مشتری دارند؟

معتادان ایرانی مرفین استفاده نمی‌کنند. این ماده از مرزها می‌گذرد، اما مواد دیگری که نام بردم، هم مصرف داخلی دارند و هم به خارج از کشور منتقل می‌شوند، البته کراک فقط در ایران مصرف می‌شود و به خارج از کشور نمی‌رود.

آیا همه این مواد از مرزهای شرقی می‌آیند؟

آمپول‌های مرفین گاهی از مرزهای جنوبی هم می‌آیند، اما بقیه از مرزهای زمینی شرقی می‌آیند.

شما هم اعتقاد دارید این تناژهای بالای مواد مخدر به شیوه نفربر از مرزها می‌آیند؟

خیر، من نظر رسمی پلیس را می‌گویم. این مواد در جنوب سیستان و بلوچستان که انسداد مرز کامل نیست به وسیله خودرو می‌آیند.

چه خودروهایی؟

وانت دوکابین.

کامیون چطور؟

خیر، کامیون اصلا نمی‌تواند بیاید.

سالانه چه میزان مواد مخدر وارد کشور می‌شود و پلیس چند درصد را کشف می‌کند؟

اصلا نمی‌توان این میزان را تخمین زد و هنوز سازمان ملل هم نتوانسته آماری به دست آورد.

بین خبرنگاران، عکاسان،‌ پزشکان و... رشوه‌گیرهایی وجود دارند. چرا وقتی بحث به آنجا می‌رسد که ممکن است بین پلیس‌ها هم نیروهای فاسد وجود داشته باشند، معمولا مقامات پلیس دلخور می‌شوند. در حالی که این پدیده با توجه به تناژ بالای مواد مخدر ورودی به کشور بعید به نظر نمی‌رسد. شاید پلیسی در منطقه مرزی... .

شما باید مرز را ببینید. در جنوب سیستان و بلوچستان فاصله 2 پاسگاه 15 کیلومتر بیابان یا کوهستان است. ما اصلا برای برخی پاسگاهایمان جاده نداریم. مرز یک طناب نیست که ما آن را نگه داریم و بگوییم هر کس رد می‌شود باید حق حساب بدهد! البته من حرف شما را رد نمی‌کنم و تخلف در هر سازمانی ممکن است وجود داشته باشد، اما در پلیس ابزاری به نام حفاظت اطلاعات و بازرسی داریم. در هر پاسگاهی یک نفر از عوامل حفاظت ـ ‌اطلاعات نیز حضور دارد و وظیفه‌اش مراقبت از نیروهاست. در ضمن فاصله 15 کیلومتر میان 2 پاسگاه کم نیست. قاچاقچیان در شب براحتی می‌توانند رفت و آمد کنند. ما هم در شب سرباز وظیفه را وسط بیابان نمی‌فرستیم که کشته شود. سربازها شب‌ها به پاسگاه‌ها می‌آیند و دوباره صبح به محل نگهبانی می‌روند، اما وقتی انسداد مرز کامل شود و در مرز کانال بزنیم و‌ از تجهیزات مدرن الکترونیکی استفاده کنیم قاچاقچی‌ها شب‌ها هم نمی‌توانند وارد کشور شوند.

از مرزهای شمالی ایران چه نوع ماده مخدری وارد می‌شود؟

از آن طرف هیچ‌گونه مواد مخدری نمی‌آید.

اما مصرف شیشه در شمال بشدت رایج شده است.

رابطه شمال کشور با تهران مثل رابطه کرج و تهران است. همین حالا اگر شمال بروید همه ویلاها خالی است، اما پنجشنبه و جمعه همه پر می‌شوند. در هر 24 ساعت حدود 300 هزار ماشین از جاده شمال عبور می‌کنند و این مسافران از نقاط مختلف کشور هستند.

گفتید منبع ورود مواد مخدر سنتی از مرزهای شرقی است. مواد مخدر صنعتی چطور؟

بخشی از مواد مخدر صنعتی از طریق بار مسافران پروازی وارد می‌شود.

معمولا کدام مواد مخدر صنعتی به این شیوه قاچاق می‌شوند؟

شیشه و قرص‌های اکستازی. هیچ کجای دنیا چنین تکنولوژی‌ای را ندارند. البته مقداری از قرص‌های اکستازی و شیشه به شیوه زمینی هم از مرزهای غربی کشور می‌آ‌یند و مقداری هم در آشپزخانه‌های خانگی در ایران تولید و مصرف می‌شوند.

از مرزهای جنوبی چه نوع مخدری وارد کشور می‌شود؟

آمپول‌های مرفین و شیشه.

پس چرا کشفیات حشیش در این مرزها افزایش پیدا کرده است؟

امروزه کشورهای عربی حوزه خلیج فارس به بازارهای بزرگ مصرف حشیش‌ تبدیل شده‌اند. اکثر کشورهای حوزه خلیج فارس به شکلی جدی درگیر حشیش‌ و مواد روانگردان هستند. کشفیات ما در دریا هم نشان می‌دهد محموله‌های بسیار عظیم حشیش از طریق دریا جابه‌جا می‌شوند و مرزهای آبی ما به مسیر قاچاق حشیش تبدیل شده است.

با این اوصاف ایران نه‌تنها سددفاعی کشورهای اروپایی در برابر ترانزیت مواد مخدر شده‌ایم، بلکه سددفاعی کشورهای عربی هم محسوب می‌شویم.

دقیقا.

کشورهای عربی به شما چقدر کمک می‌کنند؟

آنها هیچ کمکی نمی‌­کنند.

با توجه به گفته‌های شما مرزهای ما از جنوب شرق و غرب تهدید می‌شوند. آیا امکانات پلیس ایران را برای مبارزه با مواد مخدر کافی می‌دانید؟

امکانات ما برای مبارزه با مواد مخدر به هیچ‌وجه کافی نیست. ما نیاز به دستگاه‌های مخصوص تشخیص مواد مخدر و سگ‌های موادیاب داریم، اما کشورهای غربی این امکانات را از ما دریغ می‌کنند. با این حال پلیس ایران بیشترین میزان کشفیات را در جهان دارد و به سپردفاعی کشورهای اروپایی و عربی تبدیل شده است.

مریم یوشی‌زاده 
گروه جامعه

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها