در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اعتیاد به دیرخوابیدن
1 ـ ما نسلی هستیم که بیشترمان اعتیاد به دیر خوابیدن و دیر بیدار شدن داریم. ساعت 3 یا 4 صبح تازه میخزیم توی رختخواب و ساعت 12 ظهر به زور از خواب بیدار میشویم. آیا برای دیر خوابیدن دلیل خاصی داریم؟ نداریم. نشستهایم و داریم به در و دیوار نگاه میکنیم بدون این که کار مفیدی انجام دهیم و از خواب خود میزنیم. بهانهمان این است که زودتر از ساعت 3 و 4 صبح خوابمان نمیبرد، اما غافل هستیم از این که میتوانیم بدنمان را به زود خوابیدن عادت دهیم. انگار ما بنده بدن خود هستیم. در حالی که میتوانیم با درست فکر کردن و رفتار درست بر آن فرمانروایی کنیم.
زود خوابیدن علاوه براین که باعث میشود بدن ما به آن میزان خوابی که احتیاج دارد دست پیدا کند، باعث میشود صبح خیلی سرحال و امیدوار از خواب بیدار شویم. کافی است امتحان کنید. ساعت 11 یا 12 به رختخواب بروید و ساعت 7 یا 8 صبح بیدار شوید و ببینید که چقدر نیرو و انرژی دارید. این گفتهای است که مطالعات علمی هم آن را تایید میکنند.
احتمال دچار شدن به افسردگی در میان نوجوانانی که بعد از نیمه شب میخوابند 24 درصد بیشتر از نوجوانانی است که قبل از ساعت 10 شب خود را برای خوابیدن آماده میکنند.
نتیجه این مطالعات که در نشریه Sleep انتشار یافته، نشان میدهد در میان کسانی که کمتر از 5 ساعت در شبانه روز میخوابند، احتمال دچار شدن به افسردگی 71 درصد بیشتر از کسانی است که مدت 8 ساعت در شبانه روز میخوابند.
این مطالعات توسط پژوهشگران دانشکده پزشکی دانشگاه کلمبیا در نیویورک صورت گرفته و در آن اطلاعات مربوط به 15 هزار و 500 نوجوان در دهه 1990 بررسی شده است.
ساعات خوابی که برای این گروه سنی مناسب تشخیص داده میشود، 9 ساعت است. حالا ما به شما ارفاق میکنیم و همان 8 ساعت هم قبول است. بعضیها میگویند بدن ما به 4 ساعت خواب بیشتر احتیاج ندارد در حالی که خودتان بهتر میدانید این حرفها بهانهگیری است به خاطر این که شما نمیخواهید قبول کنید معتاد به دیر خوابیدن هستید.
برای چه اینقدر دور و برمان آدم افسرده، شاکی و آدمی که از هیچ چیز راضی نیست وجود دارد؟ فقط که مشکلات روحی و بیماریهای روحی نیست. اگر ندانیم با جسم خود چطور رفتار کنیم، روحمان هم آسیب میبیند. خواب با کیفیت خوب میتواند عاملی برای جلوگیری از بیماری افسردگی و هم معالجه این بیماری باشد.
اعتیاد به تلویزیون
ساعتها جلوی تلویزیون روشن مینشینیم و کنترل به دست میگیریم و از این شبکه به آن شبکه سفر میکنیم. هر برنامهای که داشته باشد میبینیم. از راز بقا گرفته تا تفسیر سیاسی روز و گزارش ورزشی و سریال و آشپزی و... هیچ برنامهای را از دست نمیدهیم. چشممان درد میگیرد، گردنمان خسته میشود اما دستبردار نیستیم. میبینیم تلویزیون را که خاموش کنیم هیچ کاری برای انجام دادن نداریم. تلویزیون که برای چند ساعت از زندگیمان حذف شود خسته و بیحوصله و افسرده میشویم. این نشانههای یک اعتیاد دیگر است؛ اعتیادی که باعث شده با دیگران حرف نزنیم، کتاب نخوانیم، پیادهروی و ورزش نکنیم. بعضیها حتی غذایشان را هم جلوی تلویزیون میخورند. وقتی مهمان میآید حواسشان همهاش به تلویزیون است تا حرف زدن با مهمان.
یک بار وقت بگیرید که چقدر در روز را صرف دیدن تلویزیون میکنید و اگر به بیشتر از 5ساعت در روز رسید، بدانید که خیلی معتادید! دیدن بیشتر از 3 ساعت تلویزیون در روز یعنی اعتیاد، حال آن که من بعضی از جوانهایی را سراغ دارم که نزدیک 8 ساعت و بیشتر وقتشان را صرف دیدن تلویزیون میکنند، اگرچه با همهگیر شدن اینترنت این اعتیاد از تلویزیون به رایانهها منتقل شده است. بررسیها نشان میدهد معتادان به تلویزیون احساس گناه میکنند. مثلا خودتان میدانید که چقدر زیاد دارید تلویزیون نگاه میکنید، اما مثل این که چارهای ندارید و گویی شما را دوختهاند به زمین جلوی تلویزیون.
اشخاص به 4 دلیل پای تلویزیون مینشینند: میل به فرار از احساس ملامت از شرایط زندگی روزانه، میل به داشتن موضوعی برای صحبت با دیگران، میل به دیدن اشخاص و مناظری در تلویزیون برای مقایسه شرایط خود با آنها و در جریان حوادث دنیا قرار گرفتن.
یکی از نکات جالب در ارتباط با تلویزیون این است که همه چیز را کوچکتر به نمایش میگذارد. تمام اشیا و اشخاصی که در تلویزیون تماشا میکنیم از اندازه واقعیشان کوچکتر هستند. به عبارتی این موضوع درباره همه اعتیادها صدق میکند. رفتارهای اعتیادی تجربه ما را از زندگی کاهش میدهند.
اعتیاد به تلفن
ساعتها گوشی تلفن چسبیده به گوشتان است. گوشتان داغ کرده و دستتان درد گرفته اما همچنان دارید حرف میزنید. مادر هی میآید میگوید بیا شامت رو بخور یخ کرد، برادر میگوید با تلفن کار دارم، چقدر حرف میزنی و پدر میگوید چرا نمیگیری بخوابی؟ اما شما گوشتان بدهکار نیست. از زمین و زمان، از گذشته و حال و آینده حرف میزنید، سکوتهای طولانی میکنید، خمیازه میکشید اما دستبردار نیستید. اگر با تلفن در حال صحبت نباشید، میبینید که مدام دارید برای این و آن پیام کوتاه میفرستید. مدام این موبایل دستتان است و یک لحظه از شما دور نمیشود.
عمدهترین تفاوت موجود در این نوع اعتیاد و اعتیاد به الکل یا مواد مخدر این است که تلفن همراه ظاهرا هیچ تاثیر مخربی روی ساختار فیزیکی اشخاص ندارد و تنها تاثیرات روانی آنهاست که برجای میماند.
اعتیاد به تلفن همراه هم خطرناک است. اصلا هر چیزی که اندازه مصرفش در زندگی زیاد شود، خطرناک است، اما چون این خطر برای شما ملموس نیست به آسانی از کنار آن میگذرید. خود را میسپارید به دست اشیا تا آنها برایتان تصمیم بگیرند. استفاده زیاد از تلفن همراه میتواند روی وضعیت روانی شما تاثیر بگذارد، اما از آنجا که این اعتیاد هیچ گونه علائم و نشانه فیزیکی ندارد، بنابراین اختلالاتی که به وجود میآورند مشهود نیستند. خودتان زمان بگیرید و ببینید در روز چقدر از تلفن ثابت یا تلفن همراه استفاده میکنید. ببینید اگر یک روز کمتر از تلفن همراه استفاده کنید چقدر کلافه و سردرگم هستید. این کلافگی ناشی از همان اعتیادی است که به این وسیله پیدا کردهاید.
بسیاری از شما اگر موردی پیش بیاید که کسی جواب تلفن تان را ندهد یا جوابی به پیغامی که برایش فرستادهاید ندهد، خیلی افسرده و غمگین میشوید. نمیگویید همه که مثل شما به تلفن اعتیاد ندارند شاید دستشان بند است.
معتادان به تلفن همراه فعالیتها و کارهای بسیار مهمی را نادیده میگیرند و حتی از دوستان نزدیک و اعضای خانواده خود هم فاصله میگیرند و هنگامی که تلفن همراه با آنان نباشد، مدام به آن فکر میکنند.
اعتیاد به تلفن باعث میشود از رو در رو شدن با آدمها بترسید و تماس تلفنی را به دیدار حضوری ترجیح دهید. کمکم اعتماد به نفستان را از دست میدهید و در برقراری روابط اجتماعی دچار مشکل خواهید شد.
یک دقیقه نمیتوانید گوشی خود را خاموش نگه دارید. اگر گوشی از دسترس خارج شود و در نقاطی آنتن ندهد مثل مرغ سرکنده میشوید. اگر از تلفن همراه خود به هر دلیلی جدا شوید، خود را غمگین و افسرده مییابید.
البته یک دلیل منطقی وخوب برای استفاده از تلفن همراه میتواند برای نوجوانان یک فاکتور مثبت هم محسوب شود، چراکه باعث میشود این افراد دوستان را در کنار خود حس کنند و مطمئن شوند که از جانب آنان حمایت میشوند. اما در ازای این احساس کاذب چه چیزهایی را از دست خواهید داد؟
اعتیاد به بازی
کلی پرونده برای بررسی روی میز مانده، کلی کتاب نخوانده روی هم تلنبار شده، ساعت امتحان فردا هی نزدیک و نزدیکتر میشود، رسیدن به قراری که با دوستمان توی خیابان گذاشتهایم دیرتر و دیرتر میشود ولی ما نشستهایم پای رایانه و بازی میکنیم. به بازی اعتیاد داریم و به ما آرامش میدهد و خارج از دنیای بازی، نگرانی و تشویش برایمان دارد.
حتما دیدهاید کودکان و نوجوانانی را که تمام روز را پای بازیهای رایانهای یا اینترنت مینشینند یا به طور دائم با گوشیهای موبایل بازی میکنند و حتی یک ساعت هم آنها را کنار نمیگذارند. این یک رفتار و عادت غیر عادی به نام «اعتیاد به فناوری» است که اگر بموقع جلوی آن گرفته نشود، تبدیل به یک ناهنجاری روحی در این افراد نوجوان و کم سن و سال میشود.
در شهر لندن انگلستان بتازگی برای کمک به بچههایی که بیش از حد به بازیهای رایانهای عادت کردهاند، یک «مرکز ترک اعتیاد به فناوری» به اسم بیمارستان کاپیو نایتینگل تاسیس شده است که به طور تمام وقت راهنماییهای تلفنی نیز ارائه میکند. والدین این بچهها درباره اینکه چطور باید با آنها رفتار کنند که کمکم این عادت آنها از بین برود، از این مرکز مشاوره و کمک میگیرند.
براساس تحقیقات، نداشتن اعتماد به نفس یکی از دلایل مهمی است که باعث میشود آدمها به سمت استفاده بیمارگونه از بازیهای رایانهای بروند و بیشتر ساعتهای روز و شب را به این نحو بگذرانند. انجام این فعالیتهای اجتماعی و گروهی باعث میشود که این نوجوانان متوجه وابستگی خودشان به بازیهای رایانهای، شبکههای گروهی، فیسبوک و گوشیهای موبایلشان بشوند و کمکم یاد بگیرند که چگونه بتوانند خودشان و شرایط را کنترل کنند و موقعی که وقتش شد، سیستم را خاموش کنند.
شاید در خبرهای چند ماه پیش خوانده باشید که یک نوجوان سوئیسی به دلیل اعتیاد به بازیهای رایانهای دچار نوعی عفونت و مجبور شد به مدت 10 روز از رایانه جدا شود. این دختر 12ساله پس از آن که یک ماه ضایعات دردناک کف دست خود را تحمل کرد، ناچار شد به پزشک مراجعه کند. پس از انجام آزمایشهای پیچیده توسط پروفسور وینسنت پیگت که استاد دانشگاه ژنو است، مشخص شد این دختر از نوعی عفونت در کف دستش رنج میبرد. پروفسور بعد از مدتی متوجه شد، این بیمار ساعات زیادی از روز را به بازی با رایانه اختصاص میداده و در اصل به پلی استیشن اعتیاد داشته و این مساله را از والدینش مخفی کرده است. دکتر پیگت و گروهش نتیجهگیری کردند که فشار وارد آمده به دستها روی کنسول بازی پلیاستیشن و لمس مکرر دکمههای آن باعث ایجاد آسیبهای پوستی جزئی شده بود که عرق آن را بدتر کرده است.
اعتیاد به خوردن
همیشه باید در حال جویدن و نوشیدن چیزی باشید. بدون غذا و تنقلات و هله هوله در کنارتان احساس میکنید چیزی کم یا گمکردهای دارید. ربطی ندارد به اینکه چاق باشید یا لاغر، زیاد کار کنید و زیاد انرژی مصرف کنید یا کم، شما اعتیاد به خوردن دارید. فیلم «هیچ» را دیدهاید. قهرمان این فیلم هم اعتیاد به خوردن از نوع مزمن داشت و اعتیادش تبدیل به بیماری شده بود. آدم هم از کمخوری مریض میشود و هم از پرخوری.
پژوهشگران مغز انسان را اسکن کردهاند و فهمیدهاند مکانیزم گرایش به پرخوری در مغز مثل اعتیاد به مواد مخدر است.
اسکن مغز افراد پرخور، نشان داده بخشی در مغز که سیری را کنترل میکند، همان قسمتی است که میل به مواد مخدر در معتادان را برمیانگیزد.
اعتیاد غذایی در شکلها و انواع مختلف وجود دارد که میتواند به چاقی بیش از حد، دیابت، جوع و دیگر بیماریهای خطرناک منجر شود.
بعضی از انواع مواد غذایی اعتیادآور، کافئین (چای و قهوه)، شکر و شکلات هستند. علائم معتادان غذایی میل زیاد برای غذایی بخصوص، گرسنه شدن بعد از مصرف بعضی غذاها، گوشهگیری، اضطراب، کج خلقی و بداخلاقی هنگام گرسنگی، سوءتغذیه به مدتی طولانی، افزایش وزن و خستگی است.
حالا این اعتیاد به خوردن هم انواع مختلف دارد. خیلی از ما اعتیاد به خوردن چای فراوان داریم. برما مسلم شده که خوردن چای بلافاصله بعد از غذا مضر است و باعث از بین رفتن آهن غذا میشود، اما گوشمان بدهکار نیست. اعتیاد به خوردن چیزهای ترش، گوشت، تخمه و... هم از انواع اعتیاد به خوردن است.
اعتیاد به کار
فکر میکنیم هر چقدر بیشتر کار کنیم، یعنی احساس وظیفه و مسوولیت بیشتری میکنیم و وجدانمان آسوده است. اطرافیان هم از ما به عنوان یک جوان موفق که فکر و ذکرش کار است، نام میبرند. اعتیادی که همه ما را تشویق به غرق شدن در آن میکند. کار کردن زیاد هم اعتیادآور است. این نوع از اعتیاد به نظر مثبت است اما عوارض آن موجب مضرات زیادی بر جسم و روح ما میشود. علائم هفتگانه اعتیاد به کار عبارتند از: مشغول بودن به کار به طور دائم، قائل شدن مقررات بیشتر ازاندازه برای خود و دیگران، دقت در بیعیب بودن کار، مشکل داشتن در روابط اجتماعی، آرامشناپذیری، کم تحملی و بیتوجهی به نیازهای جسمی و احساسی خود. مثل همه معتادان این افراد ساعات گرفتاری خود را کمتر از آنچه هست، بیان میکنند و تمامی ساعاتی که در منزل و روزهای تعطیل به کار مشغولند نادیده میگیرند.
در عین حال این افراد به نیاز همسر و فرزندان خود بیتوجه بوده و اعتراض آنان را نشانه بهانهگیری و پرتوقعی میدانند.
افسردگی، تحریف واقعیت و کاهش اعتماد به نفس از جمله علائم این نوع رفتار اعتیادی است.
در مراحل خطرناک بیماران نسبت به سلامت خود بیتوجه شده، نیازهای روحی وجسمانی خود را نادیده گرفته ودرخطر ابتلابه بیماریهای گوناگون قرار میگیرند.
مشکل این است که این افراد اعتقاد دارند اگر کار نکنند، دنیا بر سرشان خراب خواهد شد. آنها لزوما عاشق کار خود نیستند یا کوششی برای رسیدن به مدارج بالا از خود نشان نمیدهند. اگر شخصی تصور کند که خودش تنها کسی است که میتواند این کار بخصوص را انجام دهد، به احتمال زیاد یک معتاد به کار به شمار میآید.
راه چاره چیست؟
باید در خودتان کندوکاو کنید و ببینید در طول روز به چه چیزهایی عادت کردهاید و عادت به این چیزها طبیعی است یا بیش از حد معمول است. مثلا میزان استفاده شما از اینترنت یا میزان گوش سپردن به موسیقی یا فیلم دیدن چقدر است. اگر میبینید از کارهای دیگر میزنید و وقت خود را فقط صرف این کارها میکنید، بدانید که اعتیاد دارید. بعد باید انگیزه در خود ایجاد کنید که آن عادت را از بین ببرید. برنامهریزی کنید و راههایی بیابید که کمکم از این عادتها دور شوید. قبل از آن باید بفهمید چرا دچار چنین اعتیادی شدهاید و سعی کنید علتها را در خود دریابید. خوشحال باشید از اینکه دارید عوض میشوید و میتوانید چیزهای خوبی را جایگزین کنید. حالا شما کلی وقت دارید که میتوانید صرف کارها و فعالیتهای بهتر کنید. مثلا اگر میبینید چند ساعت است که پشت رایانه نشستهاید و از جایتان تکان نمیخورید، آن را خاموش کنید و برای پیادهروی بیرون بروید. یعنی برنامههای جایگزین تعیین کنید که وقت شما را بگیرند و از بیکاری وسوسه نشوید که دوباره سراغ چیزی بروید که به آن اعتیاد دارید. قبل از هر چیز باید احساس مسوولیت کنید و به خودتان تلقین نکنید که هر وقت بخواهید، میتوانید از این اعتیاد دست بردارید. بهانه دست خود ندهید.
سیما دهقان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: