در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
همه اینها جملاتی است که از ذهن پویای یک گرافیست در اهمیت خط و کاربرد آن در زندگی امروز حکایت دارد. در همین راستا چند سالی است که مفهومی جدید به هنر دنیا اضافه شده است. تایپوگرافی یا خط نگاری، هنری است که ضرورت بالای توجه به خط را به ما گوشزد میکند.
این روزها نمایشگاههای متعددی با محوریت تایپوگرافی در کشور برگزار میشود که مهمترین آنها را میتوان در نمایشگاه تایپوگرافی اسماءالحسنی و نمایشگاه بسمالله خلاصه کرد که این روزها در خانه هنرمندان ایران و پردیس پارک ملت برپاست.
اما برگزاری این نمایشگاهها نیز مخالفان و موافقان خود را دارد تا موضوع تایپوگرافی آن هم به شیوه ایرانی کماکان مورد بحث محافل هنری باشد.
این یک واقعیت است که تایپوگرافی یک هنر کاملا وارداتی است. هنری که هنرمندان گرافیست کشورمان آن را به هنر امروزی خودمان مثلا در حوزه خوشنویسی نزدیک کردند.
در برخی تعاریف از تایپوگرافی به عنوان تکنیکی در گرافیک یاد میشود که پس از اختراع صنعت چاپ برای خواناترشدن و در عین حال تلطیف کلمات سربی به کار گرفته شد. در این تکنیک برای از بینرفتن خشکی کلمات، حرکات حروف کمی تغییر جزئی میکرد تا در عین خوانابودن وجه تبلیغاتی نیز داشته باشد.
تاکید بر وجه تبلیغاتی آثاری که در حوزه تایپوگرافی خلق میشوند بحث مهمی است که حتی ممکن است باعث شود یک اثر در حوزه تایپوگرافی قرار نگیرد ؟
قباد شیوا، استاد گرافیست کشورمان از ریشه با این موضوع مخالف است.
او معتقد است که تایپوگرافی اصلا در ایران آنگونه که در دنیا تعریف میشود به وجود نیامده است تا بررسی شود. وی میگوید که چند سال پیشتر هم این موضوع را در موزه هنرهای معاصر تهران مطرح کرده اما در آن زمان نیز با واکنشهای مختلفی روبهرو شده است.
او از تایپوگرافی ایرانی با اصطلاح هنر کج و معوجکردن غیر اصولی حروف ایرانی یاد میکند. به عقیده شیوا، نمایشگاههایی که این روزها برگزار میشود کمتر در حوزه تایپوگرافی قرار میگیرد.
او برای این مثال به نمایشگاه بزرگ تایپوگرافی «بسمالله» اشاره میکند و معتقد است این نمایشگاه هرگز نمیتواند نمایشگاه خوبی در حوزه گرافیک و تایپوگرافی باشد. شیوا میگوید: «در نگارش ترکیب «بسمالله» هیچ نمایش هنری زیباتر از خوشنویسی به سبک نستعلیق نیست. حال چگونه است که به خودمان اجازه میدهیم این کلمه محترم و مبارک را به شیوههای مختلف در این نمایشگاه به نگارش درآوریم که این موضوع اصلا کار مناسبی در این زمینه نیست.» او کاربرد تایپوگرافی را فقط در حوزه حروف چاپی میداند و میگوید: «اصلا لغت چاپ تا قبل از ابداع صنعت چاپ به وجود نیامده بود.» به گفته شیوا، لغت تایپ تا پیش از این اختراع در فهرست لغات لاتین نبود و بعد از اختراعی که گوتنبرگ در زمینه چاپ داشت آنها حروف آلفابتا را تغییر دادند تا سیستمی که گوتنبرگ به وجود آورده بود کاربردی شود.
این استاد گرافیست، معتقد است لغت تایپوگرافیک با کارکردی خاص به وجود آمد اما بعدها با ورودش به کشورهای مختلف از جمله ایران دچار تغییراتی شد که در برخی موارد باعث فراموشی اصل موضوع هم شد.
یکی از مواردی که در تایپوگرافی به سبک ایرانی همیشه مورد مباحثه و مجادله هنرمندان و منتقدان بوده، خوانا نبودن حروف در آثار خلق شده در این حوزه است. یعنی هنرمند کلمهای را طوری مینگارد که به سختی خوانده شود. این در حالی است که اصولا تایپوگرافی با هدف بهتر خوانده شدن در دنیای غرب به وجود آمد.
قباد شیوا در پاسخ به این پرسش که خوانا بودن حروف به چه میزان در خلق یک اثر تایپوگرافی موثر است، میگوید: هرجا نوشتهای به نگارش درمیآید، برای خواندن نگاشته شده. نوشتهای که نشود آن را خواند به چه دردی نمیخورد. این موضوع مهمی است که در آن مرز نقاشی خط را با تایپوگرافی مشخص میکند.
در واقع هنرمند نقاش بزرگی مانند حسین زندهرودی از خط به مثابه عنصری برای زیبایی استفاده کرد، اما در تایپوگرافی خط و حروف به مثابه عنصری برای بهتر خوانده شدن به کار گرفته میشوند.
او حرفهایش را با یک مثال تکمیل میکند و میگوید: چندی است نرم افزاری با نام چلیپا از سوی کشورهای غربی وارد بازار ایران شده که در واقع نرمافزار کالیوگرافیک است. غربیها در واقع خواستهاند تا شبه خطاطی را وارد بازار کنند، اما ما در ایران آن را به عنوان خطاطی به کار میبندیم.
موضوعی که شیوا به آن اشاره میکند، موضوع مهمی است که گهگاه در نمایشگاههایی از این دست به فراموشی سپرده میشود.
اما علی وزیریان گرافیست کشورمان که چند سالی است مدیریت نمایشگاهی در این زمینه و با عنوان اسماء الحسنی را به عهده دارد حرفهایش شنیدنی است.
او معتقد است، نمایشگاهی که او هر ساله برپا میکند در واقع حروفنگاری است.
او میگوید: در اغلب نمایشگاههای گرافیکی با این موضوع به هر اثر گرافیکی که با بهرهگیری از حروف خلق شود، هنر تایپوگرافی میگویند اما در واقع آثار این نمایشگاهها صورتهای گوناگون دیگری از کاربرد حروف است.
او برای اینکه نمایشگاه خود را از این موضوع مجزا کند، میگوید: «از اولین دوره نمایشگاه پوسترهای اسماءالحسنی، از واژه حروفنگاری استفاده شده که معادل تایپوگرافی غربی نیست. در واقع این عنوانی است برای دور نشدن از مفهوم علمی و صحیح کاری که ما میخواستیم انجام دهیم.
برخی از هنرپژوهان معتقدند که تایپوگرافی، اثری گرافیکی است که حروف ساختار اصلی آن را تشکیل میدهد و از فونتهای موجود با دخل و تصرفاتی که در آنها برای کشف ویژگیهای بصری حروف انجام میشود، استفاده میکند. اما طراحی حروف به معنای آن است که الفبایی را طراحی کنیم که قابلیت تایپ در موقعیتهای گوناگون را داشته باشد.
در تایپوگرافی خوانا بودن مهم است؛ زیرا در زمینهای استفاده میشود که اطلاعرسانی وجه بارز آن است، ولی در خوشنویسی زیبایی در اولویت قرار دارد.
با آنکه پتانسیل حروف فارسی در مقابل حروف لاتین برای کار در حوزه تایپوگرافی پتانسیل بالایی است اما خوشنویسی هنر دیگری است و تایپوگرافی هنری دیگر. برخی حتی در این میان پا را فراتر میگذارند و نقاشیخط را به عنوان یکی از شاخههای تایپوگرافی به کار میبندند.
رضا عابدینی، گرافیست برجسته کشورمان در این زمینه معتقد است: برای کسانی که با منطق و فلسفه سر و کار دارند، میدانند که این کلمه برگرفته از یکی از نوشتههای ناتمام «فردریش نیچه» است. به نظر من این نوشته اولین نوشتهای است که دقیق و تاثیرگذار در زمان خودش نیمهتمام نوشته است. یک روابط بسیار پیچیده در این کتاب مطرح میشود که به موضوع تایپوگرافی هم مربوط است.
رضا عابدینی ادامه میدهد: «اگر قرار است تایپوگرافی را به صورت درست یاد بگیریم باید مسیر آن را درست مانند یک فرد غربی طی کنیم. هرگز از ابتدا سعی نکنیم چیزی را تغییر دهیم. کاری که خیلیها درصدد انجام آن هستند. بدون توجه به این نکته که در واقع مشابهسازی میکنند. با روش فقط یک کار شتابزدهای را مطرح میکنند. نیچه از کسانی است که مهمترین نقدها را راجع به غرب کرده است. در نتیجه برای منی که در بطن تمدن غربی زندگی نکردهام قابل دسترس است.»
این یک واقعیت است که اکنون تعریف مدرن از تایپوگرافی و تعریف سنتی از این هنر با هم تفاوتهای بسیاری پیدا کرده است. این موضوع از آنجا نشات میگیرد که اصولا جامعه جهانی با رشد هر روزه مفاهیم جدیدی را وارد زندگی، هنر و فرهنگ جوامع میکند. اما وقتی نام تایپوگرافی با ایران و هنر ایرانی همراه میشود برخی از منتقدین معتقدند که این هنر دچار نوعی استحاله و یا بهتر بگویم، نوعی ایرانیزهشدن در هنری جهانی روبهرو شده است. این ایرانیزهشدن تایپوگرافی شاید باعث بهوجود آمدن هنری جدید در این زمینه شود که برخی منتقدان معتقدند باید جلوی آن گرفته شود.
ایرانیان از دیرباز هنری به عنوان خوشنویسی را در سر سطر هنرهای خویش قرار میدادند. اما برخی از هنرمندان جوان این روزها از این هنر برای ایجاد ترکیبی جدید در هنر به نام تایپوگرافی به سبک ایرانی استفاده میکنند که اصلا مورد قبول هنر پژوهان نیست.
مهدی نورعلیشاهی / فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: