در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
چرا دولتها هنوز هم برای آموزش اسلحه بیشتر حاضرند پول بپردازند تا آموزش دانایی؟ و چرا در طول قرن بیستم، توان تخریبی آدمی 10 هزار برابر بیشتر از توان مهار بیماریها رشد یافت؟!
بد نیست بدانید که در یکی از گزارشهای توسعه انسانی سازمان ملل متحد که در آستانه هزاره سوم میلادی منتشر شد، آمده است: متأسفانه بسیاری از کشورهای جهان ـ از جمله همین پاکستان به همراه ممالک دیگری همچون تانزانیا، عراق، عربستان سعودی، سوریه، قطر، اردن، عمان و قبرس ـ با اینکه همگی در مناطق مستعد بیابانزایی واقع شده و عواقب آن را بخوبی لمس میکنند، لیکن بین 151 تا 1000 درصد بودجه آموزشی و بهداشتی خویش را برای ارتشهایشان هزینه کردهاند.
بدیهی است اگر در این مقایسه به جای بودجه آموزش و بهداشت، بودجه برنامههای محیط زیستی و مهار بیابانزایی منظور میشد، آنگاه تفاوت به دست آمده، بسیار فاحشتر و شرمآورتر مینمود.
براستی چرا در برخی کشورهای جهان باید شمار معلمان، یکششم تعداد سربازان باشد؟ یعنی آموزش اسلحه مهمتر از تعلیم دانایی است؟! یا چرا باید تعداد سربازان 27 برابر شمار پزشکان باشد؟ شما بگویید: عاقبت جهانی که برای گرفتن جان ساکنانش هزینه بیشتری متحمل میشود تا تربیت نیروهای حافظ جان، چه خواهد بود؟! عاقبت جهانی که مردمانش برای نواختن طبل جنگ، لحظهای را از دست نمیدهند، اما در دمیدن شیپور صلح، نفس کم میآورند، چه خواهد بود؛ مردمانی که به قول کوفی عنان: مهارت عجیبی در ساخت طاق نصرتهای جنگ از خود نشان میدهند، ولی در برپایی معبدهای صلح، بسیار ناشیانه عمل میکنند (سخنرانی کوفیعنان در مراسم اهدای جایزه صلح نوبل سال 2001).
چرا باید قدرت کشندگی سلاحهای انسانساخت در طول 100 سال اخیر یک میلیون برابر افزایش یابد، اما قدرت مهار بیماریها تنها 100 برابر اضافه شود؟
آیا سزاوار است در دنیایی که میانگین سرانه تولید زباله برخی از شهروندان شمالیاش (آمریکا) در سال به 125 تن میرسد، بیش از 1.5 میلیارد انسان در فقر مطلق به سر برده و اصولا چیزی برای خوردن نداشته باشند که بخواهند زبالهای تولید کنند و در عوض در آمریکا سالانه متجاوز از 300 هزار نفر به دلیل بیماریهای ناشی از پرخوری بمیرند؟ ـ دکتر دیوید ساچر، رئیس انجمن جراحان آمریکا (به نقل ازCNN) ـ آیا شایسته است هنگامی که هوشمندی نوع بشر در پی ابداع بعد سوم رایانهها و فراخوانی اصوات از گذشتههاست؛ به موازات چنین گشایشها و دستاوردهایی ، در حوزه دانش و افزایش تواناییهای آدمی در مواجهه با چالشهای پیشرو، خسارات حاصل از بلایای طبیعی در طول 30 سال گذشته، از جنبه ارزش مادی ، 4.1 برابر ، از جنبه شمار نفوس آسیبدیده 3.6 برابر و از جنبه تلفات انسانی 2.3 برابر فزونی یابد؟
چگونه است که از دوران فرا نوگرایی (پست مدرنیسم) و حتی مابعد فرانوگرایی سخن به میان میآید و ادعا میشود که به پایان پارهای از شاخههای علم نزدیک شدهایم؛ با این وجود، 40 سال پیش به طور متوسط فقرا 20 برابر فقیرتر از اغنیا بودند، اما اینک 45 برابر فقیرتر هستند؟! چگونه است که برای ساختن بمب اتم در سال 1945، حاضر بودیم 2 میلیارد دلار را هزینه کنیم، 4 سال وقت را اختصاص دهیم و 10 هزار دانشمند را به کار گماریم؛ اما برای ریشهکنی 2 بیماری بسیار کهنِ مالاریا و سل که در هزاره سوم کماکان سالانه جان 2.7 میلیون انسان بیگناه را میگیرند، هنوز دم از کمبود امکانات و اطلاعات میزنیم؟!
محمد درویش
وبلاگ مهار بیابانزایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: