چند فرهنگی‌ترین فیلم تاریخ سینما

ام. نایت شیامالان (که تلفظ درست اسم او «شاملان» است) در حرفه فیلمسازی از ابتدا روی فیلم‌های تریلر (پرهیجان) متمرکز شده است؛ تریلر‌هایی که اغلب عناصر فوق طبیعی در آنها وجود دارد و تقریبا همیشه احتمال رویارویی تماشاگر با «پایان پیچیده» (twist ending) در آنها هست.
کد خبر: ۳۴۶۷۶۹

ولی این فیلمساز این بار با ساخت فیلم «آخرین خم‌کننده هوا» (که اقتباس سینمایی او از یک سریال کارتونی پرطرفدار به نام «آواتار: آخرین خم‌کننده هوا» است) سرانجام در مسیری قرار گرفته است که در آن خبری از آدم‌های مرده و نشانه دایره‌های بزرگ توی مزارع نیست.

شیامالان در این گفتگو که از طریق تلفن انجام شده، درباره فیلم جدیدش، نحوه برخوردش با فشار‌های ناشی از گیشه و البته بحث انتخاب تعداد کافی بازیگران آسیایی در فیلمی که براساس یک کارتون آسیایی ساخته شده، صحبت می‌کند. شیامالان در مورد این موضوع آخر، دیدگاه‌های خیلی تند و تیزی دارد!

نیاز به گفتن ندارد که شما با ساخت فیلم «آخرین خم‌کننده هوا» مسیر تازه‌ای را در پیش گرفته‌اید و ساخت فیلم‌های تریلر (هیجان‌انگیز) را که مشخصه حرفه فیلمسازی‌تان تا به الان بود، کنار گذاشتید. چطور شد به این نتیجه رسیدید که این پروژه برای در پیش گرفتن یک مسیر تازه، مورد مناسبی بوده؟

این فکر که یک جور فیلم حماسی بسازم همیشه در ذهنم قل قل می‌کرده؛ یک داستان عظیم که معاصر نباشد و در طبقه ژانر تریلر قرار نگیرد. همه چیز هم به طور اتفاقی جور در آمد؛ دخترم کارتون اساطیری «خم‌کننده» را تماشا می‌کرد و به آن علاقه مند شد و بعد هم من به آن علاقه‌مند شدم و این حس به من دست داد که انگار یک نفر همه علاقه‌های من را برداشته و در یک فیلم گنجانده.

پس دخترتان در این تغییر مسیر کمی نقش داشته؟

بله، بله، خیلی زیاد.

شما تا چه حد به نقد‌های فیلم یا وضعیت گیشه توجه می‌کنید؟ این که فیلم‌تان تا چه حد سودآوری داشته باشد (مخصوصا در اواخر روز‌های اکران) به شما هیچ‌گونه فشار روانی وارد نمی‌کند؟

به طور کلی این دو موردی که شما گفتید تا الان برایم مشکلی ایجاد نکرده‌اند. هیچ وقت هم پیگیرشان نبوده‌ام. هر چه پیش آمد خوش آمد. من به شیوه فیلمسازی‌ام ایمان دارم؛ به یکپارچگی شیوه فیلمسازی‌ام ایمان دارم و امیدوارم در دراز مدت نتیجه بدهد. از طرف دیگر معتقدم چیز‌هایی که برای من جالب هستند، به‌طور کلی و در یک مقیاس وسیع‌تر برای مردم هم جالب هستند. البته این علاقه‌ها کلی‌اند و منظور من مورد خاصی نیست. این علاقه‌ها ـ بیگانگان فضایی، نیرو‌های فرا طبیعی، هر چیزی که فکرش را بکنید ـ معمولا برای بسیاری از مردم جالب هستند. هر آدمی با لحن خاص خودش حرف می‌زند؛ فیلمسازان واقعی هم برای خودشان یک لحن خاص دارند. بعضی وقت‌ها می‌بینید این لحن خاص مورد خوشایند یک عده خاص از تماشاگران قرار می‌گیرد. دوست ندارم پیگیر میزان علاقه‌مندی مخاطبان فیلم‌هایم باشم و اصلا هم این کار را بلد نیستم.

این که شما گفتید، درست! ولی موضوع این است که استودیو‌های فیلمسازی هم می‌خواهند فیلمی که برای آن پول خرج کرده‌اند، سودآور باشد. همه به سابقه کار یک فیلمساز نگاه می‌کنند و آن را تحلیل می‌کنند و می‌گویند مثلا فلان فیلمش فروش خیلی خوبی داشته ولی فیلم بعدی‌اش بخوبی آن یکی نفروخته. یعنی شما حتی اگر از علائق مخاطبان‌تان مطمئن باشید ولی این که بخواهید استودیویی را که مسوولانش احساس می‌کنند شما نمی‌توانید برایش آن‌طور که باید سودآوری داشته باشید، قانع کنید، می‌تواند به‌طور بالقوه به کار سختی تبدیل شود.

خب، بله، مطمئنا همین‌طور است. این موضوع برای من خیلی مهم است که استودیو‌ها سود کنند و این که هر فیلمی که رویش سرمایه‌گذاری می‌کنند برایشان سودآوری داشته باشد. چیزی که باعث شده از خلاقیت من محافظت شود در واقع همان سودآور بودن فیلم‌هایم بوده. در واقع به جز یک مورد، تمام فیلم‌هایم سودآور بوده‌اند. همین قضیه یک محافظ بسیار بزرگ برای خلاقیت من بوده که البته از جنبه مالی کار هم محافظت می‌کند. بنابراین در کار من یک چرخه سالم وجود دارد. همان‌طور که شما هم گفتید، این چرخه مطمئنا می‌تواند معکوس هم باشد.

پس خوشحالید که چنین اتفاقی در این مقطع از حرفه‌تان رخ نداده و این که هنوز می‌توانید تصمیم‌های خلاقانه مورد نظرتان را بگیرید و از حمایت مورد نیازتان هم برخوردار باشید بدون آن‌که مجبور شوید دست به مصالحه بزنید.

بله، من در این زمینه خیلی موفق بوده‌ام.

می‌دانم که تا الان بار‌ها با این سوال مواجه شده‌اید، ولی من هم می‌خواهم این سوال را از شما بپرسم، چون کلی ایمیل از طرفداران کارتون «آخرین خم‌کننده هوا» به من رسیده که ناراحتی خود را از نبود بازیگران آسیایی یا آسیایی ـ آمریکایی در فیلم شما ابراز کرده‌اند. شما در این مقطع چه پاسخی به این سوال می‌دهید؟ آیا توضیح بیشتری در این مورد دارید که بدهید؟

آنها گمراه شده‌اند.

بله...

آنها می‌دانند که من آسیایی هستم، مگر نه؟

به نظرم بله، می‌دانند.

و می‌دانند که «دو پاتل» و «عاصف مندیو» آسیایی هستند. آسیایی‌ها مالک این داستان و فرهنگ‌های موجود در آن نیستند. کلمه «آواتار» یک کلمه سانسکریت است، بنابراین همه فرهنگ‌ها در کنار هم قرار داده شده‌اند. چهره شخصیت‌های کارتونی بر اساس یک نژاد خاص طراحی نمی‌شود، و هرکس آزاد است هر تفسیری برای آن بیاورد؛ چهره شخصیت‌های کارتونی تمام نژاد‌ها را دربرمی‌گیرد و بنابراین هر کس می‌تواند با این شخصیت‌ها همذات پنداری کند و خودش را در وجود آنها ببیند. مثلا دختر من خودش را در شخصیت «کیتارا» می‌دید و دوست او هم که اسپانیایی است خودش را در قالب شخصیت کیتارا می‌بیند. این فیلم یک فیلم چند فرهنگی است و من قصدم این بود که با به‌کارگیری بازیگران متنوع آن را چند فرهنگی‌تر کنم. در این فیلم بازیگر آمریکایی آفریقایی‌تبار هم بازی می‌کند و این برای من مایه مباهات است.

آیا تعریفی که این افراد از کلمه آسیایی دارند برای شما توهین‌آمیز است؟

به نظرم آنها به چنین تعریفی برای ابراز عقایدشان نیاز دارند. مسأله آنها من نیستم. مسأله آنها هنرمندانی هستند که انیمیشن را اختراع کردند. داستان «آخرین خم‌کننده هوا» یک داستان مبهم است. هیچ تعریفی از فرهنگ‌های موجود در این داستان ارائه نشده است و مشخص نشده که این فرهنگ‌ها دقیقا متعلق به چه نژادی هستند؛ مثلا، هیچ زن اسکیمویی شبیه کیتارا نیست. فرهنگ‌های داستان آواتار ربطی به واقعیت ندارد. منتقدان فیلم من باید بروند با کسانی که چهره این شخصیت‌ها را نقاشی کرده‌اند، صحبت کنند. طرف حساب آنها من نیستم. من در واقع یک فیلم بسیار چند فرهنگی ساخته‌ام و اصلا معتقدم که فیلم من چند فرهنگی‌ترین فیلم تاریخ سینما است. قرار است 3?قسمت از این فیلم بسازیم که آن وقت این فیلم می‌شود چند فرهنگی‌ترین فیلم دنباله‌دار تاریخ سینما. کل دورنمای این فیلم‌ها چند فرهنگی خواهد بود و حرف حساب کل این فیلم‌ها همین است. من اصلا باورم نمی‌شود که موفق به ساخت این فیلم شده‌ام؛ من برای ساخت این فیلم جنگیدم.

من با ساخت این فیلم مخاطبان زیادی را با فرهنگ‌ها و ایده‌های جدید آشنا کردم. 85 درصد تماشاگران دنیا این فیلم را ندیده‌اند؛ درست است؟ من می‌خواهم تمام این تماشاگران را با این فرهنگ‌ها آشنا کنم. مثل شخصیت «عمو آیروه» که عاقل‌ترین شخصیت توی فیلم است؛ به نظر من «شان ‌توب» که در فیلم نقش عمو آیروه را بازی می‌کند، ایرانی است.

می‌خواهم از شما درباره «نوح رینگر» بپرسم که در نقش «آنگ» آخرین خم‌کننده هوا بازی کرده است. می‌دانم که شما او را از طریق فراخوان تست بازیگری انتخاب کردید. چه چیزی باعث شد او را انتخاب کنید؟

راز من برای بازیگریابی، مخصوصا بازیگران کودک این است که آدم‌های خوب را انتخاب کنم و این آدم‌های خوب اگر با رنگ‌های مورد نظرم در صبح جور باشند، آن وقت با هم همکار می‌شویم. من بازیگری را انتخاب نمی‌کنم که مثل آفتاب‌پرست به هزار و یک رنگ در بیاید. من از بازیگرانم می‌خواهم که فقط خودشان باشند. از طرفی هم می‌خواهم که خودشان را در شرایط فیلم قرار بدهند ولی جنبه انسانی خود را هم حفظ کنند. این بچه یک آدم خوب است. من حاضرم حتی جانم را هم به او بدهم. پدر و مادر او هم حرف ندارند. این بچه به شیوه «مدرسه در خانه» درس خوانده و هیچ غل و غشی ندارد و بسیار متعهد و باوفا و باملاحظه است. من برای این نقش دنبال بچه‌ای بودم که ادا در نیاورد و خودش باشد.

شما چند دقیقه پیش از ساخت دنباله این فیلم حرف زدید. فیلم طوری ساخته شده که امکان ساخت دنباله برای آن وجود داشته باشد و ناگفته پیداست که داستان آخرین خم‌کننده هوا بیش از اینها جای کار کردن دارد. آیا شما از ساخت دنباله این فیلم مطمئن هستید یا این که ساخت دنباله بستگی به شرایط قسمت اول آن دارد؟

مسلما بستگی دارد. همه دست‌اندرکاران این فیلم به ساخت دنباله آن امیدوارند. قرار است 2 قسمت دیگر از این فیلم ساخته شود. چیزی که باعث جذب شدن من به ساخت این فیلم شد همین دنباله‌دار بودن آن بود؛ می‌خواستم یک داستان طولانی تعریف کنم. دعا می‌کنم این فیلم هم برای سازندگانش و هم شرکت پارامونت موفقیت‌آمیز باشد و مسوولان پارامونت به من زنگ بزنند و بگویند: کارت را ادامه بده. دنباله آن را هم بساز.

می‌دانم این سوال را خیلی از شما می‌پرسند و می‌دانم که در جواب این سوال هیچ پاسخی به من نخواهید داد، ولی آیا امکانش هست در مورد پروژه بعدی‌تان اطلاعاتی به ما بدهید؟ شایعه شده که قرار است یک تریلر با حضور بردلی کوپر و گوئینت پالترو بسازید و این که داستان آن درباره مردی است که آدم ربا‌ها بچه‌اش را می‌دزدند. چیزی هست که در مورد این فیلم به ما بگویید؟

شیامالان: (می‌خندد)

حتی اگر بگویید چیز‌هایی که من گفته‌ام اشتباه بوده، کافی است.

من یک تریلر فوق‌طبیعی دیگر نوشته‌ام. وقتی سفر تبلیغاتی‌ام برای فیلم خم‌کننده هوا تمام شد، باید ببینم کار‌ها طبق برنامه چگونه پیش می‌رود. ساخت قسمت‌های بعدی خم‌کننده هوا خیلی کار می‌برد. آرزوی شخصی من این است که این تریلر را بسازم و بعد هم به سراغ ساخت قسمت دوم خم‌کننده هوا بروم. نمی‌دانم وقت کافی برای انجام این کار‌ها را خواهم داشت یا نه. طی 6 هفته تا 2 ماه آینده تکلیف همه این پروژه‌ها معلوم می‌شود.

واشنگتن پست
مترجم: فرشید عطایی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها