در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
البته برای این پروفسور 39 ساله معماری دانشگاه نیویورک (با سوابق درخشان فارغالتحصیلی از M.I.T، دانشگاه هاروارد و دانشگاه کلمبیا)، این مفاهیم به منزله سناریوهایی برای هالیوود به شمار نمیروند و طرح و نقشههایی هستند که میتوانند به زندگی امروز ما وارد شوند. مثلا اگر همین مفهوم ماشینهای ساختمانساز از ضایعات را ـ که خودش نام «زباله گرد چابک» را بر آن گذاشته ـ در نظر بگیریم، متوجه میشویم که در عوض مکعبهای ضایعاتی تهیه شده از کاغذ، مقوا، پلاستیک و آهن قراضه که به طور معمول در جریان بازیافت تولید میشود، رباتهای یواخیم میتوانند ضایعات و پسماندها را خرد و آسیاب کرده و به هم فشرده کنند و از آنها تیرهای نبشی، ستونهای چلیپایی یا حتی اجزا و قطعات مبلمان و اسباب خانه را تهیه کنند. این ساختارها مثل مکانیسم کاری امروز کارخانجات بازیافت، تحت فشار یا ذوب به اشکال مختلف در میآیند یا این که با تسمههای فلزی بستهبندی و پیچیده میشوند. در واقع کل چیزی که تغییر خواهد کرد، شکل محصول نهایی، اما در مقیاسی صنعتی است که با فشار دکمه پرس و قالب مورد نظر اجرا میشود.
چشمانداز فکری این آرشیتکت آیندهنگر را میتوان در برنامهای موسوم به Terreform ONE دنبال کرد، یک پروژه طراحی غیر انتفاعی جمعی که وی با هدف مطرح کردن «نقشهکشی پایدار و شهرهای یکپارچه» آن را پایهریزی کرده است. این برنامه مدون به منظور ایجاد تغییر و جان بخشیدن دوباره به مفهوم شهرسازی و شهرنشینی و لحاظ کردن الگوی پایدار و منطبق با آینده ارکان زندگی شهر نشینی ازجمله سکونتگاه، راه و جاده، حمل و نقل، مراکز شهری و حومه تعریف شده است. این استاد معماری معتقد است، اگر همان افرادی که جادهها را طراحی میکنند، کار طراحی خودروها را نیز انجام دهند و همان افرادی که حومه شهرها را ایجاد میکنند، کار طراحی و برنامهریزی برای راههای تغذیه و حمل و نقل ساکنان آنجا را هم انجام دهند، در آن صورت شهرهای ما سالمتر، دوستانهتر و پایدارتر خواهند شد. کاری که این گروه زبده و خلاق انجام میدهد در حقیقت به تصویر کشیدن و مجسم کردن این موضوع مهم در مقیاس واقعی است که شهرهای آینده ما چگونه میتوانند بهترین خدمات را به شهروندان خود ارائه کنند و از سوی دیگر این تجربیات و آزمایشها را در مقیاس کوچکتر با مواد و مصالح و طراحیهایی که برای روی دادن این اتفاق لازم است هزینه و مصرف شود، ارائه کنند.
برای نیل به این اهداف، گروه یاد شده تابستان امسال میزبان همایش سالانه ترفورم است که طی آن گروهی از آرشیتکتها و دانشمندانی که تکنیکهای نوین مزرعهداری شهری را توسعه بخشیدهاند، دور هم جمع کرده است. به عنوان نمونه، این گروه قصد دارد چند هفته از تابستان امسال را روی طرح جالب توجهی کار کند که قرار است پشت بام یکی از ساختمانهای محله بروکلین نیویورک را به بستر آزمایشی برای متدهای نمونه و الگو پذیر رویاندن گیاهان تبدیل کند. این پروژه در واقع طرحهایی برای به حداکثر رساندن نور خورشید و مخلوطهای خاکی فوق سبک ضروری برای پیاده کردن باغهای پشتبامی محسوب میشود. در این برنامه ساخت و پیاده کردن بخشهای کاملی از سکونتگاههای درختی میشل یواخیم که وی برای ایجاد پروژه خانههای زنده پیشنهاد کرده است نیز اجرا خواهد شد؛ طرح جالب توجهی که از طریق قلمه زدن و پیوند درختان به همدیگر به دور داربستهای پیشبینی شده و ادامه رویش آنها در همان موضع اجرا میشود.
برنامهمدون شهرهای یکپارچه
به منظور ایجاد تغییر و جان بخشیدن دوباره به مفهوم شهرسازی و لحاظ کردن الگوی پایدار و منطبق با آینده از ارکان زندگی شهرنشینی تعریف شده است
گرایش سایر نقشههای این آرشیتکت آیندهنگر بر اصل پویایی و قابلیت تحرکپذیری و نقل و انتقال آسان متمرکز است، چراکه مفهوم حمل و نقل هم به طرحهای شهری شکل میبخشد و هم از آنها شکل و قالب میپذیرد. به عنوان مثال از دیدگاه وی خودروهای تکی توسط سامانههای مبتنی بر اشتراکگذاری خودرو جایگزین میشوند که عملکردی مشابه گاریهای حمل بار و توشه فرودگاهی دارند. این ایده در واقع برداشتن گامی به سوی یک خودروی هوشمند کوچک است که با شبکه جغرافیای شهری در ارتباط است و افراد را به مقصدشان میرساند. این خودروهای هوشمند از بخش بیرونی نرم و ارتجاعی، فضای کیسه مانند محافظت کننده قابل تورم و همچنین پوشش ورقهای شفاف و فرانما برخوردارند که آنها را قادر میسازد همچنان که به صورت گروهی حرکت میکنند، حالت ضربهگیری در مقابل دستاندازهای هوایی و برخورد به همدیگر را نیز تجربه کنند. طراحان میگویند خودروها را با اصولی طراحی کردهاند که هنگام بروز تصادف، هیچ کس صدمه منجر به فوت نبیند و به این ترتیب مشکل حضور مخاطره آمیز سرنشینان در قوطیهای فلزی امروزی وجود نخواهد داشت.
اما اتوبوسهای بالونی شکل این طراح، بیشتر شبیه ماشینهای بارکش است. بخش مسافرکش این بالونهای هوایی به وسیله کابلهای کشیدنی کار میکند و حالت شناوری نرم و کند خود را تا حدی دارند که عابران پیاده بتوانند روی صندلیهای مهار شده آنها که بر فراز زمین آویزان است بسادگی سوار و پیاده شوند. با این حال، برخلاف یک گاری بارکش شهری، این مسافرکشهای هوایی قادرند تا از عرض رودخانهها، تنگهها و درهها و دیگر عوارض جغرافیایی بدون نیاز به پل عبور کنند.
نکته جالب توجه در مورد جتپکها یا همان مسافربرهای پران، این است که طراحی آنها شباهتی با نسل اولیه راکتهای پرواز معکوس کمربندی دهه 60 ندارد بلکه بیشتر شبیه جت پکهای سبک وزن پروانه داری است که قرار است اواخر امسال از سوی شرکت هوایی مشهور مارتین به عنوان نخستین پرتابههای پوشیدنی شخصی روانه بازار شود. در مقابل و برای طراحی سفرهای ارزان هر روزه شهری و برون شهری، جت پکهای میشل یواخیم
همچون خودروهایش که نرم و انعطاف پذیرند به وسیله یک کشتی هوایی یا بالون و به صورت جمعی و گلهای یدککش خواهند شد و بدون مشکل و همچون پروازی بدون نیروی موتور به نرمی در هوا سر میخورند. به این ترتیب افراد میتوانند از همان بالا هر وقت تصمیم گرفتند آن را روشن و خاموش کنند و به سوی خانه یا دفاتر کارشان بروند، درست مثل این که از سرویس مترو ولی از نوع آسمانی آن استفاده میکنند.
به اعتقاد این طراح آیندهنگر، طی 20 سال آینده برای افرادی که مایل نیستند با وسیلهای مثل جتپکها جابهجا شوند، جای نگرانی وجود ندارد، چون که در آن زمان وی به عنوان یک آرشیتکت، مسوول اندیشیدن درباره مسائل مرتبط با این وسیله در شهرهای فردا خواهد بود.
طراحان و آیندهنگرانی همچون میشل یواخیم معتقدند، مهیا شدن برای آینده و داشتن دغدغه فردای شهرنشینی را باید در اتخاذ رویکردی رویایی و الهامبخش جستجو کرد، نه این که به دنبال درست و غلط بودن این طرحها و نقشهها بود. اکنون وظیفه ما این است که با چشماندازی چند دههای به روندی که شهرهای فردای ما میخواهند با معیارهای زیستمحیطی و حفظ سیاره بهرهبرداری شوند، نگاه کنیم. اگر جز این باشد حتی با وجود فناوریهای پیشرفته امروزی، کسی نمیتواند شهر فردا را تغییر دهد. مگر برای تحقق نسل جدید تلفنهای همراه امروزی چند سال انتظار کشیدیم یا همین 15 سال قبل نبود که امکان خرید یک ماشین دوگانهسوز برای افراد فراهم شد. به همین ترتیب ممکن است ایجاد یک تغییر بزرگ در روشی که ساختمانهای آینده ساخته میشوند حدود 40 سالی زمان ببرد و با همین معیار برای ایجاد یک شهر کامل فردا چند سال زمان نیاز است؟ 100 یا 150 سال، کدام؟
چشمانداز آیندهنگرانه میشل یواخیم برای ابرشهرهای زیستبوم محور با جتپکهای مسافربر و خودروهای حبابیشکل نرم و انعطافپذیر و اتوبوسهای بالونی شناور برای حمل و نقل انبوه مسافران شهری ـ که عروس دریایی غولپیکر پرندهای را تداعی میکند ـ شاید به عنوان داستانهای علمی ـ تخیلی خیلی راحت بتوان از کنارش گذشت ولی به شرط این که او عملا درصدد ساختشان نباشد.
مترجم: مهریار میرنیا
منبع: Popular Science
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: