در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
البته بیوفایی با طبیعت ویژگی منحصر به فرد ما ایرانیان نبوده و نیست، از میسیسیپی در آمریکا تا راین در قلب اروپا از خنجر قهر با طبیعت لطمه خوردهاند، اما پس از این قهرها سرانجام مردمشان به این باور رسیدهاند که باید با طبیعت آشتی کرد و دست دوستی با طبیعت دادهاند.
آیا ما نیز این مسیر را طی کردهایم؟ آیا میخواهیم دست دوستی با طبیعت و محیط زیست بدهیم یا خیر؟ محیط زیستی که به حیات ما پیوند خورده است و بسان مادری است که فرزندان ما نیز از آن سهم دارند و باید در دامن آن برویند و بزیند و از نفسهای زندگیشان سرشار شوند.
دریاچه ارومیه امروز پرسشی جدی پیش روی ماست که باید به آن پاسخ دهیم که آیا میخواهیم صدای طبیعت را بشنویم یا خیر؟
گویا طبیعت و انسان دست در دست یکدیگر داده تا این بار قامت استوار ارومیه بشکند، از یک سو کاهش متوسط بارندگیها مشکلساز شده است. بنا به اعلام شرکت سهامی آب منطقهای آذربایجان غربی متوسط بارندگی در 10 سال گذشته در منطقه آبریز ارومیه کاهش شدید نشان داده است، تا جایی که در برخی آبریزها، در برخی سالها این کاهش بارش به 36 درصد نیز رسیده است که خود به تنهایی میتواند منشاء بروز بحران باشد.
اما همه مشکل فقط این نیست، در کنار کاهش نزولات جوی، کاهش ورودیهای رودخانههای آب شیرین به رودخانه نیز مشکلساز شده است و همین امر، نمک دریاچه را به میزان قابلتوجهی افزایش داده است.
آمارها در همین ارتباط بیانگر آن است که مجموع حجم کل تخلیه رودخانههای اصلی طی 3 سال آبی 78 ـ 77 و 79 ـ 78 و 80 ـ 79 (خشکسالی) به میزان 1146 میلیون مترمکعب بوده که حدود 64 درصد نسبت به میانگین درازمدت کاهش نشان میدهد. (منبع شرکت سهامی آب منطقهای آذربایجان غربی) و البته علاوه بر این کارشناسان محیط زیست براین باورند که سدسازیهای صورت گرفته بر رودخانههای بالادستی به منظور بهرهبرداری از آب شیرین آن جهت مصارف کشاورزی نیز از مشکلات دیگری است که این دریاچه را با بحران روبهرو کرده است.
هنگامی که یک بحران میخواهد رخ دهد، عوامل متعددی با یکدیگر عجین میشوند. در کنار همه این مشکلات و شاید به علامت اعتراض به دخالتهایی که ما آدمیان در سازوکار طبیعت وارد کردهایم، دمای منطقه نیز در یک دهه گذشته افزایش قابلتوجهی داشته است که همین امر فرآیند تبخیر آب را نیز تشدید کرده است، به این ترتیب هماکنون دریاچه ارومیه با کاهش شدید منابع آب شیرین ورودی روبهروست. در همین ارتباط ایلنا در اردیبهشت امسال در گفتگویی با مسعود باقرزاده، کریمی، کارشناس مسوول تالابهای سازمان محیط زیست وضعیت آبی این دریاچه را این گونه گزارش کرده است: «با توجه به بارشهای امسال که 10 درصد از متوسط بارشهای سال گذشته بیشتر بوده، در حال حاضر 40 سانتیمتر ارتفاع آب دریاچه ارومیه بالا آمده و از 6/1271 سانتیمتر در سال گذشته به 1272 سانتی متر رسیده است، اما با توجه به اینکه حداقل آب لازم برای اینکه دریاچه از آستانه خطر دور شود 1/1284 است هنوز تا رسیدن آب دریاچه به حد نرمال، 1/2 متر آب نیاز است و با توجه به در پیش داشتن ماههای گرم سال به نظر نمیرسد به میزان آب دریاچه اضافه شود.»
پرواضح است که افزایش 2 متری حجم آب دریاچهای که با مشکلات متعددی روبهروست بیش از آن که واقعیت باشد، به یک رویا شباهت دارد، رویایی که هماکنون بحران نمکزار ارومیه را یک گام به واقعیت نزدیک کرده است.
بگذارید سخن در مورد تهدیدهای ارومیه را با ذکر این نکته به پایان ببریم که همه این عوامل طبیعی و غیرطبیعی یک سو و ورود پسابها و فاضلابهای متعدد به دریاچه نیز مشکلی است که هرچند به شیوه سادهتر و عملیتری قابلحل است، اما همچنان روح آزرده دریاچه را آزردهتر میکند.
چه اتفاقی در حال رخ دادن است
هر چند سازمانهای مردمنهاد منطقهای و بینالمللی سالهاست که برای نجات ارومیه اقداماتشان را آغاز کردهاند، اما این مسیری نیست که بتوان به تنهایی پیمود و همکاری نهادهای بینالمللی و دولتی را در کنار سازمانهای مردم نهاد میطلبد.
هماکنون چند تهدید به صورت همزمان دریاچه ارومیه را دربر گرفته است. نخست این که در همین سالها به سبب افزایش میزان نمک دریاچه، گونههای گیاهی و حیوانی آن در معرض نابودی قرار گرفتهاند. مهمترین گونه رو به انقراض آرتمیاست.
«شوری آب دریاچه اکنون بالای 300 گرم در لیتر است که این شوری باعث میشود آرتمیا، جانوار بومی دریاچه ارومیه قدرت تولید مثل خود را از دست داده و کاهش آرتمیا در دریاچه موجب میشود که نسل فلامینگو که غذای اصلیاش آرتمیاست در معرض خطر قرار گیرد که همین امر خطر کاهش تنوع زیستی این اکوسیستم بینظیر را افزایش میدهد.» این نکتهای است که ایلنا در همان گزارش اردیبهشت خود مورد تاکید قرار داده است و بیانگر عمق بحران در دریاچه ارومیه است.
فاجعه انسانی در راهست
فراتر از بحران پیشرو که چندین سال است گونههای گیاهی و حیوانی دریاچه را با مشکل روبهرو کرده است، بسیاری از کارشناسان دولتی و غیردولتی این نکته را متذکر شدهاند که با کاهش مساحت دریاچه ارومیه و خشکی تدریجی، دریاچه ارومیه به شورهزاری 8 میلیارد تنی تبدیل خواهد شد که زیستبوم انسانی منطقه را از بین خواهد برد و در نهایت منجر به مهاجرتهای ناخواسته و از بین رفتن بخش مهمی از کشتزارهای اطراف میشود.
هماکنون این ماییم که باید تصمیم بگیریم، نگاه به آینده، نجات دریاچه ارومیه، رهایی بخشیدن دریاچه، بستن فاضلابها، قانونمند کردن ورودیهای آب شیرین به دریاچه و اقدامات دیگری که باید مورد توجه قرار بگیرد یا اینکه بپذیریم همین شرایط را ادامه دهیم، سلام طبیعت را پاسخ نگوییم، از تازیانههایی که بر شانهاش نواختهایم درس نگیریم و آنگاه بگذریم رافت و مهربانی طبیعت به قهری بدل شود که دیگر به سادگی نتوان آن را مدیریت کرد.
این انتخاب ماست، باید انتخاب کنیم که امانت در دست خویش را چگونه نگهداریم و چگونه آن را به نسل بعد از خویش تحویل دهیم و آنچه که تاکنون در دفترچه عمل خودمان نگاشتهایم متاسفانه به هیچ کدام از ما در هر جایگاهی که هستیم نمره قبولی نمیدهد، حتی به عنوان یک شهروند.
بپذیریم که باید برای دریاچه ارومیه فکر جدیتری کنیم.
مریم چهاربالش
جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: